جمعه، 4 فروردین 1396
Menu

استان : کهگیلویه و بویر احمد

  • معرفی استان
  • معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی
  • معرفی جاذبه های طبیعی
  • آداب و رسوم
  • مشاهیر
  • صنایع دستی
  • سوغات
  • خدمات گردشگری

معرفی استان :


استان کهگیلویه و بوير احمد كه در جنوب غربي ايران قرار گرفته است يكي از استانهاي زيباي كشور مي باشد كه به سرزمين چهار فصل شهرت يافته است. اين استان بين مدارهاي 29 درجه و 52 دقيقه و 31 درجه و 26 دقيقه شمالي در نصف النهارهاي 49 درجه و 55 دقيقه و 51 درجه و 53 دقيقه شرقي قرار دارد. کهگیلویه و بوير احمد از شمال با چهار محال بختياري، از شمال شرق با استان اصفهان، از شرق با استان فارس، از غرب با استان خوزستان و از جنوب با استان بوشهر هم جوار است. اين استان داراي 5 شهرستان، و 41 دهستان و 14 شهر مي باشد.








شهرستان بويراحمد ( ياسوج):

اين شهرستان با مركزيت ياسوج 6/22 درصد از مساحت كل استان را در بر گرفته است. از شمال به شهرستان دنا و از غرب به شهرستان كهگيلويه و از شرق به اقليد و از جنوب به سپيدان و ممسني محدود مي شود. شهرستان بويراحمد در منطقه سردسيري واقع شده است. ياسوج مركز اين شهرستان در ميان جنگلهاي بلوط محصور است. رودخانه بشار از وسط اين شهر مي گذرد و آبشار زيبايي در كنار شهر مي گذرد و آبشار زيبايي در كنار شهر قرار دارد. درختان بلوط، زالزالك ارژن، كيكم و گلابي وحشي و گياهاني چون بيلهر، پونه كوهي، ريواس، تره كوهي، درمه، خاكشير، آويشن پوشش گياهي و مراتع اين شهرستان را شكل مي دهند.

شهرستان دنا:

اين شهرستان با مركزيت شهر سي سخت 1/11درصد از مساحت كل استان را در بر گرفته است. سي سخت شهري سردسيري است كه در دامنه قله دنا قرار گرفته و داراي آب و هوايي ييلاقي است. این شهر از شمال به لردگان، از شرق به سميرم، از جنوب به شهرستان بوير احمد و از غرب به شهرستان كهگيلويه محدود مي شود. چشمه ساران فراوان، قلل برفي و باغهاي سيب و انگور جلوه خاصي به اين شهر داده است.

شهرستان كهگيلويه:

اين شهرستان با مركزيت دهدشت 3/37 درصد از مساحت کل استان را شامل مي شود. از شمال به باغ ملك و ايذه و لردگان، از جنوب به گچساران، از غرب به بهمئي و از شرق به شهرستانهاي بوير احمد و دنا محدود مي شود. اين شهرستان داراي دو نوع آب و هواي سردسيري و گرمسيري است. مزارع برنج و آثار و بناهاي شهر تاريخي دهدشت از ويژگي هاي اين شهرستان است. گياهان گل نرگس، گون برموس، هويج وحشي و ريواس مراتع اين شهرستان را پوشش مي دهد و درختان بلوط كنار و تنگس و گلابي وحشي پوشش جنگلي اين شهرستان را شامل مي شود.

شهرستان گچساران:

اين شهرستان با مركزيت دو گنبدان 7/28 درصد از مساحت استان را در بر دارد. گچساران از شمال به كهگيلويه، از شرق به نورآباد ممسني، از جنوب به گناوه و ديلم در استان بوشهر و از غرب به بهبهان محدود است. راه باستاني شوش به تخت جمشيد و بيشابور از اين شهرستان مي گذشته و هم اكنون در مسير شيراز به اهواز قرار دارد. آثار و بناهاي تاريخي و زيارتگاهي همچون بي بي حكيمه خاتون به همراه چاه هاي متعدد نفت از ويژگي هاي اين شهرستان است آب و هواي آن گرمسيري است و در اواخر فصل زمستان تا ارديبهشت ماه گل و گياه فراواني در نواحي محتلف آن مي رويد. پوشش جنگلي اين شهرستان شامل درختان كنار، گز، نجورك و بلوط است و گياهان گون، شقايق، بهمن، يونجه وحشي و خارشتر، شب بو و استبرق مراتع اين شهرستان را پوشش مي دهند.

شهرستان بهمئي:

اين شهرستان که نو پا ترين شهرستان استان نيز مي باشد در غرب استان واقع شده است. از شمال به شهرستان ايذه (خوزستان)، از غرب به رامهرمز (خوزستان)، از شرق به کهگيلويه و از جنوب به شهرستان بهبهان (خوزستان) محدود مي شود. اين شهرستان داراي یک بخش، شش دهستان و یک شهر است. مرکز اين شهرستان شهر ليکک است. درياچه آب الوان بهمئي يکي از مهمترين مناطق جذب توريست در اين شهرستان است.
بر اساس آخرين سرشماري جمعيت استان اندکي بالغ بر يک ميليون نفر بوده که حدود 42 درصد آنرا جمعيت شهري، 5/56 جمعيت روستايي و 5/1 درصد آن را جمعيت غير ساکن يا عشايري است. بر اساس آخرين تقسيمات کشوري استان داراي پنج شهرستان (بويراحمد، دنا، گچساران، کهگيلويه و بهمئي)، 13 شهر، 14 بخش، 40 دهستان و 2015 روستا است. از لحاظ پراكندگي جمعيت، شهرستان بوير احمد با 39 درصد پرجمعيت ترين و شهرستان گچساران با 23 درصد كم جمعيت ترين شهرستان بوده اند. ميانگين تراكم نسبي جمعيت استان 5/33 نفر در هر كيلومتر مربع مي باشد و شهرستان بوير احمد به دليل وجود مراكز سياسي و اداري و شرايط آب و هوايي مناسب با 6/38 نفر در كيلومتر مربع پرتراكم ترين و شهرستان گچساران با 6/28 نفر در هر كيلومتر مربع كم تراكم ترين ناحيه استان به شمار مي رود. علاوه بر اين نوعي تقسيم بندي ايلي در استان رايج است كه شامل بويراحمدي، بابويي دشمن زياري، چرامي، طيبي، بهمئي و قشقائي است. بطور كلي مردم اين استان به لهجه هاي لري و تركي و در ياسوج علاوه بر لري و تركي لهجه اردكاني و در دهدشت و دوگنبدان تعدادي نيز با لهجه بهبهاني تكلم مي كنند. ساختار جمعيتي در كهگيلويه و بوير احمد عليرغم افزايش جمعيت ساكن نسبت به عشاير، بر اساس ساختار ايلي قرار گرفته است. به نظر مي رسد عوامل مؤثر بر اين نوع زندگي علاوه بر آداب و سنن گذشته جغرافياي منطقه باشد. در اين شكل جمعيتي اگر چه اكنون خان و عوامل وي به عنوان قدرتمندان رأس هرم چندان جايگاهي ندارند ليكن هنوز ريش سفيدان و بزرگان ايلي داراي نفوذ و قدرت فراوان هستند.
اين استان ابتدا قسمتي از انشان بوده و در دوره ساساني با عنوان به آمد كواز، ارگان و قسمت كوهستاني آن به نام زم زميگان معروف بود. با ورود اسلام اين منطقه ابتدا ارجان، زم گيلويه و كهگيلويه و از دوره تيموري با از بين رفتن اتابكان لر بزرگ، سراسر منطقه به كهگيلويه معروف شد. از سال 1342 خورشيدي كه به فرمانداري كل تبديل شده به دلايل سياسي، كهگيلويه و بوير احمد ناميده شد. در مورد نامگذاري كهگيلويه در آثار تاريخي مطالب مختلفي آورده شده است. حسن فسايي در فارس نامه ناصري وجه تسميه آن را به دليل وجود ميوه اي به نام ‹‹ كيالك›› مي داند كه البته نامعقول به نظر مي رسد. از نوشته هاي ابن خرداد به و استخري در سده هاي سوم و چهارم هجري چنين بر مي آيد كه ‹‹ گيلو›› يكي از سران قوم لر و در محدوده جغرافيايي بين خوزستان، فارس، اصفهان امروزي بوده است كه به دليل كوهستاني بودن پس از مدتي اين منطقه به كوه گيلويه معروف شده است. به نظر استخري رموم يا (قبايل) پارس پنج تا بوده ورم جيلويه يا گيلويه كه به رم زميجان هم معروف بوده از همه بزرگتر بوده است (مسالك ممالك ص 96). اين منطقه از طرفي به استخر و از طرفي به كوره شاپور و از طرفي ارجان و از طرف ديگر به بيضا و حدود سپاهان قديم يا اصفهان محدود مي شده از سويي نيز به حدود خوزستان و ناحيه شاپور محدود مي شده و آنچه از روستا و شهر در اين ناحيه بوده در شمار اين قبيله بوده است. طبق نظر استخري در مسالك و ممالك، گيلويه مهرگان بن روزبه به همايجان سفلي از توابع كوره استخر رفته بود و به سلمه خدمت مي كرد. چون سلمه بمرد، گيلويه رم زميجان را با زور بگرفت و قدرتمند شد. بطوري كه بر آل ابودلف حمله كرد و برادر قاسم بن عيسي ( 210 تا 225هـ ) يعني معقل بن عيسي را كشت. ابودلفيان بر گيلويه حمله كردند و او را بكشتند و تا اواخر روزگارشان كه از عمروليث صفاري شكست خوردند، سر گيلويه را بدليل اهميت و قدرت وي، در پيش لشكر خود مي بردند. با وجود شكست گيلويه رياست قبايل زميگان در دست اعقاب گيلويه باقي ماند. بر اساس اطلاعات كتاب حدود العالم در نيمه دوم سده چهارم هجري قمري اولين بار به كوه ها و مناطق كوهستاني اين منطقه كوه جيلو يا گيلو گفته شده است. ( حدود العالم، ص 32 ) در پايان سده پنجم هجري قمري ابن بلخي در فارسنامه خود از اين منطقه به نام كوه گيلويه ياد كره است. از سده ششم هجري قمري به بعد منابعي كه از اين منطقه ياد كرده اند، نام كهگيلويه را بر بيشتر سرزمين امروزي آن اطلاق مي كنند. قدرت يابي طوايف كوه گيلويه از يك سو و خرابي ارجان از سوي ديگر سبب شد كه در دوره مغول و تيموري در بيشتر نوشته ها كوه گيلويه بكار برود. پس از چيده شدن جكومت اتابكان لر بزرگ در 827 ه. ق و از دوره صفويه نام كهگيلويه به سرزمينهاي وسيعي از اصفهان تا خليج فارس اطلاق مي شده است. در دوره پاياني سلسله صفويه اين منطقه به نام كهگيلويه و بهبهان معروف است و در سال 1342 خورشيدي به دليل سياسي به كهگيلويه و بويراحمد تغيير نام يافت.
اهالي لر اين استان كه درصد بالايي از جمعيت آن را تشكيل مي دهد بر حسب قراين تاريخي متعلق به نژاد آريايي و قوم پارس مي باشد. هر چند هيچ قوم و نژادي در زمان حاضر نمي تواند ادعاي اصيل يا خالص بودن از خود نمايد ولي روي هم رفته با تكيه بر اينكه لرها خود با يك گويش خاص تكلم نموده، در كنار هم جنگيده، با هم زندگي مشترك داشته و جزو در زمان حال كه با اقوام ديگر ايراني خويشاوندي نموده اساساً خويشاوندي ميان آنها بصورت بسته بوده است مي توان به هم نژادي آنان در شكل دهي هويت بومي و قومي آنان توجه داشت.

معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی :


موزه ياسوج:

موزه ياسوج با برخورداري از آثار و شواهد به جاي مانده از گذشتگان با فرهنگ اين بخش از مرز و بوم ايران چون نگيني در دل ارتقاعات دنا مي‌درخشد. اين گنجينه گرانبها كه در 28 ارديبهشت ماه سال 1382 افتتاح شده با مساحتي در حدود 150 متر مربع در طبقه دوم اداره ميراث فرهنگي استان كهكيلويه و بوير احمد قرار دارد. در اين موزه اشياي فلزي شامل انواع ظروف فلزي، نظير كاسه، جام و گلدان، ابزار آلات جنگي مانند خنجر، شمشير، پيكان و ابزار آلات تزئيني مانند مهره‌ها، گوشواره ها، حلقه ها و النگوها، همچنين سكه هاي دوران ساساني و متعلق به پادشاهاني چون خسرو دوم و سكه‌هاي دوره اليمايي و چند مهره از دوره ساساني نگهداري مي شود. يكي از برجسته ترين اشيائي كه در موزه ياسوج نگهداري مي‌شود قطعه‌اي از نقش برجسته شاپور اول ساساني است كه برروي سنگ حفاري شده است. در موزه ياسوج همچنين اشيايي از دوره اسلامي شامل سكه هاي اوايل اسلام، سكه هاي عهد صفوي و قجري، ظروف چيني آبي و سفيد و اشيای ديگر چون خنجر و باروت نگهداري مي شود. از ديگر اشيای موزه ياسوج مي‌توان به سنگ‌هاي قيمتي با نام احجار كريمه ياد كرد كه جنبه‌هاي تزئيني و يا مذهبي آن نزد ايرانيان باستان اهميت ويژه‌اي داشت. در موزه ياسوج در مجموع 270 شي از دوره‌هاي مختلف به نمايش گذاشته شده است و اين موزه از نمونه‌هاي برجسته يك موزه محلي و بومي است. اين موزه از يك بخش باستان شناسي نيز تشكيل شده است و اشيای به نمايش درآمده در آن عمدتاً در كاوش‌هاي باستان شناختي و از دست قاچاقچيان اشياي عتيقه كشف شده و در برگيرنده سه دوره باستان شناسي پيش از تاريخ دوره تاريخي و دوره اسلامي است.

مسجد چهل ستون دهدشت:

بنای مسجد چهل ستون (امام حسين(ع)) نیز در شمال بافت تاريخي دهدشت و احتمالا در محل يكي از دروازه‌هاي اصلي ورودي شهر ساخته شده است. در كنار مسجد مجموعه‌اي شامل حمام، كاروانسرا و 2 امامزاده واقع شده است. ورودي به مسجد در ضلع شمال غرب بنا بوده كه اكنون با ديواري جديد الاحداث مسدود شده است. بنا شامل شبستان و حياط بزرگي بوده كه شبستان آن روي سه رديف هشت‌تايي ستون برپا بوده كه اكنون روي اين ستون‌ها، كار احداث مسجدي جديد آغاز شد كه هنوز تكميل نشده است.

مسجد جامع دهدشت:

مسجد جامع دهدشت در شرق بافت تاريخي دهدشت و به فاصله اندكي از امامزاده معصوم(ع) واقع شده است. بنا از آثار شهر دوره اسلامي و صفوي دهدشت است كه در دو طبقه و به ابعاد 55/27×50/33 متر ساخته شده است. بنا شامل شبستان، حياط مركزي، وضوخانه و اتاق‌هاي كوچكي در مجاورت ورودي ضلع شرقي براي احتمالا آبدارخانه‌ها و مراسم‌ها است. بنا داراي دو ورودي، يكي ورودي عمومي در ضلع شرقي براي عموم نمازگزاران و ديگري ورودي كوچكي در ضلع جنوب غربي كه به شبستان باز مي‌شده و احتمالاً براي عبور و مرور امام جماعت مسجد تعبيه شده، است. هر دو ورودي با سنگ‌هاي بزرگ لاشه‌اي به صورت پلكاني ساخته شده‌اند. شبستان داراي 14 رديف ستون بزرگ پافيلي بوده كه وزن طبقه دوم را نيز تحمل مي‌كرده است. دو ورودي پلكاني در دو سمت جنوبي و شمالي مسجد- ابتداي شبستان- ارتباط شبستان با طبقه اول مسجد كه احتمالاً به زنان اختصاص داشت را برقرار مي‌كرد. محراب با سنگ و گچ كار شده و فعلا داراي تزيينات خاصي نيست كه ممكن است تخريب شده باشد. در دو ضلع شمالي و جنوبي حياط آثار ته ستون‌هايي ديده مي‌شود كه احتمالاً دالاني دور اين دو ضلع كشيده شده بود. بنا در سال 1377 به طور كامل خاكبرداري شده و در سال‌هاي 80-79 نيز كارهاي تعميراتي آن به شكل اضطراري صورت گرفت. مسجد مورك نیز در ضلع جنوب غرب بافت تاريخي دهدشت و به فاصله 150 متري جنوب كاروانسرا واقع شده است. مسجد از جمله آثار دوره اسلامي و صفوي دهدشت است. بنا شامل حياط، شبستان و بخش وضوخانه است.

نقوش برجسته تنگ سروک:

در ميان کوه‏هاي متعددي که در کنار يکديگر در بخشي از کهگيلويه و بويراحمد صف کشيده‏اند، تنگه‏اي به نام سرلک يا سروک وجود دارد که در فارسنامه ناصري به معني «گردونه سروهاي کوچک» از آن نام برده شده است. این نقوش در فاصله 50 کیلومتری شمال بهبهان، بخش لیکک شهرستان کهگیلویه قرار دارد و قدمت آن به 299 میلادی یعنی به دوره اشکانی می رسد. در اين مکان سه ستون سنگي يکپارچه و بلند ديده مي‏شود که بر روي آن‏ها نقش افراد مختلف در حالت‏هاي گوناگون حجاري شده‏اند و مي‏توان آن‏ها را از لحاظ زيبايي با نقوش برجسته تخت جمشيد مقايسه کرد. هر يک از اين ستون‏ها به خط نوشته‏هايي آراسته هستند که نشان‏دهندة خطوط باستاني است. این نقش برجسته که بر صخره ای در یک دره بلند از پایه های زاگرس در شهرستان کهگیلویه تراشیده شده، به یک شاهزاده الیمائید که یک شاهزاده نشین تابع اشکانیان بوده منسوب است. نقوش برجسته تنگ سروک در سال 1841 میلادی به وسیله «آقای بارون دبود» (سیاح روسی) تشخیص داده شد و برای اولین بار آقای الستین در کتاب موسوم به جاده های قدیم ایران غربی منتشر شد. از تاریخ 1952 آقای هنینگ این نقوش و کتیبه های آن را با دقت مورد مطالعه قرار داد. در تنگ سروک حداقل چهار مجموعه نقش برجسته موجود در سنگی که از کوه جدا شده و به شرح زیر می باشد: 1- اولین نقش دو نفر را در حال ایستاده نشان می دهد که هر دو قبا و شلواری به سبک لباسهای عهد اشکانی پوشیده اند. نمای شرقی این تخته سنگ شخصی را نشان می دهد که روی تختی دراز کشیده در حدود 600 متر دورتر در مجموعه ای از نقوش برجسته دیگری است که احتمالا قسمت اصلی این مجالس را نشان می دهد.
2- روی نمای غربی تخته سنگ اولی، نقوش در سه ردیف دیده می شود که در نقوش دیگر بهتر محفوظ مانده اند. در ردیف بالا از قسمت چپ ابتدا فردی که شاید شاه باشد روی تختی نشسته در طرفین او اشخاصی ایستاده اند، در نقش وسط سواری به شیری حمله کرده است و در بالای او کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی دیده می شود. در ردیف پایین مردی با یک شیر در حال جنگ است. در طرف شمال غربی این تخته سنگ یک نفر روحانی در کنار آتشدانی ایستاده و آتشدان روی سکوی سه طبقه ای قرار دارد. روی طبقه زیرین این سکو کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی است. روی نمای شمالی آن نیز مجلسی در دو طبقه نمایانده شده است. در طبقه بالا مردی خوابیده و تاجی در دست دارد و بر روی دست چپ خود لمیده است و در سمت چپ این شخص سه سرباز نیزه به دست دارند و در لابلای آنها سه خط به زبان پهلوی اشکانی نوشته شده است. در طبقه زیرین شبیه سه نفر نمایان است که کمی پاک شده است.
3- به فاصله کمی در طرف شمال این تخته سنگ نقش برجسته دیگری است که روی نمای جنوبی آن یک اسب سوار نشان داده شده است.
4- در حدود شش متر دورتر یک تخته سنگ دیده می شود مه از کوه بیرون آمده و روی آن مجالس مذهبی مانند، اشخاصی که در کنار آتشدان نقش شده است دیده می شود.
هنینگ زمان این نقوش را در حدود آخرین ربع قرن دوم میلادی یا اوایل قرن سوم می داند. شاهزاده ای به صورت سواری مصور شده است که شیری را می کشد و یا با دشمنی جنگ تن به تن می کند و این برای اجتماعی که بر چشت اسب زندگی می کنند تصویری مطلوب است. در جای دیگر همان شاهزاده دیده می شود که ایستاده و بزرگتر از اشخاص دیگر در صحنه است و شاهزاده ای را به تخت می نشاند، بعد در برابر یک قربانگاه که به شکل تخته سنگ مخروطی شکل است و دیهیمی روی آن قرار دارد به ستایش ایستاده است. سپس در طرف چپ قربانگاه بر روی یک تخت که بر پایه سه عقاب قرار دارد به طرز ایرانیان نشسته و دست راست خود را با حلقه مظهر قدرت به سوی دو تن از سران تابع خود گسترده است. کمی دورتر مجلسی است که در آن یک ایزد به شاهزاده ای مقام می بخشد و پس از آن صحنه جنگ یک شاه که بر اسبی سوار است و خود و الستین زره بر تن دیده می شود که با نیزه خود به دشمن حمله می کند. این نقوش برجسته مشابه نقش رستم است که مي‏توان آن‏ها را به بهرام دوم ساساني، بهرام سوم ساساني، هرمز دوم و شاهپور دوم نسبت داد. بعضي جنبه‏ها در اين مجسمه‏هاي صخره‏اي مشترکند. در همه اين نقوش جنگاوران سوار بر اسب هستند. تنها سلاح مورد استفاده آنها نيزه بلند است و فاتح در سمت چپ لوحه قرار دارد. تعداد افراد نقوش تنگ سروک 40 نفرند. حيوانات شامل هفت نقش دو اسب، دو شير و سه پرنده است. در اين نقوش سلاح‏ها عبارتند از نيزه بلند، شمشير، خنجر، گرز، تبرزين، چماق، کمان، تير، ترکش و نقش پرچم. يکي از مشخصات مهم اثر تنگ سروک نمايش چهره کامل انساني است که هم با آثار اشکانيان و هم با آثار ساسانيان متفاوت است.

آب‌انبار بافت تاريخي دهدشت:

در منتهي‌اليه جنوب شرقي بافت تاريخي دهدشت و بعد از ارگ تاريخي شهر بنايي واقع شده كه به آب ‌انبار معروف شده است. اين بناي استوار كه با گچ، سنگ و ساروج ساخته شده، شامل بناي اصلي آب‌انبار و احتمالاً اتاقي براي محافظين آب‌انبار است. بنا به شيوه بناهاي بافت تاريخي شهر و با اجراي طاق جناغي ساخته شده است. براي ذخيره آب سه استخر كه هر كدام با ديوارهايي از همديگر جدا شده‌اند، ساخته شده كه آب از بخش جنوبي وارد حوض اول می شده است. این آب پس از رسوب‌گذاري وارد حوض‌هاي بعدي شده كه در پايان آب زلال به دست مي‌آمد. در سقف تعدادي نورگير تعبيه شده است. ورودي بنا در جهت غرب آن و با چند پلكان ساخته و براي اينكه نفوذ آب و نم باعث تخريب ديوارهاي بنا نشود، كف و بدنه آب‌انبار با لايه‌هاي متعدد ساروجي پوشانده و عايق‌بندي شده است. در سال 80 تعميرات سقف و نماسازي جلو و پشت بنا صورت گرفته است. فضای داخلی آب انبار دارای ساختاری با پوشش طاق و قوس است که از سقف نورگیری می شود و در آن فضای تاریک، این نور مرکزی به کف تا انتهای آب انبار ریتم جالبی را ایجاد کرده است. آب انبار دهدشت به دوران صفویه تعلق دارد و به شماره 3565 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است. این بنای تاریخی که در حال مرمت است، در مالکیت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است.

آتشکده خيرآباد:

اين اثر تاريخي در سمت راست جاده دهدشت ـ بهبهان و در يک کيلومتري شمال روستاي «ده‏وه» خيرآباد و در طرف چپ رودخانه خيرآباد واقع شده که به دوره ساساني مربوط است. اين بنا که به چهارطاقي يا آتشکده خيرآباد شهرت دارد، ساختماني است مربع شکل با اضلاع متساوي 11 متر که با استفاده از گچ و لاشه سنگ ساخته شده است. اين بناي تاريخي در چهارطرف اصلي داراي چهار طاق است که بر روي چهار پايه ساخته شده و بر فراز آن گنبدي وجود داشت که اکنون ديگر نيست. اين آتشکده يکي از قديمي‏ترين و معروف‏ترين آتشکده‏هاي اين منطقه و واجد ارزش‏هاي تاريخي و نيز زيارتگاهي براي زرتشتيان مي‏باشد.

آتشکده‏هاي گل سرخدان:

اين سه آتشکده هر يک به فاصله 50 متري ديگر بنا شده است."مقدسي" از اين آتشکده‏ها با نام" کتيبه المجوس" يا" آتشکده آتش‏پرستان" نام مي‏برد. اين بناها در پاي کوه گچي تيزنگ واقع شده‏اند و ظاهر بناها خصوصاً گچ‏بري‏هاي داخل آن‏ها، نشانگر اهميت آتشکده‏ها در نزد مردم باستان ايران بوده است. مرم محلي اين سه گنبد را سه گنبدان مي‏نامند.

پل های پاتاوه:

این پل ها در 15 کیلومتری کوه دنا در بویر احمد سفلی که دیواره های بلند و غیرقابل عبوری دارد قرار گرفته است و آثاری همراه با پلهایی بزرگ و قلعه هایی مشرف بر رودخانه قرار گرفته اند. این ناحیه به دلیل ویژگی های اقلیمی و جغرافیایی، یکی از راههای اصلی تیسفون، استخر و شوش، بهبهان و اصفهان بوده که کاروانیان از آن عبور می کرده اند. بر همین اساس، پلهای بسیاری در این منطقه بنا شده است. جاده ها و پلها که احتمالاً به دوره پیش از اسلام تعلق دارند، در دوره های بعدی، به تدریج مورد بازسازی قرار گرفته اند. یکی از بزرگترین این پلها که آثار آن بهتر باقی مانده، در میان سه پل جنوبی گردنه خرسان قرار دارد. اتاقها، پایه ها و ملزومات دیگر آن همانند آثار دهدشت است و به دوران صفویه مربوط می باشد.

پل‏هاي باستاني خيرآباد(پل سفلايي):

در نه کيلومتري خيرآباد گچساران، ويرانه‏هايي از دو پل و يک چهار طاقي باقي مانده است. پل پاييني، داراي طاقي است که ارتفاع آن به 60/6 متر مي‏رسد. ديواره سنگي آن به کلي شکسته و ديواره شرقي آن سنگ‏هاي ساختماني مشخص دارد که ويران شده و فرو ريخته است. در مجموعه آثار اين محوطه، بقاياي پل بالايي خيرآباد، چشم‏گيرترين اثر تاريخي است. اين اثر با 130 متر طول در سمت راست کناره، سه گذرگاه داشت که در امتداد آن پايه‏هايي به بزرگي 10*10 متر احداث شده بود. پهناي جاده‏اي که از روی اين پل مي‏گذشت، حدود هشت متر بود که به وسيله ديواري با يک متر بلندي حفاظت مي‏شد. بناي اين پل ، به اواسط دوره اوليه اسلامي مربوط است و دست کم سه نوسازي بزرگ (که آخرين آن در زمان سلسله صفويه صورت گرفته) بر روي آن انجام شده است.

تخت شاه ‏نشين(پايه پل):

اين اثر که پايه‏اي از سنگ‏هاي حجاري شده دارد، با آثار دوران هخامنشي واقع در مسير جاده قديمي بين خوزستان و فارس(بهبهان ـ دهدشت ـ پاتاوه) قابل مقايسه مي‏باشد. اين اثر در 5/1 کيلومتري جنوب غربي روستاي پاتاوه شهرستان ياسوج واقع شده است.

سایر پل ها:

پايه هاي پل قديمي كنا، پل تاريخي خيري و محمدخان، پل دختر، پل بريده و پل پريم (پرين) از دیگر پل های تاریخی این استان به شمار می روند.

كاروانسراي بافت تاريخي دهدشت:

كاروانسراي بافت تاريخي دهدشت در ضلع غربي بافت تاريخي دهدشت و در كنار مجموعه حمام كاروانسرا، امامزاده ابراهيم و امامزاده جابر واقع شده است. بناي فوق از جمله آثار شهر دوره اسلامي صفوي است كه با دو ورودي در شمال و جنوب ساخته شده است. بنا شامل حياط و حجره‌هاي چهار طرف آن است. تعداد اين حجره‌ها 38 عدد و بعضي از آنها به همديگر راه دارند. بنا با سنگ و گچ كه از معادن اطراف شهر تأمين مي‌شده، ساخته شده است. كف حياط با سنگ‌هاي لاشه‌اي بزرگ سنگ‌فرش شده و سطح حياط اندكي پايين‌تر از كف حجرات است. در حياط چاه آبي براي تامين آب موردنياز كاروانيان به چشم مي‌خورد. حجره‌ها با طاق‌هاي جناغي پوشش داده شده و همگي يك ايوان كوچك در جلوي خود دارند. در داخل ايوان‌ها طاقچه‌هايي براي گذاشتن اشيا و نيز دودكش تعبيه شده است. يك راه‌پله مارپيچ در ضلع شمالي ارتباط حياط با پشت‌بام را تسهيل مي‌كرده است. اين كاروانسرا كه به طور كامل تخريب شده بود که در سال 1369 با آزادسازي منطقه دهدشت، در قسمت پي بنا در عمق دو متري مورد شناسايي قرار گرفت و عمليات خاكبرداري و آوار برداري از آن آغاز شد. در عملیات خاكبرداري تمام قسمت‌هاي بنا مشخص شد. بعد در سال‌هاي 79 و 78 اقدامات مرمتي شامل سنگ‌فرش حياط، آجركاري پوشش بام، تعمير حجرات جلوي كاروانسرا انجام شده است. البته هم اکنون نیز این بنای تاریخی در حال مرمت است. این کاروانسرا 1600 متر مربع مساحت دارد. كاروانسراي بافت تاريخي دهدشت که در مالکیت سازمان میراث فرهنگی است، در سال 1379 با شماره 3551 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است.

كاروانسراي تل گندم كش محمد آباد:

از دیگر کاروانسراهای تاریخی استان کهگیلویه و بویر احمد می توان به كاروانسراي تل گندم كش محمد آباد اشاره کرد. این بنای تاریخی در شهرستان كهگيلويه و یك کیلومتری غرب روستاي بواي سفليدوران قرار شده و به دوره صفويه تعلق دارد. كاروانسرای تل گندم كش محمد آباد در تاریخ12/11/ 1381 به شماره ملی7466 در فهرست آثار تاریخی ثبت شده است.

بازار دهدشت:

محدوده‌اي كه تحت عنوان بازار دهدشت از آن ياد مي‌شود، شامل محوطه‌اي گسترده كه تقريبا شهر را به دو نيمه تقسيم كرده است. اين محوطه كه در داخل بافت تاريخي شهر دهدشت واقع شده از يك راسته بازار به طول حدود 500 متر كه از حدود مسجد جامع شروع و تا محدوده كاروانسرا و امامزاده جابر كشيده شده است. در داخل اين راسته حجره‌هاي بازاريان در اندازه‌هاي گوناگون ساخته شده است. حجرات با گچ و سنگ و به صورت سرپوشيده بوده است. داخل بازار معبرهايي به مراكز مهم شهر كشيده و از آن طريق ارتباط بازار با اين مراكز برقرار مي‌شده است. در پشت حجرات انبارهاي ذخيره كالا و سراهاي تجارتي واقع شده بود كه در واقع معاملات تجاري و خريد و فروش‌هاي مردم در اين مكان‌ها صورت مي‌گرفت. بازار به قسمت‌هايي تقسيم شده بود و تقريباً هر قسمت آن به خريد و فروش نوع خاصي كالا اختصاص داشت. معبر راسته بازار به نسبت حجرات هر قسمت و نوع خريد و فروش كالا بزرگ و يا كوچك بوده است. در سال‌هاي 77 و 80 كار خاكبرداري محدوده بازار انجام شده و تقريباً قسمت‌هاي عمده آن از زير خاك بيرون آورده شده است.

خانه چراغ چشم:

یکی از این بناهای تاریخی دهدشت که میزان تخریب عناصر معماری آن بسیار شدید است، ساختمان قديمي عبدالمحمد چراغ چشم می باشد. ساختمان قديمي عبدالمحمد چراغ چشم در مالکیت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است که این سازمان در حال حاضر مشغول مرمت و احیای این بنای تاریخی است. مصالح به کار رفته در این بنای تاریخی لاشه سنگ، گچ ساروج و آهک است و نوع سازه آن نیز تاق، تویزه و گنبد است. ساختمان قديمي عبدالمحمد چراغ چشم بنایی است که در داخل بافت تاریخی شهر دهدشت و شمال امامزاده جابر واقع شده و از دوران با شکوه صفویه به یادگار مانده است. این بنا که در سال 1382 با شماره 8418 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است، 980 متر مربع مساحت دارد.

بنای تجارت خانه:

یکی دیگر از بناهای واقع شده در بافت تاریخی دهدشت که میزان تخریب عناصر معماری آن بسیار شدید است، تجارت خانه دهدشت می باشد. بنای تاریخی تجارت خانه در محدوده بافت قدیمی دهدشت و نزدیک امامزاده جابر واقع شده است. مصالح به کار رفته در این بنا سنگ، گچ و شفته آهک است و سازه آن نیز از نوع دیوار، تاق و قوس می باشد. ساختمان تاریخی تجارت خانه در عرصه 450 متر مربع و در اعیان(زیر بنا) 100 متر مربع مساحت دارد. این بنای تاریخی که به دوران صفویه تعلق دارد، در مالکیت بخش خصوصی است. بنای تجارت خانه با شماره 3566 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است و از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در حال مرمت است.

سایر خانه ها و عمارت ها:

بناي عمارت خانه آقاي محمد قلي كريمي، خانه آويش، خانه تاريخي آقاي عبدالمحمد خليلي، خانه درويش بوذر جمهري، خانه طاهر فرهنمديان، خانه علي پناه برسيا، خانه علي همايون خواه، خانه غلام رضانويد، خانه فرج اله بيژن زاده، خانه قديمي زهرا پارسيان خواه، خانه قديمي ضرغام آذركيش، خانه ميرزا از دیگر بناهای تاریخی این استان به شمار می روند.
قلعه های این استان به چهار دوره تاریخی تقسیم می شوند که عبارتند از: 1- قلاع قبل از اسلام که بیشتر به قلعه های دختر معروفند. 2- قلاع دوران اسلامی که به علت نهضت های فرقه ای و قومی در تاریخ مورد توجه و معروف بوده اند. 3- قلاع دورات اتابکان فارس 4- قلاع عهد تیموری و صفوی که به قلاع ایل در ادوار گذشته مربوطند.

قلعه چص گچ:

محل قلعه چص در حدود ۳۰ کيلومترى جنوب غربى دهدشت در ميان کوه‌هاى گچى به طول و عرض ۳×۲ کيلومتر و در جوار آتشکده‌هاى سه گنبدان (گل سرخدان) قرار گرفته است. وسعت اين قلعه که به در مهتابى هم معروف است، حدود ۵۰۰ ×۵۰۰ مترمربع مى‌باشد که احتمالاً به دليل قدمت تاريخى و همجوارى با آتشکده سه گنبدان، محلى معتبر براى ايرانيان قديمى (زرتشتيان) بوده است.

دژ سليمان:

اين قلعه که احتمالاً از قلعه هاي جنبش اسماعيليان است، در کنار روستاي «سليمان» و در حدود 15 کيلومتري جنوب غربي شهرستان گچساران قرار دارد.

قلعه مانگشت:

قلعه مانگشت مهم ترين قلعه عصر اتابکان لرستان، است. اتابک افراسياب (695-688 ه.ق) بعد از تجزيه ايالات کهگيلويه از فارس و پيوند آن به لرستان در اثر فشارهاي وارده ناگزير شد به اين قلعه پناه ببرد، اما پس از لغو الحاق کهگيلويه به لرستان توسط ارغون خان مغول (690-680 هـ.ق) افراسياب از دژ مانگشت فرود آمد. اين دژ که در حدود 2 کيلومتري دره بهمئي قرار دارد، مرز مشترک ايلات جانکي و بهمئي است.

قلعه هاي دختر:

قدمت اين گونه قلعه ها به عهد مهرپرستي، خداي مادينه و فرشته باروري ايرانيان قديم مربوط مي شود. قلعه هاي دختر معمولاً جايگاه آتشکده هاي بزرگ و کوچکي بوده اند و به فرشته باروري اهدا شده اند. بسياري از آن ها در نواحي مختلف اين استان به همين نام معروف شده اند. از جمله اين قلعه ها مي توان به قلعه دختر دشمن زياري، قلعه دختر کلانک تراب، قلعه دختر امامزاده، قلعه دختر گود سرخ اشاره کرد.

حمام کهیار:

حمام تاریخی کهیار در غرب بافت تاريخي شهر دهدشت و در مجاورت كاروانسرا واقع شده است. بنا شامل گرم‌خانه، میان در و رختكن است و ورودي آن در بخش جنوبي تعبيه شده است. ورودي به شكل زيبا و با اجراي مقرنس‌كاري ساخته شده است. بعد از گذشتن از راهرو وارد بخش رختكن مي‌شويم. اين بخش از يك حوض بزرگ در زير گنبد اصلي و دو حوض كوچك‌تر تشكيل شده است. دور تا دور حوض مركزي را سكويي كه در داخل آن مكاني براي گذاشتن كفش و لباس تعبيه شده بود، فرا گرفته است. كف رختكن از سنگ‌هاي بزرگ پوشانده شده است. حوض‌ها با ساروج و گچ و سنگ ساخته شده و از طريق لوله‌هاي تمپوشه‌اي به همديگر راه پيدا مي‌كرده است. رختكن به صورت متقارن است و هر دو ضلع قرينه همديگر هستند. با استفاده از راهرويي وارد بخش گرم‌خانه مي‌شويم. اين بخش از يك فضاي مسقف گنبددار و تعدادي نمره به علاوه حوض‌هاي ذخيره و گرم كردن آب تشكيل شده است. بنا در سال 77 به طور كامل خاكبرداري و در سال 78 تعميراتي اضطراري در آن صورت گرفته است. بدنه بیرونی این حمام که در مقابل کاروانسرای دهدشت واقع شده، چندی پیش مرمت گردیده است و سر در حمام نیز دوباره اجرا شده و ناودان های سنگی نصب و اطراف بنا هم زه کشی شده است. سر در ورودی گنبدی شکل که در زیر گنبد آن تزیینات زیبایی به شکل هشت ضلعی بکار رفته است. بخش میان در که بین گرمخانه و سر بینه واقع شده، با یک پیچ خمی طراحی شده و مانع از تبادل مستقیم، حرارت و دید مستقیم به بخش گرمخانه می شود. گرمخانه حمام در سطحی پایین تر از سربینه با غرفه هایی در اطراف که حوضچه هایی در آنها می باشد، جهت استحمام و آبتنی بوده است. آب حمام پس از انتقال از چاه و حوض آب از بیرون توسط لوله (تنبوشه های سفالی) به بخش اصلی و پس از گرم شدن به حوضچه ها و سرویس های بهداشتی و نقاط دیگر حمام هدایت می شده است. انبار هیزم، آتشدان و تون حمام در پشت گرمخانه واقع شده است که هوای گرم آتشدان پس از طی مسیر گربه روهای زیر گرمخانه از طریق کانال هایی به پشت بام حمام هدایت می شده اند و باعث گرم شدن کف و بدنه حمام می شده است. حمام تاریخی کهیار در مالکیت سازمان میراث فرهنگی است و 1200 متر مربع مساحت دارد. این بنا به شماره 3555 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است.

حمام شرقی:

در داخل بافت تاريخي دهدشت، چهار گرمابه تاريخي قرار دارد كه معروف ترين و شاخص ترين آنها، گرمابه ضلع شرقي است. این بنا تنها اثري است كه در ساخت آن آجر به كار رفته، زيرا در ساخت ديگر بناها و آثار اين بافت از سنگ و گچ استفاده شده است. حمام شرقي (حمام ارگ) در ضلع شرقي بافت تاريخي دهدشت و به فاصله 50 متري از حمام محمد و 100 متري از امامزاده معصوم واقع شده است. اين بناي دوره اسلامي، در شهر تاريخي دهدشت و احتمالاً در دوره صفويه ساخته شده است. اين بنا يك بناي عام‌المنفعه و كاربرد بهداشتي داشته است. ابعاد اين بنا 60/22 ×60/29 متر است. در ضلع شمال غرب ورودي بنا ساخته شده است. بنا همچون ساير حمام‌ها از گرم‌خانه و رختكن تشكيل شده است. رختكن شامل محوطه‌اي مستطيل‌شكل كه از سه حوض فواره‌اي بسيار زيبا تشكيل شده است. كف اين بخش با سنگ‌هاي بزرگ پوشانده شده و بدنه و كف حوض‌ها با ساروج اندوده شده است. آب از طريق لوله‌هاي تمپوشه‌اي وارد اين بخش و حوض‌هاي آن مي‌شد. دور تا دور حوض وسط، فضاهايي براي رختكن و گذاشتن البسه تعبيه شده بود. بعد از عبور از رختكن با راهروي ديگر وارد فضاي گرم‌خانه مي‌شويم . اين فضا از تعدادي حوض به علاوه فضايي مستطيل شكل در وسط حمام تشكيل شده است. این بنای تاریخی که به شدت تخریب شده، از سوی سازمان میراث فرهنگی در حال مرمت است. حمام ضلع شرقي 700 متر مربع مساحت دارد. این بنا در سال 1379 با شماره 3566 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است.

حمام محمد:

بناي زيبا و تاریخی حمام محمد در ضلع شرقي بافت تاريخي شهر دهدشت و به فاصله اندكي از مسجد جامع شهر واقع شده است. بنا شامل گرم‌خانه، رختكن و بخش شاه‌نشين است. ابعاد اين بناي ارزشمند 22 ×30 متر مي‌باشد. ورودي حمام در ضلع شمالي بنا و از طريق كوچه مجاور حمام صورت مي‌گرفته است. بخش رختكن و بخش شاه‌نشين هر دو در داخل يك مجموعه هستند كه به وسيله پلكاني به يكديگر راه دارند. با عبور از دالاني كوچك وارد بخش گرم‌خانه و حوض‌ها مي‌شويم. در اين بخش در كف حمام ستون‌هايي تعبيه شده كه كف روي آنها بوده و در مواقع گرم كردن آب حرارت به زير كف هدايت و موجب گرم شدن محوطه گرم‌خانه و يكنواختي محيط شده است. دود اضافي نيز از طريق دودكش‌هاي تعبيه شده در ديوار به بيرون هدايت مي‌شد. آب نيز از طريق لوله‌هاي تمپوشه‌اي وارد حوض‌ها و پس از گرم شدن تقسيم مي‌شده است. در زمستان 79 كار خاكبرداري و در بهار 80 كار تعميرات آن انجام شده است. این بنای تاریخی که در مالکیت سازمان میراث فرهنگی است، هم اکنون نیز در حال مرمت می باشد. در این بخش از مرمت، درب اصلی ورودی حمام محمد مسدود بوده که آن را باز نموده اند و عملیات پاکسازی و سبک سازی پشت بام و مرمت قسمت های فرو ریخته در آن صورت گرفته است. ساختار حمام شامل دیوار، طاق و گنبد است و مصالح بکار رفته در آن سنگ، گچ و شفته آهک است. حمام محمد 800 متر مربع مساحت دارد و یادگاری از دوران با شکوه صفویه است. این بنا به شماره 6303 در فهرست آثار تاریخی به ثبت ملی رسیده است.

بقعه امامزاده بی بی حكیمه (س):

خواهر امام رضا(ع) در شهرستان گچساران به صورت طبیعی در دل كوه و در حفره ای محفوظ احداث شده كه در طول سال و بخصوص در ایام نوروز زیارتگاه عده زیادی از سراسر ایران وحتی كشورهای حاشیه خلیج فارس است. در نزدیكی امامزاده چشمه آب گرمی وجود دارد كه زائرین از آن برای شفا استفاده می كنند. این بقعه متبركه در 100 كیلومتری جنوب غربی گچساران واقع گردیده و دارای جاده دسترسی آسفالته بوده و بهترین زمان زیارت و بازدید از این مكان زیارتی سیاحتی، از ابتدای پائیز تا پایان فروردین (به لحاظ شرایط اقلیمی وهوای گرم) می باشد.

آرامگاه امير لالپا:

به فاصله تقريبي 35 کيلومتري جنوب شرقي کهگيلويه، در ميان دو رشته کوه موازي، کوه سياه (جهت غربي) و کوه سفيد (جهت شرقي) يک گورستان تاريخي وجود دارد که به دلي مهربان يا مهرگان معروف است. کنار گورستان جديد و قديم آن تعدادي سکه مربوط به شاهان ايلامي خوزستان به دست آمده است. آرامگاهي نيز در آنجا وجود دارد که به نام قبر «اميرلالپا» معروف است و به خاندان جمال‏الدين عمر لالپا، عموزاده اتابک از اتابکان بزرگ تعلق دارد. بناي اين آرامگاه چهارگوش، چهار متر طول، سه متر عرض و چهار متر ارتفاع دارد و با سنگ‏هاي منظم تراشيده و ساخته شده است. بر بدنه آن با خطي نامنظم عبارت «قبر امير عليا سراج الدين لالپا» ديده مي‏شود.

قبر شاپور:

در محلي که امروزه پارک جنگلي شهر دهدشت در آن واقع شده است، قبري چهارگوش با مصالح سنگ و گچ وجود دارد که محلي‏ها آن را قبر شاپور ساساني مي‏دانند. اين نام با اسم بلاد شاپور بي‏مناسبت نيست. اين گور احتمالاً به جهت سبک جديد ساختماني به دوره قاجاريه مربوط است.

بقعه امامزاده حسن:

اين بقعه در شمال شهر ياسوج بعد از روستاي مريواني قرار دارد و بناي ساده‏اي است که در کنار يک درخت سايه‏گستر و در ميانه قبرستاني ساخته شده است. در کنار اين اطاقک گلين، درخت سبز و پرشاخ و برگي سايه گسترده است که آن را «چش ميزه» مي‏نامند . ظاهراً درخت را نبريده‏اند و اين خود دليلي بر تقديس آن درخت و اعجاز امامزاده حسن مي‏باشد. چشمه‏اي نيز در کنار بقعه امام‏زاده که معمولاً در زمستان يخ مي‏بندد، وجود دارد. يخ‏هاي اين چشمه شصت روز پس از نوروز آب مي‏شود. مردم بومي زمان آب شدن يخ‏هاي چشمه را از روزگاران قديم مبدأ کارهاي کشاورزي ، باغداري و شباني و تقويم بومي براي زراعت و گله‏داري و حرکت و کار و کوشش کشاورزي قرار داده‏اند.

بقعه امامزاده قاسم:

در شمال غرب ياسوج در روستاي گوشه، بقعه ساده‏اي وجود دارد که به اعتقاد مردم مدفن امامزاده قاسم است که در 15 کيلومتري ياسوج به بابا ميدان و در کنار رودخانه در زير درخت بلوطي از نظر ناپديد شده است. نقطه‏اي را که امامزاده قاسم در آن ناپديد شده «بلي هوشا» مي‏نامند. «بلي» به معناي بلوط و «هوشا» به معني حصار بلوط است. مردم بومي سنگي که گويا امامزاده قاسم بر روي آن خوابيده، مقدس مي‏شمارند و بدان نيايش مي‏کنند.

بقعه امامزاده پهلوان:

در مسير ياسوج، خارج از جاده اصلي ـ در دل کوه ـ آرامگاه امامزاده‏اي وجود دارد که در محل به آن امامزاده پهلوان مي‏گويند. بناي اين امامزاده تنها از يک اطاق تشکيل شده است. ديوار خارجي و سطح گنبد آن با گچ سفيد اندود شده‏اند . در مجاورت امامزاده سنگ مزارهاي زيبايي مشاهده مي‏شود که نوشته‏ها و نقوش روي آن‏ها حاکي از اعتقادات همين مردم است.

امامزاده عبدالله:

بين راه ياسوج در روستايي به نام نقاره‏خانه ، بقعه و مزار امامزاده عبدالله واقع شده است. اطراف آن را مزارهايي با قدمت بسيار زياد فرا گرفته‏اند. نقوش بسياري بر روي سنگ قبرها حجاري شده که اينک نيز مشهود است. نقوشي همچون سواران شمشير به دست در حال رزم با شير و گاو و نشانه‏ها و علامت نمادين ديگر همچون ستاره‏هاي چندپر، خورشيد و اسلحه‏هاي سرد و گرم خطوط آنها نيز اکثراً فارسي و عربي است. علائم و نشانه‏هاي سنگ قبرهاي پيرامون اين امامزاده نشانگر جنس مدفون و مقام شجاعت مردان در نبردها مي‏باشد.

امامزاده پنجه خل:

در شهر قديمي و تاريخي دهدشت آثار معماري بسيار زيبايي از دوران صفويه برجا مانده که تا کمر در خاک نشسته‏اند و بيننده را کنجکاوانه به ديدار فرا مي‏خوانند. در ميان بافت قديمي اين شهر، گنبد چندين امامزاده جلب توجه مي‏کند که در کمال زيبايي و سادگي ساخته و پرداخته شده‏اند. امامزاده پنجه خل يکي از امامزاده‏هاي اين منطقه است. ساختمان اين امامزاده از چند طبقه تشکيل شده است. امامزاده حياطي بسيار زيبا دارد که حوضي تراشيده از سنگ در وسط آن است. در قسمتي از محوطه آن نيز چندين مزار قديمي وجود دارد که در گذرگاه زمان به فراموشي سپرده شده‏اند. سردر امامزاده کتيبه حجاري شده‏اي است که بر روي آن با خطي بسيار خوش آيات قرآن کريم حک شده است. در داخل امامزاده معماري زبردست با پائين بردن سطح کف، زائرين را به احترام امامزاده، دعوت به خم شدن مي‏نمايد و زائر با داخل شدن در آن، قدم به فضايي تاريک و روحاني مي‏گذارد. حضور ستون‏هاي متعدد، اتاق را جلوه‏اي خاص بخشيده است. اولين نکته‏اي که نگاه بيننده را مجذوب مي‏کند، پرداخت زيباي طاقچه‏هاي متعدد روي ديوارهاست. مزار امامزاده در وسط اتاق قرار دارد و روي آن را نيز با پارچه سبز رنگي پوشانيده‏اند.

بقعه امامزاده چله خان:

اين امامزاده در مرده‏شهر دهدشت واقع شده است. بناي امامزاده ترکيبي از يک اتاق بزرگ که ويران شده، يک محوطه‏اي در زير گنبد و يک اتاق پهلويي است که از سنگ ساخته شده است . گنبد امامزاده از خارج به شکل کندو است و اين شکل بام‏سازي مقابر در خوزستان نيز معمول بوده است. جدار داخلي گنبد با گچ‏بري‏هايي به شکل استالاکتيت تزئين شده است. اطاقي که به وسيله گنبدي نوک‏تيز (هرمي) پوشيده شده، در شمال سه پنجره داشته است که اکنون مسدود شده‏اند. اين پنجره‏ها در اصل رو به اطاق بزرگي باز مي‏شدند . يکي از نرده‏هاي مرمري پنجره‏ها با تزئينات ستاره‏اي شکل هنوز باقي مانده است.

بقعه خضر:

در بخش غربي شهر دهدشت بقعه‏اي معروف به «خضر» وجود دارد . اين زيارتگاه جايگاه حاجت‏خواهان و معتقدان محلي است . ساختمان آن چهارگوش و کوچک است که چندين بار بازسازي شده است.

امامزاده شاه عباس:

اين آرامگاه در غرب دو گنبدان و در ليشتر واقع شده و بنايي چهارگوش با گنبدي بزرگ است. بر سطح ديوارهاي امامزاده آثاري از تزئينات زيباي گچ‏کاري و مقرنس‏کاري ديده مي‏شود. با توجه به سبک بناي امامزاده ، به نظر مي‏رسد که بنا از آثار دورة قبل از صفويه است.

امامزاده سيد محمد:

در قسمت جنوب غربي دهدشت، روستايي به نام «رواق» وجود دارد که «زورک» نيز تلفظ مي‏شود و گويا نام آن از طايفه‏اي به همين نام اخذ شده است. اين روستا ديواري از سنگ و گچ داشته که هنوز هم آثار آن باقي مانده است. در ميان اين حصار عبادتگاهي است که به نام سيدمحمد مشهور است و مورد احترام مردم باشد.

ساير امامزاده‏ها:

از دیگر امامزاده های استان می توان به امامزاده‏هاي سيدعيس، مختار، محمود، شاهزاده قاسم و فرج الله در شهرستان بويراحمد، امامزاده امير شهريار، علي سادات، محمدباقر، معصوم و معصومه، يحيي، شاهزاده سليمان، سيد عمادالدين در کهگيلويه و امامزاده‏هاي امير جوان، امير حمزه، پير مؤمن، سيد فخرالدين، علي جامي، سلطان محمدشاه، ميرحسين جلال در گچساران اشاره کرد.

معرفی جاذبه های طبیعی :


کهگیلویه و بویراحمد منطقه ناهمواری است. حدود سه چهارم مساحت منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکیل شده است. دشتها تنها یک چهارم مساحت را تشکیل می دهند. بلندترین نقطه در این استان قله دنا واقع در شهرستان دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین نقطه آن چره زن در جنوب غربی بی بی حکیمه در شهرستان گچساران می باشد که 197 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. کوههای این استان از رشته کوههای زاگرس به شمار می روند که در شمال با داشتن یخچال های طبیعی سرچشمه رودهای پرآب هستند. کوههای مهمی همچون کوه خائیز در جنوب دهدشت، کوههای نیل و حجال در شمال شرق یاسوج، کوه خامی در شمال شرق گچساران، کوه نور( نیر) در مرکز استان، کوههای سیاه وسفید در بهمئی و شرق لنده و کوه دل افروز در شمال و کوه ساورز از مهمترین کوههای استان به شمار می روند.

قله دنا:

دنا بلندترين قله رشته‌کوه‌های زاگرس در غرب ایران است. ارتفاع این قله ۴۴۰۹ متر است و در ۳۵ کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج در شهر سي سخت جای گرفته است. شهرستانی که این قله در آن قرار دارد نیز شهرستان دنا نام دارد . مهمترين قلل مركزي دنا عبارتند از: لوكوره هاي مركزي و جنوبي، كل گردل، موروگل، قاش مستان، برج آسماني و ماش . بلندترين قله كوه دنا قله قاش مستان، با ارتفاع 4450 است. تمام اين قلل را مي توان از روستاي خفر صعود كرد. جاده اي آسفالته به طول 70 كيلومتر اين روستا را به سميرم وصل مي كند. تنها جان پناه جبهه شمالي قلل دنا در بالا دست اين روستا قرار دارد. از مبدأ روستاي خفر بسته به اين كه به كدام يك از قلل مركزي فوق بخواهيم صعود كنيم مسيرهاي متعددي وجود دارد. مهمترين مسير همان مسير مالرویي است كه از تنگ قاش مستان به محلي به نام تله دژ مي رود كه جان پناه در آن قرار دارد. راه سپس وارد تنگ موروگل شده پس از عبور از روي يخچال موروگل درگردنه موروگل به ارتفاع 4175 متر به خط الرأس اصلي مي رسد. قله موروگل به ارتفاع 4420 متر در سمت راست و قله قاش مستان به ارتفاع 4450 متر در سمت چپ گردنه موروگل واقعند . ادامه خط الرأس از موروگل به سمت شمال غرب ما را به رشته تل گردل و سپس به رشته كوه لوكوره وقلل مختلف آن مي رساند و از قله لوكوره مركزي با پيمودن يك بريدگي مي توان به قله لوكوره غربي رفت كه در حد فاصل قلل مركزي و قلل شمالي است ، ادامه خط الرأس از قله قاش مستان به سمت جنوب شرقي ما را به قلل برج آسماني و ماش مي رساند. البته از مبدأ خفر دست يابي سريع به لوكوره ها و قله كل گردل امكان پذير است. براي اين كار بايد به جاي تنگ قاش مستان از راه مالروئي كه به موازات رودخانه خفر وجود دارد استفاده كرد و در خلاف جهت آب پيش رفت. اين دره سپس به دره هاي فرعي ديگري منشعب مي شود كه يكي از آنها دره لوكوره است كه مستقيماً به سمت لوكوره مركزي پيش مي رود و ديگري تله گردل است كه در انتهاي خويش ما را بر خط الرأس سوار كرده سريعأ به قله كل گردل مي رساند. همچنين از مبدأ خفر دستيابي به قلل برج آسماني و ماش سريع تر صورت مي گيرد. براي اين كار بايد از راه مالروئي استفاده كرد كه ابتدا وارد تنگ قبله شده و سپس وارد تنگ زيباي دناسا مي شود. اين راه در نهايت پس از عبور از يخچالهاي زيبا به گردنه دناسا رسيده سوار خط الرأس اصلي مي شود. سمت راست گردنه قله برج آسماني به ارتفاع 4435 متر و سمت چپ آن قله ماش به ارتفاع 4400 متر قرار دارد.

دزکوه:

دزکوه نام کوهی است بلند در ضلع غربی بخش گرمسیری سوق از توابع شهرستان کهگیلویه که دوران قدیم با توجه به موقعیت خاص آن بعنوان دژی مستحکم در برابر اقوام یاغی و مهاجم از آن استفاده می شده که به همین مناسبت به این نام مشهور گردیده است . طبق اطلاعات این کوه فقط دارای یک مسیر ورودی پیاده رو در قدیم و هم اکنون دارای جاده ماشین رو به ارتفاع کوه می باشد و با توجه به وجود چشمه ای بر روی این کوه گرمسیری، دارای سکنه و روستا می باشد. رودخانه مارون از ضلع غربی و جنوبی این کوه جاری و به سد مارون در شمال بهبهان می پیوندد. این محل زادگاه هنرمند محبوب زنده یاد حسین پناهی می باشد.
استان كهگيلويه و بويراحمد به علت فراواني مناطق مرتفع و بادهاي مربوط در هر دو منطقه سردسير و گرمسير از ميزان بارندگي نسبتاً خوبي برخوردار است. ‌اين بارندگي موجب پيدايش رودهاي متعددي چون مارون، خرسان، زهره، بشار، نازمكان، ماربر، ياسوچ، دره آجم، گرد آوه، آب شور، تغار، قلات، خير آباد در استان شده است. در مسير رودخانه‌هاي استان، تندآب‌ها و گاهي آبشارهاي زيبايي به وجود آمده است و چون اين رودها اغلب از قعر دره‌ها و داخل ارتفاعات عبور مي‌كنند علي رغم قابليت‌هاي مختلف توريستي كمتر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. از سوی دیگر در این استان چه در ناحيه سردسير و چه در گرمسير، چشمه‌ها و سراب‌هاي بزرگي وجود دارد كه مهمترين آن‌ها، چشمه ميشي، هفت چشمه، خاركلون دخاك لدون، باغ چشمه بلقيس چرام، آب گرمو و چشمه‌هاي ديگر است و امكان احداث كمپينگ، اردگاه و تاسيسات تفريحي نيز در اين مناطق وجود دارد ولي تاكنون از تمام ظرفيت هاي موجود استفاده قابل توجهي نشده است.

رود مارون:

رود مارون که در تنگ تکاب از مرز استان خارج می شود واز کنار بهبهان گذشته و به نام رود جراحی وارد خلیج فارس می شود.

رودخانه تغار:

طول اين رودخانه 40 کيلومتر و ارتفاع آن از سطح دريا 2000 متر است. اين رودخانه از دامنه شمالي کوه چست خوار در 37 کيلومتري شرق دهدشت سرچشمه مي‏گيرد و به نام آب اسبکي رو به شمال غربي جريان مي‏يابد و پس از مخلوط شدن با دو ريزابة جنوب شرقي، از کنار روستاهاي عزيزي بالا و خليفه و دلياسير مي‏گذرد و با ورود به دره جنوبي کوه سياه به رود تغار تغيير نام مي‏دهد . پس از عبور از جنوب روستاي دلي پير محمود از شرق القچين بالا گذشته و به سوي روستاهاي شيراز و اسکندري روان مي‏گردد. در روستاي شيراز با يک ريزابه بزرگ شرقي درهم مي‏آميزد و در 5/2 کيلومتري شمال غربي روستاي گرداب با يک ريزابه بزرگ که از شرق دهدشت عبور مي‏کند، مخلوط مي‏شود و در يک کيلومتري جنوب روستاي مزبور به رودخانه خيرآباد مي‏پيوندد.

رودخانه آب شور:

طول اين رودخانه 45 کيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2050 متر است . اين رودخانه از دامنه کوه‏هاي «دل مهتو» و «تنگ يا سيلوم»، در 40 کيلومتري شمال شرقي دهدشت سرچشمه مي‏گيرد و از طريق دره لاش به سوي شمال غربي روان مي‏شود. پس از طي حدود 15 کيلومتر، کوه سيلوم را دور زده و از طريق دره جنوبي کوه باسوري و دره شمالي کوه پنبه به سوي روستاي کان مسي روان مي‏گردد. در اين روستا، اين رودخانه با يک ريزابه کوچک شمالي مخلوط مي‏شود و به نام رودخانه سوررو به جنوب سرازير مي‏شود و ضمن عبور از منطقه لاش، روستاي دلي‏يک را سيراب مي‏سازد و از دره شرقي کوه سيل سيلک به سوي جنوب شرقي روان مي‏شود و بالاخره در غرب روستاي اندرون به رودخانة مارون مي‏پيوندد.

رودخانه گردآوه:

طول رودخانه گرد آوه 30 کيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2500 متر است. اين رودخانه از چشمه‏سارهاي دامنة شمالي کوه‏هاي سفيد و مورندون در 48 کيلومتري شمال غربي ياسوج سرچشمه مي‏گيرد و به نام رود چنار به سوي جنوب شرقي روان مي‏شود و در سر راه روستاهاي سرچنار، ميان چنار و دم چنار بالا و پايين را مشروب مي‏کند. اين رودخانه در دامنه جنوبي کوه دوگوش با يک ريزابه کوچک جنوبي مخلوط مي‏شود و به نام رود گردآوه در روستاي دروهان به رود معروف بشار مي‏ريزد.
روستاهای هدف گردشگری استان کهگیلویه و بویر احمد عبارتند از روستاهای مختار، دلی بهرام بیگی، کریک، چشمه بلقیس چرام، دیشموک و مارین.

مختار:

روستاي مختار از توابع بخش مرکزي شهرستان بويراحمد، با مختصات جغرافيايي 51 درجه و 31 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 40 دقيقه عرض شمالي، در سه کيلومتري غرب ياسوج قرار گرفته است. ارتفاع روستاي مختار از سطح دريا 1760 متر است و آب و هواي آن در فصول بهار و تابستان بسيار دلپذير و مطبوع و در زمستان سرد مي‌باشد. استقرار روستا در ناحيه تاريخي استان کهگیلویه و بويراحمد و وجود امامزاده مختار از قدمت روستا حکايت دارد. مردم روستاي مختار به زبان لري سخن مي‌گويند، مسلمان و پيرو مذهبي شيعه جعفري هستند. براساس نتايج سرشماري سال 1375، روستاي مختار در حدود 1600 نفر جمعيت داشته است که در سال 1385 ، به 1800 نفر افزايش يافته است. درآمد بيشتر مردم روستاي مختار از فعاليت‌هاي زراعي، دامداري، باغداري و پرورش زنبور عسل تأمين مي‌شود. گروهي از مردم، در بخش خدمات و توليد صنايع دستي اشتغال دارند. از مهم‌ترين جلوه‌هاي طبيعت زيباي روستاي ييلاقي مختار مي‌توان به تنگ گنجه‌اي، تفرجگاه تنگ مهريان، پارک جنگلي آبشار و بقعه امامزاده مختار اشاره کرد. مهم‌ترين صنايع دستي اين روستا گليم است که زنان و دختران روستا در توليد آن نقش مهمي دارند. انگور، برنج، روغن حيواني، کشک و گليم سوغات روستاي مختار هستند.

مارين:

روستاي مارين از توابع بخش مرکزي شهرستان گچساران، با مختصات جغرافيايي 50 درجه و 48 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 33 دقيقه عرض شمالي، در 32 کيلومتري شمال شهر گچساران و 198 کيلومتري جنوب شرقي ياسوج قرار دارد . اين روستا از شمال، به کوه ولي گنج و از جنوب غربي به کوه کاردي محدود مي‌شود ارتفاع اين روستا از سطح دريا 1080 متر است. آب و هواي مارين در فصول بهار و پاييز ملايم و مطبوع ، در تابستان نسبتاً گرم و در زمستان سرد و خشک است. رودخانه شاه بهرام از شمال شرقي روستا عبور مي‌کند. روستاي مارين يکي از روستاهاي تاريخي ايران است . راه سلطنتي شوش به تخت جمشيد و بيشاپور (در دوره هخامنشيان) ، از هفت کيلومتري اين روستا عبور مي‌کرده است. موقعيت سوق‌الجيشي روستاي مارين، در دوره هخامنشيان، اشکانيان و ساسانيان سبب احداث قلعه‌هاي متعدد راهباني در حوزه نفوذ آن شده است. مردم روستاي مارين به زبان لري سخن مي‌گويند ، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند. روستاي مارين به دليل شرايط مساعد اقليمي و چشم‌اندازهاي بي‌نظير طبيعي، همه ساله گردشگران و طبيعت دوستان بسياري را به سوي خود جلب مي‌کند. استقرار روستا در ميان دره‌اي که پيرامون آن را ارتفاعاتي بلند در برگرفته‌اند، چشم‌اندازهاي بديعي از تلفيق زندگي انسان و طبيعت پديد آورده است. اين ارتفاعات جنگلي، در فصول بهار و تابستان تفرجگاه عمومي مردم روستا و گردشگران است. مهم‌ترين بناي مذهبي روستاي مارين ، مقبره امامزاده حميده خاتون است. توليد صنايع دستي و بافته‌هاي پشمي در ميان روستائيان و عشاير منطقه متداول است. انواع گليم، جاجيم، قالي و توبره ، مهم‌ترين صنايع دستي و هنري مردم روستاي مارين مي‌باشد. معروف‌ترين سوغات روستاي مارين را صنايع دست بافت ، انار، رب انار، کره ، ماست، روغن، کشک و دوغ محلي تشکيل مي‌دهد .

کريک:

روستاي کريک از توابع بخش مرکزي شهرستان دنا، با مختصات جغرافيايي 51 درجه و 25 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 48 دقيقه عرض شمالي، در 15 کيلومتري جنوب غربي سي‌سخت و 25 کيلومتري ياسوج قرار گرفته است. اين روستا از اطراف به ارتفاعات بلند دنا محدود مي‌شود. روستاي کوهستاني کريک، در حدود 1700 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. آب و هواي اين روستا، در فصول بهار، تابستان و پاييز ملايم و مطبوع و در زمستان سرد و خشک است . رودخانه کريک از ميان روستا عبور مي‌کند و بر طراوت و شادابي فضاي روستا مي‌افزايد . روستاي کريک يکي از قديمي‌ترين روستاهاي شهرستان دنا به شمار مي‌رود. يکجانشيني در اين منطقه ، به دوران قبل از مهاجرت آريايي‌ها به فلات ايران مربوط است. عبور شاهراه سلطنتي هخامنشي از 15 کيلومتري کريک، سبب رونق تجارت و رفت و آمد بيشتر در اين ناحيه شده است. بيشتر درآمد مردم اين روستا از فعاليت‌هاي زراعي، دامداري و باغداري تأمين مي‌شود . گروهي از مردم روستا در بخش خدمات و توليد صنايع دستي اشتغال دارند. روستاي کريک در يک ناحية کوهستاني، بر روي شيب ملايمي استقرار يافته است و بافت مسکوني متراکم دارد. اکثر خانه‌هاي اين روستا عموماً يک طبقه و با ديوارهاي ضخيم ساخته شده‌اند . در بافت قديمي روستا واحدهاي مسکوني دو طبقه و کوچک نيز وجود دارد. مصالح به کار رفته در ساخت خانه‌هاي قديمي چوب ، خشت و گل است. روستاي خوش آب و هواي کريک که در ميان دره باصفاي کريک و در مسير دسترسي به منطقه ييلاقي و زيباي سي‌سخت واقع شده است، يکي از مسيرهاي صعود به قله دنا محسوب مي‌شود. از جمله جاذبه‌هاي مذهبي و تاريخي اين روستا مي‌توان به آرامگاه امام‌زاده عسگر و امام‌زاده اسحاق اشاره داشت. صنايع دستي روستاي کريک مشتمل بر انواع قالي و گليم با طرح‌ها و نقوش زيبا است.
از ديگر جاذبه‌هاي طبيعي استان، غارها و اشكفت‌هاي متعددي است كه در گوشه و كنار آن پراكنده شده‌اند و از مهمترين جاذبه‌هاي جهانگردي ناحيه مركزي و استان كهگيلويه و بويراحمد بشمار مي‌روند. غارنول، آب كناري، پيرزن، خي، كبوتر، مس، ني نه، شاه بهرام، نزل و دوفيري از مهمترين غارها اين استان است، همچنين در نواحي مختلف كوهستان‌هاي اين استان انواع شكاف‌هاي غار مانندي در دل كوه پديد آمده‌اند كه اشكفت معروفند. از سوی دیگر این استان دارای دره‌ها و تنگ‌های بسیار زیبا و جالب توجهی است. دره‌هاي استان كهگيلويه و بويراحمد كه اغلب چراگاه و ييلاق هستند، عبارتند از مهرجان (مهرگان)، خياركار، برم شير، گل اسفيد، دالان، جوكار، بزه سبز، مهتاب، چيربيان، بهرام بيگي است و تنگه‌هاي سرخ، تيزاب، براق، گنجه‌اي، تامرادي، به همراه پوشش‌هاي گياهي متنوع موجود در اين مناطق زمينه مطلوبي را براي بهره برداري تفرجگاهي مهيا كرده است.

غار یخی:

یکی از غارهای معدود و منحصر به فردی است که در ارتفاع صعب العبور دیواره شمالی منطقه حفاظت شده دنا و در جنوب روستای خفر در محدوده امن منطقه موجود و سالانه پذیرای علاقمندان فراوانی از غار نوردان و کوه نوردان داخلی می باشد، خصوصیات بارز این غار وجود قندیلهای یخی در تمام فصول سال خصوصاً فصل تابستان در دیواره های آن می باشد.

غار شاه:

یکی از غارهای مشهور موجود در استان واقع در حوالی روستای شاه بهرام در منطقه پیچاب از توابع بخش باشت شهرستان گچساران و در منطقه گرمسیری و در فاصله 150 کیلومتری شمال شرقی شهر دوگنبدان واقع و این منطقه دارای جنگلهای انبوه از نوع بلوط، بنه، کلخنگ، زبان گنجشگ و انواع بادام می باشد.

غار دوفیری:

یکی از غارهای موجود در ارتفاعات غربی کوه سمسال واقع در حوالی روستای بن زرد علیا از توابع بخش پاتاوه شهرستان دنا و در منطقه حفاظت شده دنا می باشد . طبق اطلاعات کسب شده از اهالی محلی این غار که در صخره ای مرتفع از روستای فوق قرار گرفته در گذشته بعنوان قراولگاه و حفاظت از سکنه روستا از آن استفاده می شده است. با توجه به موقعیت مکانی تسخیر آن از طرف افراد و اقوام مهاجم میسر نبوده و به لحاظ اینکه ورودی غار دارای دو سوراخ شبیه بینی انسان می باشد به همین مناسبت به لهجه لری به غار دو فیری مشهور گردیده است.

غار دنگزلو:

این غار در ضلع شمال شرقی کوه دنا و در حوالی روستای دنگزلو از توابع بخش پادنای علیا شهرستان سمیرم و در حوزه استحفاظی استان اصفهان واقع گردیده که دارای جاذبه های فراوان از لحاظ قندیل های یخی ( استالاکتیت و استالاکمیت) که هنوز بطور کامل هم جاذبه های آن شناسایی نشده است که چنانچه همه زوایای آن شناخته شود در حد غار علیصدر همدان می توان از آن بهره برداری شود.

غار نیده( ندیده):

نام غاری است که در تنگه ای به همین نام در منطقه حفاظت شده خائیز سرخ و در فاصله 20 کیلومتری شمال شرقی شهرستان بهبهان قرار دارد و از نظر موقعیت طبیعی حائز اهمیت و در محدوده امن منطقه حفاظت شده قرار گرفته است. طبق اطلاعات مأمورین و محلیان این غار عمقی در حدود 150 متر در زیر زمین دارد

غارنول:

غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متر دارای چند تالار پلکانی و انشعاب های مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد. ارتفاع دهانه غار سه متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر می کند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی اسماری و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطعات آب از این قندیلها و سقف غار چکه می کند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است. به نظر می رسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است.

اشكفت داودي:

این غار در فاصله تقريباً نه كيلومتري شرق ديشموك و در داخل تنگ فارتق واقع شده است. اين اثر غاري است تقريباً مثلثي شكل كه با شيبي تند به جاده و تنگ فارتق منتهي مي شود. ارتفاع اين غار از سطح جاده در حدود 25 متر است. در بخش هاي بيروني اين غار بقاياي ابزارهاي سنگي نظير ريزتيغه و تراشه به چشم مي خورد. قدمت آثار اين غار به دورة پيش از تاريخ مي رسد.

اشكفت سياه:

اين اشكفت در قسمت هاي بالايي كوهي در شمال روستاي چالموره قرار دارد. درون غار پوشيده از كود حيواني و خاكستر است. در بيشتر بخشهاي جنوبي غار ، كف صخره مشخص است. در عوض در بخش شمالي كف غار ديده نمي شود و به نظر عمق بيشتري دارند. در جلوي دهانه غار نهشته بسياري قرار دارد. در مقابل غار سكويي از تخته سنگهاي بزرگ چيده شده است كه چندان قديمي نيست و به نوعي مربوط به استفاده بوميان در دوره اخير مربوط مي شود. اشكفت سياه در شمال روستاي چالموره در بالاي كوهي قرار دارد . اين محوطه در اقليمي معتدل و نيمه كوهستاني قرار دارد. ميزان بارش در اين منطقه چندان زياد نيست و زمينها جز در بهار پوشش گياهي چندان خوبي ندارند. در اثر فرسايش ناشي از عوامل طبيعي ، قسمتهايي از اشكفت فرو ريخته است. به نظر مي رسد در نتيجه فعاليتهاي انساني بخشهايي از اشكفت دستكاري شده است. اين اشكفت در قسمت هاي بالايي كوهي در شمال روستاي چالموره قرار دارد. درون غار پوشيده از كود حيواني و خاكستر است. در بيشتر بخشهاي جنوبي غار، كف صخره مشخص است. در عوض در بخش شمالي كف غار ديده نمي شود و به نظر عمق بيشتري دارند. در جلوي دهانه غار نهشته بسياري قرار دارد. در مقابل غار سكويي از تخته سنگهاي بزرگ چيده شده است كه چندان قديمي نيست و به نوعي مربوط به استفاده بوميان در دوره اخير مربوط مي شود. براساس شواهد موجود، هم اكنون هم از اين غار استفاده مي شود . درون غار و در مقابل آن مصنوعات سنگي به دست نيامد اما تعدادي سفال اسلامي منقوش موسوم به شبه پيش از تاريخي به دست آمد. البته مقابل غار پوشيده از علف و گياه بود كه شايد به اين دليل ابزار سنگي مشاهده نشد.

باغ چشمه بلقیس چرام:

باغ چشمه بلقیس چرام در شهرستان كهگیلویه و در شهر چرام واقع شده است و یكی از مهمترین جاذبه های توریستی منطقه می باشد. زمین حاصلخیز منطقه باعث شده كه از هر نوع درخت در این باغ پرورش یابد. باغ دارای چندین چشمه می باشد كه از دهانه شمالی به باغ می ریزد وآب چشمه ها در جویبارهای مشبكی كه با اصول معماری قابل توجهی تراس بندی شده به استخر زیبائی سرازیر می شود. باغ چشمه بلقيس در استان کهگيلويه و بويراحمد، در دشتي هموار معروف به شهرک قلعه کره شهبازي از توابع بخش چرام و در 9 کيلومتري شرق چرام و يک کيلومتري روستاي شهرک در ميان تپه ماهورها و کوهها واقع شده است. اين باغ از شمال به جاده چرام ـ گچساران ، از جنوب به اراضي کشاورزي، از غرب به باغ جهاد کشاورزي(باغ عمران) و از شرق به اراضي کشاورزي و کوههاي همجوار محدود مي‎شود. چندين نهر فصلي و دايمي در اين دشت جريان دارد و محصولات غلات چون گندم، جو و برنج در اين منطقه کشت مي‎شود. اين بنا به گفته اهل منطقه توسط زني به نام بلقيس حدود اواخر دوره ساساني و اوايل دوره اسلامي احداث گرديد. در سال 1327 مردم محل در اطراف آن به احداث چند باغ کوچک اقدام نمودند و در سال 1338 شخصي به نام اسکندر خان چرامي آن را خريداري شد و به گسترش آن اقدام نمود. چشمه بلقيس نام جديد روزگار ما براي باغي است كه مرحوم اسكندر خان چرامي در اطراف اين چشمه بر جاي باغي كه از ازمنه پيش از او، در اين محل وجود داشت توسيع و تجديد رونق نموده است. مدتي هم اين باغ و يك آبادي كوچك نزديك آن در مكاتبات و اسناد و بعضي از سفرنامه ها به نام اسكندريه شهرت گرفته است. به نظر مي‎رسد اين باغ مربوط به اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي مي‎باشد. اين باغ با مساحتي در حدود 38960 متر مربع و شامل فضاهايي چون چهار برج به ابعاد 70 *150 متر در ضلع غربي باغ، چشمه، استخر و در قسمت شرقي آن صخره‎اي بزرگ به ارتفاع 20 متر تشکيل شده است. اين باغ در حال حاضر در تملک شهرداري مي‎باشد. پوشش گياهي اين باغ بدليل گرمسيري بودن اين منطقه شامل اکاليپتوس، سدر، بلوط، سرو و داراي درختان متنوع ميوه‎اي چون گردو، گلابي، سيب، ليمو ترش، خرمالو ، پرتقال ، نارنگي، انجير، انگور، توت، نارنج ، نخل مي‎باشد. همچنين بوته‎هاي گياهي گوناگون و گلهاي مختلف در آن به چشم مي‎خورد. نظام آبياري اين باغ بر اساس فوران آب چشمه‌هاي اصلي و چندين چشمه فرعي مي‎باشد که بوسيله نهرهاي کوچک و بزرگ متعددي در باغ جريان مي‎يابد و آب مازاد آنها بوسيله جويي بزرگ به طرف استخر باغ که در ضلع جنوب غربي باغ واقع شده هدايت مي‎شود. اين استخر زيبا به شعاع 10 متر و عمق 1/5 متر بصورت دايره و داراي سه ورودي و يک خروجي مي‎باشد که آب چشمه از مسير خروجي به رودخانه فشيان مي‎ريزد. اين استخر، باغچه‎اي به قطر جهار متر كه پوشيده از درختان نخل، نارنج، پرتقال و گلهاي زيبا و متنوع است را در آغوش گرفته است.
استان كهگيلويه و بويراحمد از نظر جغرافيايی در ناحيه ايران و تورانی و در بخش كوچكی از جنوب در ناحيه صحاری – سند واقع شده است. پوشش گياهی استان به دليل نوع آب و هوای گرمسيری و سردسيری متنوع است. ناحيه سردسيری به علت آب فراوان، پوشش گياهی نسبتاً انبوه، متراكم و جنگلی دارد. در قلمرو گرمسيری پوشش گياهی اغلب تنک و نيمه انبوه است. از سوی دیگر طبيعت زيبا و منحصر به فرد استان كهگيلويه و بوير احمد شرايط زندگی جانوری و پرندگان بسياری را در اين منطقه فراهم نموده است. استان کهگيلويه و بويراحمد گونه های مختلفی از حيات وحش را در خود جای داده است. اين گونه ها شامل پستانداران، پرندگان و آبزيان هستند. استان كهگيلويه و بويراحمد يكی از زيباترين استان‌های كشور است كه تركيب كوه، دشت، جنگل و عناصری هم چون چشمه‌های طبيعی و آبشار را یک جا در خود دارد.

منطقه حفاظت شده دنا:

منطقه حفاظت شده دنا يک منطقة کاملاً کوهستاني است. اختلاف ارتفاع بلندترين و پست‏ترين نقاط منطقه بالغ بر 3000 متر است. دنا داراي قله‏هاي بلند، ديواره‏هاي عظيم و دره‏هاي عميق است. در شرق دنا گردنه تاريخي «بيژن» قرار دارد و مرزهاي شمالي، غربي و جنوبي آن را رودخانه‏هاي «ماربر» و «بشار» احاطه کرده‏اند. رودخانه ماربر که در شمال دنا از شرق به غرب جاري است، با گذشتن از چند روستا و تنگ خرسان، به رودخانه «خرسان» تغيير نام مي‏دهد و پس از عبور از تنگه‏هاي باريک به رودخانه «بشار» مي‏پيوندد. محل پيوند رودخانه‏هاي خرسان و بشار، ناحيه‏اي جنگلي است که زيبايي خيره‏کننده‏اي دارد. ارتفاع اين محل از سطح دريا 1300 متر است که پائين‏ترين نقطه منطقه حفاظت شده دنا به شمار مي‏رود. کوه‏هاي دنا به عنوان ذخاير منابع آب دره‏هاي متعدد و دامنه‏هاي آن نيز پر از چشمه‏هاي کوچک و بزرگ است. کوه‏هاي دنا سرچشمه بسياري از رودخانه‏هاي جنوب ايران است و به عنوان ذخيره‏گاه منابع آب، نقش تعيين‏کننده‏اي در زندگي مردم جنوب کشور دارد. منطقه حفاظت شده دنا از نظر تنوع گونه‏هاي گياهي بسيار غني است و با توجه به مجموعه درختان و گياهان جنگلي، مرتعي، دارويي، خوراکي و تزئينی، سرمايه ژنتيکي با ارزشي به حساب مي‏آيد. در ارتفاع 2500 متري ، جنگل‏هاي بلوط دامنه‏هاي جنوبي دنا را پوشانده است. در ميان درختان بلوط، گونه‏هاي مختلف جنگلي نظير بن، کيکم، ارژن ، زالزالک، شن و ارژن ديده مي‏شود. از ارتفاع 3500 متر به بالا، انواع گونه‏ها و گياهان علفي و بوته‏اي سطح زمين را فرا گرفته است. از ارتفاع 4000 متر به بالا نيز گياهان کوچک و زيبايي، در پناه سنگ‏ها و شکاف صخره‏ها، از وزش بادهاي تند مصون مانده‏اند و خودنمايي مي‏کنند. همچنين بعضي گل‏هاي لاله که در دنا مي‏رويد ، ويژه اين منطقه است و در جاي ديگر ديده نمي‏شود. گل بسيار زيباي «لاله بيشه‏زار» يکي از اين گل‏هاست. حيات ‏وحش دنا معرف سيماي تنوع جانوري زاگرس است. خرسهاي قهوه‏اي بزرگ، کبک دري با جثه پنج کيلوئي، انواع عقاب، پلنگ، گرگ و انواع گربه‏هاي وحشي در دنا زندگي مي‏کنند. در منطقه حفاظت شده دنا امکان تماشاي پرندة بسيار زيبا و نادر هما ، که پروازي آرام و با شکوه دارد، بيش از هر جاي ديگر ايران است. همچنين پرندگاني نظير شاهين، کبک، سنگ چشم، کمرکلي و انواع چکاوک‏ها و سهره‏ها در دامنه‏هاي دنا زندگي مي‏کنند. جانوراني مثل سمور، راسو ، سنجاب ايراني که از زيباترين سنجاب‏هاي جهان است و در احيای جنگل بلوط نقش اکولوژيک بسيار مؤثري دارد، به وفور در دنا ديده مي‏شوند. حفاظت از دنا باعث افزايش انواع گونه‏هاي جانوري اين منطقه شده است، به طوري که هم اکنون در کوهستان دنا براي ديدن خرس، بز و پازن، نيازي به دوربين چشمي نيست. منطقه حفاظت شده دنا صرف‏نظر از تنوع گونه‏هاي گياهي و جانوري، بنا به دلايل اقليمي و پديده‏هاي بارز زمين‏شناختي، از نظر آموزشي و پژوهشي نيز بسيار مورد توجه پژوهشگران زيست‏شناسي و زمين‏شناسي است . اين منطقه همچنين از نظر ورزش‏ها و تفريح‏هاي کوهستاني قابل توجه است.

منطقه حفاظت شده كوه خامين:

اين منطقه در حدود30 كيلومتري ضلع شرقي دو گنبدان با وسعت 30000 هكتار با پوشش گياهي و جنگلي بلوط ، ارژن، انجير وحشي، كيكم چويل، گون، زالزالك و كلخنگ واقع شده است. گونه هاي جانوري وحيات وحش پلنگ، خوك وحشي، سمور وحشي، جغد، گرگ، خرگوش و شاهين را مي توان در اين منطقه يافت و داراي راه دسترسي آسفالته مي باشد.

درياچه‌ كوه‌ گل:

درياچه‌ كوه‌ گل‌ در شمال‌ شهرستان‌ بويراحمد و در شمال‌ شرقي‌ شهرتوريستي‌ سي‌ سخت‌ در دهانه‌ انبري‌ گردنه‌ مشهور بيژن‌ و در كنار تپه‌هاي‌ كوه‌ گل‌ واقع‌ شده‌ است‌. محل‌ استقراردرياچه‌ يكي‌ از زيباترين‌ نواحي‌ استان‌ است‌ كه‌ در فصل‌ بهار و تابستان‌ از انواع‌ گل‌هاي‌ شقايق‌ و گياهان‌ وحشي‌ وهمچنين‌ آويشن‌ خوش‌ عطر كوهستاني‌ مملو مي‌شود. در فصل‌ تابستان‌، تجمع‌ پرندگان‌ مهاجر همراه‌ با پرندگان‌ بومي‌ در سواحل‌ و كنار درياچه‌، زيبايي‌ حيرت‌انگيزي‌ پديد مي‌آورد. از پرندگان‌ مهاجري‌ كه‌ در دامن‌ اين‌ درياچه ‌اتراق‌ مي‌كنند، مي‌توان‌ به‌ انواع‌ مرغابي‌ و اردك‌ كله‌ سبز، لك‌ لك‌، حواصيل‌، درنا، خروس‌ كولي‌ و چنگر اشاره ‌كرد.

دریاچه مور زرد زیلایی:

در 135كیلومتری شمال غرب یاسوج و در ارتفاعات 2180 متری از سطح دریا قرار دارد. مساحت این دریاچه 14 هكتار است. حداقل عمق آن هفت متر و حداكثر آن 14 متر است . این دریاچه در تنگی واقع شده كه اطراف آن را كوه هایی با سنگ آهكی پوشانده است. تعدادی آبزیان در این دریاچه به حیات خود ادامه می دهند كه ماهی كپور معمولی از مهمترین آنهاست.

تالاب برم الوان:

در40 كیلومتری شهر لیكك بهمئی، دهستان سرآسیاب یوسفی واقع شده است. آب آن دائمی است و ارتفاع آن از سطح دریا 1100 متر می باشد. مساحت این دریاچه 15 هكتار و حداقل عمق آب آن 12 متر و حداكثر 30 متر می باشد. برم های كوچك و فصلی دیگری همچون برم علی داد، دره صحه در زیلایی، برم مداب در شرق یاسوج در دهستان كاكان، برم كوه گل سی سخت و برم دلی پیروزك در شهرستان بویراحمد و برم گراب دیشموك، برم كهكزك، برم شرابگروه در سرفاریاب در شهرستان كهگیلویه و برم خونی شاه بهرام در شهرستان گچساران وجود دارند كه مجموعاً به همراه 160 چشمه و16 قنات و تعدادی چاه عمیق و نیمه عمیق منابع آب استان را تأمین می كنند .

تالاب‌ برم‌شير:

اين‌ تالاب‌ با 5000 متر مربع‌ مساحت‌، در دره‌ تنگ‌ شير بويراحمد واقع‌ شده‌ است‌. اين‌ ناحيه‌ از قابليت‌ تفرجگاهي‌ جالبي‌ برخوردار است‌ و مي‌تواند به‌ محيطي‌ مناسب‌ براي‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت ‌تبديل‌ شود. چشم ‌انداز و پيرامون‌ تالاب‌ جذاب‌ و بسيار ديدني‌ است‌.

آداب و رسوم :


عيد نوروز:

عيد نوروز در كهگيلويه و بويراحمد از مراسم بسيار پر اهميت است. در آخرين چهارشنبه سال معمولاً بچه هاي هر محل و آبادي در كوچه ها با هيزم جمع آوري شده آتش روشن مي كنند. آنان از روي آتش مي پرند و اين شعر را كه زردي من از تو سرخي تو از من مي خوانند. همچنين دو سه روز پيش از آغاز سال نو را عرفه يا خيرات نيمه برات مي گويند. در اين ايام تمامي خانواده از شير و برنج و دانه هايي نظير سياه دانه، رازيانه نوعي غذاي محلي به نام شير برنج تهيه مي كنند و همراه با نوعي حلواي محلي بين همسايگان توزيع مي كنند. اين رسم ميان تركها و لرها بطور يكسان رايج است و معتقدند هر كس بايد براي شادي روح اموات خود تا قبل از آغاز سال نو، به هفت خانوار خيرات بدهد. مردم بعد از خوردن خيراتي كه معمولاً همراه با نان محلي است براي مردگان آن شخص فاتحه مي خوانند. همچنين قبل از سال نو افراد محل به خانواده شخصي كه يكي از بستگان خود را از دست داده مي روند و از آنها مي خواهند كه لباس هاي مشكي خود را در بياورند و لباس هاي ديگري بپوشند. در گذشته كه وسايل ارتباط جمعي وجود نداشت، معمولاً ساكنان منطقه لحظه تحويل سال نو را نمي دانستند از اين رو معتقد بودند كه حيواناتي نظير گوسفند، اسب و يا پرندگاني چون مرغ و خروس در لحظه تحويل سال حركاتي از خود نشان مي دهند. مثلاً اسب شيهه مي كشد يا خروس بانگ مي زند. اكنون با آمدن راديو و تلويزيون اين مشكل رفع شده است. با شروع سال جديد ابتدا به سراغ بزرگان فاميل مي رفتند. اين ديد و بازديد ها تقريباً در تمامي سيزده روز نوروز ادامه داشت. پيش از سيزدهم زنان روستايي معمولاً سنگهاي اطراف اجاق خود را بيرون مي انداختند و مرغ يا گوسفندي را ذبح مي كردند و خونش را در اجاق مي ريختند و سپس گوشت قرباني را بين خانواده ها تقسيم مي كردند. اين مراسم براي دفع بلا در طول يك سال آينده صورت مي گرفت. همچنين قبل از سال نو مراسم چاله گرم كنون و سفره پر كنون در كهگيلويه و بويراحمد مرسوم است. در چاله گرم كنون هر خانواده حتماً غذاي گرم و مناسب تهيه مي كرد. زمان اين رسم شب قبل از آغاز سال نو بود. در منطقه بويراحمد شب چاله گرم كنون هر خانواده سفره خود را از نان پر مي كرد به اين اميد كه سال پرخيز و بركتي داشته باشد.

مراسم ازدواج:

يك مراسم عروسي معمولاً داراي مراحل مختلفي است. اولين مرحله خواستگاري يا گپ زنون مي باشد. در اين مرحله فاميل پسر با موافقت ازدواج پسر و دختر مورد نظر، از طرف پدر پسر فردي مأمور مي شود تا موضوع را به طور سري به پدر دختر بگويد. معمولاً پدر دختر چند روزي را مهلت مي خواهد و با فاميل خود مشورت مي كند. در روز تعيين شده پدر دختر در صورت رضايت فاميل به فرستاده پدر داماد جواب مثبت مي دهد. مراسم رسمي پس از اين مرحله صورت مي گيرد. آنگاه پدر پسر همراه چند نفر از ريش سفيدان فاميل خود با مقداري قند و گاهي اوقات سوغاتي هاي ديگري همچون گوسفند و بره به خانه دختر مي روند و آشكارا خواستگاري مي كنند براي مباركي قندي را مي شكنند و به رسم " قند اشكن " معروف است.
موسيقي در كهگيلويه وبويراحمد جايگاه خاصي در زندگي روزمره دارد. به هنگام شادي و غم وهمچنين در هنگام كوچ چراي گوسفندان هر كدام نوعي موسيقي بكارمي رود. ني به دو شكل كوچك و ني هفت بند از جايگاه ويژه برخوردار است. چوپانان درصحرا و نوازندگان حرفه اي در مجالس و شب نشيني ها از ني استفاده مي كردند. علاوه بر ني، دهل و نقاره و كرنا و ويلن از ديگر ادوات نوازندگي است و با آن مقامهاي مختلفي را مي نواختند. برخي اين مقامها مثل بره وري (بره بلندشو) در جمع آوري گوسفندان و با ني نواخته مي شود. نمونه يا مرثيه خواني از ديگر مقامهاي موسيقي سنتي كهگيلويه و بوير احمد است. اين مقام با ني نواخته مي شود. در بر انگيختن احساس شنوندگان بسيار مؤثر است. از ديگر مقامهايي كه در عروسي بكار مي گيرند دستمال بازي كه به دو پا، سه پا، تركي، يك پا، باباكرم و تركه بازي و اسب سواري است.
در كهگيلويه و بوير احمد بيش از 60 بازي شناخته شده فردي و جمعي وجود دارد. اين بازي ها تماماً منحصر به جنس خاصي نيست مگر در برخي بازي ها. دختران بزرگسالان و زنان نيز در اين بازي ها شركت مي كردند و از اين طريق اوقات فراغت خود را پر مي نمودند. نمونه هايي از اين بازي ها را در زير بيان مي كنيم.

بازي الختر:‌

اين بازي در فصل بهار بصورت گروهي است. دو گروه برابر از نظر تعداد با يك دست انگشت شصت پا را مي گيرند و با دست ديگر در حالت ايستاده افراد تيم مقابل را هل مي دهند. فردي كه دستش از پايش جدا شود و يا به زمين بيفتد بازنده است.

بازي خناثيك يا خنا ثين:

اين بازي همان قايم موشك بازي است. بازي به صورت دو گروه مساوي انجام مي شود. برنده بازي تيمي كه افراد تيم مقابل را كه مخفي شده اند در زمان كمتري پيدا كند.

بازي چوگو:

اين بازي همان چوگان بازي قديم است و ابزار آن چوب و گوی به معني توپ است. بازي به صورت گروهي و در دو گروه مساوي انجام مي شود.

بازي گرنا:

اين بازي به نام شال كو يا گرنا دوال هم معروف است. بازي به صورت دو گروه از مردان تقريباً هم قد و قواره صورت مي گيرد. وسيله طناب است و يك تيم در ميدان از طنابهاي خود محافظت مي كنند. تيم مقابل سعي دارد طنابهاي تيم داخل ميدان را بازور ويا زيركي بر بايد. افراد درون ميدان با پاي خود به پاي افراد بيرون از دايره مي زنند. برنده بازي تيمي است كه فرد بيرون از ميدان يا دايره را بزند. در غير اين صورت تيم بيرون دايره با طنابهايي كه ربوده اند افراد درون دايره را تا ناحيه زير زانو مي زنند.

بازي اسوم رأس:

اين بازي مانند قايم موشك است با اين تفاوت كه افراد جوينده چنانچه فردي از تيم مخفي شونده را پيدا كنند، يكي از آنان بر دوش شخصي مخفي شده تا محل جايگاه داوري سوار مي شود. در غير اين صورت تيم مخفي شونده كه موفق شده خود را به جايگاه داوري برساند و از سوي تيم مخالف پيدا شده اند بر تيم جوينده سوار مي شوند و به سوي خانه اي راه مي افتند. از صاحبخانه مي پرسند كه سوار سواره؟ يا پياده سواره؟ صاحبخانه احتمال دارد بگويد سوار سواره. در اين صورت مجدداً تا محل داوري سوار بر تيم مخالف بر مي گردند.

بازي بند پا:

اين بازي در بهار انجام مي شود. ابتدا گودالي حفر مي كنند يكنفر با طناب پاي خود را مي بندد و در گودال مي نشيند. شخصي هم با طنابي كه در دست دارد از نزديك شدن ساير افراد نجات دهنده فرد نشسته جلوگيري مي كند. افراد براي نجات شخص درون گودال سعي مي كنند بند پاي وي را بر يابند. چنانچه طناب نگهبان به يكي از آنان برخورد كرد آن شخص به جاي فردي كه در گودال مانده مي نشيند.

چو بازي يا تركه بازي:

اين بازي نوعي رقص مردانه است و در مراسم عروسي و ختنه سورون و جشنها برگزار مي شود. بازي كن همراه با آهنگ ساز و نقاره حركت پاهاي خود را تنظيم مي كند. شخصي كه تركه را در دست گرفته سعي مي كند آن را به پاي حريف خود بزند حريف نيز با چوب بلند و كلفتري كه دارد سعي مي كند مانع برخورد تركه به پاي خود شود. برنده كسي است كه چوب را به پاي حريف بزند با آنكه مانع از كتك خوردن خود شود.

دستمال بازي:

اين بازي ويژه زنان است. معمولاً در مراسم جشن و سرور برگزار مي شود. در اين بازي زنان با لباسهاي رنگارنگ و دستمالهاي رنگارنگ شركت مي كنند. در اين بازي همچون چوب بازي زنان مي بايست باريتم و آهنگ ساز ونقاره دستمالهاي خود را را حركت دهند. رقص كنان مي بايست با ريتم هاي مختلف خود را همساز كنند. آنكه بتواند با رتيم و آهنگ دست و پاي خود را هم ساز كند و بهتر برقصد، برنده بازي است.

كل يا كل كل برد:

ابزار اين بازي سنگ است. معمولاً دو گروه رقيب هر كدام تعداد هفت تخته سنگ را انتخاب و شش تخته سنگ را در يك رديف و يكي را در جلو آنها با فاصله 20 متر از مقابل حريف قرار مي دهند. رقبا سعي مي كنند كه سنگهاي حريف را با سنگهاي كوچك و سنگپراني بزنند. برنده آن است كه تعداد بيشتري از سنگها را بزند.

گوشتيل يا كشتي:

در اين مسابقه ورزشي مهم كه معمولاً در حضور جمع كثيري از افراد محل برگزار مي شود دو نفر به شيوه سنتي كشتي مي گيرند. هر كدام از آنان يكدست خود را زير دستان ديگري عبور مي دهند و دست ديگر خود را بر بالاي دست ديگري قرار مي دهند. آنگاه با فشار و زور بي امان سعي مي كنند كه كمر همديگر را به زمين آشنا كنند. اگر چنانچه يكي از كشتي گيران دستهايش باز شود و يا پاي حريف را بگيرد بازي مجدداً شروع مي شود. گرفتن لباس سر و صورت و پا ممنوع است. بازي هاي فربجك، كوس، پرپيك، دوز، تكراجفترا، پشكل گار، چوكلي، چوبازي، سفرك ودر، مولاوتو، گروگرو، چوتق تق، هف دره گوشك، بره غزي، تپ تپو، كچك بسن، پرش جفت پا، پرش دور خيز، ملق زدن، كهتر، گرموچه، هديدي، كله روانك، دوال بازي، دسمال روانك، شاخ پازني، كش كشا، تلين چرين، قطور بازي، زير پتويي، هيلو، قله تو، بويگ بازي، گله گله، ماشي ماشي، جاده سازي، خاله واودسي، سرسراكوني، هتتل، آسيو بازي، گلال گلال، خاك بازي يا خاك پيت، تش بازي، شش هونه، آس آس و تير مهره بازي از ديگر بازي هاي سنتي و رايج در بين مردم كهگيلويه و بويراحمد است.
پوشاك هر قومي معرف هويت آن قوم است. در كهگيلويه و بوير احمد بنا به فرهنگ و اعتقادات و باورهاي مذهبي و ملي وتحت تأثير شرايط آب و هوايي از پوشاك خاص خود استفاده مي كنند. پوشاك زنانه شامل سرپوش هايي مانند كلچه يا كلاهكوچك و منحني شكلي است كه با دو نخ زير گلو بسته مي شود. براي زيبايي معمولاً سكه هاي طلاي موسوم به اشرفي را به حالت آويخته مي دوزند. كهنه تور در رنگهاي شاد به اندازه 5/1 در 2متر كه به وسيله سوزن قفلي در زيرگلو بسته مي شود از ديگر سرپوش هاي زنانه است. معمولاً اين كهنه يا تور باسوزن قفلي طلا وتزئينات مربوطه به زير گلو بسته مي شود. چارقد از ديگر سرپوشهاي زنانه است كه بر روي كلاه و تور وبه صورت آويخته از پشت سر بسته مي شود. تنوع رنگها سبب زيبايي اين سرپوش است.

دلگ:

نوعي كت زنانه است با آستين هاي بلند. اين تن پوش در رنگهاي مختلف و به اقتضاي سن زن و با تزئينات زيبايي در فصول سرما و مراسم عروسي مورد استفاده قرار مي گيرد. شلوار هاي زنانه ( تمبون يا تنبون) از ديگر تن پوشهاي زنانه است. معمولاً 10-8 متر طول و به اندازه يك متر يا بيشتر عرض دارد. انواع متنوع آن در مراسم مختلف مورد استفاده است. جومه يا جامه زنانه از 5/2 تا 3 متر پارچه در رنگهاي شاد و متنوع و به صورت آستين دار وچاك دار درست مي شود و معمولاً از گردن تا مچ پا ادامه دارد.

پوشاك مردانه:

انواع كلاه هاي تركي يا جنس كرك و نمدي وكلاه هاي نمدي گرد و لچك كه به صورت نيم كلاه است از سرپوش هاي مردانه است. تن پوشهاي مردانه را دلگ يا كت درازي كه تا روي زانو را مي پوشاند و با دكمه بسته مي شود و از دو طرف داراي چاك مي باشد و همين طور شال كه از دو متر پارچه و بدور كمر بسته مي شود و جقعه زناره يا چقه زناره كه همانند دلگ بوده و از كنف ساخته شده و كمي دراز تر از دلگ است، تشكيل مي دهد. تنوع رنگ در پوشش و توجه به رنگهاي شاد در مجالس شادي و عروسي و پوشش سياه رنگ در مراسم عزاداري از ويژگي هاي پوشاك زنانه و مردان كهگيلويه و بوير احمد است.

لوي:

شير بز و يا گوسفند و گاوي را كه به تازگي زائيده باشند مي دوشند و پس از پخت به صورت جامد در مي آيد. اين غذاي خوشمزه و مقوي مخصوص زمستان و فصول سرد سال است.

هره:

گندم كوبيده شده را همراه سبزي ترش مزه اي به نام كارده پس از يك شب خيس خوردن در آب مي پزند و غذاي آب دار ترش مزه اي حاصل مي شود.

كشك و مغز:

مغز گردو را با پياز و كشك مي كوبند و با نان داغ خورده مي شود.

كله جوش:

دوغ را گرم كرده با ادويه و پياز داغ كه به آن اضافه شده به همراه نان تريد مي كنند.

شله بادامي:

بادام وحشي را مي كوبند و پس از صاف كردن آن را با برنج مي پزند.

شله دوغي:

تر كيبي از دوغ و برنج و روغن و پياز داغ و ادويه است.

قورمه:

گوشت گوسفند را از استخوان جدا كرده و با پيه سرخ كرده و با اضافه كردن مقداري نمك آن را در ظرفي كه از پوست درست شده نگهداري مي كنند. در مناطق سردسيري و يخبندانهاي زمستانه از اين غذا استفاده مي شود.

كلگ و گوشت:

تركيبي از گوشت پخته شده و آرد بلوط است كه به صورت كلگ و گوشت در مي آيد.

شوروا:

سوپي است مركب از جوجه آب پز و برنج و آب. از ديگر غذاهاي سنتي مي توان از كلگ و ماست، (نوعي نان) زير چاله اي، شل شلي و نانهاي بركو، كلگي بلبل، نان قندي و حلواي آردي و دوشابي و نشايي را مي توان نام برد. برخي از اين غذا ها جنبه دارويي دارند مثلاً گلفته براي درمان سرفه، يا شله گندمي براي گلو درد يا شوروا براي درمان كوفتگي بكار مي رود.
صد در صد مردم اين استان مسلمان و شيعه اثني عشري هستند و به طور عمده تحت تأثير جاذبه هاي دين جان بخش اسلام شده اند. به هر حال رفتار ديني مردم استان در گراميداشت اعياد اسلامي، عزاداري سالار شهيدان (ع) تكيه اساسي بر حرمت ويژه روزهاي وفات ائمه (ممنوعيت ازدواج)، نامگذاري فرزندان به نام بزرگان دين و ائمه اطهار (ع) همه نشانگر عمق تعصب و ارادت خاص اين مردم به اسلام و شعائر و آيين ها و دستورات آن است كه در شكل بخشيدن به هويت ديني و قومي آنان اثر گذار بوده است.
در ميان مردم كهگيلويه وبويراحمد اشعار حماسي شاهنامه فردوسي از جايگاه خاصي برخوردار است. شاهنامه خواني براي هر فرد علاوه بر جذابيت هاي اقناعي امتياز خاصي نيز دارد. معمولاً افراد شاهنامه خوان تمامي ابيات و صحنه هاي نبرد را از حفظ مي خوانند. سعي شاهنامه خوان بر آن است كه شنونده را در فضاي خيالي صحنه هاي شاهنامه قرار دهد. از اين رو شاهنامه خوان در اين راه كوشش بسيار دارد. اين ادب شفاهي مورد علاقه زن و مرد كهگيلويه و بويراحمد است و معمولاً شبهاي دراز زمستان را با برنامه هاي شاهنامه خواني سپري مي كنند. اين علاقه از قديم الايام به گونه اي بوده است كه نام بسياري از مكانها و جاهاي استان را با نامهاي مندرج در شاهنامه ناميده اند. به نظر مي رسد زندگي عشايري همراه به همه كشمكش هاي آن و محيط جغرافيايي كوهستاني و صعب و سختي هاي آن از يك سو و تلاش افراد با سواد در حفظ هويت ملي خود از سوي ديگر انگيزهاي قوي براي حفظ ادبيات شفاهي در قالب اشعار شاهنامه و بصورت شفاهي و شنيداري بوده است. زيرا بسياري از شاهنامه خوانان هم اكنون نيز فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند. از ديگر ادب شفاهي در استان بايد از تك بيتي ها و يا دو بيتي هاي مرسوم با مضامين عاشقانه ياد كرد. يار و دوست، تفنگ و اسب محورهاي اصلي در ميان شعر شاعران است كه به همراه كوه و دشت و صحرا و بهار و چشمه ساران و بطور كلي طبيعت و محل زندگي و ارزشهاي مورد قبول يا هنجارهاي اجتماعي مضامين شعري ادب شفاهي را بعد از شاهنامه خواني شكل مي دهد. بطور مثال چند بيت از اين اشعار را در ذيل بيان مي كنيم. مو وساورز ني روم ديلگون دياره ديلگون جي دلبره دل تاب نياره من به كوه ساورز نمي روم زيرا ديلگون پيدا است. ديلگون محل سكونت دلبر است و از اين رو دل طاقت ديدن ديلگون را ندارد. هر چي دارم قربونت غير از تفنگم تفنگم مال دولت سي روز جنگم اي دلبر همه چيز من فداي تو غير از تفنگم زيرا تفنگ سرمايه اي است و در روز جنگ به درد مي خورد.
از ديگر جلوه هاي ادب شفاهي در كهگيلويه و بويراحمد قصه ها و ضرب المثل هاست. قصه ها علاوه بر پرورش خيال كودكان و سرگرمي بزرگان جنبه هاي آموزنده آن بيشتر مورد نظر بوده است. معمولاً تنبلي و سستي و بيكاري را مذموم داشته و ظالم و ظالم پرستي را مورد نفرت قرار داده است. در اين قصه ها سعي شده است تا روحيه جوانمردي، عدالت خواهي و گذشت و ايثار و كمك به هم نوع و بويژه اقوام و خويشان تقويت شود. اگر چه جنبه هاي منفي نيز در اين داستانها پيدا مي شود ليكن از نظر آموزش هاي مرسوم بسيار آموزنده بوده اند. داستانهايي مثل شاه عباس در لباس درويشي، پادشاه سخاوتمند و عدالت انوشيروان در عدالت خواهي و داستانهاي فهلو و فندين در مذهب بيكاري درسهاي آموزنده براي جامعه اي است كه در آن آموزش هاي كلاسيك مرسوم نبود . قصه هايي همچون وصيت پدر به فرزند، سزاي نيكي، داد و بيداد، زن برادر، يك مشت نمك، وصاياي اسكندر، سرگذست فايز دشتستاني، احمد بي غم، آدم كم شانس، هفت برادران، افسانه ديو و هفت دختر، جغد داور، مكر روباه، باغبان و شغال، غول و آسيابان، بز و ميش، شكارچي و ديو، روباه، كوزه گر، گربه و روباه، قدرت موش، در اين استان رايج هستند كه تنها نمونه هايي از صدها قصه است.

ضرب المثل ها:

اگر صلاح وسرپرستي خانه بدست زن بيفتد موي بز را در سرماي زمستان مي چيند.
مال خود را بپاييد وهمسايه خود را دزد مكنيد.
گرگ قيمت ميشي را كه دزديده نمي داند.
راه دور توشه زياد مي خواهد.
كم بخور هميشه بخور.
سرب سنگين است وباد آورده را باد مي برد.
كار با عجله پيش نمي رود.
كاري كه از روي رضا ورغبت انجام نمي گيرد اشكلات زياد دارد.
وقتي ميشي نباشد بز خواجه كمال است.
جنگ و دعواي فصل كاشت بهتر از صلح موقع برداشت است.,br/> هر كس منتظر كاسه غذاي همسايه ماند گرسنه مي خوابد.
كاه مال خودت نبود، كاهدان مال خودت بود.
نا آبادي اينجاست، اره هم توي اين درخت است.
. خرما در بندر زياد است.
وقتي كسي در كهگيلويه بخواهد به سفر برود و كسي عطسه بزند مي گويند، صبر آمد. چند دقيقه صبر كن بعد برو. وقتي يك تار موي سر زني از ساير موهايش جدا شود معتقدند مسافر منزل آنها بزودي بر مي گردد. هرگاه زاغهاي سياه را در حال دسته جمعي مي بينند مي گويند باران مي بارد. مردم كهگيلويه و بوير احمد معتقدند اگر اول هفته يا اول ماه باران ببارد تا آخر هفته يا آن ماه باران خواهد باريد. در فصل زمستان به هنگام جمع آوري خاكستر هاي اجاق آنها به عقب بر گردند مي گويند باران مي بارد. در حجله پسر بچه اي را داخل بغل عروس مي نشانند به نيت اينكه بچه اولش پسر باشد. مردم در استان كهگيلويه و بويراحمد روز شنبه نبايد عزاداري كرد يا به قبرستان رفت زيرا بازگشت دارد و يا ممكن است عزايي دو باره پيش بيايد. وقتي زني زايمان كند تا يك هفته خاكستر خانه آن زن را بيرون نمي برند تا ناف بچه زودتر بيفتد مردم معتقد بودند كه علت مرگ زن زائو آل بوده آل اجنه اي است كه دل و جگر زن زائو را بطور غيبي در مي آورد. از اين رو دار يا زنگي فلزي را به در اتاق زائو آويزان مي كردند.

مشاهیر :


مرحوم حسين پناهي:

مرحوم پناهي يكي از هنرمندان برجسته كشوري داراي تحصيلات حوزوي در مدرسه آيت اله گلپايگاني قم بود. وي تهيه كننده، كارگردان، فيلمنامه نويس، شاعر و نويسنده مشهوري بود آثار ادبي وي عبارتند از: من نئو نازي، دو مرغابي درمه، خروس ها و ساعت ها چيزي شبيه زندگي، دل شير، بي بي يون، پيامبران بي كتاب، گوش بزرگ ديوار، يك گل بهار، گلدانها و آفتاب، ماجراهاي رونالدو مادرش، خوابگردها، آسانسور، به سبك آمريكايي ها، يحيي و گلابتون. بازيگري در فيلم هاي سايه خيال، مزد نا تمام ف اونيار، آرزوي بزرگ، بي بي يون، مهاجران، درمسير تند باد، چاووس، راز كوچك، هي جو، روز واقعه و با با عزيز و سريالها ي متعدد از جمله رعنا، گرگ ها، آينه خيال، محله بهداشت، آشپز باشي، روزي روزگاري، كوچك خان جنگلي، مثل يك لبخند، ايوان مداين، هشت بهشت، قهرمان، كبه، امام علي (ع)، آژانس دوستي، يحيي و گلابتون، آوازمه، دزدان مادر بزرگ، از جمله مهمترين فعاليت هاي هنري مرحوم پناهي بود.

آيت الله ملك حسيني:

حضرت آيت اله ملك حسيني فرزند سيد صدرالدين (معروف به صدراله، حكيم و روحاني با نفوذ و مورد اعتماد مردم و عشاير منطقه) در سال 1303 (ه . ش ) در روستاي گوشه از توابع بويراحمد در جوار حرم جدش امامزاده قاسم (ع) پا به عرصه حيات گذاشت. سيد كرامت اله پس از پايان تحصيلات ابتدايي در تل خسرو در سال 1315 به شيراز رفته و به فراگيري علوم ديني پرداخت. مقدمه علوم و ادبيات عرب را در خدمت پدرش پي گرفت و سپس تحصيلات حوزوي خود را در مدرسه منصوريه از محضر اساتيد مسلمي چون حكيم احمد دارابي و آقا ميرزا عبدالكريم يزدي ادامه داد. وي از سال 1325 به قم عزيمت و قريب به 16 سال در محضر استوانه هاي فقهات و اساتيد مبرز از جمله آيت اله العظمي بروجردي، مرحوم آيت اله سيد محمد تقي خوانساري، مرحوم آيت اله حجت كوهكمري و مرحوم آيت اله سيد داماد يزدي گذراند و حدود نه سال در حوزه تدريس امام خميني (ره ) مشغول شد و تقريرات درس او را به رشته تحرير در آورد و بدين جهت مورد عنايت و توجه خاص حضرت امام (ره ) قرار مي گيرد. حضرت آيت اله ملك حسيني در سال 1340 به درجه اجتهاد نائل شدند. سپس به شيراز عزيمت و در مدرسه خان به تدريس طلاب پرداختند. ايشان در سال 1341 به انقلابيون پيوستند و تعقيب مداوم و لحظه به لحظه در مسافرت ها و بازديدها خصوصاً هنگام ورود به عرصه ايلات عشاير، تعرض مكرر به مدارس و بيت ايشان احضار، بازداشت و بازجوييهاي سخت گيرانه، تعطيل كردن مدرسه علميه و حوزه تدريس توسط رژيم، همگي نمونه اي از سوابق مبارزاتي ايشان مي باشد. در ماههاي آخر حيات رژيم پهلوي در تجمعي كه به دعوت ايشان و با حضور گسترده مردم در مسجد حبيب شيراز صورت گرفت با يورش وحشيانه عمال رژيم دستگير و به زندان عادل آباد منتقل شدند كه پس از بروز عكس العمل شديد و اعلان جنگ عشاير بوير احمد و اعتراضات آنها از زندان آزاد گرديدند. پس از آزادي براي تسريع در روند شكل گيري مبارزات مردم غيور استان كهگيلويه و بوير احمد به ياسوج آمده و به هدايت و پي گيري تظاهرات پرداختند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان نماينده امام و سپس نماينده مقام معظم رهبري در استان با حضور و همراهي مردم در صحنه هاي انقلاب، پي گيري مشكلات و انعكاس به مسئولين و تلاش در جهت رفع محروميت و تغيير چهره استان، تلاش در جهت حفظ وحدت و امنيت و رفع معارضات و اختلافات محلي و تأكيد بر حفظ ارزشها و شعائر اسلامي نمونه اي از عملكرد ايشان مي باشد.

سيد مير احمد تقوي:

حجت الاسلام حاج سيد مير احمد تقوي در بهبهان متولد و دو سال بعد به سرزمين پدريش كهگيلويه منتقل شد. پدر او مرحوم آقا مير علي صفدرتقوي عالم شاخص و مشهور به فضل و تقوا در منطقه كهگيلويه بود. حجت الاسلام تقوي خواندن، نوشتن و مقدمات عربي و قرآن را نزد پدر آموخت، مقدمات را در بهبهان نزد مرحوم آقا شيخ عبدالهادي مجتهدي فرا گرفت و درسال 1328 عازم نجف اشرف شد. ايشان در نجف اشرف از محضر بزرگاني چون آقا شيخ محمد علي، آقا شيخ علي رشتي، آقا ميرزا كاظم تبريزي، آقاسيد جليل يزدي، آقاسيد عباس مهري، آيت اله حاج سيد اسداله مدني، آيت اله شيخ علي اصغر اراكي، آيت اله سيد علي سيستاني استفاده كردند. در سال 1338 به ايران بازگشت و در وطن خود كهگيلويه كه از محرومترين نقاط كشور بود سكونت گزيد و همه وجود خود را وقف ترويج دين و ارشاد مردم كرد. ايام ورود به منطقه مقارن با اجراي سياست هاي آمريكايي انقلاب سفيد بود. جامعه آن روز كهگيلويه از جهل و بي سوادي و نا آگاهي از آداب و احكام دين، گرفتاري در عقايد خرافي، ظلم و تعدي خوانين و مالكين حكومتي، هجمه فرهنگي حكومت پهلوي به باورها و ارزش هاي ديني رنج مي برد. ايشان با استحكام و اراده و جديت در عمل شهرت دارند و با تمام همت با هركدام از عوامل ذكر شده متناسب با ماهيت آن به مبارزه پرداختند. آقاي تقوي شخصاً به روستاها، ايلات و عشاير مي رفت و با آنها مي زيست و به آنان آداب و كمال دنيا و آخرتشان را مي آموخت. با آغاز انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) همه آمال خود را در تحقق اين ا نقلاب مي ديد. لذا همه وجود خود را يكسره د رخدمت ترويج آن قرارداد. موقعيت و نفوذ اجتماعي منحصر به فردي كه داشت توانست مقام هاي دولتي را از سركوب انقلابيون باز دارد و زمينه حضور گسترده مردم را در فعاليت هاي انقلابي فراهم سازد و بدين ترتيب انقلاب را در منطقه كهگيلويه با درايت وبدون خسارت تا تحقق پيروزي هدايت كند. پس از انقلاب نيز هم خود را متوجه‌ تأسيس و استقرار نهادهاي انقلابي و افزون بر اين جلب توجه اولياي امر و به نيازهاي اساسي و گسترده اين منطقه كرد. حجت الاسلام تقوي به رغم دلبستگي به نظام مقدس جمهوري اسلامي از پذيرش مناصب رسمي در جمهوري اسلامي نيز اجتناب كرد حتي در يكي از ديدارهاي ايشان با حضرت امام (ره) در برابر تمايل آن بزرگوار براي تقبل امامت جمعه دهدشت، ايشان با همان تواضعي كه نسبت به امام داشتند از پذيرش اين سمت عذر خواستند. با تأسيس مدرسه علميه ولي عصر (عج ) دهدشت به تربيت طلاب همت گماشت و در تربيت طلاب روشي سختگيرانه دارند و حاصل اين روش تربيت دهها طلبه فاضل و متعهد مي باشد. يكي ديگر از فعاليت هاي ايشان رفع منازعات محلي است كه با وساطت ايشان به سهولت فيصله مي يابند. رسيدگي به خانواده هاي بي بضاعت، تاسيس مسجد و حسينه هاي بسيار و تجديد شكوهمند امامزاده سيد محمود (جد اعلاي ايشان) از ديگر آثار و بركات وجود ايشان است. ايشان با همه شهرت و نفوذ كلامي بسيار ساده وبي پيرايه زندگي مي كند و با آنكه از مراجع بزرگ عصر چون و حضرت امام خميني (ره)، آيت اله خویي و آيت اله شاهرودي اجازات مبسوطي داشته ولي از وجوهات شرعي استفاده نمي كند و زندگي شخصي خود را از طريق كشاورزي و مشغلات اندكي كه دارد اداره مي كند. از آثار قلمي او نيز مي توان مختصري از خاطرات، درآينه وجدان، مجموعه نامه ها و اعلاميه ها نام برد.

دكتر سيد علي ملك حسيني:

دكتر ملك حسيني فوق تخصص پيوند اعضا و جراح عروق، عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز و از چهره هاي ماندگار كشور مي باشد. دكتر ملك حسيني نخستين پيوند كبد در ايران از فرد زنده به زنده را انجام دادند و در دايره المعارف پزشكي به عنوان پدر پيوند كبد در ايران معرفي شده اند.

دكتر امين اله نيك اقبال:

دكتر نيك اقبال فوق تخصص چشم پزشكي، عضو آكادمي چشم پزشكي آمريكا و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران است. دكتر نيك اقبال جراح بيماريهاي نادر چشم قرينه و پيوند چشم در دنيا مي باشد.

صنایع دستی :


بافت قالی و قالیچه طی سالهای متمادی در میان عشایر کهگیلویه و بویر احمد تکامل یافته است. بویژه بافت قالیچه در میان ایل نشینان و روستاییان بیشتر تولید می شود و به دلیل سهولت حمل و نقل طرفداران بیشتری دارد. قالی و قالیچه جزو وسایل ضروری زندگی ایل نشینان و جزو اصلی جهیزیه دختران می باشد. اجزای تشکیل دهنده قالی عبارتند از: پود، تار، پرزیا خواب قالی. در این استان جنس تارها از پنبه یا مخلوط پشم و مو است و جنس پودها از پشم یا پنبه می باشد. اما جنس پرز از پشم است و گاهی از کامواهای رنگی ( اکریلیک ) نیز استفاده می شود. دستگاههای بافندگی قالی و قالیچه در غالب نقاط این استان ساده بوده و توسط خود بافندگان ساخته می شود و مثل سایر عشایر و ایالات ایران از نوع دار افقی است. برای بافت یک قالی ممکن است یک یا دو زن به اتفاق هم کار کنند. زنان بافنده استان کهگیلویه و بویر احمد با تلفیق ذوق و سلیقه خود و با بکار بردن نقوش و طرحهای عشایری قالیهایی می بافند که بسیار زیباست. این نقوش برگرفته از پیشینیان و نسل های قبلی است که به بافندگان امروزی انتقال یافته است و با نقوشی از طبیعت پیرامون خود و اشیاء خود و اشیاء مورد علاقه تولید کنندگان ترکیب و مزین شده است. تعدادی از این نقوش به دلیل مجاورت عشایر کهگیلویه و بویر احمد با عشایر قشقایی و بختیاری وارد بافته های این عشایر شده است. یکی از نقوش تزیینی و قدیمی قالی های استان کهگیلویه و بویر احمد نقش حوض نام دارد. این نقشه مختص زمینه و متن قالی است. نقش حوض با استفاده خطوط شکسته فضاهای هندسی متن قالی بوجود می آید و بیشتر اوقات با نقوش گل خرده ( نقوشی کوچک مانند گل پنج پر ، چنگ) اطراف حوض ها و فضاهای خالی پر می شود. حوض انواع مختلفی دارد نقش حوض ساده: بیشتر در قالبهای قدیمی ( تقریباً 130 سال پیش) دیده می شود. این نقش از یک مربع ساده تشکیل شده و در پیرامون آن هیچ نوع گل خرده ای وجود ندارد و در وسط آن نقش چنگ را می توان دید.

نقش حوض چند ضلعی:

در این نوع نقش شکستگی خطوط بیشتر شده و اطراف و درون آن با خرده نقش پر شده است. در نمونه ای که تقریباً متعلق به 90 سال پیش است، نقش حوض شش ضلعی که در پیرامون و درون با خرده نقش مزین شده است، دیده می شود.

نقش حوض با نشان ساسانی:

این نقش در قالی هایی که تقریباً قدیمی هستند، وجود دارد.

چند حوض در وسط:

نمونه هایی از قالی های متعلق به 60 سال پیش به این طرف دیده شده است که نقش حوض های بزرگی در متن قالی و حوض های کوچکی پشت سر هم قرار گرفته اند.

حوض در حوض:

در این نقش تنوع شکستگی ها بیشتر شده و شکلی را پدید می آورند که به نقش حوض در حوض معروف است. این نمونه ها در 40 سال اخیر بیشتر دیده می شوند. از دیگر نقوش رایج در استان کهگیلویه و بویر احمد نقش خشت می باشد. در این نوع نقش متن قالی به مربع های 20 × 20 سانتی متر تقسیم و درون هر مربع یک طرح مستقل از دیگری بافته می شود. پیرامون مربع ها با یک حاشیه ساده محاط شده است و درون خشت ها از شکل های ساده شده طبیعی و اشیای مورد علاقه بافندگان منقوش می گردد. سرو یکی از شکل های ساده شده طبیعی است که در میان خشت ها بافته می شود. صنوبر و سرو که در جنگل های سرسبز این خطه به صورت تکه درخت دیده می شوند برای هنرمند قالیباف یاد آور سرسبزی جنگل و نمادی از شادابی و خرمی است. اصولاً سرو در هنر ایرانی به عنوان درخت مقدس و مظهر بهار و سرسبزی و مردانگی است. استفاده از سرو در تمدن آشوری و ایلامی و پس از آن در هخامنشی دیده شده است. سروهای قالی های عشایر کهگیلویه و بویر احمد به شکل یک سرو ایستاده با شاخه های افقی است. این نوع سرو در حجاری های تخت جمشید نیز دیده می شود. نقوش حیوانات در قالی های کهگیلویه و بویر احمد نیز رایج است. حیواناتی از قبیل آهو، شیر، خرس، کبک که سمبل زیبایی، شجاعت محسوب می شوند. از نقوش حیوانات نقش شیر اهمیت ویژه ای دارد. در بعضی از قالی ها یک یا دو شیر بزرگ در وسط قالی و شیرهای کوچکی در اطراف شیر بزرگ قرار می گیرند که نشان دهنده شجاعت و عظمت شیر بزرگ در برابر دیگر شیرها است. شیرهای بافته شده قالی های این خطه دارای یال و کوپال هستند. نقش سماور که در کنار نقش گیاهی بافته می شود و در سرتاسر متن قالی با تغییراتی در رنگ بافته می شود از نقوش دیگر قالی های عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد است. از نقوش بکار رفته در قالی های عشایر از دو نقش نعلبکی و کله اسبی می توان نام برد که بیشتر در بافته های عشایر همجوار با عشایر قشقایی دیده می شود. این نقش به موازات حاشیه قالی، بصورت دو ستون با سرستون اسبی شکل در دو طرف قالی قرار می گیرد و یادآور سرستون های تخت جمشید است. حاشیه قالی های بویر احمد بسیار ساده است و شامل نقوش سرو و زنگوله، پنجه خرسی، صنوبری، گلسرخی، کژدمی و پنجره ای می باشد. حاشیه های قالی های قدیمی دارای تنوع بیشتری است و از نقوش هندسی در آنها استفاده شده است.
گبه کهگیلویه و بویر احمد، نوعی فرش با پرزهای بلند و چند پوده است که ابعاد آن حدود 150 در220 سانتی متر می باشد. جنس پرزگبه های قدیمی از پشم خود رنگ و جنس تار آن مخلوط پشم و مو و پود آن از پشم بود. گبه های رنگی که اخیراً در این استان بافته می شوند تار آنها گاهی از پنبه تهیه می شود . عشایر کهگیلویه و بویر احمد از گبه جهت فرش کردن چادرهایشان استفاده می کنند. در گذشته این محصول کمتر جهت فروش به بازار عرضه می شد و چون محصولی خود مصرفی بود و در بافت آن قید و بندهای رایج بازار را نداشتند، نقوش و رنگهای دلخواه و متناسب سلیقه خود را در بافت گبه بکار می بردند. امروزه بعضی گبه بافان این استان مواد اولیه مصرفی را از سفارش دهندگان تحویل گرفته و در ازای بافت دستمزد دریافت می کنند. در طرح گبه از نقوش هندسی، بویژه نقوش حوضی شکل که به نقش حوض معروف است، بسیار استفاده می شود . نقش حوض در گبه معمولاً از یک تا سه لوزی بزرگ در وسط و متن گبه تشکیل می شود. این نقش معمولاً در گبه های خود رنگ بکار می رود. نقش دیگری که در بیشتر گبه ها بکار می رود نقش چنگ است که هم در گبه های خود رنگ و هم در گبه های رنگی دیده می شود. این نقش به صورت یک رو در گبه های خودرنگ و هم در گبه به کار می رود. چنگ یک رو نشان دهنده چنگی است که بازوهای آن به سمت خارج می باشد ولی بازو ها و زواید چنگ دورو هم به سمت داخل و هم به سمت خارج بافته می شود. گاهی چنگ در تمام سطح گبه، پشت سرهم و چسبیده به یکدیگر تکرار می شود و گاهی نیز به صورت گلهای جدا از هم در گبه به کار می رود. گبه دارای نقش های مختلفی است.

نقش شیر:

از دیگر نقوش گبه است که هم در گبه های رنگی و هم در گبه های خودرنگ کاربرد دارد. نقش شیرها گاهی به صورت تک و کوچک در بین گلهای متنوع کوچک و گل خرده ها بافته می شود. گاهی اوقات شیرها پشت سرهم به صورت کوچک تکرار می گردد. پاره ای اوقات نیز شیرها بزرگ هستند و بصورت یک شیر تنها یا دو شیر نشسته روبروی هم یا ایستاده که شمشیری در دست دارند. به نشانه قدرت و جنگجویی دیده می شوند فضای اطراف شیرها نیز با گلهای کوچک پر می شود.

نقش قاب قرآنی:

این نقش که همان نقش بوته است ، بدلیل تزئینات بوته ها در اطراف قرآن ها به نام قاب قرآنی معروف است و در گبه های رنگی یا خود رنگ بکار می رود. گاهی اوقات تمام سطح گبه را می پوشاند. این نقش از روزگاران قدیم بر روی انواع دستبافت ها مانند قلمکار، قالی و ترمه بکار رفته و رایج ترین نوع آن به « بته جقه ای» مشهور شده است.

نقش گل و بلبل:

در این نقش که از رایج ترین نقوش گبه های عشایر کهگیلویه و بویر احمد است، دو بلبل روبروی یکدیگر بر روی یک شاخه گل که گل های آن همان نیم گل های هشت پر است ، نشسته اند.

نقش گل خرده:

از نقوشی است که در گبه های خود رنگ استان کهگیلویه و بویر احمد رایج است. گل خرده ها از نقوش متنوعی مانند چنگ و ستاره تشکیل می شوند و متن گبه با این نقوش کوچک و با نظمی خاص پر می شود. از دیگر نقوش این استان که در گبه های رنگی و خود رنگ عشایر بکار می رود ، نقش ستاره است که در کنار یکدیگر بافته شده و حد فاصل آنها شکلی شبیه لوزی ایجاد می شود.

نقش کاجی:

نقش کاج که مانند سرو مظهر سرسبزی و جوانی و زندگی است در گبه های عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد به صورت درخت های کاج جدا از یکدیگر تمام متن گبه را می پوشاند. نقش کاجی در بعضی از گبه های خودرنگ مناطق تولید گبه (از جمله سربیشه) دیده می شود.

نقش گل کلمید:

این نقش شبیه کلم باز شده است . این نگاره شباهت زیادی به گل شاه عباسی بدون ساقه و برگ دارد.

نقش سماوری:

این نقش در تمام متن گبه تکرار می شود . در کنار ورودی سماورها نقش سروی که سر آن کمی خم شده است ، دیده می شود. نقش سماوری روی گبه ها با نقش سماوری قالی ها متفاوت است.حاشیه گبه های کهگیلویه و بویر احمد مانند حاشیه قالی ساده ولی هندسی تر است. از معروف ترین و زیباترین حاشیه ها می توان از حاشیه شیری، حاشیه خشت، حاشیه گل، حاشیه چنگ و حاشیه کژدمی نام برد.
گلیم بافی در این استان بیشتر توسط زنان و دختران عشایر و روستایی و در بیشتر مناطق استان بافته می شود. سابقه گلیم بافی در این استان بسیار طولانی و شباهت زیادی به گلیم بافی در استان فارس دارد. از مراکز مهم گلیم بافی می توان موردراز علیا، موردراز سفلی، گنجه کان، یوسف آباد، سپیدار و تنگ سرخ در نزدیک یاسوج و منطقه سادات محمودی در 105 کیلومتری یاسوج را نام برد. منطقه مهم دیگر تولید گلیم منطقه "بهمنی" سردسیر از توابع دهدشت واقع در 250 کیلومتری یاسوج را نام برد. منطقه مهم دیگر تولید گلیم منطقه دوگنبدان نیز در نقاطی مانند سربیشه، بید زرد، دره پلنگی بافت گلیم رواج دارد. در بی بی حکیمه در 85 کیلومتری دو گنبدان که منطقه ای عشایری است، بافت گلیم از رونق ویژه ای برخوردار است. نقوش بکار رفته در گلیم های عشایری استان کهگیلویه و بویر احمد بسیار متنوع است که از میان آنها می توان به نقش شانه یا شونه اشاره کرد. این نقش در اکثر نقاط استان در بافت گلیم بکار می رود ولی در هر منطقه با منطقه دیگر متفاوت است.

نقش لوزی:

نقشایه دیگری است که در گلیم های عشایر استان دیده می شود. تنوع رنگ آمیزی و تنوع نقش لوزی در مناطق تولید گلیم، بویژه در مناطق سادات محمودی بسیار چشم گیر است.

نقش آغاجری:

یکی دیگر از نقوش رایج در گلیم این استان است که همیشه در ترکیب بندی افقی به کار می رود احتمال دارد بدلیل مجاورت عشایر این استان با عشایر قشقایی این نقش از گلیم های آنها اقتباس شده باشد.

نقش چهارپر:

از نقوش بسیار جالب گلیم های این منطقه است که معمولاً بصورت تک گل های مجزا از یکدیگر در ترکیب بندی های افقی و لوزی دیده می شود.

نقش خراسانی:

این نقش که معمولاً در ترکیب بندی افقی گلیم های عشایری به کار می رود به دو شکل متفاوت مشاهده شده است.

نقش چنگ:

نقش زیبایی است که زینت بخش بسیاری از گلیم های منطقه است و اغلب درترکیب بندی لوزی مشاهده می شود. دیگر نقوش بکار رفته در گلیم های این خطه عبارتند از: نقش پرنده ، نقش دانه بیگی، نقش گل تهرانی و نقش فی البداهه. حاشیه گلیم های استان کهگیلویه و بویر احمد بسیار ساده است و تنوع کمتری در آن دیده می شود . معروف ترین حاشیه ها عبارتند از: حاشیه خراسانی، حاشیه هفت و هشت، حاشیه کتابی و حاشیه بندروی.
از بافته هایی است که در بیشتر نقاط روستایی و عشایری استان کهگیلویه و بویر احمد رواج دارد . این محصول سبک و ارزان و وسیله مناسبی برای عشایر کوچنده جهت زیر انداز، رو انداز، رختخواب پیچ محسوب می شود. در قدیم از این بافته برای پوشش روی کرسی ها استفاده می کردند . نقوش جاجیم های کهگیلویه و بویر احمد متنوع و زیبا هستند و از آن میان می توان به نقش ماریو، نقش خشت، نقش آغاجری، نقش لوزی و نقش ماشورکش اشاره کرد. در سالهای اخیر تولید جام جیم بسیار کاهش یافته است. عشایر منطقه جاجیم مورد نیاز خود را از شهرهای شیراز ، بهبهان خریداری می کنند. البته در بعضی از سیاه چادرها و منازل نمونه های قدیمی آن هنوز وجود دارد و در بعضی مناطق کم و بیش تولید جاجیم انجام می شود . از جمله در منطقه « کاکون » که جاجیم های زیبایی دارد. بافت جاجیم با دستگاه چهار وردی است که از دو تیر چوبی به طول حدود 110 سانتیمتر ( که به موازات یکدیگر و به فاصله حدود 7 متر بوسیله چهار میخ چوبی بر روی زمینی محکم شده اند) انجام می شود. این وسیله، امکان تولید دو قطعه جاجیم با عرض حدود 75 و طول نزدیک به 3 متر را میسر می سازد انجام می شود. قطعات بافته شده از طرف طول به یکدیگر دوخته شده و جاجیمی به طول 5 متر و عرض 2 متر بدست می آید.
اين هنر اكنون در شهر ياسوج رواج دارد . مواد اوليه مورد مصرف نمدمالان پشم گوسفند است. توليد‌كنندگان اين پشم را مستقيماً از ايلات و عشاير تأمين می كنند. فرآورده‌هايی كه توليد می‌شوند شامل نمد زيرانداز و پالتوی بعدی است كه بيش تر توليدات شامل نمد زيرانداز است.

توبره:

توبره یا به گویش محلی عشایر کهگیلویه و بویر احمد توربه کیف مستطیل شکل زیبایی است که ابعاد آن 60 × 50 سانتیمتر است و دختران ایل به عنوان جهیزیه آن را به خانه شوهر می برند. این دستباف، مصرف شخصی و خانگی دارد و زنان عشایر از آن برای حمل علفهای چیده شده از کوه و دشت برای گوسفندان استفاده می کنند. این بافته کیف مانند بوسیله دسته هایی که در طرفین آن قرار دارد به روی دوش حمل می شود. از این جهت حمل آن بسیار آسان و دستها هنگام حرکت آزاد می باشند. در قسمت بالا و سمت رویی توبره، شکافهایی وجود دارد و در پشت توبره و در همان ارتفاع نوارهای بافته شده باریکی از جنس پشم و منطبق با شکاف های قسمت رویی دیده می شود. حلقه های بکار رفته در داخل شکاف ها بطرف جلو کشیده شده و زنجیروار در یکدیگر فرو رفته و حلقه آخر بوسیله تکه طناب کوتاهی که به انتهای توبره وصل است، گره می خورد . توبره دستبافتی است متناسب با شرایط زندگی عشایر نواحی منطقه که در زندگی روزمره آنها کاربرد فراوانی دارد. نقوش رایج در توبره بیشتر به دو شکل گل توبره ای و گل آدمی می باشد.

آئینه دان یا چنته:

این دستباف در هر خانه و سیاه چادری به چشم می خورد. کیفی دسته بلند است که جهت وسایل شخصی زنان و نگهداری قرآن و آینه کاربرد دارد. بافت چنته و مواد بکار رفته در بافت آن گاهی شبیه به گلیم و گاهی شبیه قالی و یا هر دو می باشد. به این معنی که یک چنته ممکن است هر دو روی آن گلیم بافت و یا قالی بافت یا یک روی آن گلیم بافت و روی دیگر به شیوه قالی بافته شده باشد. نقوش معمول در چنته همان نقوش فرش ها و گلیم ها، ولی در ابعاد کوچکتر می باشد.

نمکدان:

این محصول کاملاً عشایری است که در گذشته برای نگهداری نمک و حمل آن استفاده می شده است و در حال حاضر چندان کاربردی در زندگی آنان ندارد. البته هنوز هم نمونه هایی از آن در میان عشایر کوچرو دیده می شود. وسایل بافت نمکدان همان وسایل بافت گلیم و قالی است و مواد اولیه آن مخلوط مو و پشم است. نقوش نمکدان ها معمولاً از چند ردیف لوزی های کوچک و رنگارنگ که به صورت متناوب با نوارهای رنگی قرار گرفته اند، تشکیل می شود.

خورجین:

خورجین بافته ای عشایری است که جهت حمل آذوقه بر پشت چهارپایان مورد استفاده قرار می گیرد. شکل کلی خورجین شبیه به دو کیسه متصل بهم است و بافت آن مانند گلیم دارای پود پشمی و تار پنبه ای است. در میان خورجین های قدیمی، خورجین هایی با بافت مشابه قالی نیز دیده می شود که بنظر می رسد بیشتر جنبه تزئینی داشته باشند، چرا که بعلت سنگینی وزن قالی بعید می نماید که بتوان در حمل و نقل مورد استفاده واقع شود.

سفره:

از بافت های عشایری است که ابعاد تقریبی آن 170 × 150 سانتیمتر می باشد. زنان عشایر از سفره به هنگام پخت نان استفاده می کنند و چانه های خمیر نان را روی آن می چینند. تار سفره مخلوطی از مو و پشم و پود آن از پشم سفید بوده و جهت ایجاد نقوش از پشم رنگی استفاده می شود. البته در سالهای اخیر برای بافت سفره از نخ پنبه ای به عنوان تار و زمینه و از کاموای رنگی به منظور پود استفاده می شود. زمینه سفره سفید رنگ با نقوش ساده و مجزا از یکدیگر بوده و نقوش به وسیله حاشیه های زیبایی از یکدیگر مجزا می شوند. در واقع پشتی قالی یا گلیم مربع شکلی است که توسط سراجان شهرهای شیراز و کازرون تبدیل به پشتی می شود. جنس پشتی همان جنس قالی یا گلیم است. گاهی اوقات هر دو روی پشتی از جنس قالی یا گلیم و پاره ای اوقات قسمت رویه پشتی قالی بافت و قسمت پشت آن گلیم بافت می باشد. ابعاد تقریبی آن 70 × 75 یا 70 × 70 سانتی متر است و نقوش رایج این محصول همان نقوشی است که در فرش ها و گلیم ها بکار می روند با این تفاوت که ابعاد پشتی کوچکتر از قالی گلیم است.

حور ( خور) یا جوال:

عشایر کهگیلویه و بویر احمد از حور یا به گویش محلی خور جهت حمل و نقل مواد مورد نیاز خود مانند کاه، بذر، آذوقه استفاده می کنند حور بافتی شبیه به گلیم دارد و با همان ابزار کار گلیم بافی بافته می شود. حور بافته ای مربعی شکل با اندازه 5/1 ×5/1 می باشد که از دو بخش مساوی تشکیل شده است. بخش رویی خور نقوش متنوعی دارد و قسمت پشت حور دارای نقوش کمتر و راه راه است. پس از بافت مربع به منظور تهیه حور یا جوال، مربع بافته شده از وسط تا شده و اطراف آن دوخته می شود تا به شکل کیسه درآید. در سمت رویه و پشت آن دو دسته از جنس مو و پشم مخلوط تعبیه می شود تا جهت حمل و نقل و جابجایی حور مورد استفاده واقع شود. نقش " بگم " رایج ترین نقشی است که در حورهای بافته شده عشایر کهگیلویه و بویر احمد بکار می رود.

جانماز (سجاده):

عشایر کهگیلویه و بویراحمد جهت نمازگزاردن محصولی تولید می کنند که در واقع گلیم کوچکی است که تار آن از موی بز و پشم و پود آن از پشم است. آنها معتقد هستند که عبادت کردن برسجاده بافته شده از کرک شتر سنت پیامبر اسلام(ص) بوده است و ثواب فراوان دارد. از اینرو معمولاً حاشیه جانماز ها را با پشم گوسفند و زمینه مرکزی آن را با کرک شتر می بافند. جانماز بافته ای ساده و بدون نقش است که با حاشیه ای در اطراف محدود می شود.

شله یا آلاتی:

این محصول بیشتر از پارچه های فرسوده بویژه از لباس سنتی زنان ( که دامنی بسیار گشاد و بلند داشته و در دوخت آن 12 تا 15 متر پارچه مصرف می شود ) استفاده می شود. پس از شستن پارچه های فرسوده، آنها را به پهنای یک انگشت رشته، رشته کرده و بوسیله پرده می تابانند و از رشته های تابیده شده محصولات راه راه و زیبایی می بافند که به مصرف زیرانداز می رسد.

جل:

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است. جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است.

سیاه چادر:

سیاه چادر نوعی مسکن متحرک و سنتی است که مختص عشایر کوچ رو می باشد. عشایر کهگیلویه و بویر احمد به این مسکن "بهون" می گویند. سیاه چادر از موی بز و بوسیله زنان بافته می شود و به دو نوع تابستانی و زمستانی تقسیم می گردد . عشایر به علت زندگی متحرک ناگزیر از زندگی در سیاه چادر هستند. چرا که دارای ویژگیهایی است که با شیوه زندگی آنها کاملاً هماهنگ و متناسب است:
  • وزن و اندازه مناسبی جهت حمل و نقل توسط چهار پایان و راههای صعب العبور دارد.
  • جمع آوری و بر پا ساختن آن به سهولت انجام می گیرد.
  • در مقابل تغییرات آب و هوایی ( باد، باران و آفتاب ) مقاوم است.
  • تهیه و تولید آن توسط افراد خانوار امکان پذیر است.
سنت بافت چادر از موی بز سابقه ای دیرینه دارد این سنت تا به امروز بی هیچ تغییری ادامه یافته است . بافت سیاه چادر توسط عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد در بیشتر نقاط این استان رایج است . این محصول صرفاً به منظور رفع نیازمندیهای محلی انجام می گیرد . سیاه چادرهای عشایر استان کهگیلویه و بویر احمد به دو صورت "بهون" (چادر زمستانی) و "گرمه" (چادر تابستانی) است.

طناب:

از آنجائیکه طناب در زندگی عشایر کهگیلویه و بویر احمد نقش مهمی دارد و استفاده از آن برای انجام کارهای مختلف روزانه ضروری است، زنان عشایر کهکیلویه و بویر احمد با استفاده از مو یا پشم تابیده شده طنابهایی می بافند که مصارف گوناگون دارد : در برپایی سیاه چادر، مهار گوسفندان، محکم کردن ابزار کشاورزی. نوعی از طناب که برای مهار چهارپایان استفاده می شود گیس بافت است که در انتهای آن یک حلقه جادکمه ای مانند متصل است ودر صورت لزوم پای چهارپایان را درون حلقه جای داده با یک میخ چوبی به زمین محکم می کنند. نوع دیگر طناب که جهت مهار گوسفندان بکار می رود از یک رشته اصلی به طول تقریبی دو متر و یک حلقه متصل به انتهای آنان تشکیل شده است به این رشته اصلی که گیس بافت است حلقه هایی متصل است که در موقع لزوم حلقه ها از سر گوسفندان گذرانده می شود و حلقه انتهایی رشته اصلی که قابل تنگ و گشاد شدن است به میخ چوبی محکم می شود. این نوع طناب مخصوص مهار گوسفندان است و نقوش رایج این محصول همان نقوشی است که در فرش ها و گلیم ها بکار می روند با این تفاوت که ابعاد پشتی کوچکتر از قالی گلیم است.

گچمه بافي:

گچمه‏بافي که از صنايع دستي انحصاري کهگيلويه و بويراحمد است، هنري مرکب از گليم و قالي است که در زمينه گليم و با گلهاي قاليچه‏اي بافته مي‏شود. در بافت گچمه از پود استفاده نمي‏شود، بلکه از خامه‏اي که در بافت گليم به کار مي‏رود بهره مي‏گيرند. بعد از چله‏کشي، در حاشيه و نقشه آن از بافت قالي استفاده مي‏شود و به صورت برجسته بافته مي‏شود. عشاير کهگيلويه و بويراحمد از گچمه براي زيرانداز و تزئين چادرها و خانه‏هاي خود استفاده مي‏کنند. اين صنعت دستي از نظر اقتصادي و اشتغالزايي براي بافندگان آن اهميت ويژه‏اي دارد. بازار آن نيز پررونق است. بافت گچمه در روستاهاي سپيدار، پازنان، لما و بوته عليا رونق فراوان دارد.

سوغات :


قالی، گبه، جاجیم، خورجین، سیاه چادر، نمد، جانمازی، پشتی، گمچه بافی.

خدمات گردشگری :


هتل پارسیان
آدرس : یاسوج - بلوار نماز
تلفن : 7-2243470 0741

هتل ارم 2 ستاره
آدرس : یاسوج - بلوار امام خمینی
تلفن : 2223191 - 2224599 0741

هتل مهمانسرای یاسوج 2 ستاره
آدرس : یاسوج - تپه تل دراز
تلفن : 2222218 - 2227616 0741

مهمانپذیر ها
مهمانپذیر ارم
مدير: عزیزا... دارا
تلفن : 2222162-2222178-0742
فکس:2222382-0742
کد پستی:48816-75816
شهر : گچساران(دوگنبدان)
آدرس : دوگنبدان فلکه ساعت

مهمانپذیر امید فارس
مدير : عبدا... تقی پور
شهر : گچساران(دوگنبدان)
آدرس : خیابان بلادیان

مهمانپذیر سمیه
مدير : محمد قاسمی
تلفن : 2227604-0741
شهر : بویراحمد(یاسوج)
آدرس : خیابان طالقانی پاساژ امام رضا

نام رستوران آدرس تلفن
رستوران پيتزاسراي شهر یاسوج -جمهوري اسلامي 2228690
رستوران 22بهمن دوگنبدان - پارسي 2224008
رستوران شيباني دوگنبدان-شهيدمدرس 2225450
رستوران بهار دوگنبدان- پارسي 2222148
رستوران گل یاسوج - زاگرس 2224799
رستوران شاطرعباس یاسوج - شهيدمنتظري 2221829
نام آدرس
دهناد دشت یاسوج- خیابان فردوسی
قدس گچساران یاسوج- خیابان شهید بشارت
دنا یاسوج- خیابان ذاکری