جمعه، 4 فروردین 1396
Menu

استان : مرکزی

  • معرفی استان
  • معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی
  • معرفی جاذبه های طبیعی
  • آداب و رسوم
  • مشاهیر
  • صنایع دستی
  • سوغات
  • خدمات گردشگری

معرفی استان :


استان مركزي بين رشته كوه‌هاي البرز و زاگرس و در مجاورت كوير مركزي بين 33 درجه و 30 دقيقه تا 35 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 57 دقيقه تا 51 درجه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان‌هاي تهران و قزوين، از جنوب به استان‌هاي اصفهان و لرستان، از شرق به استان‌هاي اصفهان و تهران و از غرب به استان همدان محدود است. مساحت كل استان مركزي حدود 29152 كيلومتر مربع است. مركز اين استان شهرستان اراک است. مهم‌ترين ارتفاعات استان را بخش‌هايي از كوه‌هاي مركزي و كوه‌هاي زاگرس تشكيل مي‌دهند. بلندترين ارتفاعات اين استان قله «شهباز» با 3388 متر ارتفاع در رشته كوه راسوند است و پست‌ترين منطقه آن را دشتي در جنوب ساوه با 950 متر ارتفاع از سطح دريا تشكيل مي‌دهد. استان مركزي از يک طرف در كوير مركزي و از طرف ديگر در محل زاويه چين‌خوردگي البرز و زاگرس واقع شده است. حدود 38 درصد از مساحت اين استان در منطقه نيمه بياباني، بين كوهستان و بيابان قرار دارد. خاک اين مناطق براي كشاورزي مناسب و استفاده از آب قنات و رودخانه ها در اين نواحي ميسر است.آب و هوا در مناطق مختلف متنوع است.






زمان احداث این استان به دوره قاجار و سلطنت فتحعلی‌شاه می‌رسد. در اوايل سلطنت قاجار در بلوک عراق قسمت زيادی از محدوده استان مركزی به علت وسعت زياد و جمعيت فراوان همواره نا امن بود. در زمان فتحعلی‌شاه قشونی به نام عراق تشكيل شد و «يوسف‌خان گرجی» از فتحعلی‌شاه تقاضا كرد تا برای اين قشون يک قلعه نظامی احداث كند. اين قلعه «سلطان‌آباد» خوانده شد و بنای اوليه شهر در در سال 1231 ش به پايان رسيد. شهر اراک فعلی قبل از سال 1317 خورشيدي به نام عراق و پيش از آن به اسم سلطان‌آباد و در بدو امر عنوان قلعه سلطان‌آباد را داشته است. شهر قديم اراک داراي چهار دروازه بود و بازار كنونی آن شبكه ارتباطي داخلی اين دروازه‌ها بود و راه‌های اصلي و خارجی از اين دروازه‌ها آغاز می‌شد. با عبور راه آهن از اراک و احداث خيابان و گذرگاه‌های جديد، توسعه شهر در قسمت جنوب و جنوب غربی آغاز شد. براساس آمار كتاب «ايرانشهر» در سال 1320 ش، جمعيت اراک پنجاه و يک هزار نفر بود. از اين تاريخ اراک نيز مانند ساير شهرهاي كشور توسعه يافت. در سال‌هاي صلح و آرامش، ديوارهاي حفاظتي شهر برداشته شد و شهر اراک و نقشه منظم اوليه آن بي رويه رو به توسعه نهاد. موقعيت ترابري اراک مهم‌ترين عامل توسعه شهر در سال‌های اخير بوده است.
استان مركزي داراي هشت شهرستان، پانزده بخش، نوزده شهر، شصت دهستان است. شهرستان‌هاي اين استان عبارتند از: اراک، آشتيان، تفرش، خمين، ساوه، شازند، محلات و دليجان.

اراک

شهرستان اراک از شمال به شهرستان تفرش، از غرب به شهرستان‌هاي همدان و ملاير، از شرق به شهرستان محلات و از جنوب به شهرستان‌هاي خمين و شازند محدود است. شهرستان اراك به مركزيت شهر اراك داراي چهار نقطه شهري به نام‌هاي «اراک»، «سنجان»، «كميجان» و «خنداب» است. مساحت شهرستان اراک حدود 7178 كيلومتر مربع است و 24/4 درصد از كل مساحت استان را تشكيل مي‌دهد. بعد از شهرستان ساوه اين شهرستان بزرگ‌ترين شهرستان استان است. شهرستان اراک با تخصيص 56/3 درصد از كل جمعيت استان،‌ بزرگ‌ترين قطب جمعيتي استان است.

مراكز ديدني

آتشكده مزدقان، امامزاده ابراهيم،‌ امامزاده حسن، امامزاده حوا خاتون، امامزاده حسين، امامزاده عبدالله، كودرز، امامزاده محمد بن موسي بن جعفر(ع)، امامزاده محمد عابد، امامزاده هفتاد و دو تن، بناي تاريخي پيرمراد، بناي تاريخي حمام چهار فصل، بناي تاريخي كاروانسراي پارك طبيعت شهيد با هنر، پارك و شهرباني لاله، درياچه قاسم‌آباد، شكارگاه چرّا، شكارگاه هفتاد قله،- شهر زيرزميني زلف‌آباد، غار سفيدخاني، غار وفس، مجموعه تاريخي بازار اراك، مدرسه سپهداري، مقبره آقا نورالدين، غار قلعه جوق، غارهاي انجدان، غار آسيلي، غار طاقچه، غار گيوه‌كش

آشتيان

شهرستان آشتيان در مركز استان مركزي و در شمال شهرستان اراک قرار دارد و مركز آن شهر آشتيان است. ارتفاع اين شهر از سطح دريا 1791 متر است و با مركز استان (شهرستان اراک) هشتاد و پنج كيلومتر فاصله دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان‌ تفرش و استان قم و از جنوب به شهرستان‌هاي اراك و محلات محدود است. شهرستان آشتيان با 1348 كيلومتر مربع مساحت كوچك‌ترين شهرستان استان مركزي است. اين شهرستان داراي يك شهر، يك بخش و سه دهستان است.

مراكز ديدني

آتشكده فراجان و فراهان، آب انبار آشتيان، آب انبار گركان، امامزاده اسماعيل، امامزاده عبدالله، امامزاده فاطمه صغري، امامزاده محسن، علي نقي بيگ، قلعه علي نقي بيگ، امامزاده قاسم، منزل استاد دكتر قريب، امامزاده سياوشان

تفرش

اين شهرستان در شمال شهرستان آشتيان و جنوب غربي شهرستان ساوه واقع شده و مركز آن شهر تفرش است. ارتفاع اين شهر از سطح دريا 1900 متر است و تا مركز استان 90 كيلومتر فاصله دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان ساوه، از غرب و جنوب به شهرستان اراک و از شرق به استان قم محدود است و حدود 2792 كيلومتر مربع مساحت دارد. اين شهرستان داراي دو شهر، دو بخش و شش دهستان است.

مراكز ديدني

مسجد جامع ششنا، امامزاده حسين، آرامگاه پروفسور حسابي، آب معدنی چشمه گاو، غار پستان، غار دربر چشمه

خمين

شهرستان خمين جنوبي‌ترين شهرستان استان مركزي محسوب مي‌شود و از شمال به شهرستان‌هاي اراک و سربند، از شرق به شهرستان محلات، از جنوب به شهرستان گلپايگان (استان اصفهان) و از غرب به شهرستان اليگودرز (استان لرستان) محدود است. وسعت اين شهرستان 2267 كيلومتر مربع است و مركز آن شهر خمين با ارتفاع 1800 متر از سطح دريا است و حدود شصت كيلومتر با مركز استان فاصله دارد. شهرستان خمين داراي يك شهر، دو بخش و هفت دهستان است.

مراكز ديدني

مجموعه تاريخي بيت امام (ره)، امامزاده ابوطالب، امامزاده اسماعيل، رودخانه خمين، امامزاده عبدالله بن علي (ع)

شازند

شهرستان شازند با مركزيت شهر شازند در جنوب غربي استان مركزی واقع است و 2827 كيلومتر مربع وسعت دارد. اين شهرستان از شمال شرق به شهرستان اراک، از جنوب و جنوب غرب به شهرستان بروجرد (استان لرستان) و از غرب به شهرستان ملاير (استان همدان) محدود است. شهر شازند در ارتفاع 1920 متري از سطح دريا واقع است و با مركز استان سي و سه كيلومتر فاصله دارد. اين شهرستان داراي دو شهر به نام‌هاي «شازند» و «آستانه»، دو بخش و هفت دهستان است.

مراكز ديدني

امامزاده سهل ابن علي (ع)، امامزاده محمد حنيفه، تپه باستاني گل زرد، تپه باستاني گل تپه، تپه و آثار باستاني سرسختي و پاگل، چشمه عمارت، چشمه كيخسرو، غار كيخسرو (شازند)، غار سوله خونزا

دليجان

شهرستان دليجان با مركزيت شهر دليجان در منتهي‌اليه جنوب شرق استان مركزي قرار دارد. اين شهرستان از شمال به استان قم، از جنوب به شهرستان شاهين‌ شهر (استان اصفهان)، از شرق به شهرستان كاشان و از غرب به شهرستان محلات محدود است. اين شهرستان با 2141 كيلومتر مربع مساحت در ارتفاع 1530 متري از سطح دريا قرار گرفته است و فاصلة آن تا مركز استان 125 كيلومتر است. شهرستان دليجان داراي دو شهر به نام‌هاي «دليجان» و «نراق»، يك بخش و چهار دهستان است.

مراكز ديدني

كاروانسراي شاه عباسي، قلعه گبري، كوره آجرپزي، قلعه كيخسرو، ميل نراق، درخت علي زينل، سد زمان سلجوقيان، زيارتگاه بابا پير، مسجد جامع، قلعه وركاني‌ها، ميدان قلعه آجري، بازار شمس‌السلطنه در نراق، مسجد جامع نراق

ساوه

اين شهرستان با مساحت 8855 كيلومتر مربع ـ معادل سي درصد مساحت كل استان مركزي را تشکیل می دهد. در شمال استان قرار دارد و وسيع‌ترين شهرستان به شمار مي‌رود. اين شهرستان از شمال و شمال غرب به شهرستان كرج و استان قزوين، از شمال شرق به شهرستان شهريار، از جنوب به تفرش، از جنوب شرق به استان قم و از غرب به استان همدان محدود است. اين شهرستان با مركزيت شهر ساوه، در ارتفاع 995 متري از سطح دريا قرار گرفته است و با مركز استان 152 كيلومتر فاصله دارد. شهرستان ساوه داراي پنج شهر به نام‌هاي «ساوه»، «زوايه»، «غرق‌آباد»، «مأمونيه» و «نوبران»، چهار بخش و دوازده دهستان است.

مراكز ديدني

مسجد جامع، مناره مسجد جامع، قله تاريخي الوير، تپه الوير، قلعه الوير، قلعه گبري، قلعه آردمين، بناي مسجد انقلاب (قرمز)، كاروانسراي باغ شيخ، پل تاريخي سرحده، امامزاده سيد اسحاق، سر ساوه (الغدير)، غار كوه ساوه (شاپسند)، منارة مسجد سرخ، مسجد بازار ساوه، آب انبار مسجد جامع، تپه‌هاي باستاني در مأمونيه، امامزاده پنج تن در بدچال، مجموعه تپه باستاني آوه

محلات

شهرستان محلات با 2097 كيلومتر مربع در جنوب شرقي استان مركزي قرار دارد و از شمال به استان قم و شهرستان آشتيان، از شمال شرق به شهرستان دليجان، از جنوب به شهرستان‌هاي خمين و گلپايگان (استان اصفهان) و از غرب به شهرستان اراك محدود است. مركز آن شهر محلات، در ارتفاع 1780 متري از سطح دريا قرار دارد و فاصله آن با مركز استان 115 كيلومتر است.اين شهرستان داراي دو شهر به نام‌هاي «محلات» و «نيمور»، يك بخش و دو دهستان است.

مراكز ديدني

بناي باستاني خورهه، آتشكدة آتشكوه، مسجد جامع محلات، امامزاده فضل و يحيي، امامزاده عبدالله، قلعه جمشيدي، قلعه آقاخان محلاتي، چشمه آبگرم محلات، چشمه و پارك سرچشمه محلات

معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی :


مسجد جامع ساوه:

در این بنای تاریخی ـ مذهبی آثاری از سه مقطع تاریخی قبل از اسلام، قرون اولیه اسلام و دوران صفوی دیده می‌شود. این مسجد مجلل و باشكوه دارای یك صحن بزرگ در جنوب، دو ایوان، یك مناره، چند شبستان، محراب‌های متعدد قدیمی با خطوط كوفی و دو محراب از دوره صفوی با خط ثلث است. محراب آن دارای كتیبه‌های متعدد عمودی و افقی است و روی آن با خطوط ثلث و كوفی سوره‌هایی از قرآن چون سوره اخلاص، قدر و جمعه گچبری شده است. در ضلع غربی، میان شبستان‌های این بنا، ایوان با شكوه و رفیع قرار دارد و در هر طرف این ایوان حجره‌ای با درگاه تنگ و كوتاه نمودار است. بر فراز مقصوره مسجد، گنبدی به قطر چهارده و ارتفاع شانزده متر دیده می‌شود و ساق یا گردنه آن چهار متر ارتفاع دارد و با كاشی‌های زیبا تزیین شده است. در گوشه شمال شرقی و بیرون از چهار دیواری مسجد جامع ساوه، مناره رفیع و آجری از دوره سلجوقی قرار دارد. قسمت پایین مناره ساده و در بالا با نقوش آجری تزیین شده است.

مسجد جامع شش ناو تفرش:

این بنای سلجوقی در مركز شهر تفرش، در محله «فم» قرار دارد و یكی از مساجد با ارزش و قدیمی این شهرستان است. این مسجد دارای مقصوره، شبستان، ایوان و صحنی مفرح است. قنات شش ناو از زیر مقصوره و دورن صحن این مسجد می‌گذرد و پس از عبور از داخل تكیه مجاور، از زیر یك چنار كهن‌سال بیرون می‌آید و آب آن از شش‌ناو (ناودان) فرو می‌ریزد و در كوی‌ها و محله‌ها سرازیر می‌گردد. وجه تسمیه شش‌ناو همین ناودان‌های شش‌گانه است كه برای سهولت در امر توزیع آب ایجاد شده‌اند. برفراز مقصوره مسجد شش ناو، گنبدی كلاه‌خود با قاعده‌ای به شكل هشت ضلعی و ساقی به بلندی پنج متر تماماً از آجر دیده می‌شود.

مسجد سرخ (انقلاب):

این مسجد در ضلع شمالی میدان قدیمی (انقلاب) شهر ساوه قرار دارد و به دلیل وجود تزیینات و كتیبه‌های قرمز رنگ آن به مسجد قرمز معروف است. بنای این مسجد مشتمل بر گنبدی ساده و آجری، یك گل‌دسته، سه رواق، چند ایوان و یك مسجد جدیدالتأسیس در كنار آن است. این بنا به دوران سلجوقیه تعلق دارد. آن‌چه بیش از همه در این مسجد جلب توجه می‌كند، محراب زیبا و با ارزش آن است كه با چند كتیبه و نقوش گچبری تزیین شده است. داخل سایر فضاهای این مسجد آن نیز آثار نقاشی‌های رنگارنگ دیده می‌شود. از دیگر ویژگی‌های این بنای با ارزش، مناره یا مأذنه زیبای آن است كه تماماً از آجر ساخته شده است.

امامزاده هفتاد و دو تن:

در روستای «كهن ساروق» فراهان در شمال غربی اراک، بقاع متبركه هفتاد و دو تن قرار دارد كه به لحاظ تاریخی و مذهبی مورد توجه و احترام عمیق مردم به ویژه اهالی منطقه فراهان است. این بقاع در میان باغ بزرگ بسیار زیبایی قرار دارند و امامزادگان طاهر و علی در آن مدفون هستند. تاریخ بنای این ساختمان مربوط به قرن ششم هـ .ق است. این بقعه‌ها دارای ضریح‌های چوبی گره‌كاری شده بسیار زیبایی هستند. روی دیوارها، آیات قرآن كریم با خط بسیار زیبای شكسته به چشم می‌خورد.

امامزاده ابوالعلی مهدی (ع):

مهدی بن محمد از نوادگان امام جعفر صادق (ع) است. ساخت این بنا كه به دوران ایلخانی باز می‌گردد، بنا به دلایلی به طور كامل به پایان نرسیده است. این بنا از نظر معماری قابل توجه است و جزء آثار ملی به ثبت رسیده است. در محوطه آن یك درخت چنار كهن‌سال قرار دارد. در ورودی بنا یك در چوبی قرار داشت و روی آن تماماً با آیه‌های مختلف كنده‌كاری شده بود. این بنا در شهر تفرش قرار دارد.

امامزاده سهل بن علی (ع):

در شهر آستانه، سه آرامگاه یا مقبره به نام‌های سهل بن علی (ع)، طالب بن علی (ع) و جعفر بن علی (ع) قرار دارد. این امامزادگان مورد توجه مردم و سلاطین شیعه ایران بوده است. بنای سهل بن علی دارای صحن، رواق، گنبد بزرگ و كتیبه‌ای از سنگ مرمر لوزی شكل در بالای در ورودی رواق است. در كتیبه منظوم و گچبری شده بنا، تاریخ آغاز قرن دوازدهم هـ .ق آمده است. تزیینات بنا شامل نقاشی و قطاع‌سازی نیم گنبدها، دو كتیبه گچبری و چند پنجره چوبی مشبک بزرگ و كتیبه‌هایی به خط نسخ است.

امامزاده سید اسحاق (ع):

بنای امامزاده سید اسحاق در شرق ساوه در ابتدای جاده آسفالته ساوه ـ قم قرار دارد. در این مكان امامزاده سلطان سید اسحاق از نوادگان امام موسی كاظم (ع) مدفون است. این بنا بقعه برج مانندی است و سبك ساختمان آن مانند بناهای عصر سلجوقیان در نیمه قرن هفتم هـ .ق است و در عصر صفویه نقشه گنبد آن به صورت كنونی در آمده است. قاعده گنبد از داخل و خارج برجی شكل و درگاه‌های آن تنگ و كوتاه است. اهمیت این بنا به دلیل وجود آجرها و كاشی‌های فیروزه‌ای رنگ روی مقبره آن است كه خطوط بسیار زیبا دارد. در میان بقعه امامزاده، ضریحی چوبی و مشبك به چشم می‌خورد و درون آن مرقدی است كه از پنج جهت با كاشی‌های خشتی مربع مستطیل شكل تاریخی تزیین شده است.

امامزاده فضل و یحیی (ع):

امامزاده فضل و یحیی در كوهی در شمال محلات قرار دارد و مدفن دو تن از نوادگان امام موسی كاظم (ع) است. این بنا دارای حیاط وسیعی است كه چهار طرف بقعه را فرا گرفته است. بقعه دارای قبه رواق و ایوان‌هایی است و اطراف حیاط نیز حجره هایی به چشم می‌خورد. قدیمی‌ترین قسمت امامزاده محراب آن است كه به دوره ایلخانیان تعلق دارد.

بقعه پیرمراد آباد:

این بنا در روستای «مرادآباد»، در چهارده كیلومتری شمال شرق شهر اراک قرار دارد. معروف است «شاپور ذوالاكتاف ساسانی» برای جنگ از این ناحیه می‌گذرد و از پیرمردی كه در این‌جا زندگی می‌كرد، درباره نبرد و پیروزی سؤال می‌كند. پیرمرد می‌گوید در این جنگ تو پیروز می‌شوی. شاپور پس از بازگشت پیروزمندانه خود به سراغ پیرمرد می‌آید، اما او مرده بود. شاپور دستور می‌دهد برای او بقعه‌ای بسازند.

بقعه شاه قریب و شاه قلندر:

این بقعه در روستای «انجدان»، در سی و هفت كیلومتری شرق اراك قرار دارد. بقاع شاه قریب و شاه قلندر از پیشوایان فرقه اسماعیلی و بقعه چهل دختران در این روستا قرار دارند. تاریخ بناها مربوط به دوره صفویه است.

بقعه شاهزاده عبدالله:

در روستای "گودرز" درسی کیلومتری جاده اراک-خمین قرار دارد. با توجه به نوع گچبری موجود ، این بنا به قرن ششم ه.ق تعلق دارد. عمده تزئینات بنا شامل گچبری های نفیس دیوارهای داخلی است که تا زیر گنبد کار شده است و در اثر مرور زمان قسمت هایی از آن ها از بین رفته است. در جنوب بقعه نیز محراب گچبری زیبایی قرار دارد که دارای کتیبه هایی از آیات قرآن به خط ثلث و کوفی است.

آتشكده آتشكوه:

بنای این آتشكده در هشت كیلومتری جنوب شرقی نیم ور، بر سر راه قدیمی نیم ور به رباط ترک و اصفهان قرار دارد. این بنا در دامنه یک رشته كوه و در حاشیه جنوبی روستای «آتشكوه» ساخته شده و از دو بخش ایوان و چهار طاقی تشكیل شده است. آثار پی و بند دو اتاق كه در دو طرف ایوان برجای مانده، حكایت از وسعت مجموعه دارد. درهای اتاق‌ها از طرف جنوب به یك راهرو باز می‌شود كه رابط بین چهارطاقی و بخش ایوان است. این بنا دو رویه ساخته شده ولی از از داخل به صورت دو جزء مدور است. مصالح ساختمانی به كاررفته در آن سنگ، خاک و آهک است. یكی از ویژگی‌های این بنا ضخامت دیوارهای آن است كه از سنگ لاشه بدون تیشه و قلم‌خوردگی تشكیل شده است.

آتشكده برزو راهگرد:

این آتشكده تاریخی در روستای راهگرد، در شصت و پنج كیلومتری شمال شرقی شهر اراک قرار دارد. این آتشكده نیز مربوط به دوران ساسانی است. نمای آن از آجر و سنگ است و از آتشكده نیم‌ور كوچك‌تر است.

آتشكده فردجان:

روستای كوچک «فردجان» در شمال غربی فراهان قرار دارد و آتشكده بر روی تپه‌ای مجاور فراهان دیده می‌شود. تمام آتشكده و بخشی از دیوارهای قلعه خراب شده است. ارتفاع دیوار اصلی باقی‌مانده حدود نه متر، قطر پی‌های آن حدود پنج متر و همه از سنگ و ساروج است. در وسط قلعه، تعدادی پی‌های سنگی به قطر پنج متر وجود دارد كه می‌تواند بازمانده تالارهای متعدد و آتشگاه و نیایشگاه باشد. احتمالاً این آتشكده به عصر ساسانی تعلق دارد. در ضلع شمالی قلعه، در زیرزمینی كه در حال حاضر آغل گوسفندان و انبار علوفه است، تعداد چهار ستون به قطر حدود دو و نیم متر از آجر و ساروج دیده می‌شود. ستون‌ها تقریباً در كنار هم قرار گرفته‌اند و حدود سه متر از آن‌ها نمایان و قسمت بیشتر آن‌ها داخل زمین و زیر آوار خاك است .

قلعه دختر( قیز قلعه):

قیز قلعه در بیست و سه كیلومتری جنوب غربی ساوه، در مجاورت روستای دوازده خانواری قیز قلعه قرار دارد. بنا بر روی صخره پر شیبی قرار گرفته و دسترسی به آن بسیار دشوار است. بنا به دو بخش كلی تقسیم می‌شود: قسمتی كه در صخره تعبیه شده است و دژ یا قلعه نام دارد و قصری كه در بالای صخره ساخته شده است. مساحت قلعه تقریبا" برابر تمام مساحت صخره یعنی سه هزار هکتار است.

قلعه آردمین:

در پنجاه و شش كیلومتری جاده ساوه ـ همدان، در سه راهی «غرق آباد»، جاده‌ای خاكی به سمت شمال جدا می‌شود. در انتهای این جاده، دهكده‌ای با صفا و سرسبز وجود دارد كه در دامنه جنوبی كوه‌های «رحمان» قرار گرفته است. در میان این آبادی و داخل بافت مسكونی و باغ‌ها، بنایی عظیم خودنمایی می‌كند كه اهالی به آن «قلعه» می‌گویند. بافت اصلی معماری روستا و ارتباط آن با قلعه به دلیل دوری از جاده تا حدود زیادی دست نخورده باقی مانده است. قلعه آردمین شامل بخش‌های اندرونی، بیرونی ایوان‌ها، تالارهای شاه‌نشین، ارسی‌های گره‌كاری شده و برج‌های متعدد است. نمای بنا از داخل حیاط چهارچوب‌های مستطیل آجری است كه یك در میان با استفاده از گچ سفید شده‌اند. برخی از گچبری‌های بسیار نازک تزیینات داخلی بنا به خصوص در تالار اندرونی باقی مانده است. ارسی‌های داخلی برج جنوب غربی با كار گیره و شیشه‌های الوان، نرده‌های چوبی و در دولنگه ورودی بیرونی نیز از ارزش‌های هنر چوب در این بنا است. از دیگر تزیینات با ارزش بنا میخ‌‌پرچ‌ها و كوبه‌های فلزی در ورودی بیرونی است. این قلعه و فضای سرسبز و با صفای روستا یكی از جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه شمالی استان به شمار می‌رود.

قلعه حاج وكیل (كلاه فرنگی):

در این قلعه بنای كنسولگری انگلیس قرار داشت و سپس یكی از بازرگانان اراک به نام «حاج وكیل» آن را خریداری نمود. در حال حاضر یک قسمت اعظم آن به نام ساختمان كلاه فرنگی باقی‌مانده كه در اختیار میراث فرهنگی استان قرار دارد.

پل دودهک:

پل دودهک بر روی رودخانه قمرود زده شده و دارای چهار دهانه متقارن است. عرض پل حدود سه متر است و در دو طرف آن دیوارهایی به ارتفاع یک متر ساخته شده است. پایه‌های پل از سنگ و دیوارها و سقف آن از آجر به ابعاد 20×20 سانتی‌متر است.

پل دو آب:

پل دو آب در منطقه سوق‌الجیشی «دو آب» بنا شده و رابط مكان‌های باستانی بین دشت كزاز در جنوب، دره شراو در شمال، منطقه لرستان در غرب و هم‌چنین ناحیه اراک در شرق است. در مجموع طول پل 130متر و عرض آن بین5/70 تا 5/50 متر نوسان دارد و بلندترین نقطه پل از كف رودخانه 7/50 متر ارتفاع دارد. این پل دارای هشت چشمه بزرگ و كوچك با طاق‌های تیزه‌دار است. هر پایه از جلو دارای موج‌شكن تیز و از پشت دارای پشتیان است.

پل سرخده:

بنای پل در جنوب شهرستان ساوه، در كیلومتر سیزده جاده یل‌آباد ـ قیز قلعه قرار دارد. مصالح به كار رفته در آن آجر با ملاط ساروج است و به دوره صفویه تعلق دارد. ساختمان پل دارای هشت چشمه با طاق رومی است و ارتفاع آن از سطح رودخانه قره چای حدود هشت متر است.

بند – پل نیم ور:

در یازده کیلومتری غرب شهر "نیم ور" از توابع شهرستان محلات و در منتهی الیه حد غربی روستای " باقرآباد" قرار دارد. بند- پل نیم ور بر روی رود لعل وار از مهم ترین رودخانه های استان مرکزی احداث شده است. تنها نمونه بند- پل سالم وفعال در سراسر ایران است و علی رغم گذشت بیش از هزار و پانصد سال از احداث آن هنوز کارایی خود را حفظ کرده است.

بند ‌- پل تیمور:

این بند‌ ـ پل در یازده كیلومتری غرب شهر «تیمور» از توابع شهرستان محلات و در منتهی‌الیه حد غربی روستای «باقرآباد» قرار دارد. بند‌- پل تیمور بر روی رود لعل‌وار از مهم‌ترین رودخانه‌های استان مركزی احداث شده و از اعجاب انگیزترین نمونه‌های معماری مرز و بوم كهن ایرانی است، تنها نمونه بند‌ ـ پل سالم و فعال در سراسر ایران است و علیرغم گذشت بیش از هزار و پانصد سال از احداث آن، هنوز كارایی خود را حفظ كرده است. این بنا سازه‌ای دو منظور‌ه است كه علاوه بر ذخیره آب، ارتباط بین دو حوزه را حاصل می‌نماید.

كاروانسرای دودهک:

این كاروانسرای دوران صفوی در مسیر جاده «دودهک» به دهستان «خورهه» و نزدیک جاده آسفالته قم به دلیجان قرار دارد. در چهار گوشه آن برج‌های مراقبتی دیده می‌شود. پی‌های بنا از سنگ و ساروج و دیوارها و سقف آن از آجر است. پس از در ورودی، ایوان قرار دارد و با چند پله به حیاط كاروانسرا راه می‌یابد. در ضلع‌های جنوبی و غربی پس از ساختمان اولیه ایوان‌هایی ساخته شده است و ایوان شرقی در روی یك آب انبار بزرگ قرار دارد. چهار گوشه كاروانسرا یكسان نیست. در گوشه‌های شمال شرقی و جنوب غربی باربند و در گوشه دیگر شتر خواب یا اصطبل دیده می‌شود.

كاروانسرای شاه عباسی:

این كاروانسرا در جنب روستای «مشهد میقان» در دشت فراهان سفلی قرار دارد. با توجه به سبک معماری، احتمالاً این بنا مربوط به دوره صفویه است. بنا یك كاروانسرای چهار ایوانی است و حجره‌ها در یک یا دو ردیف در اضلاع آن استقرار پیدا كرده‌اند. كاروانسرا یک ورودی در شمال شرق بنا دارد. حیاط كاروانسرا فاقد كف‌سازی است. در احداث سقف‌های این بنا دو نوع شیوه طاق‌زنی به كار رفته است. قوس‌های زنجیره‌ها از نوع جناغی چهار قطعه‌ای (احتمالاً پنج و هفت) است. احتمالاً حجره‌ها حدود پنجاه تا هفتاد سانتی‌متر از كف حیاط بالاتر قرار دارند.

كاروانسرای باغ شیخ:

این كاروانسرا به همراه مجموعه‌ای از آب انبار و حسینیه در شش كیلومتری شرق ساوه، یكی از آثار با ارزش اوایل دوره قاجار است. این كاروانسرا به صورت چهار ایوانی احداث شده و دارای چهار برج دیده‌بانی در چهار گوشه آن است. سایر قسمت‌های بنا شامل شاه‌نشین، بارانداز و حجرات متعدد است.

تپه قلعه شاهی:

تپه قلعه شاهی در فاصله حدود پانصد متری روستای «ویسمه» قرار دارد. وسعت تپه در حدود 8×120×130 متر در جهت شمال‌ به جنوب است. تپه در واقع قلعه‌ای است كه از آن مصطبه بزرگی با خشت‌های 5× 25× 25 سانتی‌متر با ملاط گل به قطر دو سانتی‌متر برجای مانده است. در دامنه جنوبی تپه آثار معماری به صورت دیوازی خشتی با خشت‌های 5× 25×25 سانتی‌متر دیده می‌شود. رأس تپه به صورت تله‌های كوچكی درآمده كه احتمالاً مربوط به تأسیسات روی قلعه بوده است. پراكندگی سفال در سطح تپه نسبت به بزرگی آن بسیار كم است.

تپه چغاسبز:

تپه چغاسبز در شهرستان شازند و در فاصله چهل و چهار كیلومتری شهر اراک قرار دارد. این تپه نسبتاً مرتفع در دو كیلومتری دهكده عضدیه و جنوب تپه «سرسختی» واقع و از فاصله دور نمایان است. ارتفاع تقریبی تپه از سطح زمین‌های مجاور تا بلند‌ترین نقطه حدود هشت متر و وسعت آن در حدود 100× 200 متر است. زمین‌های این نقطه از نظر استعداد كشاورزی و وضع آب و هوایی فوق‌العاده است و بدون شک این منطقه از قدیم‌الایام جهت سكومت مورد استفاده قرار داشته است. هم اكنون نیز كشاورزی با بازدههی قابل توجهی در اطراف این تپه صورت می‌گیرد. سفال‌های پراكنده شده در سطح و اطراف آن شامل سفال‌های قرمز رنگ آجری و نخودی و سفال‌های خشن از نوع ظروف آشپزخانه‌ای و خمره‌های آذوقه با نقوش كنده‌كاری شده و برجسته است. در مجموع تپه چغاسبز دارای قدمتی متعلق به دوران تاریخی و اوایل اسلام است.

تپه سرسختی:

این تپه در شهرستان شازند و در فاصله چهل و شش كیلومتری جنوب شهرستان اراک قرار دارد. وسعت تقریبی آن حدود سیصد متر مربع و ارتفاع آن هجده متر است. با توجه به قرارگیری این تپه در منطقه‌ای كه دارای تابستان‌های معتدل و زمستان‌های سرد است و وجود رودخانه‌ای كه از كنار این تپه می‌گذرد، سبب توجه مردم به این ناحیه و مسكونی بودن آن شده است و قسمت اعظم آن خاكبرداری و مورد سكونت قرار گرفته است. سفال‌های جمع‌آوری شده در این تپه دارای تنوع در نقوش هندسی، حیوانات شطرنجی، خطوط تزیینی و خطوط موازی است. از جمله یافته‌های این تپه، یک قطعه سفال كوچك است كه در آن نقش یک بزكوهی استلیزه شده با خطوطی كه بالای گردن آن را به صورت شاخ و گوش و سر حیوان نمودار ساخته ـ به خصوص در قسمت دم كه یك خط افقی كوچک و سپس با نیم قوسی عمود بر قسمت اولی شكلی دلخواه به وجود آورده است، دیده می‌شود. از شواهد چنین بر می‌آید كه سفال‌های این تپه با سفال‌های «جوراب» (شش كیلومتری ملایر) و هم‌چنین تپه گیان نهاوند و تپه كلدشت ساوه در بعضی موارد قابل مقایسه است. تپه سرسختی در حقیقت حد فاصل بین این تمدن‌ها است.

تپه كیخسرو:

تپه كیخسرو در جنوب شرقی روستای «خاوه» از دهستان «جوشق» شهرستان دلیجان قرار دارد. این تپه نسبتاً بزرگ به ابعاد 63×150 متر بر روی یک بستر صخره‌ای كم ارتفاع و تقریباً مستطیل شكل در جهت شمال به جنوب واقع شده است و و ارتفاع آن بین دو و نیم تا چهار متر از سطح صخره است. در سطح تپه قطعات سفال شامل لبه، بدنه، كف و دسته موجود است كه بیش از نود در صد آن‌ها دارای خمیره قرمز و نخودی هستند. نیمی از سفال‌های دارای خمیره قرمز، دارای لعاب گلی نخودی و تعداد كمی نیز دارای لعاب سیاه‌رنگ بدون تزیین هستند. سفال‌های بررسی شده سطح تپه متعلق به دوره تاریخی (پارت و ساسانی) است.

آب انبار بلور:

در محله فم شهر تفرش و در نزدیکی تکیه زاغرم، مسجد شش ناو، گرمابه فم و امامزاده محمد قراردارد، این بنا به دوره قاجار تعلق دارد. اسکلت و فضای اصلی مخزن این آب انبار را دوازده ستون، هجده جرز، بیست گنبد و دو غلام گردش مخصوص هوا تشکیل می دهند. تمام ستون ها با تیرهای چوبی به یکدیگر کلاف کشی شده اند.

آب انبار حاجی میرزا حسین عامل:

این آب انبار در خیابان تهجی شهر ساوه قراردارد. این آب انبار در سال 1268 ه.ق ( دوره سلطنت ناصرالدین قاجار)ساخته شده است. در جلوی آب انبار قبل از پیش خوان دو دیوار وجود دارد. در این دیوارها چهار طاق نمای کوچک- دو به دو با فاصله یک قاب آجری روی هم قرار گرفته است. دهانه آب انبار قبل از پیشخوان به طرفین گشاده تر شده، ولی دیوارهای پیشخوان موازی با هم هستند. در پائین دیوارها دو سکو وجود دارد و دیوارها و سقف پیشخوان نیز با کاشی های بزرگ و کوچک به رنگ های آبی، سفید، آجری و اخرایی مقرنس کاری و با گچ زینت یافته اند. بعد از پیشخوان، دهانه مدخل همراه با پله ها و سقف آن ها آغاز و تا پا شیر ادامه می یابد.

آب انبار حاج مهدی:

آب انبار و حسینیه حاج مهدی- درمجاورت هم- روبروی مسجدجامع شهر نراق قرار دارد که دارای منبع آب، بادگیر، راه پله، پاشیر و سر در تزئینی است. راه پله آن با سی و سه پله به پاشیر منتهی می شود. سردر اصلی فاقد هر گونه تزئینات است و با آجر به صورت خفته و راسته کار شده است. مهم ترین و چشمگیرترین قسمت بنا در دولنگه چوبی آن است که با آلت چینی، گره سازی، گل میخ و کتیبه های فارسی و عربی آراسته شده است.

غار دلیجان:

این غار در فاصله هشت كیلومتری شمال شرق شهرستان دلیجان، در منطقه «چال نخجیر» قرار دارد و در سال 1368 ش شناسایی شد. این غار كه جزء غارهای مرطوب افقی محسوب می شود، متعلق به دوران سوم زمین‌شناسی است. غار در دامنه كوه كم ارتفاعی قرار دارد و از طریق جاده خاكی كه از میان دشتی هموار می‌گذرد، به شهر دلیجان ارتباط پیدا می‌كند. غار چال نخجیر دارای یک شاخه اصلی و چند شاخه فرعی است. درون غار عموماً كریستالیزه و از سنگ‌های تزیینی تشكیل شده است. كف و دیواره‌های غار پوشیده از اسفنج‌های بلورین است و از این جهت یكی از زیباترین غارهای منطقه به شمار می‌رود. دالان‌ها، دهلیزها، راهروها، تراس‌های خطرناک و حوضچه‌های متعدد زیبایی خاصی به این غار بخشیده است.

غار سوله خونزا:

این غار در كوه شمس‌آباد در جنوب شرقی اراک، بین قره كهریز و كزاز در كنار روستای شمس آباد واقع شده است.غار دو راه دارد: راه اول از طرف عقیل‌آباد و راه دوم از روستای علیم‌آباد است. از روستای علیم‌آباد به طرف كوه شمس‌آباد، دشت باریكی وجود دارد كه به تدریج از عرض آن كاسته می‌شود تا جایی كه به بن بست می‌رسد. در طرف راست، دیواره سنگی كوه دهانه اولیه غار نمایان است. دهانه دوم غار در ارتفاعات بالاتر قرار دارد. غار اول به طول 37 متر و عرض 1/5 متر و غار دوم به طول 47 متر، عرض یك متر و ارتفاع 1/5 متر است. در انتهای غار یک حوض ساخته شده با ساروج دیده می‌شود كه دارای آب گوارایی است.

غار هندج:

این غار از غارهای بزرگ و كم نظیر است و در كوه تخت در دامنه‌های شمال غربی كوه قوزی قشلاق در نزدیكی روستای هندج قرار گرفته است. دهانه غار میان سنگلاخ‌ها و خرابه‌های یكی از دژهای نظامی دوران مادها قرار دارد. این قلعه معروف به «زاغه دره» است. پس از گذشتن از دهانه سنگ‌چین و دیواره مانند غار كه حكم سنگر و پیشبند را دارد، تالاری به طول دوازده متر قرار دارد و در سقف آن آویزه‌های آهكی عجیب و بسیار زیبایی به شكل قلب دیده می‌شود. این غار دارای دهلیزها و راهروهای متعددی است كه حدود 520 متر طول دارند. دنباله غار به حالت تک دهلیز ساده و سر راست است و بدنه تقریباً صاف و سفید آن با كمترین خم، گرد و انحنا تا 150 متر ادامه دارد. در این غار تكه‌هایی از ظروف سفالین لعابدار منقوش یافت شده است كه احتمالاً به دوره تیموریان تعلق دارد.

غار شاه كیخسرو:

این غار در غرب «شازند» و جنوب غربی اراک در بالای كوه شازند قرار دارد. این غار طبیعی و افسانه‌ای دارای مدخل ورودی به عرض 1/90 و ارتفاع 1/30 متر رو به غرب است. بعد از عبور از در ورودی، غار به طول هجده متر، عرض متوسط شش متر و ارتفاع سه متر نمایان می‌شود. در روی دیوار غار، اسامی عیارنی مانند پولاد و تیرانداز، سیاوش و شهریار حک شده است.

خانه حسن پور:

این بنا در اولین گذر سمت چپ بعد از چهارسوق بازار اراک، در مقابل گذر مدرسه سپهداری قرار دارد. در ساخت این بنا دو دوره جداگانه دیده می‌شود: ضلع جنوبی آن متعلق به دوره قاجار و ضلع شمالی آن مربوط به سال‌های 1332 هـ .ق است. بنا در دو طبقه شكل گرفته است. طبقه همكف شامل اتاق‌های زمستان‌نشین، آشپزخانه، انبارهای آذوقه و ورودی اصلی بنا است و طبقه اول شامل اتاق‌های شاه‌نشین و تابستانه است. سازه اصلی بنا از خشت تشكیل شده و پی‌ها را به وسیله سنگ‌های بزرگ و دوغاب گل آهک ساخته‌اند. نماسازی بنا با استفاده از آجر، كاشی، گچ و قیر است. این بنا همچون بناهای اولیه مسكونی شهر سلطان‌آباد درون‌گرا با حیاطی مركزی است و در سه جهت شرق، شمال و جنوب دارای ساختمان‌هایی است كه به سمت حیاط گشوده می‌شوند. این بنا به عنوان مسكونی مورد استفاده قرار داشت.

خانه دكتر عبدالعظیم قریب:

این بنا در مركز روستای «گركان»، رو به روی دانشسرای گركان قرار دارد. این بنای قاجاری مربوط به خاندان بزرگ «قریب» است كه در عرصه علم، فرهنگ و ادب ایران زمین سهم به سزایی دارند. از جمله می‌توان به «دكتر محمد قریب» بنیانگذار طب كودكان در ایران، «دكتر عبدالعظیم قریب» استاد زبان و ادبیات فارسی و «پروفسور عبدالكریم قریب» پدر علم زمین‌شناسی ایران و بنیان‌گذار دانشگاه اراك اشاره كرد. منزل خاندان قریب در زمینی به مساحت 715 متر مربع قرار دارد. ورودی اصلی منزل ـ در جنوب غربی بنا ـ دارای در چوبی است. ضلع شرقی دارای دو اتاق است و قبلاً به عنوان خبازخانه از آن استفاده می‌شد. بنای اصلی در ضلع شمالی قرار دارد و دارای دو طبقه با زیرزمین است. راه ورود به زیرزمین از داخل حیاط مركزی است. دو راه پله قرینه در طرفین راه پله زیرزمین به طبقه همكف راه می‌یابند. ورودی در كنار تالار اصلی قرار دارد. ورودی سمت شمال غربی در طبقه همكف امتداد پیدا كرده و در انتها به پلكان‌ مارپیچ طبقة اول منتهی می‌شود. در این طبقه تزیینات قاب‌بندی گچی، قطاربندی و گچبری دیده می‌شود. مشابه این تزیینات در طبقه فوقانی برج به چشم می‌خورد. نقشه طبقة اول و طبقة همكف یكسان است، با این تفاوت كه در طبقه اول به جای اتاق مركزی، یك اتاق خواب قرار دارد.

بیت امام (ره):

این خانه قاجاری در محله «سه پل»، در شمال رودخانه قرار دارد. این خانه حدود دو هزار و پانصد متر مربع مساحت دارد و از مصالح خشت خام و گل چینه ساخته شده است. در نمای برخی از دیوارها تا ارتفاع یك متر از سنگ استفاده شده و كف اكثر ایوان‌ها آجر فرش شده است. ورودی بیت در جبهه شمالی قرار دارد و با در چوبی و تزیینات ساده فلزی گل و میخ حكایت از صلابت بنا دارد. ورودی بنا شامل یك هشتی با آلت‌كاری ساده است. وجود حیاط‌های بیرونی و اندرونی با اتاق‌های ساده چوبی آرامش ساكنین خانه را فراهم می‌كرده است. برج حفاظت این بنا در جبهه غربی حیاط اندرونی قرار دارد و به نظر می‌رسد مصالح آن تماماً از خشت خام است. این برج بلند برای دیده‌بانی و اعلام خطر و نیز محل زندگی بوده و دارای دو طبقه و یک ایوان به سمت جنوب است و از پشت بام یک دیوار جان‌پناه با ارتفاع پنجاه سانتی‌متر دارد.

بازار نراق:

در بافت قدیمی شهر و در مجاروت خیابان امام خمینی واقع است. از مجموعه بناهای دوره قارجاریه است و در گذشته از رونق بسیار برخوردار بود و مركز عمده تجارت محسوب می‌شد. به طوری كه نراقی‌ها تأمین كننده مایحتاج شهرهای نایین، كاشان و یزد بودند. بازار نراق به صورت مجموعه‌ای متشكل از راسته، چهارسوق، كاروانسرا، آب انبار، مسجد، كارگاه‌های تولیدی و مغازه‌ها است. در قسمت اول بازار، كاروانسرا و تجارتخانه‌های «حاج مهدی نراقی» قرار دارد. مجموعه وقفی است و واقف آن «آقا سلیمان حاج مهدی نراقی» بوده است. ورودی بنادارای سقف بلند و رفیع است. درطبقه همكف، حجره‌های تجارتخانه‌ها كه با درهای چوبی به صورت ارسی ساخته شده‌اند، قرار دارند.

بازار اراک:

بخش اساسی بافت مركزی شهر سلطان‌آباد است كه در دوران فرمانروایی فتحعلی شاه قاجار توسط یوسف خان گرجی بنا شد. این بنا یكی از ارزشمندترین تجربه‌های شهرسازی و معماری تاریخ ایران به شمار می‌رود. طرح این بازار به صورت بازوی اصلی در چهار جهت شمال، جنوب، شرق و غرب ساخته شده است. حدود چهارده هكتار مساحت بازار و شهر قدیم اراک را تشكیل می‌دهد. این بازوها در محل چهارسوق با یكدیگر تلاقی می‌كنند.بازار اراک دارای گذرگاه‌ها و سراهای گوناگون است، از این میان می‌توان به سرای «كاشانی»، «نوروزی» اشاره كرد. این بنا در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است و در خیابان امام خمینی رو به روی میدان شهدا قرار دارد.

بازارچه صنایع دستی خمین:

با عنایت به بازدید سالیانه حدود 500 هزار نفر گردشگر داخلی و خارجی از شهرستان خمین و بیت حضرت امام خمینی سازمان صنایع دستی استان مرکزی نیز جهت حمایت از هنرمندان و صنعتگران صنایع دستی برای عرضه محصولات ایشان، بازارچه صنایع دستی را دربروی زادگاه تاریخی حضرت امام خمینی در سال 1382 با 19 غرفه جهت تولید نمایش و فروش آثار صنایع دستی تأسیس کرد.

بنای باستانی خورهه محلات:

در چهل و هشت كیلومتری شمال شرق شهرستان محلات، در مجاورت روستای «خورهه» قرار دارد. این بنا متعلق به قرن چهارم ق.م است. از این مجموعه دو ستون سنگی یک‌پارچه (شش تكه) بر جای مانده است. كمیاب بودن آثار عهد سلوكیان در ایران به این معبد ارزش و اهمیت ویژه‌ای بخشیده است. پایه‌های این ستون‌ها به سبک شرقی و بسیار بر آمده است.در كاوش و حفاری كه در تابستان سال 1955 م در این محل به عمل آمد، تعدای سفال و چند تكه (فقره) متعلق به دوره سلوكیان كشف شد. حفاری‌ها نشان داد ساختمان خورهه مركب از سه بنای مربوط به هم است: 1 ساختمان اصلی بنای جنوبی با ستونها، اتاق‌ها و صحن حیاط. 2 ساختمان شمالی كه از قسمت جنوب به بنای اصلی متصل شده است. این قسمت اتاق‌ها و راهروهایی را تشكیل می‌دهد و دارای اتاق مربع شكل بزرگی است كه حیاط پشتی به حساب می‌آید. 3 بنای غربی شامل تعدادی اتاق و یك تالار است.

محوطه تاریخی الویر:

روستای «الویر» در هفتاد كیلومتری شمال غرب ساوه، در بخش خرقان قرار دارد و یكی از روستاهای باستانی منطقه محسوب می‌شود. در محدوده این آبادی سه تپه باستانی وجود دارد كه عبارتند از: تپه الویر:سفال‌های سطحی آن مربوط به دوره تاریخی و اسلامی است.
قلعه الویر:این قلعه از سنگ و خشت است و سفال‌های ساده و لعابدار منقوش آن مربوط به دوره‌های ساسانی و اسلامی تا زمان صفویه است.
قلعه گبری:این قلعه در دو كیلومتری شرق الویر و در جبهه شمالی رودخانه خرقان قرار دارد. آثار باستانی این تپه بر روی صخره‌ای مستقر شده است و یک هكتار وسعت دارد. ارتفاع این تپه نسبت به اراضی مزروعی حدود بیست متر بیشتر است. قدمت سفال‌های سطح این تپه ـ اغلب قرمز رنگ با نقش ـ به هزاره‌های چهارم و سوم و برخی از سفال‌ها به هزاره دوم و اول ق .م تعلق دارد.

مجسمه عمر و یا عمره:

در نزدیكی غار شاه بلبل مجسمه‌ای وجود دارد كه اهالی منطقه به آن نام «عمره» یا «عمرو» داده‌اند. اخیراً این نظریه مطرح شده است كه احتمالاً این مجسمه به «آناهیتا» تعلق دارد و مسلماً مربوط به قبل از اسلام است.

سنگ نگاره غرقاب:

روستای غرقاب درسیزده کیلومتری شمال شهرستان گلپایگان قرار دارد. در فاصله رودخانه غرقاب و اولین کوهی که در سمت راست این رود خانه قرار دارد، سفال های اخرایی رنگ بزرگ و کوچک و قلو ه سنگ های درشت دیده می شود که بیانگر سازه های بنایی و استقرار در آن محل است. در پای کوه سه کتیبه وجود دارد. اولین کتیبه در سنگی به شکل مکعب کنده شده است و به طور مورب روی زمین قرار دارد. یک کتیبه به زبان پهلوی حک شده است.

سنگ ‌نگاره‌های تیمره خمین:

مجموعه نقش‌ها و كنده‌كاری‌های صخره‌ای تیمره به دلیل كثرت تصاویر (حدود دو هزار و پانصد تا سه هزار نگاره)، تكرار نمادها و تنوع بسیار، از لحاظ نقاشی و مضامین صخره‌ای منحصر به فرد و به پیش از تاریخ تعلق دارد. به نظر می‌رسد كه این سنگ‌نگاره‌ها حاصل نگارگران شكارچی در طی هزاره‌ها و دوران‌های طولانی باشد. این سنگ‌نگاره‌ها اشكال مختلفی از حیوانات شكاری به ویژه بز كوهی و ابزار و آلات شكار و شكارچیان را نشان می‌دهد.

كتیبه‌های تنگه چكاب:

«هفتاد قله» بین چهار شهر اراک، خمین، محلات و دلیجان، در فاصله بیست و پنج كیلومتری شرق اراک قرار دارد. این منطقه دارای شصت و سه كتیبه پراكنده و صفه‌ای سنگ‌چین است. كتیبه‌ها، خطوط و یادمان‌های نگاشته در تنگه چكاب ادامه سنت باستانی ایرانیان است كه وقایع خود را در مكان‌هایی كه در معرض دید آیندگان قرار می‌گرفت، به صورت كتیبه برجای می‌نهادند. بررسی‌ها نشان می‌دهد قدمت برخی از این كتیبه‌ها به عصر صفوی می‌رسد. از جمله مهم‌ترین كتیبه‌های دره چكاب‌، كتیبه‌ای است كه نام این محل ـ چكاب ـ در آن آمده است. این كتیبه دارای پنج سطر است.

معرفی جاذبه های طبیعی :


منطقه حفاظت شده هفتاد قله:

منطقه كوهستاني مشهور به هفتاد قله به مساحت 82125 هكتار بين شهرهاي اراک، محلات و خمين قرار دارد. با توجه به ويژگي زيستگاهي و ارزش‌هاي مربوط به حيات وحش، اين منطقه به عنوان نمونه‌اي بارز از يک اكو سيستم كوهستاني به شمار مي‌رود. ارزش‌هاي زيستگاهي كوه‌هاي اين منطقه باعث شده است كه از زمان‌هاي قديم اين منطقه يكي از بهترين شكارگاه‌هاي كشور محسوب شود. در يكي از دره‌هاي بسيار زيباي هفتاد قله به نام "دره چكاب" سنگ نبشته‌اي وجود دارد كه بر اساس نقش و نگارهاي آن مي توان گفت كه اين منطقه از قديم شكارگاهي معروف بوده است. حيات وحش اين منطقه عبارت است از: قوچ و ميش، آهو، پلنگ و گراز و پرندگاني از قبيل غاز خاكستري، اردک، لک لک سفيد، بلدرچين، هوبره، فاخته، قمري، كبوتر چاهي، كبوتر كوهي، عقاب طلايي، كركس مصري، هما و دال

مناطق حفاظت شده چرا و وفس:

اين كوهستان‌ها با پوشش گياهي بين بيست و پنج تا شصت درصد و آب فراوان از مناطق حفاظت شده خوب استان به شمار مي‌روند و شامل مناطقي چون كوه كوچك‌زار، كوه خشكه، كوه وحش و كوه لجور است. حيوانات و پرندگان موجود در آن عبارتند از: قوچ و ميش، آهو، گرگ، روباه، خرگوش، كبك، تيهو، با قرقره، فاخته

منطقه حفاظت شده سربند:

منطقه سربند بيشتر تپه ماهور است و ارتفاعات آن عبارتند از: دواريجان، گونه، چوبدر عليا، چوبدر سفلي و دو آب. اين منطقه داراي زمستان‌هاي سرد و تابستان‌هاي معتدل است و قوچ و ميش و به ويژه كبك در آن يافت مي شود. دره ماليمر و باغ سماق لو از مناطق بسيار زيباي استان و داراي دره‌هاي سرسبز و چشمه‌هاي فراوان است. قوچ ، ميش و كبک و تيهو در اين مناطق ديده مي‌شود.

درياچه دايمي و تاريخي خورهه:

درياچه دايمي خورهه از معدود درياچه‌هاي معدني استان مركزي است كه در روستاي خورهه از توابع شهرستان محلات، در مجاورت ستون‌هاي خورهه قرار دارد. اين درياچه مانند آبگرم محلات از معدود درياچه‌هاي خودجوش منطقه محلات است و حاوي تركيبات گوگردي است. اين درياچه به سبب جايگاه تاريخي آن بسيار مورد اهميت سازمان ميراث فرهنگي كشور است و از لحاظ علم پزشكي نيز مورد توجه است.

درياچه قاسم آباد:

اين درياچه طبيعي و بسيار زيبا در غرب بخش چرّا ( شرا)، در غرب خنداب و در منطقه كوهستاني بين روستاهاي اوچ تپه، كرد و خورد 7 توتل و قاسم آباد قرار دارد. محل درياچه دشت كوچكي است كه اطراف آن را كوه‌ها احاطه كرده‌اند. نزولات آسماني اين مناطق در اين محل جمع شده و به صورت درياچه در آمده است. در سال‌هاي خشک سالي آب آن كم و گاهي خشک است. اما در سال‌هايي كه بارندگي زياد است، اين درياچه حتي قابل قايق‌راني نيز است. وسعت آن در زمان‌هاي مختلف از سه تا دو كيلومتر متغير است.اين درياچه در فصل پاييز و ابتداي زمستان به علت آب و هواي مناسب محل تجمع پرندگان مهاجر است.

درياچه ميقان:

درياچه يا كوير ميقان در شمال شرقي اراک و در دشت فراهان قرار دارد. با توجه به ميزان بارندگي مساحت اين درياچه از صد تا صد و ده كيلومتر مربع متغيير است و محيط آن از شانزده تا بيست و چهاركيلومتر تفاوت مي‌كند. آب درياچه شور است. درياچه ميقان از جهت اقليمي دارای زمستان‌هاي معتدل است. همين ويژگي سبب شده است تا اين درياچه در پاييز و اوايل زمستان زيستگاه پرندگان به ويژه پرندگان مهاجر باشد. پرندگان مهاجر از قبيل غاز و اردک و سرسبز در هنگام مهاجرت دسته جمعي از سرزمين‌هاي سردسيري در مسير مهاجرت خود به جنوب ايران، حدود دو ماه ـ از آبان تا آذر ـ را در محدوده اين درياچه بسر مي‌برند.

چشمه‌هاي آبگرم محلات:

در پانزده كيلومتري شمال شرقي محلات، در سمت شرقي كوه خورزن در نزديكي روستاي نينه از توابع دهستان خورهه قرار دارند. از دوران باستان تاكنون از آبگرم محلات به خاطر خواص درماني آن استفاده مي‌كرده‌اند. آب اين چشمه ها از تركيب آب‌هاي سولفاته كلسيک و از نوع آب‌هاي هيپبر ترمال است و در درمان بيماري‌هاي نقرس و هم‌چنين بيماري‌هاي كبدي، صفراوي، كليوي و دستگاه گوارش مؤثر است. سال‌هاست كه مردم ايران به ويژه مردم استان مركزي و شهرهاي قم، كاشان و اصفهان براي درمان و تفريح و گردش به محلات و آبگرم آن مي روند. فصول استفاده از چشمه‌هاي آبگرم محلات بهار و تابستان به ويژه دو ماه مرداد و شهريور است.

چشمه آب معدني چپقلی:

در بيست و هشت كيلومتري جنوب غربي اراک، در بالا دست روستاي رباط ميل، بر سينه با صلابت رشته كوه سفيد خاني گردشگاه مصفاي چپقلي قرار دارد. آب معدني چپقلي از رديف آب‌هاي بي كربنات كليسم دار است و منيزيم آهن آن فاقد هرگونه آلودگي ميكروبي است و از نوع آب‌هاي سرد و سبک است و آشاميدن آن اثرات درماني شگرفي در بدن دارد. اين چشمه دايمي با كيفيت مطلوب 0/8 ليتر در ثانيه آب‌دهي دارد و تأثير آن در دفع سنگ كليه و مثانه در بين عموم زبانزد است.

چشمه آب معدني گراو:

در پنج كيلومتري شهرستان تفرش، بين دو روستاي گبوران و طراران قرار دارد و دسترسي به آن آسان است. آب اين چشمه معدني داراي خواص درماني است. چشمه گراو متشكل از چند قسمت در سطح زمين است كه از آن‌جا به حالت جوشش از سطح زمين خارج شده و در يک قسمت نيز آب همراه گازكربنيک فراوان از منفذي خارج مي‌شود. در اطراف چشمه باقي‌مانده يک چهار ديواري است كه احتمالاً از آن به عنوان حمام زنانه استفاده مي‌شده است. آب چشمه گراو از نوع بي‌كربناته مخلوط است و به نسبت تقريباً مساوي يون‌هاي سديم و كلسيم دارد. استحمام در اين آب تسكين بخش درد است و اعث باز و بسته شدن عروق مي‌شود.

چشمه كيخسرو ( سراب حک يا چشمه بلاغ):

اين سراب يا چشمه بزرگ در دشت كزاز و در دامنه كوه راسوند قرار دارد. به علت سرسبزي و زيبايي طبيعت يكي از مراكز مهم جذب توريسم و جهانگردي و ايرانگردي است

قله دماوند

قله 5671 متری دماوند به عنوان سمبل عظمت و استواری ايران، با دارا بودن اقليم كوهستانی و ييلاقی و چشمه های آب گرم و مناظر و چشم اندازهای بديع و زيبا همواره جاذب توريست بوده و جمعيت های ساکن زيادی را در دامنه های خود جای داده است. قله مشهور دماوند بلند ترين قله رشته كوه های البرز است که در 35 كيلومتری شمال شهر دماوند در محدوده شهرستان لاريجان ودر75 كيلومتری شمال خاوری تهران بزرگ قرار گرفته است. ارتفاع دماوند از سطح دريای مازندران 5636 متر و از سطح دريا های آزاد 5671 متر است. چشمه های آب گرم معدنی بيشتر در جنوب خاوری كوه قرار گرفته اند و درجه حرارت آب آن ها در حدود 70 تا 80 درجه سانتی گراد است.

قله توچال

قله توچال است که 3957 متر ارتفاع دارد، معروف ترين و مرتفع‌ترين كوه شمال تهران است. قله توچال در 7 كيلومتری (خط تقسيم) دربند قرار دارد. اين قله و اطراف آن به علت ارتفاع زياد در بيشتر اوقات سال پوشيده از برف بوده و به خاطر داشتن هوای معتدل و مطبوع در اواخر بهار و تابستان به ويژه روزهای تعطيل محل تفرجگاه علاقمندان به طبيعت و كوهستان می باشد.


آداب و رسوم :


جشن و مراسم بيل گرداني:

وقتي جوي‌روبان (بيل‌دارها) پس از حدود بيست روز كار دسته جمعي و توان‌فرسا به سوي ده بر مي‌گشتند، در بالاي باغ‌ها توقف مي‌كردند و يک نفر را به ده مي‌فرستادند تا اهالي را از آمدنشان مطلع كنند و خود با بيل‌هاي طناب پيچيده شده، به تمرين مي‌پرداختند. در آبادي اسبي را انتخاب و تزيين مي‌كردند و به پيشواز بيل‌دارها مي‌فرستادند. يک نفر از بيل‌دارها كه لباس نظامي پوشيده بود، گروه را كه تعداد آن‌ها صد و پنجاه تا دويست تن بود، تا نيم ور همراهي مي‌كرد. در آبادي و محل برگزاري مراسم (ميدان پاچنار محلات) گروه نوازندگان به همراه عده‌اي از مردم نيم ور و سايرين كه براي بازديد آمده بودند، با شادي و هلهله به استقبال سوار و گروه بيل‌دارها مي‌رفتند. در اين ميان، ابتدا مراسمي مثل سان و رژه توسط بيل‌دارها اجرا مي‌شد و سپس نوبت به بيل‌گرداني مي‌رسيد. براي بيل‌گرداني هفت بيل را انتخاب مي‌كردند. چهار بيل را در يک دسته و سه بيل را در دسته ديگر محكم با طناب به هم مي‌بستند، هر بيل‌گردان مي‌بايست چهار بيل را در يک دست (معمولا دست راست) و سه بيل را در دست ديگر بگيرد و مانند ميل‌هاي ورزشي زورخانه به دور سر بچرخاند. در اين ميان تعداد دورها خيلي مطرح نبود، اگر بيل‌ها به هم نمي‌خورد، بيل‌گردان برنده محسوب مي‌شد و مورد تشويق جمعيت قرار مي‌گرفت. اين نمايش پس از سه ساعت هيجان با چند صلوات به پايان مي‌رسيد. اين مراسم فقط سالي يك بار بين نوروز تا سيزده بدر انجام مي‌گرفت.

مراسم كوسه ناقالي (ناقالدی):

گويند حضرت موسي (ع) در چهلمين روز از زمستان به گله گوسفندان خود سر مي‌زند و با حيرت مشاهده مي‌كند كه تمامي آن‌ها دو قلو زاييده‌اند. آن‌گاه به آغل خود مي‌رود و به رقص و پايكوبي مي‌پردازد و شكر خداي را به جاي مي‌آورد. از آن پس هر سال حضرت موسي (ع) و مردم اين روز ميمون را جشن مي‌گيرند و به رقص و پايكوبي مشغول مي‌شوند. اين جشن سال‌ها بعد به جشن «چوپانان» معروف شد.
چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز مانده به فصل بهار و نوروز، گروه كوسه كه از چوپانان تشكيل مي‌شدند به ميمنت شكستن كمر سرما و زمستان جشن كوسه ناقالي را برگزار مي‌كردند. گروه كوسه معمولاً متشكل از سه يا چهار نفر بودند و هر يك بنا بر مهارت و توانايي نقش ناقالدي، عروس ناقالدي و يا تگه (بز نر) را به عهده مي‌گرفتند. دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها نيز به عنوان توبره‌كش (جمع كننده هدايا) آنان را همراهي مي‌كردند.
عقيده بر اين بود كه ناقالدي بايد فردي توانا باشد و اگر سال جاري سالي ميمون و پر بركت مي‌شد، سال آينده نيز همان فرد را ناقالدي مي‌كردند. كوسه جبه بلندي را وارونه مي‌پوشيد و زنگوله‌هايي به آن آويزان مي‌كرد و زنگوله‌هايي هم به دستان و زانوان خود داشت. صورت را سفيد مي‌كرد و یک تكه پوست بزغاله هم به سر مي‌كشيد كه در آن سوراخ‌هايي براي ديدن و نفس كشيدن تعبيه شده بود. كمربندي از ريسمان و يا چرم پهن و يا پارچه‌اي به صورت شال به كمر مي‌بست و به آن زنگوله‌هايي مي‌آويخت. پاپيچ مخصوص چوپانان به پا و چوب‌دستي به دست داشت.
زن كوسه يا عروس پيراهني زنانه بر تن و چادري به سر داشت و هفت قلم آرايش شده بود و كفش‌هاي زنانه (گالش‌هاي لاستيكي) به پا مي‌كرد و زنگوله‌هايي به خود مي‌بست ـ معمولاً اين نقش به عهده نوجوانان پسر بين دوازده تا شانزده ساله بود. «تكه‌ها» دو نفر بودند و هر يک با بوقه و يا جارو دو شاخ بر سر مي‌بستند و چند زنگوله و توبره يا سطلي براي جمع‌آوري هدايا به همراه داشتند. دسته كوسه به همراه گروه نوازندگان كه ساز و دهل مي‌زدند و عده‌اي به ويژه كودكان و نوجوانان كه آن‌ها را همراهي مي‌كردند، در كوچه‌ها به راه مي‌افتادند. كوسه در پيشاپيش گروه حركت مي‌كرد و با باز و بسته كردن دست‌ها و تكان دادن بدن خود صداي زنگوله‌ها را در مي‌آورد. كوسه به در هر خانه كه مي‌رسيد، وارد آن خانه مي‌شد و بقيه نيز از پشت سر وارد مي‌شدند. كوسه يك راست به سراغ طويله گوسفندان مي‌رفت و با چوب دستي خود به در طويله ضربه مي‌زد. با اين اعتقاد كه شگون دارد و موجب آمدن خير و بركت و باروري و زايش گوسفندان و بزها مي‌شود. سپس زنگوله‌ها را دوباره به صدا در مي‌آورد و مي‌خواند.بعد از آوازخواني كوسه، تكه‌ها با هم چوب بازي مي‌كردند و عروس تكه با هم مي‌رقصيدند. گاهي هم كوسه با يكي از تكه‌ها كشتي مي‌گرفت كه نشانه رقابت بر سر عروس بود. در اين كشتي كوسه شكست مي‌خورد و غش مي‌كند.

جشن سده:

پنجاه روز به عيد مانده، در روستاي «يكه چاه» محلات مراسمي برگزار مي‌شود كه نام به خصوصي ندارد، ولي با زمان جشن سده برابر است. ابتدا سه كپه آتش روشن مي‌كنند و از روي آن مي‌پرند. بعد آتش‌ها را با چوب به روي پشت بام پرتاب مي‌كنند و مي‌خوانند: سده، سده ما قوچاي رنگي تو، گله ما

پوشاك مردان:

كلاه نمدي: اين كلاه ساده و بدون لبه است. در شهر مامونيه تنها طبقه رعيت آن را بر سر مي‌گذارند.
كلاه گوشي: اين كلاه از پشم است و توسط مردان روستا بافته مي‌شود. اين كلاه چون تا پايين گردن را مي‌پوشاند، بيشتر در زمستان‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
كلاه پهلو:كلاه پهلو را تنها مردان خانواده‌هاي اعيان و خوانين بر سر مي‌گذارند. اين كلاه را در روستاي لالاوين «كلاه دوره دار» و در روستاي الوير «شبگاه» مي‌نامند .
كلاه شاپو:كلاه شاپو به صورت مخروطي و بلند است و درگذشته ملاهاي مكتب خانه آن را بر سر مي‌گذاشتند.

تن پوش

قبا:از جنس كرباس، نازک، آستين‌دار و بلند است و تا زير زانو را مي‌پوشاند. قبا را بيشتر در فصل بهار و تابستان به تن مي‌كنند. در روستاي لالايين قبا را «دون» مي‌گويند.
پيرهن: پيرهن را در شهرهاي ساوه، مامونيه و روستاهاي آوه و الوير «پيرون» piron و در ساير نقاط «كوينک» مي‌نامند. پيرهن گشاد و بلند، بدون يقه و داراي سه دكمه در جلو است و تا بالاي زانو را مي‌پوشاند. آستين آن ساده و بدون دكمه است. در برخي موارد يقه پيراهن تنها با يك دكمه بر روي دوش بسته مي‌شود.
جليقه: جليقه جلو باز و بدون آستين است. در شهر ساوه آن را «جيزقاله» و در مامونيه و لالايين «جليزقه» مي‌نامند.
پوستي (پوستين):پوستي را از پوست گوسفند كه پشم آن چيده نشده است،‌ تهيه مي‌كنند. بيشتر چوپانان در فصل زمستان پوستي به تن مي‌كنند. پوستين را در مامونيه «كورك»، در روستاي الوير «بالاركوك» و در روستاي خشكرود «كلک» مي‌نامند.
كپنک:لباس كپنگ را چوپانان در فصل زمستان مي‌پوشند و آن را از پشم گوسفند و يا موي بز در محل تهيه مي‌كنند.
تمان: تمان تن پوشي گشاد و راحت و مانند زيرجومه (زير شلوار) است. جنس آن از كرباس و بيشتر به رنگ‌هاي آبي و مشكي است. اعيان و خوانين از پارچه‌هاي رنگ كبود براي تهيه و دوخت آن استفاده مي‌نمايند.

پاپوش

شال پا:شال پا را از پشم مي‌بافند و به هنگام چراي دام در زمستان‌ها بر روي ساق پا مي‌پيچيند. در روستاهاي لالايين و غاذم‌آباد آن را «دولاخ» و در روستاي خانقاه ساوه «مچ پيچ» مي‌گويند.
كلش: نوعي كفش كه تخت آن از پارچه است و رويه آن از نخ پنبه بافته مي‌شود. در روستاي لالايين آن را «آجين» مي‌نامند.
اوزي چپه:تخت آن لاستيك و رويه آن از چرم است. اين كفش را از شهر تهيه مي‌كنندو هنگام كشاورزي و چوپاني مي‌پوشند.
كفش ملكي:تخت آن لاستيك و رويه آن از نخ پنبه بافته مي‌شود. اين كفش را در روستاي آوه و مامونيه «گيوه» و در چناقچي «كش لاستيكي» مي‌گويند.
پوتون:از لاستيك و ساق بلند است. در روستاهاي غاذم‌آباد و الوير آن را «چكمه» مي‌گويند.
گالش:از لاستيك و يك تكه است. اين كفش را در روستاي آقچه قلعه «جير دوستك» و در خشكرود «چاماش» مي‌گويند.
اک شسته: تخت آن از چرم و رويه آن از نخ پنبه است. در روستاي چناقچي بالا آن را «چاروغ» (چاروخ) مي‌نامند.

پوشاک زنان


سرپوش


كلاه:كلاه را زير چرقد بر سر مي‌گذارند. در روستاي چناقچي بالا كلاه را «بورك» مي‌گويند.
چاقچو: روسري توري بلندي است كه بيشتر اعيان آن را بر سر مي‌كردند.
چرقد: چرقد از جنس كرباس يا متقال و به رنگ سفيد است.
چادر:چادر نيز به رنگ سفيد است و بيشتر از نخ پنبه تهيه مي‌شود.
دستمال:از جنس ابريشم و بيشتر به رنگ سياه است و روي چرقد بر سر مي‌پيچند.
كلقي:روسري بلند و ريش‌داري است كه بر روي سر عروس مي‌اندازند و يشتر به رنگ‌هاي سفيد، قرمز و سبز است.

تن پوش

پاچين:پاچين يك تكه و بدون يقه است و از دوش تا مچ پا را مي‌پوشاند و دو تا سه دكمه در جلو دارد. براي دوخت آن از پارچه‌هاي رنگي گل‌دار به رنگ‌هاي قرمز، سبز و سفيد استفاده مي‌كنند. پاچين را در روستاي آقچه قلعه «پاچون» مي‌گويند
كوينك:پيرهن گشاد، بدون يقه با سه دكمه در جلو و آستين‌دار است و تا بالاي زانو را مي‌پوشاند. براي تهيه و دوخت آن از پارچه‌هاي گل‌دار به رنگ‌هاي آبي و قرمز استفاده مي‌كنند.
قربند: دامن چين‌دار بلندي است و همراه كوينك به تن مي‌كنند. تهيه و دوخت آن ده تا دوازده متر پارچه نياز دارد. قربند را در روستاهاي غاذم‌آباد و الوير «شلته» مي‌گويند.
كت: بيشتر از جنس مخمل است و بيشتر در مراسم عروسي به تن مي‌كنند.
جليقه:مانند جليقه مردان و بيشتر به رنگ‌هاي شاد است.
تمان:مانند نوع مردانه است، با اين تفاوت كه در دوخت آن تنها از پارچه سياه رنگ استفاده مي‌كنند. در روستاي الوير شلوار زنانه را «نظومي» (نظامي) مي‌گويند.

زيور آلات

در روستاي ساروق اراک زنان از گلوبندي كه اشرفي و مريمي است، استفاده مي‌كردند. در زير گلوي خود نيز سنجاق و برخي مهره كبود وصل مي‌كردند. در حال حاضر بيشتر زيورآلات از طلا است.
در روستاي وفس مهره‌هاي آبي را به وسيله طناب و بندي مي‌پوكوندند. اشرفي‌هاي ناصرالدين شاهي را داخل هر مهره مي‌گذاشتند و به عنوان گلوبند و سينه‌ريز استفاده مي‌كردند. گوشواره‌ها را هم شامل بند و مهره بود و گاهي سكه‌هاي نقره را هم به گوش آويزان مي‌كردند. براي رفع چشم زخم (نظر) گاهي مهره‌ها را به لباس بچه‌هايشان مي‌دوختند و يا روي لبه ها پول نقره مي‌دوختند كه حالت زينت داشت و بيشتر خاص جوانان بود.

آش انار:

رب انار، نخود، لپه، سبزي آش و حبوبات را به صورت آش درست مي‌كنند. طبخ اين غذا در شهر ساوه مرسوم است.

آش ترخينه :

اين آش از ترخينه، شكمبه گوسفند، دوغ، گندم و سبزي تهيه مي‌شود.

آش جودوغ :

از جو پوست كنده، نخود، لوبيا، دوغ و يا كشک درست مي‌شود.

آش عطرينه:

اين آش از گياه معطر گندينه، لوبيا قرمز، گوشت، عدس، بلغور، پياز داغ ، نمك و فلفل تهيه مي‌شود. گياه گندينه و گوشت را پخته و در هاون مي‌كوبند. لوبيا قرمز و عدس، بلغور و كمي نمک و فلفل را به آن اضافه مي‌كنند و مي‌پزند.

آش زرشک:

زرشک را با آب و روغن مي‌پزند و در آخر به آن دارچين مي‌زنند.

آش ترش:

مواد تشكيل دهنده اين آش رشته، برگ چغندر، نخود و لوبيا، زردآلو خشک شده، سركه، پياز داغ، كشمش، نعناع داغ، زردچوبه، نمک و فلفل است. براي تهيه اين آش نخود و لوبيا را مي‌پزند، برگ چغندر خرد شده و زردآلوي خشک شده را به آن اضافه مي‌كنند. پس از كمي پختن، كشمش و در آخر پياز داغ، نعناع داغ، زردچوبه، نمک و فلفل را نيز به آن اضافه مي‌كنند.

آش بوسور:

بوسور نوعي سبزي كوهي‌ است. اين سبزي را پخته و آبش را مي‌كشند. سپس آن را با آرد بو داده و مخلوط مي‌كنند. بعد به آن قره قورت، زردچوبه و نمك و فلفل مي‌افزايند. اين آش هوسانه بهار است و بيشتر در دليجان پخته مي‌شود.

ماش آبک :

ماش، ادويه و گوجه مواد آن را تشكيل مي‌دهند، طبخ اين غذا در آوه مرسوم است.

آبگوشت دروغين:

نحوه پختن آن مانند آبگوشت است با اين تفاوت كه گوشت ندارد و در پختن آن از گردو، حبوبات، تخم مرغ، چغندر و سيب زميني استفاده مي‌كنند.

پتله پلو:

گندم را آب پز كرده، سپس آن را خشک ‌نموده و آسياب (بلغور) مي‌كنند. گردوي كوبيده و لوبيا چيتي نيز به آن اضافه مي‌كنند و مانند دمي آن را مي‌پزند.

شتيل آئر:

گوشت را در روغن تفت داده، كمي زردچوبه به آن مي‌زنند. گندم‌ را مي كوبند و با مقداري آب به غذا اضافه مي‌كنند.

بُزقُرمه:

قطعات گوشتي كه جهت تهيه ی بزقرمه طبخ مي شود به اندازه ي گوشت كباب چنجه است. اين گوشت را همراه با استخوانهاي قلم گوسفند در پياز نسبتاً زياد و زردچوبه سرخ كرده، سپس آب اضافه مي كنند. پس از پخت كامل به اندازه ي دلخواه سير خورده شده اضافه نموده بعد از 10 تا 15 دقيقه مقداري كشک ساييده ي غليظ به آن افزوده حرارت را كم مي نمايند و در آخرين مرحله ترخون اضافه كرده و قبل از اينكه كشک بجوشد و ترش شود حرارت را خاموش مي كنند. ممكن است پس از پخت گوشت آنرا با سير رنده شده كاملاً بكوبند و استخوانهايش را جدا كنند و كشک و ترخون اضافه نموده روي حرارت بگذارند، عده اي نيز كشک آبكي به بزقرمه اضافه مي كنند و در اين صورت بزقرمه مانند آبگوشت آبكي است. بهترين نوع بزقرمه با كشک غليظ و گوشت خورد شده است. افزودن يكي دو قاشق آب سرد در آخرين مرحله ي پخت باعث قرار گرفتن روغن و ترخوني بر روي غذا مي شود. اين كار را براي رو آمدن روغن خورشت فسنجان و خورشت آلو و سبزي هم انجام مي دهند.

شاه وزير:

تعداد بازيكنان نامحدود است. بازيكنان بر اساس شرايط سني، به سمت‌هاي سلطان، وزير دست راست، وزير دست چپ، سرباز و جلاد تعيين مي‌شوند. وزير دست راست اجراي فرامين سلطان را بر عهده دارد و وزير دست چپ محافظ سلطان است. سربازان نيز از ساير بازيكنان تماشاچيان پذيرايي مي‌كنند. سلطان دستور مي‌دهد فلان كس را كه دزدي كرده، دستگير كنيد و به اين‌جا بياوريد. اگر اين شخص در جمع نباشد، وزير دست راست موظف است او را حتي اگر در خانه‌اش خوابيده باشد، دستگير كند و بياورد. پس از دستگير كردن دزد، بنا به فرمان سلطان با او رفتار مي‌كنند. مثلاً سلطان دستور مي‌دهد كه دزد برقصد يا آواز بخواند يا دو يا سه پارچ آب بخورد يا … اگر سلطان دستور به تنبيه او بدهد، جلاد موظف است طبق فرمان سلطان عمل كند.

حمومک بازی:

در آغاز دو سر گروه بازي، بازيكنان خود را انتخاب مي‌كنند. سپس روي زمين دايره‌اي به قطر سه تا سه و نيم متر مي‌كشند و يكي از گروه‌ها به قيد قرعه داخل دايره مي‌ايستد. سرگروه كه اوسا نام دارد، كمربندي در دست مي‌گيرد و نفرات ديگر دست در گردن يكديگر انداخته و خم مي‌شوند، اوسا دور اين بازيكنان مي‌گردد و از سوارشدن بازيكنان گروه بيروني بر پشت هم گروه‌هاي خود جلوگيري مي‌كند. اگر اوسا بتواند با كمربند به پايين تنه بازيكن گروه مقابل كه پاي خود را داخل دايره آورده است، ضربه بزند، گروه بيروني سوخته و جاي گروه‌ها عوض مي‌شود.

يک قل دو قل:

ابزار اين بازي پنج سنگ كوچک است. در مرحله اول سنگ‌ها را روي زمين به گونه‌اي مي‌ريزند تا از يكديگر فاصله داشته باشند. اگر سنگي به هنگام برداشتن به سنگ ديگري برخورد كند، آن فرد از بازي خارج مي‌شود. در مرحله دوم سنگ‌ها را به گونه‌اي مي‌ريزند كه بتوان آن‌ها را دو تا دو تا از روي زمين برداشت. در مرحله سوم سنگ‌ها را طوري مي‌ريزند تا سه سنگ در كنار هم روي زمين قرار گيرد. در مرحله چهارم سنگ‌ها را در كنار هم روي زمين مي‌ريزند و همه آن‌ها را يك مرتبه جمع مي‌كنند. در صورتي كه تمام مراحل بدون جا ماندن سنگ به درستي انجام شود، بازيكن برنده محسوب مي‌شود.

همزو:

گروهي از بازيكنان در يک حلقه مي‌ايستند. يک نفر از آن‌ها سنگي در دست دارد و آن را مخفيانه به دست يكي از افراد مي‌دهد و همه به طرف يک محل كه از قبل مشخص شده است، مي‌دوند. اگر بتوانند در طول مسير فرد حامل سنگ را شناسايي كنند، آن فرد مجبور است از محل مشخص شده با صداي همزوو… به محل قبلي باز گردد. اگر نتوانستند او را شناسايي كنند، بازي دست اوست و بايد سنگ را بين بقيه گروه تقسيم نمايد.

كوكو بازی:

يک چاله كوچک در زمين حفر مي‌كنند. يک نفر يک دستش را داخل چاله مي‌گذارد و به وسيله پاهايش از خود دفاع مي‌كند تا بقيه نتوانند او را بزنند و يا كلاهش را بردارند.

دوز بازی:

تعداد بازیکنان این بازی دو نفر است. هریک از بازیکنان سه مهره دارند که برحسب تر و خشک کردن، مهره ها را به نوبت روی یک جدول چهارخانه می چینند. هر دو نفر سعی می کنند مهره ها را در یک ردیف بچینند و چولته (دوز) بزنند و مانع دوز زدن رقیب شوند بازیکنان به هنگام مهره چینی نمی توانند دوز بزنند. پس از اتمام مهره چینی، مهره ها روی جدول چهارخانه حرکت می دهند. هرکس در هر نوبت یکی از مهره های خود را حرکت می دهد و به خانه خالی مجاور مهره خود می برد، تا اینکه دور بزند و اگر در مجاور مهره اش خانه خالی نباشد، نمی تواند مهره خود را تکان دهد. پس از دوز زدن، مجددا" بازی را شروع می کنند.

يك قل دو قل:

ابزار اين بازي پنج سنگ كوچک است. در مرحله اول سنگ‌ها را روي زمين به گونه‌اي مي‌ريزند تا از يكديگر فاصله داشته باشند. اگر سنگي به هنگام برداشتن به سنگ ديگري برخورد كند، آن فرد از بازي خارج مي‌شود. در مرحله دوم سنگ‌ها را به گونه‌اي مي‌ريزند كه بتوان آن‌ها را دو تا دو تا از روي زمين برداشت. در مرحله سوم سنگ‌ها را طوري مي‌ريزند تا سه سنگ در كنار هم روي زمين قرار گيرد. در مرحله چهارم سنگ‌ها را در كنار هم روي زمين مي‌ريزند و همه آن‌ها را يك مرتبه جمع مي‌كنند. در صورتي كه تمام مراحل بدون جا ماندن سنگ به درستي انجام شود، بازيكن برنده محسوب مي‌شود.

مشاهیر :


امام خميني (ره) بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران

پروفسور حسابی

امیر کبیر

عباس اقبال آشتياني ـ نويسنده

ميرزا حسن آشتياني از علماي ديني

سلمان ساوجي ـ شاعر

اديب‌الممالک فراهاني ـ‌ اديب و شاعر

ميرزا ابوالقاسم قائم مقام از مردان سياست

آيت‌الله العظمي اراكي (ره)

ملا احمد نراقي (ره)

صنایع دستی :


سوغات :


خدمات گردشگری :