جمعه، 4 فروردین 1396
Menu

استان : کرمانشاه

  • معرفی استان
  • معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی
  • معرفی جاذبه های طبیعی
  • آداب و رسوم
  • مشاهیر
  • صنایع دستی
  • سوغات
  • خدمات گردشگری

معرفی استان :



موقعيت و وسعت

استان كرمانشاه با وسعتي برابر با 25 /24434 كيلومتر مربع در غرب ايران قرار دارد. اين استان حدود 1/45 درصد از مساحت كل كشور را تشكيل مي‌دهد و به لحاظ وسعت هجدهمين استان كشور است. اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استان‌هاي لرستان و ايلام، از شرق به استان همدان و از غرب با كشور عراق هم‌جوار است و بيش از سيصد و سي كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق دارد.كرمانشاه منطقه‌اي نيمه كوهستاني است و سلسله جبال زاگرس بخش عمده اين استان را پوشانده است. تنها در بخش‌هايي از دامنه‌هاي كم شيب اين منطقه يا دره‌هاي عريض آن، زمين‌هاي كم ارتفاع و جلگه‌هاي آبرفتي مشاهده مي‌شود

آب و هوا

استان كرمانشاه داراي آب و هواي گرمسيري است. اين استان از نظر آب و هوا تحت تأثير عوامل چندي است كه اوضاع اقليمي اين ناحيه را به وجود مي‌آورد.از جمله:

ورود و عبور جريان هواي مديترانه‌اي:

اين جريان هوا عامل اصلي بارندگي در استان كرمانشاه است.

ارتفاعات اين استان:

ناهمواري‌هاي استان در مقابل جريان‌هاي مرطوب غربي قرار دارد. معمولاً‌ دامنه‌هاي اين كوهستان‌ها خصوصاً دامنه‌هاي رو به غرب، داراي رطوبت بيش‌تر و دامنه‌هاي رو به شرق خشك‌تر و داراي نزولات جوي كم‌تر است. در مناطق كوهستاني برف چندين ماه از سال در ارتفاعات مي‌ماند و درجه حرارت تا پانزده درجه سانتي‌گراد پايين مي‌آيد. فصل زمستان در اين مناطق طولاني است و با بهاري كوتاه به تابستان متصل مي‌شود. بر اساس آخرين وضعيت تقسيمات كشوري، استان كرمانشاه داراي دوازده شهرستان، بيست و شش شهر، بيست و پنج بخش و هشتاد و سه دهستان است.
  • کرمانشاه
  • سرپل ذهاب
  • قصرشيرين
  • اسلام آباد
  • جوانرود
  • کنگاور
  • پاوه
  • صحنه
  • هرسین

معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی :


طاق بستان:

محوطه تاريخي طاق بستان، در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه‌اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه قرار دارد. دراين محوطه، آثاري از دوره ساساني شاملسنگ‌نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي به نام‌هاي ايوان كوچك و بزرگ وجود دارد. ايوان كوچك در سمت چپ سنگ‌نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك ديده مي‌شود. ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را «شبديز» و ياقوت حموي آن را « قصرشيرين» ناميده‌ است. همچنين حمدالله مستوفي آن‌ را «طاق وسطام» و عده‌اي ديگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بيستون» و « تخت بستان» ناميده‌اند. اهالي محل نيز اين محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» مي‌شناسند؛ زيرا «سان» در لفظ محلي به معني سنگ است و «طاق وسان» يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است.

بناي بيستون:

اين بناي تقريباً مستطيل شكل در جهت شرقي ـ غربي در شمال كاروان‌سراي صفوي بيستون و رو به روي فرهاد تراش، در زير جاده قديمي همدان‌ ـ كرمانشاه قرار دارد. اين بنا از دو بخش تشكيل شده است: بخش شرقي به ابعاد 80*85 متر، ديوارهاي پيراموني به عرض40/2 متر دارد. ورودي اين بنا در ضلع شرقي است. بخش غربي به ابعاد 55*44 متر، از طريق يك ورودي به بخش شرقي مرتبط مي‌شود. اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شكل مي‌دهد. نماي روكار ديوارهاي بنا به وسيله بلوك‌هاي سنگي تراشيده و قسمت داخلي ديوارها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته است. در ديوارهاي بيروني اين بنا به فواصل معين، پشتبند‌هاي مستطيل شكلي به طول متوسط 10/3 متر ايجاد شده است. بر روي برخي از بلوك‌هاي سنگي اين بنا، نشانه‌هايي از حجاران ساساني ديده مي‌شود.

كاخ خسرو:

در حاشيه شمالي شهر كنوني قصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي‌شود. اين بنا در جهت شرقي‌ ـ غربي و به ابعاد 98*285 متر بر روي مصطبه‌اي به ارتفاع هشت متر ساخته شده است. راه ورود به داخل بنا از طريق پلكان صورت مي‌گرفت. در قسمت شرقي بنا، تالار ستون‌دار مستطيل شكلي ديده مي‌شود و سقف آن به وسيله طاق‌هاي آجري پوشش داده شده است. در پشت اين تالار، اتاق گنبددار بزرگي قرار دارد و راه ورود به آن از طريق درگاهي كه در قسمت غربي تالار ايجاد شده است، صورت مي‌گيرد. در شمال و جنوب اتاق گنبددار، اتاق‌هاي مستطيل شكلي وجود دارد كه از طريق اتاق گنبددار قابل دسترسي بوده‌اند. هم‌چنين در پشت اتاق گنبددار، حياط مربع شكلي به ابعاد 27*27 متر با رواق ستون‌دار قرار دارد. اطراف اين حياط را اتاق‌هاي متعددي فرا گرفته است. در قسمت غربي حياط نيز ايواني ساخته شده است كه از طريق درگاهي به حياط ديگر كاخ منتهي مي‌شود. در اطراف اين حياط‌ ها نيز مجموعه اتاق‌ها و اصطبل‌ها قرار دارند. در قسمت شمالي تراس، چند خانه به صورت يك مجموعه ديده مي‌شود.

طاق‌گرا:

بناي مستطيل شكل طاق‌گرا به ابعاد 86/4*70/7 متر در گردنه پاتاق، بر سر راه كرمانشاه به سر پل ذهاب و در كنار راه باستاني سنگ‌فرش شده‌اي قرار دارد كه فلات ايران را به بين النهرين ارتباط مي‌داد. به علت تغيير مسير، اين راه و بناي طاق‌گرا اكنون در شيب‌هاي پايين جاده آسفالته قرار گرفته است. از نظر معماري، بناي طاق‌گرا، فضاي ايوان مانندي است كه تماماً از سنگ ساخته شده است. ورودي آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگ‌فرش باستاني است و با بلوك‌هاي سنگي كه به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده‌اند، ساخته شده است. مصالح داخلي ديوارها نيز از لاشه سنگ و ملاط گچ است. ديوارهاي بنا تا حدودي بلندتر ساخته شده‌اند تا بتوانند سقف طاق را كاملاً مسطح نمايند. در بالاترين بخش بر روي لبه بام بنا، يك رديف كنگره به ارتفاع نود و دو سانتي‌متر قرار گرفته است. بنا بر اين ارتفاع بنا از سطح زمين تا بالاترين نقطه 7/11 متر است. همچنين عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر است. ديوارهاي داخلي بنا با نقوش هندسي حجاري شده است.

معبد آناهيتا:

در مركز شهر كنگاور بر سر راه همدان به كرمانشاه قرار دارد. اين بنا بر روي تپه‌اي طبيعي با حداكثر ارتفاع سي و دو متر نسبت به سطح زمين‌هاي اطراف ساخته شده است. نقشه اين بنا چهار ضلعي، به ابعاد 209*224 متر و هر ضلع آن به شكل صفه‌اي به قطر هجده متر است. اين صفه‌ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده‌اند و نماي بيروني آن‌ها به وسيله سنگ‌هاي بزرگ تراشيده شده، به صورت خشكه‌چين پوشش داده شده است. در مواردي براي اتصال برخي از بلوك‌ها، از بست‌هاي آهني و سربي استفاده شده است. برخي از مورخين اين بنا را معبدي براي الهه آناهيتا دانسته‌اند. آناهيتا ايزد بانوي آب‌هاي روان، زيبايي، فراواني و بركت در دوران پيش از اسلام بوده است. برخي ديگر از محققين به تبعيت از نوشته‌هاي مورخين ايراني و عرب سده سوم هـ .ق به بعد، اين بنا را كاخي ناتمام براي خسروپرويز معرفي كرده‌اند. عده‌اي نيز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم ق.م و عده ديگر آن را به سده اول ق.م نسبت مي‌دهند. سيف‌الله كامبخش فرد ـ كاوش‌گر بنا ـ آن را به سه دوره هخامنشي، اشكاني و ساساني نسبت مي‌دهد و مسعود آذرنوش كاوش‌گر ديگر بنا، آن را كاخ ناتمامي از خسرو پرويز در اواخر دوره ساساني مي‌داند.

آتشكده چهارقاپي:

«چهار قاپو» يا «چهار قاپي» به معني «چهار در»، از جمله آتشكده‌هاي دوره ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است. اين آتشكده از نوع آتشكده‌هايي است كه داراي دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ريخته است و تنها در برخي از قسمت‌ها، آثاري از آن ديده مي‌شود. اين آتشكده اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر است و سقفي گنبدي شكل به قطر شانزده متر داشت كه متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره‌ها در چهار گوشه آن ديده مي‌شود. اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي‌شوند. در اطراف اين بنا مجموعه اتاق‌ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش‌هايي از آن‌ در نتيجه كاوش‌هاي باستان‌شناختي سال‌هاي اخير شناسايي شده است. اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجري است.

خانه معين‌الكتاب:

اين خانه در محله قديمي «علاف‌خانه» شهر كرمانشاه قرار دارد. راه دسترسي به آن از طريق كوچه توكل و فيض مهدوي ميسر است. اين خانه از نوع خانه‌هاي درون‌گرا است و با عبور از هشتي به حياط بيروني و از طريق راهرويي دراز به حياط اندروني راه مي‌يابد. اين راهرو با زاويه نود درجه دو حياط را به هم متصل مي‌كند. به عبارتي امكان ديد مستقيم از حياط بيروني به حياط اندروني وجود ندارد. اندروني كه بخش اصلي بنا محسوب مي‌شود، به صورت حياط نسبتاً بزرگي به مساحت صد و پنجاه و چهار متر مربع است. بخش اندروني در سه طرف حياط داراي فضاهاي مسكوني است و در ضلع جنوبي كه اتاق ندارد، با طاق‌نماهايي تزيين شده است. در ضلع شمالي حياط، ميهمان‌خانه بزرگي وجود دارد. باني و مالك اين خانه ميرزا حسن خان مدني معروف به «معين‌الكتاب» است. ميرزا حسن خان از جمله آزادي‌خواهان صدر مشروطيت است و در كرمانشاه بيش‌تر او را به نام دبير اعظم مي‌شناسند.

خانه خواجه باروخ :

اين خانه به شيوه درون‌گرا در بخش يهودي نشين محله قديمي فيض‌آباد شهر كرمانشاه ساخته شده است. اين خانه از طريق هشتي به حياط بيروني و از آن‌جا با عبور از دالاني سراسري به حياط اندروني راه دارد. در اطراف حياط اندروني مجموعه‌اي از اتاق‌هاي مسكوني قرار دارد. در نماي ايوان‌هاي اين بناي زيبا، ستون‌هاي آجري به كار رفته است كه داراي سرستون‌هاي آجري به صورت پله‌اي و مقرنسي است. اين خانه از معدود خانه‌هاي قاجاريه كرمانشاه است كه حمام دارد. اين خانه توسط خواجه باروخ يكي از تجار كليمي كرمانشاه در عصر ناصري ساخته شد و امروزه به نام خانه «رنده‌كشي» ـ آخرين مالك آن ـ معروف است. از ديگر خانه‌هاي استان مي‌توان به خانه صمدي و خانه خديوي اشاره كرد.

نقش برجسته آنوباني‌ني:

در اين صحنه تصوير آنوباني‌ني پادشاه مقتدر لولوبي به حالت ايستاده در سمت راست حجاري شده است. آنوباني‌ني داراي ريش بلند و صورتي نيم رخ است و كلاه مدوري بر سر، گردن‌بندي بر گردن و كمربندي به كمر دارد. لباس او كوتاه و مطبق و كفش‌هايش از نوع سندل است. در دست راست وي سلاح و در دست چپش كماني ديده مي‌شود. در زير پاي آنوباني‌ني دشمن شكست خورده‌اي حجاري شده است. در مقابل شاه، الهه ني‌ني ايستاده است. او نيز كلاهي بلند و منگوله‌دار و پيراهني پشمي ـ تا مچ پا ـ بر تن دارد. الهه ني‌ني تيرداني پر از تير در پشت دارد و با دست راست حلقه سلطنتي را به طرف آنوباني‌ني دراز كرده، در دست چپش سر طنابي با هشت اسير ديده مي‌شود. از اين هشت اسير دو نفر در قسمت بالاي نقش، پشت سر الهه ني‌ني و شش نفر ديگر در صف زيرين قرار دارند. اسيران همگي برهنه‌اند و دست‌هايشان از عقب بسته شده است.در بالاي نقش، در ميان سر شاه و الهه ني‌ني، دايره‌اي نقش شده كه داخل آن ستاره‌اي چهار پر قرار دارد. در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي كتيبه‌اي به زبان اكدي بدين مضمون نوشته شده است: « آنوباني‌ني پادشاه لولوبوم تصوير خويش و تصوير ني‌ني را بر كوه بادير نقش كرد. آن‌كس كه اين لوح را محو كند به نفرين و لعنت آنو، آنونوم، بل، بليت، رامان، ايشتار، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد».

نقش برجسته هركول:

اين نقش برجستة دوره اشكاني كه در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان ـ كرمانشاه شناسايي شد، مرد نيرومند كاملاً عرياني را نشان مي‌دهد كه در زير سايه درختي بر روي نقش شيري لم داده است. او به آرنج چپ تكيه داده و در دست چپ پياله‌اي دارد و آن را نزديك صورت خود نگه داشته است و دست راست خود را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تكيه‌گاه پاي ديگرش كرده است.در پشت سر اين شخصيت، كتيبه و نقش‌هايي حجاري شده است. اين نقش‌ها شامل درختي است كه بر شاخه آن كمان‌دان و تيرداني آويزان است و در كنار درخت گرز مخروطي شكل گره‌داري نقش شده است. كتيبه به خط يوناني در هفت سطر بر روي لوحي ـ شبيه به شكل معابد يوناني (سنتوري شكل) ـ نوشته شده است. مضمون اين كتيبه چنين است: « به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان به وسيله هياكنيتوس پسر پانتياخوس به سبب نجات كل امن فرمانده كل اين مراسم بر پا شد».

نقش برجسته بلاش:

در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال شرقي نقش برجسته گودرز، تخته سنگي به شكل چهار ضلعي نامنظمي ديده مي‌شود و در سه طرف آن نقوش حجاري شده قرار دارد. نقش مياني، «بلاش» شاه اشكاني را به حالت تمام رخ با گردن‌بندي بر گردن و كمربندي به كمر نشان مي‌دهد. لباس او از پايين به بالا تنگ و چسبان است و شلوار گشادي كه در قسمت مچ پا بسته شده، به تن دارد. اين شخص پياله‌اي در دست چپ گرفته و دست راست را به طرف آتش‌دان دراز كرده است. بر روي اين آتش‌دان، كتيبه‌اي به خط پهلوي اشكاني نقر شده است در سمت چپ نقش بلاش، بر ضلع ديگر تخته سنگ، نقش ديگري ديده مي‌شود. بيننده تصور مي‌كند اين شخص در حال گام برداشتن به طرف شخص مياني است. اين شخص داراي لباسي شبيه شاه اشكاني است. وي دست راست را به طرف بالا گرفته و يك شيی در دست دارد. در سمت راست نقش مياني، سومين نقش حجاري شده است.

فرهاد تراش:

اين صفحه به طول دويست و عرض سي متر در دامنه كوه بيستون، در فاصله سي‌صد متري جنوب نقش برجسته داريوش اول تراشيده شده است. در دامنه اين صفحه، سكويي قرار دارد. در جلوي اين سكوي خاكي ديواري به طول يك صد و پنجاه متر ايجاد شده است. اين ديوار با استفاده از بلوك‌هاي سنگي تراشيده و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است. بر روي برخي از اين بلوك‌هاي سنگي و نيز برخي از سنگ‌هاي پراكنده اطراف آن، علايم سنگ‌تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است. در دو طرف اين صفحه تراشيده، چند سكوي پله‌دار خشن در سنگ كنده شده است. اين سكوها براي نشستن به هنگام تراشيدن ديوار صفحه استفاده مي‌شد. بر روي اين صفحه تراشيده، اثر قلم‌هاي سنگ‌تراشان و همچنين گودي‌هاي مخصوص قرار دادن گوه‌هاي چوبي جهت برش سنگ‌ها به وضوح ديده مي‌شود. اگر چه اهالي محل معتقدند اين صفحه تراشيده اثر «فرهاد سنگ تراش» است كه از عشق شيرين ـ ملكه خسرو پرويزـ كوه را به همان گونه كه فردوسي و نظامي گفته‌اند، تراشيده است؛ ولي شواهد باستان‌شناختي نشان مي‌دهد منظور از پرداختن اين صفحه، نوشتن و نماياندن يك واقعه تاريخي مهم بوده و اين صفحه توسط خسرو پرويز ـ شاه ساساني ـ ايجاد شده است.

گوردخمه برناج:

این گوردخمه،در فاصله 14 کیلومتری بیستون به سمت سنقر ودر 500 متری جاده اصلی روستای برناج واقع شده است.تنها گوردخمه منطقه است که ورودی آن مربع شکل است.در اطراف ورودی یک قاب تزئینی ایجاد شده که بخش پائینی آن به صورت زبان انسان تراشیده شده است. سقف گوردخمه طاق مانند است، به طوری که اختلاف بخش های جلویی با انتهای آن 40 سانتی متر است.

گوردخمه دکان داود:

در سه کیلومتری شهرستان سر پل ذهاب به طرف کرمانشاه، و در ابتدای جاده انزل در منتهی الیه قبرستان، بر سینه کوه گوردخمه عظیمی ایجاد شده است.قسمت بیرونی گوردخمه به صورت کفش کن استو. در ابتدای آن دو ستون قرار داشته که ظاهرا" به واسطه فشاری که از ناحیه بالا بر آن آمده شکسته واز بین رفته است.

گوردخمه سان رستم:

به تخته سنگ بزرگی گفته می شود که در 64 کیلومتری جنوب کرمانشاه و در منطقه جلالوند و حدود 10 کیلومتری روستای بوژان قرار دارد.بین دوکوه در حاشیه رودخانه جزمان قرار گرفته است. دارای یک ورودی مستطیل شکل است که رو به شمال باز شده و مقابل جاده قرار دارد

گوردخمه اسحاق وند:

این گوردخمه ها که متشکل از سه گوردخمه هم جواراست، از زیباترین اماکن تاریخی استان کرمانشاه به حساب می آیند.گوردخمه سمت راست نسبت به بقیه در سطح بالاتری ایجاد شده و دسترسی به آن مشکل است، هم چنین ورودی آن تنگ تر از اطاقکی است که در پشت آن قرار دارد. گوردخمه میانی نسبت به گوردخمه سمت راست حجم کمتری داشته گوردخمه سمت چپ نیز به لحاظ سبک کار وابعاد شباهت زیادی به گوردخمه میانی دارد.به نظر می رسد گوردخمه سمت راست محل قرار دادن جسد بوده وبا توجه به حجم کمتر، دو مورد مرکزی و سمت چپ به صورت استودان مورد استفاده قرار می گرفته اند.

غار مرخرل:

اين غار در دامنه كوه بيستون، در فاصله پانصد متري از خانه‌هاي مسكوني قرار دارد. اين غار با طول بيست و هفت متر بر دشت بيستون مشرف است. در سال 1965 م اين غار توسط فيليپ اسميت مورد حفاري قرار گرفت. آثار به دست آمده از اين غار به ترتيب قدمت عبارتند از:
ـ تراشنده‌ها و تيغه‌هاي ضخيم دوره مياني پارينه جديد (چهل هزار سال پيش).
ـ قلم‌هاي حكاكي، تراشنده‌ها و تيغه‌هاي كول‌دار دوره زيرين پارينه سنگي جديد.
ـ ريز تيغه مربوط به دوره فرا پارينه سنگي.
آثار بالاي اين لايه معرف دوران‌هاي نو سنگي بدون سفال و نوسنگي با سفال بود. آثار دوره نو سنگي با سفال، شامل سفال خشن با خميره مايه كاه خرد شده است كه به سفال پوك شهرت دارد.از پنجاه و شش نمونه استخوان حيوان به دست آمده از اين غار،‌ دويست و چهل عدد متعلق به بز و گوسفند بود. اين امر نشان مي‌دهد زاگرس مركزي يكي از مراكز اوليه اهلي شدن اين دو حيوان بوده است. جديدترين آثار مكشوفه از غار مرخرل متعلق به دوره ساساني است.

غار شكارچيان:

اين غار در دامنه كوه بيستون و به فاصله كمي از مجسمه هركول قرار دارد. در حفاري‌هايي كه در سال 1949 م در اين غار صورت گرفت، در حدود بيست و دو هزار شي شامل سفال، ابزار سنگي و قطعات استخوان حيواناتي چون گوزن، غزال، گاو وحشي، پلنگ، شغال، گراز، روباه قرمز و بخشي از استخوان ساعد انسان نئاندرتال به دست آمد.دو قطعه از سفال‌هاي مكشوفه متعلق به دوره آشوري و بقيه از نوع سفال‌هاي هخامنشي بودند. هم‌چنين ابزارهاي سنگي از نوع تيغه‌هاي سنگي دوره پارينه سنگي جديد به عبارتي در حدود چهل هزار سال پيش است.

غار مردودر:

اين غار در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال شرقي غار شكارچيان قرار دارد. اين غار بيست متر عمق و در حدود يك صد و هفتاد متر مربع وسعت دارد. ارتفاع سقف غار نيز بين يك تا سه متر است. غار مردودر داراي دو دهانه است. دهانه اصلي در جهت جنوب ـ جنوب غربي، مشرف بر دره‌اي پر شيب و كم عرض است و به پرتگاهي منتهي مي‌شود. دهانه ديگر غار در جهت شرق ـ جنوب شرقي، مشرف به راهي است كه به غارهاي مرآفتاب و مرتاريك منتهي مي‌شود. ابزارهاي شناسايي شده از اين غار عبارتند از: ابزارهاي روتوش شده، سنگ مادر، خراشنده‌هاي جانبي و خراشنده‌هاي متقارب، تراشنده‌هاي كنگره‌دار، تراشنده‌هاي دندانه‌دار و سوراخ كننده‌ها. ابزارهاي به دست آمده از اين غار مربوط به دوره موستري و زارزي است.

غار مرتاريک:

اين غار در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال غربي غار مرخرل قرار دارد. اين غار بيست و پنج متر عمق و در حدود هشتاد مترمربع وسعت دارد. اين غار به صورت دالان دراز و كم عرضي است كه در انتها به محوطه‌اي نسبتاً بازتر منتهي مي‌شود. دهانه غار به سمت جنوب شرقي است.اشياي شناسايي شده از اين غار كه بيش‌تر در قسمت انتهايي غار به دست آمده‌اند، مصنوعات سنگي بيش‌تر شامل سنگ‌هاي مادر، خراشنده‌ها، سوراخ‌كننده‌ها، اسكنه، ابزارهاي كنگره‌دار و دندانه‌دار است. ابزارهاي سنگي به دست آمده از اين غار نيز متعلق به دوره موستري است.

غار مرآفتاب:

اين غار در دامنه كوه بيستون و در حد فاصل غارهاي مرتاريك و مردودر قرار دارد. غار مرآفتاب بيست و شش متر طول دارد و دهانه آن به سمت شمال شرقي است. مساحت غار صد و شصت متر و دهانه آن حدود شش متر ارتفاع دارد و به تدريج از ارتفاع آن كاسته مي‌شود. سنگ‌هاي شناسايي شده از اين غار «چرت» و «ژاسب» است و بيش‌تر به صورت تراش‌هاي ساده، تراش‌هاي وازده و سنگ مادر ديده مي‌شود. ابزارهاي سنگي ساخته شده، شامل خراشنده‌ها و سوراخ‌كننده‌ها است. علاوه بر مصنوعات سنگي، در كف غار نيز ابزاري از جنس استخوان به دست آمده كه به شكل مثلث است. در بخش تحتاني اين ابزار سه سوراخ وجود دارد. يكي از اين سوراخ‌ها بر لبه جانبي ابزار است. متأسفانه كاربرد اين قطعه استخوان مشخص نيست. ابزارهاي سنگي شناسايي شده از اين غار نيز متعلق به دوره موستري است.

غار (پناه‌گاه سنگي) ورواسي:

اين پناه‌گاه سنگي در يازده كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه، در دامنه كوه «ماسي» و در دره معروف به «تنگ كنشت » قرار دارد. اين پناه‌گاه در سال 1960 م مورد گمانه‌زني قرار گرفت. آثار به دست آمده از اين گمانه به ترتيب قدمت از قديم به جديد عبارتند از:
ـ تراشنده‌ها و سرپيكان‌هاي دندانه‌دار دوره مياني پارينه سنگي جديد.
ـ قلم‌هاي حكاكي، تراشنده‌ها، تيغه‌هاي روتوش شده و سرپيكان‌هاي دوره زيرين پارينه سنگي جديد.
سنگ‌هاي مادر، ريز تيغه‌ها، چكش، قلم حكاكي، سوراخ‌كن‌هاي دوره فرا پارينه سنگي.
بنا به تحقيقات انجام شده اين پناه‌گاه سنگي محل مناسبي براي استقرار موقت شكارچيان بود. بقاياي حيواني مكشوفه نيز اين امر را تأييد مي‌كند. در ميان استخوان‌هاي حيواناتي كه آزمايش شده‌اند، تعداد زيادي بقاياي استخوان حيوانات شكاري مانند گورخر، بزكوهي، بز و گوسفند اهلي نشده، گراز وحشي و كفتار وجود داشت. علاوه بر آن مقداري استخوان جوندگان كوچك جثه مانند موش كور و خرگوش نيز در ميان بقاياي استخواني مشاهده شد.

تپه آسياب:

اين محوطه تاريخي در پنج كيلومتري شرق كرمانشاه، مشرف بر رودخانه قره سو قرار دارد. در نتيجه گمانه‌زني در اين تپه، بخشي از يك كلبه مسكوني بيضي شكل به قطر ده متر شناسايي شد كه نيمي از آن در داخل زمين حفر شده بود.سنگ‌ساب، مهره‌هاي سنگي، قسمتي از دست‌بند مرمري و قطعاتي از پيكرك‌هاي گلي نيز به دست آمده است. در ميان پيكرك‌ها، پلاك‌هايي با صورت انساني ديده مي‌شود. كاوش‌گران تاريخ آثار مكشوفه از اين تپه را بين نه تا يازده هزار سال پيش نسبت مي‌دهند.

تپه سراب:

اين تپه به صورت برجستگي كوچكي در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه، در داخل زمين‌هاي زراعي روستاي «ده پهن» قرار دارد.مشهورترين پيكرك انساني به دست آمده از اين تپه، پيكرك مشهور به «ونوس سراب» است كه شهرت جهاني دارد و در موزه ايران باستان نگه‌داري مي‌شود. مقدار زيادي قطعات ظروف سفالي به دست آمده است كه به سه گروه تقسيم مي‌شوند: سفال با نقش بچه قورباغه، سفال هندسي، سفال با نقوش خطي. از آنجا كه تعداد قابل‌ توجهي از بقاياي استخوان حيوانات متعلق به بز است، كاوش‌گران معتقدند ساكنان سراب، بز را اهلي كرده‌اند.

تپه چغاگاوانه:

با ارتفاع بيست و پنج متر در مركز شهر اسلام‌آباد قرار دارد. بخش زيادي از اين تپه به خاطر توسعه شهري از بين رفته و تنها در حدود ده هزار مترمربع آن باقي مانده است. اين بنا شامل مجموعه‌اي از اتاق‌ها است كه احتمالاً بخش شرقي آن محل سكونت حاكم و بخش مركزي براي كارهاي اداري و صنعتي بوده است. در داخل برخي از اتاق‌ها، كوره‌هاي سفالگري شناسايي شد. دریکی از اتاقها مجسمه سفالين حيواني شبيه گرگ و مجسمه سفالين كوچك ديگري كه احتمالاً «الهه كريشا» را نشان مي‌دهد، به دست آمد.

مقبره بابا يادگار:

اين آرامگاه در روستاي «بان زرده» كرند، نزديك قلعه يزدگرد و در دامنه كوه «دالاهو» قرار دارد. از نظر معماري اين بنا به صورت فضاي مربع شكل كوچكي است و بر روي آن گنبد مخروطي شكلي قرار گرفته است.سطوح داخلي و خارجي اين بنا به وسيله ملاط گچ اندود شده است. اين مقبره، يكي از زيارت‌گاه‌هاي مهم اهل حق به شمار مي‌رود. هويت حقيقي بابا يادگار نيز مانند ديگر مشايخ اهل حق به درستي معلوم نيست. بيش‌تر اين مشايخ در اوايل حكومت صفويان زندگي مي‌كردند و در نوار مرزي ايران و عثماني به ترويج مذهب اهل حق اشتغال داشتند . مردم اهل حق طبق معتقدات ديني و سنتي خود كه «تناسخ» باشد، بابا يادگار را مظهر روح حضرت امام حسين (ع) مي‌دانند.

مقبره ابودجانه:

در نزديكي ريجاب از توابع شهرستان اسلام‌آباد، قبرستاني از صدر اسلام با تعدادي آرامگاه به سبك چهارطاقي‌هاي دوره ساساني وجود دارد. در ميان اين قبور، بناي عظيمي ديده مي‌شود كه در ميان اهالي محل به مقبره ابودجانه معروف است و در نزد اهالي از احترام خاصي برخوردار است. اين آرامگاه چهار ضلعي است و بر فراز آن گنبدي مخروطي شكل قرار دارد. در جنوب اين آرامگاه بناي ديگري شبيه به آن، ولي در ابعاد كوچك‌تر ساخته شده است و در داخل آن چند سنگ قبر به چشم مي‌خورد. اين دو آرامگاه با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و سطوح بيروني و داخل آن‌ها با ملاط گچ اندود شده است. ابودجانه يكي از ياران با وفاي پيامبر (ص) بود. در جنگ احد هنگامي كه مشركان، نيروهاي اسلام را شكست دادند، ابودجانه نيز مانند حضرت علي (ع) در كنار پيامبر باقي ماند و از آن حضرت مردانه دفاع كرد.

بقعه مالک:

بر روي تپه‌اي در مركز شهر سنقر قرار دارد. اين آرامگاه برجي‌شكل، هشت ضلعي و داراي گنبدي آجري است. هر ضلع آن سه و نيم متر طول دارد. در طبقه پايين اين بقعه سردابه‌اي هشت ضلعي وجود دارد و پوشش آن گنبدي است. بخش تحتاني آرامگاه يعني سردابه با سنگ‌هاي تراشيده و قسمت فوقاني آن با آجر ساخته شده است. در هر يك از اضلاع اين آرامگاه، طاق‌نمايي با قوس جناغي قرار دارد. در داخل اين طاق‌نماها تزيينات آجركاري ديده مي‌شود. لچگي طاق‌نماها نيز با كاشي‌هاي فيروزه‌اي رنگ تزيين شده است. در سال‌هاي گذشته از داخل سردابه اين آرامگاه، بيست و پنج تابوت چوبي ساده به دست آمد. در داخل تابوت‌ها، اجسادي قرار داشتند كه به شيوه اسلامي دفن شده بودند. متأسفانه در بنا هيچ كتيبه‌اي كه بيانگر تاريخ ساخت اين بنا باشد، وجود ندارد. با توجه به ساختار معماري و نقشة آن، به نظر مي‌رسد اين بنا متعلق به دوره ايلخاني باشد.

بقعه سيده فاطمه :

اين مقبره در ميدان آزادي شهر كرمانشاه قرار دارد. در گذشته اين بقعه به صورت چهار طاقي سرپوشيده بود. بر اساس كتيبه موجود در بنا، اين مقبره در سال 1287 هـ .ق توسط «مصطفي قلي ميرزا» فرزند امام قلي ميرزا عمادالدوله والي معروف غرب احداث شد. در سال‌هاي اخير اين بنا توسط اداره اوقاف تخريب و ساختمان آجري جديدي به جاي آن ساخته شده است. اين بقعه يكي از زيارت‌گاه‌هاي قابل احترام مردم كرمانشاه به ويژه بانوان است.در داخل اين بقعه دو سنگ قبر وجود دارد. نوشته‌هاي هر دو قبر به خط كوفي و مربوط به قرون اوليه اسلامي است. يكي از قبرها مربوط به «شيخ علي» نامي و ديگري ـ به تاريخ سال 165 هـ .ق ـ به «سيده فاطمه» تعلق دارد.

مقبره فاضل توني:

اين مقبره در سال‌هاي اخير در كنار پل كهنه كرمانشاه، مشرف بر رودخانه قره‌سو ساخته شده است. «ملا عبدالله بن محمد توني بشروي» از علما و فقهاي دوره صفويه بود و در مشهد مقدس ساكن و به تدريس و ترويج اشتغال داشت. وي در اواخر عمر به قصد زيارت ائمه عراق از خراسان حركت كرد و در روز شانزدهم ربيع‌الاول سال 1071 هـ .ق در كرمانشاه دار فاني را وداع گفت. شيخ علي‌خان زنگنه ـ حاكم كرمانشاه ـ نزديك پل كهنه، وي را دفن و بر مزار او بقعه‌اي بنا كرد. اين بنا در زمان نامشخصي به كلي تخريب شده بود و در سال‌هاي اخير مقبره جديد در اين محل احداث شد.

مسجد عبدالله بن عمر:

اين مسجد يكي از مساجد صدر اسلام است و در روستاي «شالان» از توابع ريجاب اسلام‌آباد قرار دارد. شالوده اين بنا بر روي بنايي كه به قبل از اسلام تعلق داشت، ساخته شده است. مسجد به شكل مستطيل است. شبستان مسجد داراي هشت ستون در دو رديف موازي است. چهار ستون آن به شكل چهارضلعي است و چهار ستون ديگر كه در يك امتداد قرار دارند، هر يك از سه بخش تشكيل شده است: بخش اول به شكل چهارضلعي است و از كف مسجد تا ارتفاع سي سانتي‌متري را در برمي‌گيرد، سپس ـ بخش دوم ـ تا ارتفاع 20/2 متري به صورت استوانه است. در قسمت آخر نيز دوباره به شكل چهارضلعي ديده مي‌شود. در بالاي اين دو رديف ستون، دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته‌اند و سپس تيرهاي افقي را روي آن‌ها قرار داده‌اند.محراب مسجد برخلاف ساير مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده، بلكه به وسيله گچ‌بري به ديوار مسجد اضافه شده است. منبر پنج پله‌اي مسجد پشت به محراب ساخته شده و مصالح آن سنگ و گچ است. مناره مسجد داراي بيست و يك پله مثلثي شكل است. در بالاي آن نيز گنبدي مخروطي قرار دارد. مدخل مناره طاق گهواره‌اي شكل دارد و قسمت بالاي نماي خارجي آن با چوب و گچ تزيين شده است .

مسجد جامع كرمانشاه:

اين مسجد در بافت قديم شهر كرمانشاه، در خيابان مدرس قرار دارد. از اين مسجد تنها بخشي از شبستان آن باقي مانده است. اين شبستان چهل و پنج طاق‌چشمه داشت و امروزه تنها بيست و پنج طاق آن باقي مانده است. در سمت جنوبي مسجد، دو بالاخانه وجود داشت كه در گذشته مدرسه بود. مسجد جامع كرمانشاه از نظر ساخت شبيه مساجد دوره زنديه است و طبق كتيبه موجود در آن در سال 1196 هـ .ق مصادف با حكومت «علي مرادخان زند» ساخته شد. در قسمت جنوبي مسجد، مسجد ديگري با صحن و شبستان كنوني وجود دارد كه به مسجد «اميري» معروف است. باني اين مسجد «اميرنظام زنگنه» از نوادگان «شيخ علي‌خان زنگنه» و از امراي دوره محمدشاه قاجار و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار است.

مسجد عمادالدوله:

اين مسجد يكي از باشكوه‌ترين مساجد قاجاريه شهر كرمانشاه است و در سال 1285 هـ .ق توسط «امام‌ قلي ميرزا عمادالدوله» والي غرب در بازار زرگرها ساخته شد. اين مسجد داراي صحن مركزي است و در پيرامون آن، حجره‌هايي براي سكونت طلاب علوم ديني ساخته شده است. بازار و كاروان‌سراي عمادالدوله با صدها مغازه و حجره وقف بر مصارف اين مسجد است. پس از ساخت اين مسجد، باني آن يكي از درهاي حرم حضرت علي ( ع ) را به كرمانشاه آورد و در اين مسجد نصب نمود و به جاي آن در نقره‌اي ديگري را وقف آستانه علوي نمود. اين درگاه امروزه در مدخل مسجد و بازار زرگرها قرار دارد و به در «بقايي شاه نجف» مشهور است. اين درگاه چوبي به دوره صفويه‌ تعلق دارد.

مسجد جامع پاوه:

اين مسجد تك مناره‌اي در خيابان امام محمد شافعي، در شمال شهر پاوه قرار دارد. اين بنا ظاهراً بر روي بقاياي يك آتشكده دوره ساساني پي‌ريزي شده است. مسجد جامع پاوه بدون صحن و از يك شبستان مستطيل شكل تشكيل شده است. ابعاد اين شبستان 15*20 متر است و پانزده ستون چوبي به ارتفاع سي متر دارد. در سال‌هاي اخير در محراب مسجد تعميراتي صورت گرفته و شكل اصلي آن تغيير كرده است. هم‌چنين ساختمان جديدي به سبك مسجد «النبي» مدينه منوره به آن الحاق شده است. مردم محل بناي اين مسجد را به صدر اسلام نسبت مي‌دهند و بر اين باورند كه اين بنا در روزگار خليفه دوم و به دستور فرزندش «عبدالله بن عمر» بنا شده است.

امامزاده ابراهيم:

اين امامزاده در شمال غرب بناي معروف به معبد آناهيتا در شهرستان كنگاور قرار دارد. بناي قديمي اين امامزاده در زلزله سال 1336 ش تخريب و بعدها بنايي نوساز و بزرگ‌تر به جاي آن ساخته شد. بناي فعلي تقريباً به همان شكل بناي قديمي ساخته شده است. اين امامزاده داراي صحن مركزي گنبدداري است و گنبد آن از نوع گنبدهاي دوپوش است. هم‌چنين اين بنا داراي دو مناره آجري است. از بناي قديمي امامزاده تنها سردر ورودي به محوطه صحن، بر جاي مانده است.

امامزاده سيد جمال‌الدين:

اين بنا در روستاي «فش» كنگاور قرار دارد. اين بناي آجري از بيرون به صورت چهارضلعي و از داخل مدور است. ارتفاع بنا از كف تا ابتداي گنبد 85/1 متر است. گنبد بنا نيز مدور و با آجر ساخته شده است. در ورودي بقعه در ضلع شمالي است و به ايوان و كفش‌كن باز مي‌شود. در داخل كفش‌كن و صحن حياط امامزاده، دو سنگ قبر وجود دارد؛ تاريخ يكي از آن‌ها 1211 هـ .ق و ديگري 1242 هـ .ق است.

امامزاده شيرخان:

اين امامزاده در شمال روستاي «شيرخان» در بخش دينور قرار دارد. بناي امامزاده بر روي تپه‌اي بلند به نام «تپه امامزاده» از آجر و گچ ساخته شده است. بناي اصلي بقعه از خارج چهار ضلعي و از داخل چهار ايواني است. هر يك از ايوان‌ها داراي طاق هلالي است.در هر يك از ايوان‌هاي شمالي و جنوبي، سه طاقچه با طاق هلالي و در ايوان شرقي يك طاقچه و در ايوان غربي دو طاقچه با طاق هلالي وجود دارد. بر بالاي هر يك از ايوان‌ها نورگيري مستطيل شكل با طاق هلالي ديده مي‌شود. اين نورگيرها محوطه مركزي امامزاده را روشن مي‌كنند.

امامزاده كوسه هجیج:

اين امامزاده در بيست كيلومتري غرب پاوه، در روستاي هجيج و در كنار رودخانه سيروان قرار دارد. در سال‌هاي اخير بناي اين امامزاده به صورت چهار طاقي آجري توسط اداره اوقاف احداث شده است. در گذشته مقبره اين امامزاده بنايي سنگي بود. نقل است امامزاده كوسه بوده و از پريشاني اوضاعش ميل به ازدواج نداشته است و ياران او نيز تا وقتي كه او زنده بود، ازدواج نكردند.

قلعه یزدگرد:

مجموعه بناهاي يادماني قلعه يزدگرد در پانزده كيلومتري سه‌راهي ريجاب به سر پل ذهاب قرار دارد. اين مجموعه با وسعت تقريبي چهل كيلومتر مربع از سمت شمال غرب با پرتگاه تندي به جلگه ذهاب و از طرف شمال و شرق به صخره‌هاي پلكاني دالاهو محدود مي‌شود. بر اساس اولين تحقيقات و كاوش‌هاي باستان‌شناسي در اين منطقه و بر طبق گچ‌بري‌هاي مكشوفه از بناي معروف به «گچ گمبد»، زمان ساخت اين مجموعه به دوره ساساني نسبت داده مي‌شود. كاوش‌هاي بعدي در اين منطقه نشان داد بسياري از مجموعه بناهاي اين محوطه متعلق به اواخر دوره اشكاني است.اين مجموعه شامل چند محوطه در كنار هم است .

قلعه مريم:

قلعه مريم يا شكربانو در سرچشمه رودخانه قره بلاغ در ارتفاع يك صد متري قرار دارد. اين بنا با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده است. مردم محل بر اين باورند كه اين قلعه را خسرو پرويز براي شكر بانو همسر خود ساخته است.

قلعه سرخه ديزه:

اين قلعه ساساني در روستاي «سرخه ديزه»، بين كرند و سر پل ذهاب قرار دارد و به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ به همراه آجر ساخته شده است. يكي از ديوارهاي اين قلعه كه نسبتاً سالم است داراي عرضي در حدود 70 / 5 متر است.تعداد زيادي از خانه‌هاي روستاي سرخه ديزه بر روي بقاياي اين قلعه ساخته شده است. در سده اول دوره اسلامي اين منطقه به علت موقعيت طبيعي آن كه به وسيله جنگل‌ها محصور بود، « مرج‌القلعه » نام داشت.

قلعه شاهين:

اين بنا در هجده كيلومتري سه راهي سر پل ذهاب‌ ـ قلعه شاهين در روستاي «سراب» قلعه شاهين قرار دارد. در اين محوطه آثار قلعه‌اي بزرگ ديده مي‌شود كه بر روي صخره‌اي ساخته شده است. اين صخره يك‌ صد و پنجاه متر طول و بين ده تا هشتاد متر عرض دارد. ارتفاع اين صخره در كوتاه‌ترين قسمت ده و در بلندترين نقطه بيش از يك صد متر است. در كنار اين صخره بقاياي چهار پله سنگي به چشم مي‌خورد كه راه بالا رفتن از صخره است. در بالاي صفة آن نيز آتشداني به قطر بيست و هشت سانتي‌متر وجود دارد.

كاروان ‌سراي ماهيدشت:

اين كاروان‌سراي چهار ايواني در داخل شهر ماهيدشت قرار دارد. ورودي آن در قسمت جنوبي بنا است. دو سكوي دراز و بلند در طول اين ورودي قرار دارد. گوشه‌هاي بيروني اين كاروان‌سرا به صورت مدور است. در هر طرف ورودي كاروان‌سرا دو فضاي دو طبقة ايوان مانند قرار دارد.در نماي جنوبي كاروان‌سرا نيز در هر طرف ورودي، چهار طاق‌نما با طاق جناغي ساخته شده است.پس از ورودي، هشتي گنبدداري قرار دارد كه به حياط كاروان‌سرا منتهي مي‌شود. در اطراف حياط نيز مجموعه‌اي از اتاق‌ها جهت استراحت كاروانيان و در پشت آن‌ها نيز اصطبل‌هاي سراسري ساخته شده است.اين كاروان‌سرا به دستور شاه عباس اول صفوي احداث شد و طبق كتيبة موجود در زمان ناصرالدين شاه تعمير شد.

كاروان‌سراي ايلخاني (بيستون):

اين كاروان‌سرا بر روي بقايايي از يك بناي سنگي دوره ساساني معروف به كاخ خسرو ساخته شده است. ايلخانيان با الحاق ديوارهايي به ديوارهاي محيطي بناي ساساني، اين كاروان‌سرا را احداث نمودند.اين كاروان‌سرا با لاشه سنگ و آجر به همراه ملاط گچ ساخته شده است. درگاه ورودي آن در جبهه شرقي بنا قرار دارد. اين درگاه به حياط مركزي منتهي مي‌شود. در اطراف حياط نيز مجموعه‌اي از اتاق‌ها و ديوارهاي مستطيل شكل ديده مي‌شود. در سه ضلع شرقي، شمالي و جنوبي، ايوان‌ها و اتاق‌ها قرار دارند و در كنار هر ايوان دو اتاق ساخته شده است. در ضلع غربي در جلوي هر اتاق، ايوان كوچكي وجود دارد. ديوارهاي اين كاروان‌سرا تا قسمت پاكار قوسي و با لاشه سنگ و از پاكار تا تيزه قوسي با آجر چيده شده است. در داخل حياط مركزي آن، مسجد كوچكي به چشم مي‌خورد. در كنار اين مسجد نيز سكويي مربع شكل احداث شده است و در هر گوشه آن پشتبند مستطيل شكلي قرار دارد. در مركز اين سكو نيز فضاي مدور توخالي ايجاد شده است. متأسفانه كاربرد اين سكو تا كنون مشخص نشده است.

پل بيستون:

پل بيستون در حاشيه شرقي شهر بيستون و بر روي رودخانه دينور آب قرار دارد. اين پل به نام‌هاي پل كهنه، پل شاه عباسي، پل صفوي، پل نادرآباد و پل دينور آب نيز معروف است. اين پل با جهت شرقي‌ ـ غربي و با پايه‌هاي شش‌ضلعي ساخته شده است. قسمت داخلي پايه‌ها با قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ و روكار آن از سنگ‌هاي تراشيده، چيده شده است. بر روي برخي از اين سنگ‌ها، نشانه‌هايي از سنگ‌تراشان ساساني به اشكال مختلف ديده مي‌شود.پل بيستون داراي چهار دهانه ـ دو دهانه كوچك و دو دهانه بزرگ ـ است. طاق تمام دهانه‌ها به جز دهانه سوم از نوع طاق‌هاي جناغي و طاق دهانه سوم از نوع طاق‌هاي هلوچين‌ است. شكل اين نوع طاق، بيضي نزديك به دايره است.شواهد و مدارك باستان‌شناختي نشان مي‌دهد پايه‌هاي سنگي اين پل در دوره ساساني ساخته شد؛ هر چند در آن دوره هرگز موفق به تكميل آن نشدند. در دوره حكومت حسنويه ـ يكي از سلسله‌هاي محلي كرد ـ اقدام به تكميل پل كردند. از اين دوره تنها طاق‌هاي دهانه اول و دوم و هم‌چنين پشتبندهاي مدور آن باقي مانده است. پس از حسنويه‌ها در دوره ايلخاني، دهانه چهارم پل كه بزرگ‌ترين دهانة آن است، به همراه پشتبندهاي مثلثي بازسازي ‌شد.

پل كهنه كرمانشاه:

اين پل در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه، نزديك روستاي «مرادآباد»، بر روي رودخانه قره‌سو قرار دارد. در گذشته، عابرين از روي اين پل به دروازه شهر كه « دروازه اصفهان » ناميده مي‌شد، وارد مي‌شدند. اين پل به طول 186 متر و عرض نه متر با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است. پايه‌هاي اين پل شش‌ضلعي است و قسمت داخلي آن‌ با لاشه‌سنگ و ملاط گچ و روكار آن با بلوك‌هاي سنگي مكعب مستطيل تراشيده، چيده شده است.پل كهنه داراي شش دهانه است. اين دهانه‌ها داراي طاق‌هاي جناغي هستند و با آجر ساخته شده‌اند. ارتفاع متوسط هر يك از طاق‌ها از كف رودخانه تا تيزه طاق، در حدود 40/4 متر است. در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آب‌شكن‌ها، پشتبندهاي آجري وجود دارد. در حد فاصل پشتبندها و بر روي هر يك از پايه‌هاي سنگي، دهليزي به طول نه متر ايجاد شده است كه داراي طاق جناغي است.

پل كوچه:

اين پل در هفت كيلومتري شرق كنگاور، در مسير جاده كنگاور به تويسركان، در روستاي كوچه قرار دارد. پل كوچه بر روي رودخانه «خرم‌رود» با جهت شمال شرقي ـ جنوب غربي ساخته شده است. اين پل به طول 80/68 متر و عرض پنج متر و داراي شش پايه سنگي است كه چهار پايه مركزي آن هر يك به عرض 10/3 متر است.

تكيه معاون‌الملك:

تكيه معاون‌الملك يكي از بناهاي به جاي مانده از دوره قاجاريه در شهر كرمانشاه است. كاشي‌هاي منحصر به فرد آن، اين بنا را از ديگر تكاياي شهر متمايز مي‌كند. اين بنا در بافت قديم شهر، در محله آبشوران قديم و در خيابان شهيد حـداد عادل قرار دارد. اين تكيه بـه دستور حسين خان معروف به «معين‌الرعايا» ساخته شد. اين بنا از سه قسمت حسينيه، زينبيه و عباسيه تشكيل شده است.

معرفی جاذبه های طبیعی :


پارك جنگلي طاق بستان:

اين پارك در حاشيه شمالي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه «پرآو» قرار دارد. عناصر طبيعي چون كوهستان، چشمه، فضاي سبز و درياچه‌هاي مصنوعي و وجود نقش برجسته‌هايي از دوره ساساني، محيط جذاب و ديدني‌اي را در اين ناحيه به وجود آورده است. به علت موقعيت طبيعي و آب و هواي معتدل، اين محل مورد توجه پادشاهان ساساني قرار گرفته و آن‌جا را براي تفريح و شكارگاه سلطنتي خود انتخاب كرده بودند. به طوري‌كه در دو طرف ايوان بزرگ طاق بستان، صحنه‌هاي شكار شاه ساساني حجاري شده است. اين پارك به علت امكانات تفريحي و آثار تاريخي يكي از پرجاذبه‌ترين مناطق شهرستان كرمانشاه محسوب مي‌شود.

منطقه ريجاب و بان زرده:

يكي از مناطق زيباي استان كرمانشاه منطقه ريجاب و بان زرده است كه در يك صد و بيست كيلومتري شمال غربي شهرستان كرمانشاه قرار دارد. اطراف اين منطقه به وسيله كوه‌هاي سر به فلك كشيده «دالاهو» محصور شده است. اين كوه‌ها داراي قللي برف‌گير است و دامنه‌هاي آن‌ از جنگل پوشيده شده است. رودخانه زيباي «سراب ريجاب» ـ سرچشمه رودخانه الوند ـ در اين منطقه جريان دارد. دره‌هاي اين منطقه به وسيله درختان انجير و گردو پوشيده شده است. وجود آثار تاريخي مانند قلعه يزدگرد و زيارت‌گاه‌هاي بابايادگار و ابودجانه بر زيبايي‌هاي اين منطقه افزوده است.

دشت اسلام آباد:

اين دشت از طرف غرب بهوسيله ارتفاعات دالاهو محدود گرديده است. دامنه‌هاي اطراف اين دشت مشجر است. دشت اسلام آباد در حدود 460 كيلومتر مربع وسعت دارد .

دشت بيلوار:

اين دشت از رسوبات رودخانه كامياران به وجود آمده است. اراضي اين دشت در حدود 11 هزار هكتار است.

دشت بين ارتفاعات الوند و كوه بيدسرخ:

اين دشت به عرض 55 كيلومتر مي باشد كه ارتفاعات شمالي آن نسبتاً صعب العبور ولي از طرف جنوب به كلي باز و هموار است و به همين سبب راه هايي به طرف شهرستان هاي نهاوند و تويسركان از اين منطقه كشيده شده است.

دشت بين ارتفاعات پاطاق و خسروي:

ارتفاعات اين دشت از سطح دريا كم و به علت همجواري با خاك عراق، داراي هوايي نسبتاً گرم است. عرض اين دشت بين 20 تا 70كيلومتر است.

دشت دينور:

اين دشت در جنوب سنقر قرارگرفته و مساحت اراضي آن حدود نه هزار هكتار است.

دشت صحنه:

اين دشت از پاي ارتفاعات بيد سرخ آغاز و در ارتفاعات نعل شكن خاتمه مي يابد. عرض اين دشت در حدود 90 كيلومتر است .

دشت كرند:

اين دشت در امتداد غربي دشت اسلام آباد غرب قرار دارد و مساحت اراضي آن در حدود نه هزار هكتار است .

دشت ماهيدشت:

اين دشت را ارتفاعات نعل شكن در شرق و ارتفاعات حسن آباد در غرب احاطه كرده است. عرض آن 25 كيلومتر مي باشد و ازدو طرف كاملاً باز است. اين دشت از مناطق عمده زراعي استان كرمانشاه محسوب مي شود.

دشت هرسين:

دشت هرسين بين راه بيستون به نورآباد قرار گرفته، مساحت اراضي آن حدود 15500 هكتار است.

سراب بيستون:

اين سراب در سي كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه بيستون قرار دارد. اين سراب مزارع بيستون و «بلوردي» را مشروب مي‌كند.

سراب نيلوفر:

اين سراب در چهارده كيلومتري شمال غربي شهر كرمانشاه، در ابتداي منطقه سنجابي و در دامنه كوه «كماجار» قرار دارد. اين سراب به صورت استخر وسيعي، مملو از گل‌هاي نيلوفر است. غنچه‌ها و برگ‌هاي اين گل‌ها سر از آب برآورده و سطح وسيعي از سراب را پوشانده است. اين سراب ظرفيت بهره‌دهي آب فراوان دارد و براي پرورش ماهي نيز مناسب است. در سال‌هاي اخير جهت رفاه بازديدكنندگان در اطراف اين سراب، تأسيسات و پاركي احداث شده است.

سراب هرسين:

در داخل شهر هرسين و در دامنه كوه «شيرز» سراب بسيار زيبايي وجود دارد كه اراضي كشاورزي هرسين را مشروب مي‌سازد. سراسر اين سراب پوشيده از درختان جنگلي است. عناصر طبيعي چون چشمه، كوهستان، فضاي سبز و آثار تاريخي زيبايي مضاعفي به طبيعت بكر آن داده است.

سراب دربند:

اين سراب در شمال شهر صحنه و در محلي به نام دربند قرار دارد و مزارع صحنه را آبياري مي‌كند. در كنار اين سراب آبشاري زيبا ديده مي‌شود كه آب آن با فشار زياد از شكاف كوهي بيرون مي‌ريزد. اين آبشار در فصل بهار از مكان‌هاي ديدني و زيباي صحنه محسوب مي‌شود.

سراب روانسر:

اين سراب زيبا در داخل شهر روانسر قرار دارد و سرچشمه رودخانه قره‌سو است. به دليل وجود اين سراب و قرار گرفتن آثار تاريخي در كنار آن و نيز سرسبزي و طبيعت زيبا، اين مكان يكي از نقاط تفريحي شهر روانسر به حساب مي‌آيد.

سراب سنقر:

سراب سنقر در پنج كيلومتري جاده سنقر به كرمانشاه و در مجاور روستاي «تازه آباد» قرار دارد. آب آن از زير كوه سراب به سرعت و با فشار به صورت فواره بيرون مي‌ريزد. آب اين سراب در زمستان‌ها گرم و در تابستان‌ها سرد است. آب گواراي اين سراب، آب آشاميدني روستاهاي اطراف را تأمين مي‌كند و سپس به رودخانه قره‌سو مي‌ريزد.

آداب و رسوم :


چادر زدن دراويش:

تا دو دهه پيش در كرمانشاه، اعيان و اشراف شهر دو شاخ كل ـ كه نشانه تشخيص بود ـ بر سردر خانه‌هايشان مي‌زدند. دراويش پيش از عيد و در ايام عيد خيمه و خرگاه خود را در اين خانه‌ها علم مي‌كردند و تا چيزي از صاحب‌خانه نمي‌گرفتند، خيمه و خرگاه خود را بر نمي‌چيدند. دراويش بوقي داشتند كه از شاخ بلندي درست مي‌شد و به شاخ نفير مشهور بود. مردم عقيده داشتند اين بوق در خانه هر كس كه به صدا در آيد، شوم است. به همين دليل سعي مي‌كردند دراويش را از در خانه خود ـ خصوصاً ‌در ايام عيد ـ با دل خوش راهي سازند تا آن‌ها بوقشان را به صدا در نياورند.

خا بازي (تخم مرغ بازي):

يكي ديگر از مراسم معمول پيش از عيد و حتي بعد از آن، پختن تخم مرغ و رنگ كردن آن‌ها است. تخم مرغ‌هاي رنگ شده را در سبد بزرگي مي‌گذارند و به سرگذر مي‌برند. بچه‌هاي محل دور فروشندة تخم مرغ جمع شده و به بازي تخم ‌مرغ مشغول مي‌شوند. نام يكي از اين بازي‌ها قطار است: دو نفر رقيب هر كدام ده يا بيست تخم مرغ را به رديف در كناري مي‌چينند و بعد هر يك از رديف‌هاي خود يك تخم مرغ را بر مي‌دارد و سر و ته آن‌ها را به هم مي‌زند. هر تخم ‌مرغي كه شكسته شود، صاحب آن بازنده و صاحب آخرين تخم مرغ سالم برنده اعلان مي‌شود و رقيب او بايد پول تمام تخم ‌مرغ‌ها را به فروشنده بپردازد.

شال دركي يا شال اندازي:

از رسم‌هاي بسيار جالب شب عيد، شال دركي يا شال اندازي است. جوانان در شب عيد پس از روشن‌كردن آتش بر بام خانه‌ها، دستمال يا شال خود را از منافذ تعبيه شده در سقف اتاق‌ها به داخل اتاق آويزان كرده و عيدي خود را از صاحب‌خانه مي‌طلبند و هنگام در كردن شال (شال‌اندازي) به صاحب‌خانه مي‌گويند: پر شالمان را نسوزاني ( آن را خالي بر نگرداني) يا اين كه مي‌گويند: ـ اسا خوي و چكشي / خدا كري نكشي يعني: اي صاحب‌خانه خدا پسرتان را زنده نگه‌ دارد، عيدي به ما بدهيد. صاحب‌خانه نيز داخل شال گردو، بادام، شيريني، نخود و كشمش و تخم‌مرغ پخته مي‌ريزد و مي‌گويد: ـ هل كيش؛ يعني: بالا بكش. بدين ترتيب صاحب شال خوشحال آن جا را ترك مي‌كند. شال‌اندازها صورت خود را مي‌پوشانند تا صاحب‌خانه آن‌ها را نشناسد. در مواردي براي شادي بيش‌تر، صاحب‌خانه داخل شال زغال گداخته‌اي مي‌گذارد.

توپان:

بازي توپان نياز به فضاي كاملاً باز دارد و مخصوص روزهاي گرم و آفتاب بهار و زمستان است. بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‌شوند. در هر گروه، هر چند نفري كه مايل باشند، مي‌توانند بازي كنند. در اين بازي دو نقطه را به عنوان «داو» (محل‌هاي مشخص در بازي، معمولاً داو بالا و داو پايين خوانده مي‌شود) مشخص مي‌كنند. گروهي كه در مراسم «ترياهشك» (تر يا خشك) پيروز شده‌اند، روي داو بالا جمع مي‌شوند. افراد گروه بالا بايد به نوبت با چوب‌دستي كه در اختيار دارند، به توپ بزنند و آن را با سرعت و توان هر چه تمام‌تر به بالاي سر افراد داو بفرستند. توپي كه زده مي‌شود، بايد حداقل به داو دوم برسد. در غير اين صورت بازيكن بايد تا زدن توپ توسط نفر دوم، روي داو دوم بماند و به اصطلاح مرده ناميده مي‌شود.فردي كه توپ را زده بايد در آن فاصله خود را به داو بالا برساند. افراد گروه پايين در اين مدت سعي مي‌كنند هرچه زودتر توپ را جمع كرده و با آن، فرد يا افراد روي داو دوم را قبل از رسيدن به داو بالا بزنند. اگر موفق به چنين‌كاري بشوند، بين دو گروه درگيري به وجود مي‌آيد. شرط پيروزي اين است كه افراد اين گروه بتوانند با وارد كردن آخرين ضربه به يكي از رقيبان خود در خارج از داو، همه افراد گروه را روي داو بالا جمع كنند.از ديگر شانس‌هاي پيروزي گروه پاييني بر گروه بالايي، گرفتن «گل» است؛ يعني توپي را كه توسط افراد گروه بالا روي سرشان ارسال شده، قبل از رسيدن به زمين در هوا بگيرند. در اين صورت گروه پايين جاي خود را با گروه بالا عوض مي‌كنند.

گرزان:

ابتدا روي زمين دايره مي‌كشند و چند نفر به حكم ترياهشک درون دايره مي‌ايستند. دو نفر نيز در بيرون دايره با چوبي كه به منزله گرز است، قرار مي‌گيرند. گرز به‌دست‌ها سعي مي‌كنند افراد درون دايره را بزنند. آن‌ها نيز با پا از خود دفاع مي‌كنند. در اين بازي نبايد پاي هر دو طرف از محيط دايره تجاوز كند. اگر هر كدام از دو طرف ديگري را بزند و پايش روي دايره نباشد، برنده است و بايد جاي خود را با نفر بازنده عوض كند.

كِلاورفِنَكي (كلاه قاپيدن):

در اين بازي بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‌شوند: دسته‌اي دستمال يا كلاهي بر سر خود مي‌گذارند و روي زمين كنار هم مي‌نشينند. دسته ديگر به طور ايستاده دور آن‌ها حلقه مي‌زنند. با شروع بازي دستة ايستاده به سوي كساني كه نشسته‌اند، حمله‌ مي‌كنند و مي‌كوشند دستمال يا كلاه آن‌ها را بردارند.گروه نشسته بايد از خود دفاع كنند و نگذارند كسي دستمال سر آن‌ها را بردارد. بازيكنان ايستاده داخل دستمال يا كلاهي كه از سر بازيكنان برداشته‌اند، سنگ مي‌گذارند و آن را به طرف جمع نشسته پرتاب مي‌كنند. اگر صاحب كلاه بتواند كلاه خود را در هوا بگيرد، برنده است؛ در غير اين صورت بايد دوباره كلاه را به سر كند و براي دور دوم بازي بنشيند. هر دسته‌اي كه شش بار برنده شود، برنده نهايي بازي است.

خورشت خلال بادام:




اين خورشت با گوشت گوساله، روغن، پياز، زعفران، خلال بادام، نمك و ليموي عماني تهيه مي‌شود. هنگامي كه گوشت پخته شد، زرشك سياه نيز به آن اضافه مي‌كنند.

دوينه يا ترخينه:

اين غذا را بيش‌تر در زمستان مي‌خورند و مواد اصلي آن را در بهار و تابستان فراهم مي‌كنند.براي تهيه اين خوراك ابتدا گندم را تميز مي‌شويند، سپس آن را مي‌پزند و پس از پختن آن را خشك مي‌كنند. سپس بلغور را آسياب مي‌كنند. از چندي قبل دوغ را در مشك مي‌ريزند تا آبش گرفته شود. پس از آن با بلغور مخلوط كرده و به صورت گلوله‌هايي در مي‌آورند و آن‌ها را در مقابل آفتاب خشك مي‌كنند. از خشك شده آن در زمستان هم به صورت غذا با روغن استفاده مي‌كنند و هم در آب خيسانده و از دوغ آن استفاده مي‌كنند. اگر كسي سرماخوردگي داشته باشد، به او ترخينه مي‌دهند. خمارآشي:اين غذا خوراك فقراي روستاهاي اين استان است و از دوغ كشك و برنج خردشده تهيه مي‌شود. دوغ كشك را قوام آورده و برنج را در آن مي‌ريزند.

دنده کباب:

دنده گوسفندي را در ابعاد 10*15 سانتي متر خرد می کنند، پياز را در کاسه گودي میريزند. سير را له کرده و فلفل سياه، سماق، رب گوجه فرنگي و روغن زيتون را به پياز اضافه می کنند سپس گوشت را در کاسه میريزند و با دست کاملا مخلوط می کنند. مايع را به مدت 12 ساعت در يخچال قرار میدهند تا گوشت نرم و مزه دار شود. سپس کباب را به سيخ می کشند.

پرشت:

گندم مخصوص را بلغور كرده و از آن آش تهيه مي‌كنند. به هنگام بيماري‌ها از آن به عنوان سوپ مقوي استفاده مي‌شود.

جرگ و بز:

ابتدا جگر گوسفند را زير آتش و خاكستر قرار داده و كباب مي‌كنند. سپس آن را مي‌كوبند و رگ و زوايد آن را جدا كرده و فلفل و نمك و زردچوبه به آن مي‌زنند و سپس در تكه‌هاي پرده چربي گوسفند دلمه كرده و كباب مي‌كنند.

ذورده:

گندم سبز را درو مي‌كنند، سپس آن را بو داده و بلغور مي‌كنند و نهايتاً با آن آش و پلو تهيه مي‌كنند.

چنگال:

نان ساجي را خرد كرده و در روغن حيواني داغ مي‌ريزند. سپس آن را از روغن در آورده و به آن شكر اضافه مي‌كنند.

سيب پلو:

برنج را آبكش كرده، سيب زميني خرد شده و شويد به آن اضافه مي‌كنند و در ديگ مي ريزند تا آماده شود.

زو و كره:

زو نوعي گياه بهاري خودرو شبيه كنگر است كه خار ندارد و بسيار مقوي است. در حالت خام مقداري تلخي دارد. براي رفع تلخي آن، در ته ديگ مناسبي خاكستر الك شده به قطر يك بند انگشت مي‌ريزند و زوها را به صورت عمودي در آن قرار مي‌دهند ـ بدون آن كه به آن آب بزنند و پوستش را بگيرند ـ ديگ را روي آتش ملايم مي‌گذارند. پس از پخته شدن زوها، آن‌ها را پاك كرده، نمك مي‌زنند و با كره مي‌كوبند.

شلمين:

شلمين ـ يا شلم ـ را بيش‌تر در زمستان‌ها مي‌خورند ولي همانند ترخينه در بهار يا تابستان تهيه مي‌شود. ابتدا برگ و سر شلغم را خرد كرده و سپس در ديگ بزرگي مي‌پزند. گندم را نيز شسته و بلغور مي‌كنند. بعد بلغور را مي‌پزند و آن را روي حصير مي‌ريزند، تا آبكش شود. سپس چاله‌اي را آماده ‌كرده و بلغور پخته شده را چنگ زده و در چاله مي‌ريزند، براي هر مقدار معين، كاسه‌اي از آب و دانه شلغم را با يك كاسه آب انار مخلوط كرده در چاله مي‌ريزند و تا دو هفته در چاله از آن مراقبت مي‌نمايند. چون ترش مزه شد، مانند ترخينه آن را خشك كرده و در زمستان آن را مصرف مي‌كنند.

پوشاك زنان

سربند:

سربند زنان كرد اين استان پرپشت است و از چندين دستمال كلاغي ريشه‌دار تشكيل مي‌شود. گاه نيز بانوان كرد به ويژه دختران و نوعروسان به جاي سربند، از كلاهك يا عرق‌چين منجوق‌دوزي شده استفاده مي‌كنند.

زيرپوش

زير پيراهن زنان كرد اين منطقه ساده و بلند است و تا پشت پا مي‌رسد.

پيراهن:

پيراهن زنان كرد بلند و گشاد است و معمولاً آن را از پارچه‌هاي گل‌دار تهيه مي‌كنند.

كلنجه:

كلنجه يكي از پوشاك زيباي بومي و مورد علاقه زنان كرد اين استان است؛ زيرا علاوه بر رنگ، با برش و وضع تزيين خاص خود، به زنان امكان استفاده از زيورهاي گوناگون را مي‌دهد.

قبا:

مانند پيراهن تمام قد و بلند است و تا پشت پا مي‌رسد. رويه‌اش اغلب از مخمل الوان تهيه مي‌شود.

روپوش:

چادري از پارچه ابريشمي مشكي رنگ است و معمولاً آن را از درازا بر پشت و گردن مي‌اندازند و دو گوشه بالايي آن را جلو آورده و روي سينه گره مي‌زنند.

جافي:

شلواري ماند شلوار مردان است. اين شلوار را زنان كرد به ويژه زنان روستايي هنگام كار مي‌پوشند. در ساير مواقع زنان شلواري گشاد از جنس حرير به پا مي‌كنند.

پوشاک مردان

عرق‌چين:

عرق‌چين نوعي كلاه است كه بانوان كرد آن را از نخ يا ابريشم مي‌بافند. برخي از مردان از عرق‌چين و برخي ديگر از كلاه مخروطي شكل پارچه‌اي استفاده مي‌كنند.

سر بند:

مردان كرد به دور عرق‌چين يا كلاه مخروطي خود، دستمال‌هاي متعددي مي‌پيچند.‌‌‌‌ بعضي از اين دستمال‌ها به رنگ‌هاي روشن و گل‌دار است.

كرواسي فقيانه:

پيراهني است با آستين‌هاي بلند كه به فقيانه معروف است.

سخمه:

بر روي پيراهن پوشيده مي‌شود جلوي آن كاملاً ‌باز و دكمه‌دار است.

قبا:

پوشش تمام قدي است كه بر روي سخمه مي‌پوشند.

شال:

شال كمر را از پارچه‌هاي نرم و محكم انتخاب مي‌كنند و به دو صورت ساده يا قلابي چپ و راست مي‌بندند.

سلته:

نيم تنة آستين‌داري است. در قسمت داخل آن دو جيب مي‌دوزند و مانند كت و روپوش از آن استفاده مي‌كنند.

جافي:

شلواري است كه به سبب راحتي امروزه در اكثر نقاط ايران رايج است. اين نوع شلوار از مچ پا تنگ و به طرف بالا فراخ‌تر و با بندي در كمر بسته مي‌شود.

پاپوش:

اعيان و اشراف و سواره ايل از گيوه ملكي و زيره گاميشي (گاوميشي) و در صورت دسترسي در تابستان از كلاش اورامي استفاده مي‌كنند.

كپنك:

در زمستان‌ها به جاي پالتو از كپنگ استفاده مي‌شود. اين لباس از نمد مرغوب و عالي تهيه مي‌شود.

جوراب:

جوراب مردان كرد از پشم‌هاي الوان بافته مي‌شود.

مشاهیر :


صنایع دستی :


جاجيم‌بافي:

جاجيم‌بافي از ديرباز در بين خانواده‌هاي روستايي و عشاير استان كرمانشاه رواج داشته است. جاجيم به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حتي در برخي از خانواده‌هاي روستايي، جاجيم را به عنوان چشم روشني و جهيزيه به نوعروسان هديه مي‌دهند و آن را به عنوان يادگاري ارزنده، سال‌ها در نزد خود نگه مي‌دارند.مواد اوليه جاجيم، پشم است و بافت آن شبيه گليم است، با اين تفاوت كه جاجيم در چهار تخته بافته مي‌شود و سپس به هم متصل و دوخته مي‌شود. در مناطق اورامان و ثلاث، زنان جاجيم‌هايي را با نقوش متنوع و جنس مرغوب مي‌بافند كه در نوع خود كم نظير است.

گليم‌بافي:

گليم‌بافي از صنايع دستي خانگي است و در بيش‌تر نقاط استان كرمانشاه رواج دارد. از جمله معروف‌ترين مناطق گليم‌بافي در اين استان شهرستان هرسين است و گليم‌هاي آن از شهرتي خاص برخوردار است. وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام‌ كه تأمين كننده الياف لازم براي بافت گليم است، خود دليلي بر رواج گليم‌بافي در اين منطقه است.نقش‌هاي چشمه نظامي و نقوش تركيبي درخت و لانه گنجشك و نيز نقش‌هاي مرغابي، مار، عروسك، قيچي، خطوط افقي و عمودي، نقش قرقره راه راه، پنجه گربه، قاچ خربزه، گل مشرفي، گل ترمه و سوزني از جمله نقوشي هستند كه در گليم‌هاي اين استان به ويژه در منطقه هرسين ديده مي‌شوند. همچنين در بافت زمينه گليم‌هاي هرسين، نشانه‌هاي بسياري از آميزش تمدن و فرهنگ‌هاي مختلف به چشم مي‌خورد.

موج‌بافي:

موج ـ يا در اصطلاح محلي رختخواب‌پيچ و مفرش ـ از پشم خالص بافته مي‌شود و توليد آن بيش‌تر به منظور رفع نيازهاي شخصي و يا سفارش دهندگان آشنا است. موج‌بافي يكي از هنرهاي خانگي است و در منطقه اورامانات رواج دارد. موج‌هاي رنگين كمان در مناطق اورامانات و جوانرود از شهرتي خاص برخوردار است. در جوانرود اين صنعت شكل كارگاهي دارد. در كارگاه‌هاي اين منطقه، جولاها در پشت دستگاه‌ها به كار موج بافي مشغولند. امروزه نيز از موج به عنوان پتو يا روانداز و يا روية كرسي، زيرانداز ، پرده و حتي به جاي بقچه‌هاي بزرگ استفاده مي‌كنند. مهم‌ترين طرح‌هاي موج عبارت است از كشكولي، چهارخانه، سياه و سفيد، تخت قرمز، برمالي و شطرنجي.

گيوه‌كشي:

گيوه را در اصطلاح محلي كلاش مي‌گويند. در مناطق كوهستاني و گذرهاي صعب‌العبور و سنگلاخي استان كرمانشاه، استفاده از گيوه به عنوان پاپوشي نرم، سبك، راحت و مقاوم رواج دارد. مراكز ساخت گيوه در اين استان شهر‌هاي پاوه، هرسين و كرمانشاه است.گيوه از دو قسمت كفي و رويي تشكيل مي‌شود. كفي معمولاً از لاستيك و چرم و رويي آن از نخ است. تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك‌سازي، گيوه‌كش‌ها زير كلاش‌ها را از پوست گاوميش تهيه مي‌نمودند و روية آن را از نخ يا ابريشم مي‌بافتند و اكثر اعيان از آن استفاده مي‌كردند. با پيدايش صنعت لاستيك براي كارگران و كشاورزان از لاستيك در زير گيوه استفاده می شود.

چيغ‌بافي:

چيغ يا چيخ عبارت از حصيري به پهناي تقريبي يك‌صد و پنجاه سانتي‌متر است كه روي آن نقش‌هاي متفاوتي به وسيله نخ‌هاي رنگارنگ پشمي ايجاد مي‌شود. از چيغ براي حفاظت اطراف سياه چادرها استفاده مي‌شود و گاهي نيز آن را براي تقسيم فضاي داخل چادرهاي عشايري به كار مي‌برند.

قلم‌زني:

هنر قلم‌زني در اين استان روزگاري جلوه‌اي خاص داشت و قلم‌زنان بزرگي در اين خطه مشغول فعاليت بودند. آخرين فرد از تبار قلم‌زنان حرفه‌اي شهر كرمانشاه استاد «علي اكبر عين‌القضايي» است كه با تدريس قلم‌زني به جوانان كرمانشاهي دست به احياء اين هنر زده است. قلم‌زنان هنرمند كرمانشاهي با الهام از آثار تاريخي دوره هخامنشي و ساساني و طبيعت منطقه، در نهايت ظرافت و زيبايي، آثار هنري زيبايي را خلق كرده‌اند كه خريدار جهاني هم دارد.

ابزارهاي فلزی:

در حال حاضر در شهر كرند كارگاه‌هايي وجود دارد كه كم و بيش به ساخت وسايل فلزي و ابزار كار فعاليت دارند. صنعت‌گران كرندي در تهيه ابزار و وسايل كار و شكار، چاقو، كارد، قندشكن، ابزار زين و يراق، قفل و كليد شهرت بسيار داشته و دارند.علاوه بر كرند در شهر كرمانشاه نيز چند كارگاه آهنگري وجود دارد كه بيش‌تر آلات كشت و زرع را مي‌سازند.

قالي‌بافي:

قالي‌بافي به صورت يك فعاليت جنبي با ارزش خود مصرفي و با نقوش بومي و محلي از سال‌ها پيش در ميان روستاييان كرمانشاه رايج بوده است. نقش‌هاي محلي شناخته شده، نام روستاهاي معيني را برخود دارد كه از جمله مي‌توان به نقش‌هاي حسين‌آباد، اكبرآبادي و كيوناني اشاره كرد. امروزه تقريباً در بيش‌تر روستاهاي سنقر و در اغلب روستاهاي صحنه، كنگاور، دينور و بيستون قالي‌بافي داير است. در ميان عشاير منطقه غربي كرمانشاه به ويژه ثلاث باباجاني اگرچه قالي‌بافي صنعت دستي اصلي نيست، ولي در كنار گليم‌بافي و ساير دست‌بافت‌ها قالي هم بافته مي‌شود. در فرهنگ قالي‌بافي كرمانشاه واژه گل به معني نقش به كار برده مي‌شود. چنانكه در گل اكبرآباد و گل ترنجي، منظور از گل نقشه گل قالي است. نقش‌هاي شناخته شده در قالي بافي اين منطقه عبارتند از: دارگل، بازوبندي، سماوري، عبداللهي، اكبرآبادي، كيوناني و حسين‌آبادي. هر يك از اين نقش‌ها، خود مجموعه‌اي از خرده نقش‌ها را در بر دارند.

سوغات :


بيش‌تر توليدات هنرهاي سنتي از جمله گليم، موج، سجاده، ظروف قلم‌زني شده،‌ چاقو كرند، نمد، گيوه و هم‌چنين خوراكي‌هايي چون نان شكري، نان برنجي، نان خرمايي و روغن حيواني از سوغاتي‌هاي استان كرمانشاه است.

خدمات گردشگری :


آژانس مسافرتی مدیریت آژانس تلفن فکس آدرس
آناهيتا تور سيامک ملكي 8368007 8368007 کرمانشاه - ميدان مركزي- شماره 323
ايران بيستون شاپور حامدي 7276627 - کرمانشاه - خيابان دلگشا - شماره 1
امير سير مهدي رضايي 8239339 8241000 کرمانشاه- ميدان آزادي - ابتداي بلوار بهشتي
تاق بستان سير حسين آرمند 8246333 8246444 کرمانشاه - خيابان شهيد بهشتي- خيابان ويلا -شماره 12
سینا سیر غرب فروزان حيدريان 7296600 7296451 کرمانشاه -خیابان شريعتي- روبروي دبيرستان جلال
هورامان ادريس پير صاحب - - پاوه - خیابان امام خميني- روبروي فروشگاه فرهنگيان
نام هتل و درجه آدرس تلفن
هتل آزادگان ( 4 ستاره) کرمانشاه، شهرک تعاون 0831-4225592
هتل جمشید ( 4 ستاره) کرمانشاه، طاقبستان 0831-4296003
هتل رسالت ( 2 ستاره) کرمانشاه، میدان فردوسی 0831-7246365
هتل راه کربلا ( 2 ستاره) کرمانشاه، پارکینگ شهرداری 0831-7275999
09181314612
هتل داریوش ( 2 ستاره) کرمانشاه، چهل متری مطهری 0831-7227002
هتل آزادی ( 1 ستاره) کرمانشاه، ابتدای خیابان مدرس 0831-8233076
هتل کسری ( 3 ستاره) قصر شیرین، بلوار راه کربلا 0835-4224715