جمعه، 4 فروردین 1396
Menu

استان : سیستان و بلوچستان

  • معرفی استان
  • معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی
  • معرفی جاذبه های طبیعی
  • آداب و رسوم
  • مشاهیر
  • صنایع دستی
  • سوغات
  • خدمات گردشگری

معرفی استان :


وسعت آن 187052 كيلومتر مربع، سيستان 15197 كيلومترمربع و بلوچستان 172305 كيلومتر مربع است. اين استان بيش از 11% از وسعت كل كشور را در بر مي‌گيرد و از شمال به استان خراسان، از غرب به استان كرمان و هرمزگان و از جنوب به درياي عمان، از مشرق با افغانستان و پاكستان محدود است.كوه‌هاي سيستان و بلوچستان جزء رشته‌ي كوه‌هاي مركزي ايران است، بلندترين نقطه‌ي آن در كوه تفتان داراي 4042 متر ارتفاع و پست‌ترين منطقه آن در كناره‌هاي درياي عمان قرار گرفته و شامل ناهمواري‌هاي مشرق چاله لوت و ارتفاعات ديواره شرقي چاله جازموريان است.پهنای كوهستان از شمال به جنوب افزايش مي‌يابد و در فاصله ايرانشهر، كوهک، شامل دو قسمت كوه‌های سيستان و كوه‌های بلوچستان به بيشترين حد می‌رسد. آب و هوای استان از نوع آب و هواي بياباني است. حداكثر دمای سالانه آن بالاي 40 درجه سانتی‌گراد است. زاهدان سردترين و ايرانشهر گرم‌ترين شهرهای استان است. نوسانات رطوبت، وجود بادهاي موسمی همچون بادهاي معروف به "صد و بيست روزه" و "باد هفتم" يا "گاوكش" و ريزش جوي و اختلاف دما در 24 ساعت به استثنای نواحي معتدل سواحل درياي عمان، شرايط خاص اقليمي، پوشش گياهي، جانوري، مناظر بديعي را به وجود آورده است.

الف:سیستان:

سیستان در گذشته‌های دور شامل كابل، رخد، كشمیر و قسمتی از پاكستان و افغانستان فعلی بود و بر اساس كتاب زرتشت، یازدهمین سرزمین آفریده شده توسط اهورامزدا است. در كتاب‌های تاریخی، از سیستان به عنوان ولایتی گسترده و آباد یاد شده و آن را با نام‌های زرنگ، سگستان، سكاستان، سكان، سكاوند، و نیمروز یاد كرده‌اند. بنیان‌ شهر سیستان، همانند اغلب شهرهای تاریخی ایران، ریشه در اسطوره و واقعیت دارد. سیستان زادگاه كیقباد و كیكاوس پادشاهان اسطوره‌ای و رستم دستان است. سیستان نام خود را از سكاها، مردمی از گروه اقوام هند و اروپایی گرفته است. و به گواهی سالنامه‌های چینی در ناحیه‌ای كه از كاشمر و آبگیر رود تا ریم آغاز گردیده در جهت غرب به باكتریا می‌رسید، سكونت داشتند. در سال 23 هـ.ق مسلمانان به این سرزمین رسیدند، منتهی در اثر شورش و نافرمانی مردم انقلابات متعددی بروز كرد. سرانجام در زمان معاویه مردم سیستان به اطاعت كامل اعراب درآمدند و عبدالرحمن كه فاتح سیستان بود، به حكومت منصوب گشت. تاریخ سیستان برای چندین نسل ظهور و خروج دسته‌ای از خوارج را كه تعداد زیادی در این ناحیه و نیز خراسان مستقر شده بودند، ثبت كرده است. در این دوران سیستان ولایتی پرنعمت و پیشرفته بود. مفاخر و بزرگانی در علم و ادب را در دامان خود پروراند كه به غنای تمدن اسلامی شرق این منطقه است.

ب : بلوچستان

بلوچستان امروزه، از طرف شمال به سیستان و افغانستان، از شرق به پاكستان و از جنوب به دریای عمان و از غرب به استان كرمان محدود است. بلوچستان یا میكا براساس كتیبه‌های بیستون در عهد داریوش، مكیا یا كشور میكیی‌ها و برابر نوشته مورخین یونانی گدروزیا خوانده می‌شد و جزء ساتراپی یا استان چهاردهم بود. در زمان ساسانیان به این منطقه كوسان (Kussun) می‌گفتند. این اسامی تا پیش از اسلام رایج بود و زمانی كه اعراب بر آن دست یافتند، مكران خوانده می‌شد.در تاریخ هر جا سخنی از سیستان آمده، از بلوچستان هم یاد شده است. تاریخ بلوچستان نیز، همانند سیستان، با اسطوره شروع می‌شود. فردوسی توس در شاهنامه اشاره به قوم بلوچ دارد و مردان آن را در لشكریان كیخسرو به شجاعت و مردانگی ستوده و همچنین در جای دیگر، اتحاد و اتفاق بلوچ‌ها را با اقوام گیلانی و جنگ آنان را با انوشیروان به رشتة نظم در آودره است. به شهادت تاریخ، بلوچستان همواره تحت حكومت‌ دولت‌های مركزی ایران بوده و در حفظ و حراست مرزهای ایران جان بركف داشته است.
براساس آخرین مصوبات تقسیمات كشوری استان سیستان و بلوچستان دارای 8 شهرستان، 32 بخش، و 31 شهر و 94 دهستان است.

زاهدان:

زاهدان مركز استان، از شمال به شهرستان بیرجند، از شمال شرق به شهرستان زابل، از غرب به استان كرمان، از جنوب به شهرستان‌های خاش و ایرانشهر و از شرق به كشورهای افغانستان و پاكستان محدود است، بخش‌های آن عبارتند از: مركزی، میرجاوه، نصرت‌آباد و دارای 6 دهستان است. بیشتر مردم زاهدان مهاجرانی هستند كه از یزد، كرمان، زابل، بیرجند و مشهد و برخی از استان‌های دیگر به این شهرستان كوچ كرده‌اند. به دلیل همجواری با مرزهای پاكستان و افغانستان مهاجرانی از این كشورها و همچنین هندوستان را در خود جای داده است، این شهرستان دارای اقلیم بیابانی و نیمه‌بیابانی شدید است. “دزدآب” نام قدیم زاهدان بود. بر اثر امتداد راه‌آهن از كویته پاكستان به این شهر توسط انگلیسی‌ها به تدریج دزدآب گسترش می‌یابد و در سال 1315 ش نام آن به زاهدان تغییر پیدا می‌كند.

مراكز دیدنی:

بازارچه سرپوشیده، ساختمان قدیمی اداه پست، گودواره سیک‌ها با مراسم مذهبی دیدنی، موزه مردم‌شناسی و باستان‌شناسی شهر زاهدان، در اطراف شهر معماری صخره‌ای و قبور هفتاد ملا در روستای تمین از بخش میرجاوه، كتابخانه استاد كامبوزیا.

زابل:

زابل، تاریخی كهن دارد و زمانی مركز سیستان بود. درگذشته نه چندان دور نام قدیمی آن ناصر‌آباد یا نصیرآباد بود و "سایكس" از آن نصرت‌آباد یاد كرده است و می‌نویسد آن قلعه‌ای بود كه امیرقاین آن را جنب قریه معروف حسین‌آباد بنا كرد و ابتدا به آن ناصرآباد می‌گفتند. این قلعه بعد از گسترش و اتصال به روستای حسین‌آباد، در زمان پهلوی زابل نام گرفت. این شهر دارای آب و هوایی گرم و خشک است. مردم آن اغلب كشاورز و دامدارند و به بركت دریاچه فصلی هامون، عده‌ای به شغل صیادی اشتغال دارند.

مراكز دیدنی:

شهر سوخته، كوه خواجه، معماری و بافت ویژه روستای قلعه نو، بادگیرهای خاص منازل در سیستان، دهانه غلامان و قلاع دوره اسلامی مانند قلعه‌مچی، سه كوهه

خاش:

در گذشته به منطقه سرحد معروف بود، در ضلع جنوبی تفتان قرار دارد و از شمال به زاهدان، از جنوب به سراوان، از غرب به ایرانشهر و از شرق به كشور پاكستان محدود است. این شهرستان دارای 2 بخش و 10 دهستان و حدود 700 آبادی است. فاصله شهر خاش تا شهر زاهدان 175 كیلومتر و از كوه تفتان 48 كیلومتر است. مردم آن به كشاورزی و باغداری و دامداری اشتغال دارند. این شهرستان جزء مناطق سردسیر استان محسوب می‌شود. خاش یكی از شهرهای كهن و باستانی بلوچستان ایران است و به بركت وجود كوه تفتان و آتشفشان نیمه‌فعال آن این منطقه دارای پوشش گیاهی و آب‌های معدنی گرم و سرد است. كوه تفتان جایگاهی خاص در اعتقادات و باورهای مردم بومی دارد.

مراكز دیدنی:

درخت كهنسال سرو در روستای دهپابید، سر دریا واقع در ارتفاعات تفتان روستای سنگان، روستای كوشه و بازارچه سرپوش، قلعه حیدرآباد و معماری و تزئینات مناره مسجد جامع .

معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی :


مسجد فيض الرحمان:

اين مسجد در منطقه شيرآباد زاهدان واقع در خيابان مجديه داخل كوچه شماره 9 در شمال شرقي قبرستان محلي است. اين مسجد با نقشه مستطيل شكل با خشت خام اجرا گرديده و شامل يک فضاي كاملاً سرپوشيده مي باشد كه پوشش هاي ضربي آن بر روي 12 ستون مستطيل شكل اجرا شده كه هر چهارستون آن تشكيل يک چهارطاقي هلالي و سقف ضربي چهار ترک را داده و شبستاني ستوندار و سرپوشيده را پديد آورده اند در حد فاصل هردوستون در ضلع جنوبي براي تامين نور كافي فضاي مسجد پنجره هايي تعبيه شده است و همچنين در ضلع غربي كه پوشش قسمتي از سقف درآن استوار است طاقچه هايي جهت گذاشتن كتابهاي قرآن و يا چراغ تعبيه گرديده است و همچنين در حد فاصل دوستون وسطي شبستان ودر وسط ضلع غربي محراب ساده مسجد با سقف گنبدي قرار گرفته است وروديهاي شبستان مسجد در ضلع شرقي مابين ستونها بوده است و علاوه برآنها دوپنجره ديگر نيز در طرفين دربها واقع مي باشد و همچنين يک درب چوبي در شمال غربي ضلع شمالي وجود دارد كه به يک انباري باز مي شود.

مسجد جامع دزک:

اين مسجد در روستاي دزک، در 3 كيلومتري شرق سراوان واقع شده است. زمان ساخت مسجد مشخص نيست. احتمال داده مي‌شود كه اين مسجد به دوران صفويه تعلق داشته باشد. مصالح به‌كار رفته در ديوارها و ستون‌ها از خشت و چينه، و پوشش سقف از فرآورده‌هاي نخل و خرما و گز و كنار است. شامل دو شبستان تابستاني و زمستاني است. ستون‌هاي آن تا حدودي شبيه ستون‌هاي مسجد تاريخانه دامغان مي‌باشد. از ويژگي‌هاي اين بنا، علاوه بر نوع تاقچه‌هاي تزئيني و مقرنس‌هاي ويژه، وجود چله‌خانه‌اي براي معتكفين و عابدين در زيرزمين است.

مناره مسجد جامع شهر خاش:

به استناد كتيبه آجري، اين مناره در سال 1318 شمسي ساخته شده و متصل به مسجد جامع اهل تشيع است. اين مناره از نوع استوانه‌اي مارپيچ و به‌صورت منفرد است. مصالح به‌كار رفته در آن، آجر با ملات ماسه و آهک و گچ است. مناره مسجد جامع داراي پايه‌اي كوتاه و مدور است كه با آجرچيني به اشكال مختلف، طرح‌هاي هندسي زيبايي را خلق كرده است.

مسجد شاه علی زاهدان:

این مسجد در سال 847 هجری به امر ملک شمس الدین علی ساخته شده است. از آنچه كه به رضا و رغبت به زیارتگاه اهدا شده، دو لوح حكاكی شده است كه به اواسط قرن نهم هجری تعلق دارند و حكاكی جالبی بر روی آنها صورت گرفته است. طبق ترجمه آقای "ا.ج.ایلس" از كارشناسان معروف موزه ایتالیا یكی از این دو، لوحی است كه نشان می‌دهد بنا توسط فردی از خاندان ملوک سیستان به نام "شاه علی" احداث شده است و لوح دیگر یادبود وفات "امیرغیاث الدین محمد كیانی"سر كرده شاخه كوچكی از خاندان ملوک سیستان بود.

مسجد زرنج زاهدان:

مورخان ایرانی در دوره اسلامی از مساجدی نام برده‌اند كه محل تعلیم علوم دینی و ادبی بودند. مثلاً در سیستان یكی از حاكمان عرب به نام عبدالرحمن بن سمره (سده اول هـ.ق.) مسجد آدینه‌ای ساخت كه حسن بصری عالم معروف دینی سده اول و دوم مدتی در آنجا سرگرم تدریس و تعلیم مسایل دینی بود. این مسجد در مقابل زندان شهر زرنج واقع بوده است. مقدسی ضمن توصیف زرنج می‌گوید: مسجد جامع در آن است و زندان برابر آن، شگفت انگیز ساخته شده است كه دو آتشگاه (مناره) دارد، یكی كهن و دیگری را با مس پوشیده است و آن را یعقوب لیث ساخته است.

قلعه بمپور:

اين قلعه در 24 كيلومتري غرب ايرانشهر، و در جوار شهر بمپور قرار دارد. بمپور يكي از شهرهاي بسيار قديمي بلوچستان و در مسير لشكر اسكندر مقدوني قرار داشت. اين قلعه از لحاظ ساختاري تقريباً شبيه به ارگ بم است. قدمت تاريخي آن احتمالاً به دوران اشكاني و ساساني مي‌رسد. و نيز بقاياي آثار دوره اسلامي در آن ديده مي‌شود. از اين قلعه به‌ صورت مسكوني و دفاعي استفاده مي‌شد. بمپور تا سال 1233 شمسي مركز حكمراني بلوچستان بود و جنگ‌هاي زيادي در آن رخ داده است. مرمت مجدد آن در دوره قاجاريه توسط حكام محلي صورت گرفته است. در سال 1307 قلعه به توپ بسته شد و خرابي‌هاي فراواني به‌ بار آمد. قلعه بدون دروازه و داراي 2 برج است.

قلعه سب (seb):

قلعه سب واقع در روستاي سب، از بخش سيب و سوران در 45 كيلومتري جنوب غربي شهرستان سراوان قرار دارد. سب در لغت‌نامه دهخدا به معني محلِ چشمه‌ساران فراوان ياد شده است.از حاكمان قلعه مي‌توان محمد شاه را نام برد كه نسبش به شاه نعمت الله ولي مي‌رسد. به ‌دليل تصرف قلعه از طرف حكام وقت كشور در زمان محمد شاه جنگي به مدت نه شبانه روز رخ داد كه باعث تخريب قسمت‌هايي از حصار و ارگ قلعه شد. در زمان سيد غلام رسول قلعه مورد بازسازي و استفاده مجدد قرار گرفت.قلعه در دو طبقه ساخته شده و ديوار آن بيش از 30 متر ارتفاع و حدود 7 متر عرض دارد. قسمت شاه‌نشين با ارتفاع بيشتري، در بالاي قلعه قرار گرفته و گفته مي‌شود در حصار آن 14 برج و در ارگ آن 4 برج وجود داشته و در زمان جنگ از بين رفته است. وجود درز انبساط در ساختمان اصلي قلعه و دسترسي به آب چاه در طبقه فوقاني و وجود لوله‌هاي سفالي هدايت‌كننده آب و مصالح به كار رفته در آن از قبيل خشت و كاه‌گل و چوب درخت خرما و درهاي منبت‌كاري و شاه نشين از مشخصات ويژه اين مجموعه است.

قلعه مچي:

قلعه يا كاخ مچي در ناحيه حوضدار در 60 كيلومتري جنوب‌غربي شهرستان زابل، حدفاصل بين شهر سوخته و تاسوكي و در قسمت راست جاده زابل-زاهدان قرار گرفته است.اين بنا در عهد صفويه تا قاجاريه، به ‌عنوان مركز حكمراني خاندان رييسي، از حاكمان محلي بوده از ويژگي‌هاي معماري اين بنا ايوان و گنبدهاي رفيع و عظيم خشت و گلي منحصر به‌فرد و پلان مربع شكل آن با تزئينات ساده چليپا و نيم ستون‌هاي گلي است. مصالح به‌كاررفته در آن چينه و خشت است. اين كاخ هرچند با توجه به عوامل جغرافيايي و سياسي متروك شده است ولي همچنان به عنوان نماد هنر معماري خشت و چينه از دوران صفوي در دشت سيستان از منزلتي ويژه برخوردار است.

قلعه رستم:

در 60 كیلومتری جنوب‌غربی شهر زابل قرار دارد و در حال حاضر در اثر عوامل جوی به ویرانه‌ای تبدیل شده است.و چهار برج و دروازه‌ی ورودی آن قابل مشاهده است البته اسكلت‌بندی بسیاری از بناهای آن از جمله طاق‌ها و آب‌انبار پابرجاست و احتمال داده می‌شود چهارصد تا پانصد سال پیش متروک گردیده است. علاوه بر عامل مذكور تغییر مسیر رودخانه هیرمند نیز سبب خرابی آن شده است در این قلعه تاكنون كاوش باستان‌شناسی علمی صورت نپذیرفته اما تكه‌های سفال‌های لعابدار و بدون لعاب ریخته شده حكایت از تاریخ طولانی دارد. در حال حاضر نمای خشت و گلی آن و عظمت آن در بیابان منظره‌ای زیبا بوجود آورده است كه چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌كند.

قلعه سه كوهه:

اين قلعه در 19 كيلومتري جنوب غربي زابل و 3 كيلومتري شرق جاده آسفالته زابل-زاهدان در روستاي سه كوهه از توابع بخش شيب آب زابل واقع است. سرپرسي سايكس درباره اين قلعه مي‌نويسد: سردار علي‌خان سرابندي براي همسر خود كه از خانواده سلطنتي بود، قلعه‌اي ساخته كه هنوز هم دژ معتبري به شمار مي‌رود.اين قلعه از قلعه‌هاي معتبر سيستان محسوب مي‌شود و بيش از 200 سال پيش بنا گرديده و تا كنون بناهاي ديگري به آن افزوده شده است.اين قلعه دو تپه از كل سه تپه منطقه را از آن خود كرده است.

قلعه ايرانشهر:

اين قلعه بعد از قلعه بمپور از مهمترين قلعه‌هاي ايرانشهر محسوب مي‌شود.در گذشته از آن به عنوان مركز حكمراني بلوچستان استفاده مي‌شد. با توجه به اسناد به جاي مانده ناصرالدوله فرمانفرما كه در سالل 1258 هـ.ق حاكم كرمان و بلوچستان بود، پيشنهاد ساخت يک دژ نظامي بزرگ را در فهرج يا پهره (نام قديم ايرانشهر) به ناصرالدين شاه قاجار مي‌دهد.ناصرالدين شاه در سال 1264 هـ.ق با ساخت قلعه در فهرج موافقت مي‌نمايد و بدين طريق كار ساخت قلعه توسط شخصي به نام حسين معمارباشي كرماني در مدت 7 سال به اتمام مي‌رسد و “قلعه ناصريه” ناميده مي‌شود. پس از آن مركز حكمراني بلوچستان از بمپور به ايرانشهر منتقل مي‌گردد.قلعه ناصريه در زمان حكومت دوست محمدخان باركزائي به قلعه دوست محمدخان معروف مي‌شود و پس از آن اين قلعه در سال 1307 هـ.ش در اختيار نيروهاي دولتي قرار مي‌گيرد و به نام قلعه ايرانشهر شهرت مي‌يابد.قلعه با مساحتي بالغ بر 34225 مترمربع از جمله وسيع‌تريين قلعه‌هاي دوره اسلامي استان با نقشه‌اي مربع شكل به ابعاد 1858185 متر است. معماري قلعه را مي‌توان به دو قسمت تقسيم‌بندي نمود: 1. حصار قلعه 2. مجموعه فضاهاي داخلي

زيارتگاه بي بي دوست:

همواره در سيستان بنا بر اعتقادات وباورهاي مذهبي مردم به واسطه هايي براي شفاعت خود در نزد پروردگار پناه مي بردند كه معمولاً اين گونه واسطه هاي شفاعت كننده مردم عامي، امامزاده ها و مقابر بزرگان ديني وسادات علوي بوده است.يكي از اين مكان مذهبي زيارتگاه بي بي دوست است كه در كنار گورستاني قديمي به همين نام در كيلومتر 8 جاده زابل به اديمي قرار گرفته است. در داخل اين زيارتگاه چندين قبر و يک درخت گز كهنسال وجود دارد كه مردم با گره زدن نمادي از مشكلات و نيازهاي خود، اجابت دعاها و باز شدن گره هاي زندگي خود را از خدواند درخواست مي نمايند و به راز ونياز با پروردگار يكتا می پردازند.

زیارتگاه ملک سیاه:

این زیارتگاه در 46 كیلومتری شمال شهر زاهدان بین راه بلوچستان و خراسان واقع شده كه كوه ملک سیاه به آن منسوب است. نزدیک آن در دره‌ای یک قطعه سنگ است كه بلوچ‌ها معتقدند مردی با نفرین ملک سیاه به صورت سنگ در آمده است.

پل محرابی (زرنج):

این پل در 24 كیلوتری كركویه و 18 كیلومتری زرنج از توابع شهرستان زاهدان واقع بوده و امروزه به صورت ویرانه‌ای در آمده و در میان جنگل انبوهی از درختان گز محصور شده است. این پل از آجر ساخته شده و قدمت آن از مناره قاسم آباد ـ مربوط به قرن 6 بیشتر به نظر می‌رسد.پل مزبور دارای دو دهانه به عرض 3/69 متر است كه با پایه‌ای به عرض 3/40 متر از یكدیگر جدا شده است.در ساختمان پل بیش از حد مصالح ساختمانی به كار رفته و در نتیجه، زیبایی، قربانی استحكام بیش تر آن شده است.

تخته پل زاهدان:

تخته پل با پل محرابی در 24 كیلومتری كركویه و 18 كیلومتری زرنج واقع است.آثار این پل با جنگل انبوه گز محصور شده و در ناحیه زرخیزی به شكل درهم شكسته كنونی به جای مانده است. این پل آجری است و قدمت آن از مناره قاسم آباد بیش تر به نظر می‌رسد. در ساختمان پل بیش از حد مصالح ساختمانی به كار رفته در نتیجه زیبایی پل قربانی استحكام بیشتر آن شده است .

آتشكده كركو:

اين اثر بقايای يک آتشكده دوره ساساني است و در روستاي كركو از توابع شهرستان زابل قرار دارد. در بسياری از سفرنامه‌ها و كتب قديمی از اين آتشكده ياد شده است. بوالمؤيد در كتاب “گرشاسب” ‎آورده است:"معبد جاي گرشاسب بود و او را دعا مستجاب بود به روزگار او، و او فرمان يافت، مردمان هم به اميد بركات آنجا همي شدندي و دعا همي كردندي و ايزد تعالي مراد‌ها حاصل همي كردي. چون حال برين جمله بود كيخسرو آن ‌جا شد و پلاس پوشيد و دعا كرد، ايزد تعالي آن‌جا روشنايي فرا درآورد كه اكنون آتشگاه است، چون آن روشنايي برآمد برابر تاريكي، تاريكي ناچيز گشت و كيخسرو و رستم به‌پاي قلعه شدند و به منجنيق آتش انداختند. و آن انبارها همه آتش گرفت چندين ساله كه نهاده، و آن قلعه بسوخت و افراسياب از آنجا به جادويي بگريخت ديگر كسان بسوختند و قلعه ويران شد. پس كيخسرو اين بار به يك نيمه آن شادستان بكرد و آتشگاه كركويه و آن آتش گويند آن است، آن روشنايي كه فراديد و گيركان چنين گويند كه هوش گرشاسب است و حجت آرند"

سنگ نگاره های کوه مهرگان:

نقوش کوه مهرگان عموماً بر روی سطوح صاف سنگهای باقیمانده در مرتفع ترین قسمت کوه و خصوصاً جبهه شمالی آن دیده می شود. در طرح شماره 1، نقش انسانی را سوار بر اسب در حال تاخت ( نقش دو خطی اسب ) و نقش وسط حیوانی چهار پای جهازدار با بدنی کشیده و گوشها و دمی بلند (احتمالاً الاغ ) و نقش حیوان سوم که در پائین قرار گرفته نقش حیوان با بدن کشیده و شاخ های نسبتاً بلند ودم کوتاه (احتمالا بز ) ودر حاشیه وسط، سمت راست نیز نقش بز دیگری دیده می شود که این نقوش از تکنیک رسم نسبتا پائینی برخوردارند. در طرح شماره 2 نیز نقش دو بز که در دو زمان متفاوت توسط دو نفر با دو سبک متفاوت نقش شده اند. این دو بز در حالتی که پشت به هم کرده اند، دیده می شوند و ایجاد یک شکاف در سنگ آنها را به دو نقش مجزا تقسیم کرده است که بز سمت راست تجریدی یا استلیزه تر ( خلاصه شده ) و بز سمت چپ با شاخهایی همانند جبیر یا غزال بصورت واقع گرایانه تری نقش شده است.

سنگ نگاره های دره کندیک:

دره کندیک نام یکی از دره های رشته کوههای سیاهان در نه کیلومتری شمال شهر سراوان می باشد که پس از طی هشت کیلومتر جاده خاکی از شمال سراوان به دامنه وکوهپایه های سیاهان می رسیم. در ادامه مسیر حدود یک کیلومتری به روستای کندیک رسیده که در آنجا چند خانوار در داخل لوگ هایی از چوب و حصیر زندگی می کنند. اینان عشایر و کوچ نشینانی بوده اند که در چند ساله اخیر یکجانشین شده اند. در این محل اولین نقوش ظاهر می شود. هر چند که برخی بسیار متأخر می باشند و دارای اصالتی چندان نمی باشند. خود کندیک در زبان بلوچی از لعنت کندن و کنده شدن می آید. پس از طی حدود 900 متر در امتداد شمالی دره معبر به دو قسمت تقسیم شده و در هر کف این قسمت از دره به تدریج آب نمایان می شود. در ادامه مسیر از معبر سمت راستی پس از طی حدود 500 متر در پیچ و خم دره تعدادی نقوش متعدد انسان و اسب و سوارکار و بزکوهی با شاخهای بلند دیده می شود که در یکی از آنها انسانی سوار بر اسب و انسانی دیگر میانه تصویر به صورت محو دیده می شود.

سنگ نگاره دره شیر وپلنگان:

این محل نیز در فاصله حدود 12 کیلومتری شمال شهر سراوان و در ادامه همان دره کندیک واقع شده است. در ادامه راهپیمایی در داخل دره کندیک به محلی می رسیم که دره در آن قسمت بسیار تنگ تر و کم عرض تر می شود و عرض آن به حدود 5/2 متر می رسد. این دره را به واسطه وجود نقوش خاص به دره شیر و پلنگان معروف شده چرا که در میان این مجموعه نقش یگ حیوان درنده همانند پلنگ یا شیر با دمی بلند و افراشته دیده می شود. بر روی صخره ای در ارتفاع پنج متری نقوش کم رنگ و محو چهار انسان دیده می شود که در این میان نقش انسان نفر دوم از سمت راست دارای وضوح بیشتری است. بنظر می رسد این چهار نفر بدنبال هم در حال دویدن یا اجاری مراسم خاص می باشند در طرح شماره 6 در سمت راست دره ( بطرف شمال ) نقش انسانی دیده می شود که بزی را شکار کرده و گردن آن را گرفته و در حال کشیدن آن با خود است. در سمت چپ دره صحنه اصلی در ارتفاع حدود 14 متری دیده می شود که با توجه به ارتفاع بسیار زیاد آن و عدم دستیابی آسان به آن متاسفانه امکان تهیه تصاویر خوبی از آن خصوصاً از جزئیات نقوش مهیا نشد.

شهر سوخته

شهر سوخته در 57 كيلومتري غرب جاده زابل به زاهدان قرار دارد. محوطه باستاني شهر سوخته به علت وسعت و موقعيت ويژه خود، همواره مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.فعاليت‌هاي باستان‌شناسي در سال‌هاي اخير روي شهر سوخته به همت گروه كاوشگران ايتاليايي وابسته به مؤسسه ايتاليايي مطالعات خاورميانه و خاور دور (ايزمئو) در سال 1960 ميلادي آغاز شد.در سال 1967 ميلادي اين مؤسسه با همكاري اداره كل باستان‌شناسي و فرهنگ عامه (آن زمان) شروع به كاوش اين سلسله تپه‌ها كرد و حاصل پژوهش‌هاي خود را در ده‌ها كتاب و مقاله منعكس نمود. به كوشش سازمان ميراث فرهنگي كشور، در حال حاضر، آقاي دكتر سيد منصور سجادي با هيأت همراه در حال كاوش و بررسي گسترده‌ مي‌باشند.اهميت و وسعت كشفيات شهر سوخته در چند سال اخير، اين محوطه باستاني دوران مفرغ را به ‌صورت مهمترين مركز اجتماعي و سياسي، اقتصادي تجاري، صنعتي، اداري و فرهنگي تمام منطقه در طي هزاره‌هاي سوم و دوم پ.م در خاورميانه درآورده است.

شهر دهانه غلامان (دروازه بردگان):

دهانه غلامان در 44 كيلومتري شهر زابل و 2 كيلومتري روستاي "قلعه ن" از توابع شهرستان زهک واقع شده است. اين شهر مربوط به دوره هخامنشي است، اومبرتوشراتو و پروفسور مارتيسيو توزي درباره آن چنين گفته‌اند: دهانه غلامان يا به‌عبارت ديگر دروازه بردگان با برخورداري از ابعاد و اندازه‌هاي 800×180 اصولاً يك شهر به‌معناي متعارف بود كه در اثر وزش باد در زير پرده‌اي از ريگ روان مدفون گرديده است.مصالح به‌كار رفته در ابنيه مكشوفه اكثراً خشت خام به ابعاد 10×51×51 سانتيمتر و چينه است. نوع خاک و اقليم خشک محل نيز حفظ و صيانت كلي بناها را فراهم كرده به‌گونه‌اي كه امروزه نقشه شهري آن را مي‌توان كلاً فراهم و پياده كرد. رويهم رفته آثار يافته شده در دهانه غلامان را مي‌توان به

موزه ایرانشهر :

این موزه در قلعه تاریخی شهرستان ایرانشهر واقع در مرکز شهر خیابان فارابی قرار دارد و به عنوان موزه محلی، مجموعه آثار فرهنگی مردم منطقه را در معرض عموم گذاشته است. این مجموعه شامل ظروف سفالی و فلزی مفرغی، زیورآلات ، وسایل اندازه گیری، انواع منبت کاری بر روی چوب و غیره است. در کنار این موزه مراسم فرهنگی و هنری مانند اجرای موسیقی، تئاتر برگزار می شود.



موزه مردم شناسی سیستان:

این موزه تحت عنوان کنسولگری قدیم انگلیس در زمینی به مساحت 4000 متر مربع افتتاح و در سال 1384 مرمت و تبدیل به موزه حدود دو هزار شی و لباسهای سنتی مردم سیستان و مجموعه آثاری که از شهر سوخته کشف گردیده ، قرار دارد . همچنین نمونه ای از وسایل مورد استفاده مردم در زمانهای قبل نیز در این موزه به نمایش گذاشته شده است. در کنار این موزه نیز مرکز آثار و اسناد فرهنگی وجود دارد که هویت تاریخ سیستان را مشخص می کند.






معرفی جاذبه های طبیعی :


دریاچه هامون:

این دریاچه یکی از پدیده های طبیعی و ارزشمند از نظر ملی و بین المللی و در خور توجه ویژه است. ارزش اقتصادی آن از دیرباز شناخته شده است و در طول صدها سال مردم حاشیه نشین تالاب از برکت و نعمات گیاهان، پرندگان و آبزیان آن بهره مند شده اند. این منطقه ویژه و منحصر به فرد پناهگاه بسیاری از گونه های نادر و در خطر انقراض حیوانی و گیاهی و حمایت کننده زنجیره های غذایی در پهنه دشت کویر است. پوشش زیر آب دریاچه نیز همراه با نیزارهای آن در تأمین نیازهای حیاط وحش نقش اساسی دارند.

دریاچه جازموریان:

در اصطلاح محلی پوشش گیاهی را جاز می نامند و انبوهی و کسرت آن را موریان می گویند. به همین سبب این ناحیه به جازموریان معروف شده است. این دریاچه فصلی، در غرب بلوچستان قرار دارد و نیمی از آن در استان کرمان واقع شده است.

هامون جازموریان:

ما بین کوه های مکران و شاهسواران قرار دارد که از شرق به غرب تقریباً به طول 300 کیلومتر و از شمال به جنوب به عرض 100 کیلومتر گسترده شده است. رودهای هلیل رود و بمپور به این هامون می ریزند. هامون جازموریان بر خلاف هامون های دیگر آب شیرین دارد و شوری آن بسیار کم است.

هامون ماشکل:

این دریاچه در نزدیکی مرز ایران و پاکستان واقع شده است. رودهایی که به آن وارد می شوند عبارتند ازماشکل یا ماشکیت و شاخه های سیمیش و رختک که از دامنه های شرقی کوه های مرزی جاری می شود. هامون چاه غیبی(گابی): این هامون در جنوب غربی خاش واقع شده و مرکز تجمع سیالب های فصلی است. مانند سایر هامون ها در بهار دارای آب و در سایر فصول به شکل مرداب در می آید.

دریاچه سه دریا:

این دریاچه از سه دریاچه کوچک در قلل کوه تفتان تشکیل شده است که عمق دو دریاچه در قسمت شمالی کم و اغلب دارای آب گوارا است و دریاچه دیگر که نسبتاً بزرگتر است، آب دائمی و شور دارد. این پدیده از جاذبه های طبیعی ویژه ناحیه بلوچستان است .

سواحل چابهار:

هم جواری با ساحل زیبای مکران(عمان)، سبب شده زیباترین غروب آفتاب سواحل ایران از آن این منطقه باشد. در كناره های این دریا به خصوص در قسمت جنوبی شهرستان چابهار، صخره های بزرگی در اثر پیش روی آب دریای مکران(عمان) و فرسایش سنگ های رسوبی به وجود آمده اند كه خلل و فرج ناشی از فرسایش آب در آن ها، چشم اندازهای بسیار زیبایی را ایجاد كرده است. از این قسمت به خصوص در هنگام غروب آفتاب می توان به عنوان یكی از زیباترین سواحل ایران یاد كرد. چابهار با یكی از بزرگ ترین منابع آبی جمهوری اسلامی ایران (دریای عمان) هم جوار است. این هم جواری موقعیت ویژه ای را برای بهره برداری های جهانگردی و تفریح گاهی و انواع ورزش های آبی از سواحل دریای عمان به ویژه در ایام زمستان فراهم آورده است.

دشت سیستان:

این سرزمین یکی از دشت های داخلی ایران است که به طور متوسط 475 تا 500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و آبرفت های رودخانه هیرمند و سیلاب های اطراف آن پوشیده شده است.

دشت لوت:

بزرگترین چاله فلات داخلی ایران دشت لوط است و بخشی از آن بین سیستان و بلوچستان قرار دارد. این دشت یکی از خشک ترین و گرم ترین دشت های جهان است و کمتر اثری از آب در آن دیده می شود. حداکثر بارندگی آن در سال حدود 100 میلی متر است. در قسمت غرب دشت لوت بیابان دیگری به نام نمکزار که در فصل بارندگی بسیار صعب العبور می شود وجود دارد. نیمه شرقی دشت لوت را ریگ روان پوشانیده است. قسمتی از لوط جنوبی سرزمینی هموار و قابل عبور است .

غار لاديز:

غار لاديز در 10 ‪ ‪كيلومتری شهر ميرجاوه با طول 15 كيلومتر از مناظر طبيعي و جذاب شهرستان زاهدان است كه همواره با وجود خشكسالي‌هاي چند سال گذشته به طور دائم و پيوسته از سقف و كف آن آب جريان دارد. اطراف دهانه ورودي غار از پوشش گياهي زيبايي برخوردار است و درختان پده، گز و انواع گياهان علفي جذابيت خاصي به آن داده است

غار كرمانچي:

غار كرمانچي يک غار ديدني و متفاوت از دو نوع قبلي و در محدوده دره آهو و به فاصله يک كيلومتري روستاي كرمانچي ايرانشهر قرار دارد. ابعاد ورودي غار چهار در چهار متر و طول آن بنا به اظهار اهالي محل بيش از ‪صد متر است. اين غار جزو آن دسته از غارهاي فاقد چشمه و منابع آبي است و ورودي آن شيبي تند دارد و زيستگاه مناسبي براي انواع خفاش محسوب مي‌شود و از ارزش علمي و تحقيقي برخوردار است. در انتهاي غار روزنه كوچكي وجود دارد كه عبور از آن غير ممكن است

غار چاهک:

از ديگر غارهاي ديدني در چهل كيلومتري شمال شرقي خاش است. آب چشمه داخل غار از كيفيت بالاي برخوردار و تأمين‌كننده آب روستاي چاهک است. گياهان اطراف غار شامل پنه، زرشک، انجير وحشي، پونه، تاغ، خزه و سرخس است. اين غار داراي مناظر زيبا، چشم انداز بي‌نظير و آب چكان‌هاي زيبايي است

غارهاي بان مسيتی:

غارهاي بان مسيتي در بخش مركزی روستاي تيس و نه كيلو متري شمال غربي چابهار قرار دارد. در دامنه كوه شهباز بند، يک غار طبيعي و دو غار مصنوعي در كنار هم قرار دارند از اين مجموعه غارها در محل به نام بان مسيتي ياد مي كنند. غار اول طبيعي تا حدودي نيم دايره است و با استفاده از روش تراشكاري داخل غار و دهانه ان توسعه پيدا كرده است يك غار مصنوعي سمت راست غار طبيعي به فاصله هفت قدم قرار دارد كه آثار تراش به خوبي در آن آشكار است سقف آن كوتاه است و اكنون به علت خرابي، يک آدم متوسط به زحمت در آن بطور خميده مي تواند، بايستد. اين غار در انتها مسدود است

سد زهک زابل:

سدی در 28 كیلومتری جنوب خاوری زابل به نام سد زهک بر روی رودخانه سیستان ایجاد شده كه آن را به دو كانال تقسیم می‌كند. یكی كانال طاهری و دیگری كانال شهر نامیده می‌شود. هامون صابری یا دریاچه سیستان در شمال زابل قرار دارد كه قسمتی از آن در خاک ایران و قسمتی دیگر در خاک افغانستان واقع شده است. این دریاچه روی هم رفته دارای 30 كیلومتر طول و شش كیلومتر عرض بوده و عمیق‌ترین نقطه آن در خاک ایران شش متر است .

رودخانه هیرمند و چاه نیمه:

این رودخانه، تنها شریان حیاتی سیستان است که از طرف کوه های بابا در افغانستان سرچشمه می گیرد و پس از طی مسافتی در حدود 1050 کیلومتر وارد دریاچه هامون می شود. تمام آب مصرفی دشت سیستان از طریق این رود تأمین می شود. هیرمند (جریکه یا جاریکه) در مرز ایران و افغانستان، به دو شعبه تقسیم می شود. شعبه اصلی به نام رود مشترک یایریان (یاریان مشترک هم نامیده می شوند) قسمتی از مرز مشترک دو کشور را تشکیل می دهند، سپس وارد افغانستان می شوند. شعبه دیگر، در خاک ایران است که خود به دو شاخه تقسیم می شود. یکی به طرف چاه نیمه و دیگری به طرف مناطق کوهک و زهک می رود .

رودخانه باهوکلات:

رودخانه باهو کلات یکی از پرآب ترین رودخانه های استان سیستان و بلوچستان و عامل اصلی حیات و زندگی در جنوب بلوچستان به حساب می آید. این رودخانه ها آب های مناطق وسیعی از صفحات جنوبی شهرستان ایرانشهر (بخش های سرباز، بمپور و راسک) و شهرستان چابهار (بخش های دشتیاری و قصر قند) را جمع آوری کرده و به دریای عمان سرازیر می کند. رودخانه باهوکلات از کوه پیرآباد در 47 کیلومتری جنوب شرقی ایرانشهر و 38 کیلومتری شمال غربی سرباز سرچشمه می گیرد. این رودخانه به ویژه به دلیل زیستگاه تمساح ایرانی اهمیت توریستی فراوانی دارد.

رود بمپور:

بمپور از ارتفاعات شرقی ایرانشهر سرچشمه می گیرد و عامل اصلی فعالیت های کشاورزی در ناحیه ایرانشهر و بمپور است .

رود کاجو:

این رودخانه دائمی است و در شمال قصر قند جریان دارد. سیلاب های این رودخانه در ناحیه دشتیاری پخش می شود و در انتها به رودخانه باهوکلات می پیوندد .

رودخانه کهیر:

رودخانه کهیر از کوه بن تاق سیاه کوه در 38 کیلومتری شمال غرب نیک شهر سرچشمه می گیرد و به نام رودخانه دارخان به سوی جنوب سرازی می شود. این رودخانه در طول مسیر با رودخانه های کوچک متعدد مخلوط شده و در نهایت در ناحیه کنارک رودخانه کهیر نامیده می شود .

رودخانه کارواندر:

این رودخانه از شعبات اصلی رودخانه بمپور است که تا روستای کارو اندر، دارای آب جاری دائم است .

رودخانه ماشکل (ماکشید):

این رودخانه از کوه های بیرگ در 98 کیلومتری غرب سراوان سرچشمه می گیرد و از طریق دهستان زابلی به سوی جنوب شرق روان می شود .

رودخانه رابیچ (فنوج):

رودخانه رابیچ در 120 کیلومتری جنوب غربی ایرانشهر از ریزابه های متعدد سرچشمه می گیرد و در حوالی روستای فنوج با رودهای رامپ، گواسن و کرزچی مخلوط می شود و به نام رود فنوج از دره میان کوه های داندهور در شرق و سفید کوه در غرب به سوی جنوب روان می شود . این رود پس از گذشتن از دهستان بنت، کارواندر و گالگ وارد شهرستان چابهار می شود. در این ناحیه با رودهای دیگر مخلوط می شود و به نام رودخانه رابیچ و در جنوب روستای گالگ به دریای عمان می ریزد.

رودخانه سیانجان (تلخ آب):

این رودخانه که یک رودخانه مرزی است از کوه پاچنشاهی واقع در میرجاه- 15 کیلومتری شرق زاهدان- سرچشمه می گیرد و به موازات خط آهن زاهدان به میرجاوه به سوی جنوب شرقی جریان می یابد. این رود در محدوده شهرستان خاش خط مرزی ایران و پاکستان را تشکیل می دهد و پس از مخلوط شدن با رودهای لادیز و گزو در 135 کیلومتری شرق خاش از خط مرزی خارج و مازاد آب های آن در مراتع سیلابی به هامون ماشکل واقع در خاک پاکستان سرازی می شود. طول این رودخانه از سرچشمه 250 کیلومتر است.

کوه های سیستان:

این کوه ها با جهت شمالی و جنوبی، چین خوردگی های فشرده ای هستند که از غرب به بیابان لوت و از شرق به دشت سیستان منتهی می شوند. پلنگ کوه مشرف به دشت سیستان یکی از مهمترین برجستگی های این ناحیه است.

کوه های بلوچستان:

این کوه ها در جنوب کوه های سیستان بین چاله لوت و جازموریان، بیابان ماشکل و سواحل دریای عمان گسترده شده اند.

قله تفتان:

کوهستان و قله تفتان در جنوب شرقی ایران در 50 کیلومتری شمال شرقی شهرستان خاش واقع شده است. این کوه که آتشفشان تفتان در آن قرار دارد، بلندترین کوه بلوچستان را تشکیل می دهند و دارای قله های متعدد است. قله آتشفشانی آن به نام چهل تن موسوم است. قله چهل تن تفتان در فاصله 380 کیلومتری خط مستقیم شمال دریای عمان واقع شده و فاصله مستقیم آن تا زاهدان 100 کیلومتر، تا مرز میرجاوه 55 کیلومتر، تا روستای نازیل 39 کیلومتر و ارتفاع آن از سطح دریا 4034 متر می باشد. این قله دارای دو شاخک است یکی در شمال که مرتفع تر است و زیارت نام دارد و دیگری شاخک جنوبی آن که کوتاه تر است و مادر کوه نامیده می شود و از سمت شمال شرقی به این قله صبح کوه و از طرف غرب به آن لرکوه می گویند.

قله چهل تن:

این ارتفاعات در مجموع سه دهنه آتشفشانی دارد که دو دهنه آن با اهمیت تر از دیگری است و صدای انفجارات آتشفشانی از قعر آنها شنیده می شود. از دهانه مزبور دائماً بخار و گازهای گوگردی متساعد می شود و در مدخل حفره های آتشفشانی تخته های گوگردی خالص به وفور دیده می شوند. مسیر صعود به قله چهل تن از طریق زاهدان و خاش به روستای کوشه واقع در 44 کیلومتری شمال خاش و از کوشه به مزرعه جم چین و سپس از طریق دره تنگ گلو می باشد.

کوه بزمان:

این کوه در شمال چاله جازموریان قرار دارد و 3497 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و امتداد آن از جانب غرب به رشته جبال بارز در استان کرمان متصل می گردد.

کوه ملک سیاه:

این کوه در حقیقت آتشفشانی خاموش است که 1642 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در کناره راه زاهدان- زابل واقع شده است. این کوه نقطه مرزی مشترک بین ایران و پاکستان و افغانستان است.

کوه سلیمان:

از سلسله کوه های مهم شرق ایران، کوه های سلیمان است که در دنباله جبال افغانستان از شمال به جنوب کشیده می شود و قله معروف آن 3443 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

منطقه حفاظت شده باهوکلات(گاندو):

این منطقه در منتهی الیه گوشه جنوب شرقی کشور در طول مرز ایران و پاکستان قرار دارد. این منطقه از کوه های کم آب و بیابانی تشکیل شده که تا رودخانه سرباز در بلوچستان گسترده شده است. منطقه مزبور مأمن تمساح تالابی و منحصر به فرد ایرانی است که در آبگیرهای کم عمق مسیر رودخانه زندگی می کند. همچنین شرایط خاص اکوسیستم رودخانه ای این منطقه امکانات زندگی نوعی ماهی عجیب به نام ماهی گل خور فراهم آورده است که قادر به زیست در آب های کم عمق و بستر کلی رودخانه ها است.

مناطق حفاظت شده هامون:

این منطقه 201062 هکتار وسعت شامل دشت هامون، دریاچه یا تالاب هامون و رودخانه هیرمند می شود. اهمیت این منطقه بیشتر به دلیل زیستگاه انواع حیوانات وحش، امکان پرورش ماهی، وجود انواع پرندگان و تأمین علوفه دام ها از نیزارها و استفاده از نی ها جهت حصیربافی می باشد. پرندگان و جانوران وحشی این منطقه عبارتند از: پلیکان و فلامینگو، پرندگان مهاجر آبی، تیهو، زنگوله بار، کورکر(باقرقره)، خرگوش، شغال، کفتار، کاراکال، یوزپلنک، گراز و آهو .

منطقه حفاظت شده بزمان:

این منطقه به وسعت 688/324 هکتار، منطقه کوهستانی بزمان، تپه ماهورها و دشت های اطراف این کوه را در بر می گیرد. این منطقه دارای کوهی نسبتاً مرتفع (3497 متر) با دره های آب شیرین و پوشش گیاهی نسبتاً مناسب است. حیوانات وحشی که در این منطقه زندگی می کنند عبارتند از : کبک، کبک چیل، تیهو، دراج، خرگوش، کل، بز، قوچ و میش. علاوه بر گونه های مختلف وحش فوق الذکر نوعی خرس سیاه آسیایی که کوچکتر از خرس قهوه ای است، در سیستان و بلوچستان زندگی می کند. پوشش گیاهی غالب زیستگاه های خرس در این منطقه شامل:ارجن، کهور، کنار، خرما، زرشک، زارچ، زالزالک، انواع گون و درمنه، اورس، بید، تنگس و نسترن وحشی می باشد که میوه بیشتر این درختان غذای عمده خرس های سیاه را تشکیل می دهد. خرس ها به خرما و داز علاقه ای وافر دارند. پرنده زیبایی به نام مینا با رنگ های سبز، آبی و سبزه قبا نیز در بلوچستان به وفور یافت می شود.

آداب و رسوم :


پوشاک مردان:

عمدتاً شامل دستار، سرپوش، پيراهن و شلوار است. به دستار در محل لنگوته (Longote) مي‌گويند و بيشتر به رنگ سفيد است. پيراهن مردان بلند و تا سر زانو است. به سه صورت چين‌دار، ساره (عربي) ترک‌دار استفاده مي‌شود. نوع چين‌دار آن از كمر چين مي‌خورد. معمولاً پيراهن به هر صورت كه باشد، شلوارش نيز به همان صورت ساده يا چين‌دار خواهد بود. روي لباس مجالس و يا افراد مرفه ابريشم‌دوزي مي‌شده است.در گويش محلي سيستان به شلوار، تمو يا تومون و به پيراهن پنر مي‌گويند و نوع ترک‌دار آن را چل تريز مي‌نامند كه از قسمت زير حلقة آستين به پايين حداقل از 34 ترک تشكيل شده است. همچنين مردان سيستاني جليقه‌اي روي پيراهن مي‌پوشند كه به آن باسكت يا جلزقه مي‌گويند. پوشاك مردان سيستاني تا حدودي به پوشاک مردم خراسان كنوني شباهت دارد.

پاپوش مردان

دو نوع است: چپلي يا چپت كه رويه و تخت آن را لاستيك‌هاي فرسوده اتومبيل تشكيل مي‌دهند. و مردم فرودست از آن استفاده مي‌كنند. نوع دوم آن را تارقي گويند كه كفشي است تهيه شده از پوست گاو. تخت تارقي از لاستيک فرسوده و رويه آن بندهايي است كه به صورت ضربدر، روي هم قرار گيرد و از چرم دوخته مي‌شود. اين كفش به اقشار متوسط تعلق دارد. سرداران، اقشار مرفه از كفش‌هاي خارجي مد روز استفاده مي‌كرده‌اند.

پوشاک زنان:

سيستاني نيز ساده و با طرح‌هايي زيبا است. لباس زنان همچون مردان بلند و گشاد است. زنان سيستاني علاوه بر لباس سنتي و روزانة خود، نوعي لباس نيز جهت اعياد و جشن‌ها تدارک مي‌بينند كه در نوع خود هنرمندانه و زيباست. از مشخصات لباس روزمره زن سيستاني، نوعي سوزن‌دوزي است كه در حاشية يقه و سرآستين لباس به كار مي‌رود و در محل به آن “سياه دوزي” گويند.اين لباس از پيراهن و شلوار گشاد تشكيل مي‌شود. بلندي پيراهن تا پايين زانو و دور كمر آن چين‌دار است. دستاري مستطيل شكلي نيز بر سر مي‌بندند. پوشاک جشن‌ها و مراسم شاد – كه امروزه كمتر از آن استفاده مي‌شود- متشكل از شلواري پرچين، پيراهني تا بالاي زانو با دو چاک از دو طرف است. همچنين دامني پرچين كه به آن تمو مي‌گويند و تا سر زانو است، مي‌پوشند. گشادي دور دامن به 9 متر مي‌رسد. دستاري كه در اين لباس مورد استفاده قرار مي‌گيرد، سه گوش است.

پاپوش زنان

نيز همانند مردان از كفش‌هاي تمام پلاستيكي است.

خوراكی‌های سنتی بلوچستان:

كشک بلوچی:

مواد اوليه: پياز، آرد گندم، فلفل، دارچين، زيره، دانه‌ی خشكيده‌ی انار

دستور تهيه:

مواد بالا را با هم مخلوط كرده و آنها را مدتي گذاشته تا سفت شوند بعد خمير بدست آمده را بصورت قرص كوچک نان درآورده و خشک مي‌كنند. اين قرص خشک شده (كشک) در بسياري از غذاهاي ديگر بعنوان ادويه استفاده مي‌شود و خود آن را با هاون كوبانده و خرد مي‌كنند و بصورت خورشت درست مي‌كنند و با نان مخصوصي (شلو) كه از آرد تهيه مي‌شود، مصرف مي‌كنند. دستور مصرف:اين غذا بيشتر با نان شُلّو مصرف مي‌گردد.مناسبت مصرف:بيشتر در فصل زمستان مصرف مي‌گردد.

كشک و تَباها:

مواد اوليه:كشک، تَباها (گوشت خشک شده)

دستور تهيه:

كشك (نوعي آچار) همراه با گوشت خشك مخلوط مي‌كنند و آن را بصورت آبگوشت درست مي‌كنند. تَباها در لغت عاميانه به معني گوشت نمك‌زده كه آن را بوسيله برگ خرماي بافته شده (ريسمان) آويزان مي‌كنند، مي‌باشد.دستور مصرف:اين غذا بصورت آبگوشت مي‌باشد همراه با ناني بنام شُلّو مي‌خورند.مناسبت مصرف:بيشتر مصرف اين غذا در فصل زمستان است.

كورک آپ:

مواد اوليه: انگور نارسيده و ترش، نان لواش، روغن حيواني

دستور تهيه:

انگور نارسيده را با فشار كوبيده تا آب انگو ترش آن خارج گردد و بعد آن را جدا مي‌كنند. بعد نان لواش را در ظرفي گذاشته و آب انگور را روي آن مي‌ريزند.روغن حيواني آب شده و گرم را روي آنها مي‌ريزند و مصرف مي‌كنند.مناسبت مصرف:اين غذا بيشتر در فصل تابستان و گرما مصرف مي‌كنند.

خوراكی‌های سنتی سیستان:

اوجیزک:

در واقع مانندهمان آبگوشت محلی سیستان است، با این تفاوت که گوشت ندارد.یعنی شامل پیاز، سیب زمینی، ادویه محلی، گوجه فرنگی و مقداری آب می باشد.برای تهیه آن ابتدا همه مواد را با هم تفت داده بعد آب را اضافه می کنیم.این غذا بسیار آبکی و رقیق تر از سوپ می باشد و برای خوردن در آن نان ترید می کنند.

کشک زرد:

غذایی آسان و سریع است که فقط با مخلوط کردن کمی سیر و آب آماده سرو می باشد، اما خود کشک زرد بصورت زیر آماده می شود: مقداری آرد گندم،ادویه های محلی، پیاز خرد یا رنده شده، ماست ترش و کمی سیر را با هم مخلوط و یک خمیر زرد رنگ بدست می آید، سپس آن را به مدت 15 روز درون کیسه ای نخی قرار می دهند تا آب آن کاملا گرفته و خشک شود. بعد آنرا با کمک دست و صافی به صورت پودر در می آورند.چند قاشق از آنرا با کمی روغن و چند حبه سیر رنده شده مخلوط نموده، تفت می دهند و در آخر3 لیوان آب را هم اضافه می کنند.حال آماده سرو می باشد.

هلاری:

وسايل لازم:

توپ پور (نوعي توپ از جنس پيش‌، برگ خرما) دستک چوب براي زدن توپ.

نحوه انتخاب يار:

ابتدا بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‌شوند، به سرگروه ماتوكان مي‌گويند. سرگروه‌ها يارهاي خود را به طور مساوي انتخاب مي‌كنند. براي انتخاب يار، افراد دو نفر - دو نفر با همديگر به كنار رفته و براي خود نامي انتخاب مي‌كنند. مثلاً يكي شتر و يكي گاو، بعد پيش ماتوكان آمده و مي‌گويند گرگري گاو مي‌خري يا شتر؟ ماتوكان هر كدام را انتخاب كرد، آن فرد يار او مي‌شود.

روش بازي:

ابتدا دو دايره در قسمت ميدان بازي به فاصله تقريباً 100 متر كشيده شده و يارهاي يک گروه كه شروع كننده‌بازي هستند، داخل دايره و گروه ديگر در ميدان به صورت محل مبدأ و مقصد بازي “كلات” مي‌گويند كه همان دژ است. بعد از تعيين نوبت بازي ابتدا يكي از افراد گروه داخل ميدان، توپ را به دست گرفته و براي گروه داخل دايره مي‌اندازد و هر فرد در نوبت بازي حق يک‌ بار زدن را دارند. اگر دستک به توپ نخورد sup - سوختن- مي‌گويند. هر كس كه سوخت، بايد داخل دايره منتظر زدن فرد بعدي باشد تا در فرصت مناسب كه يكي از ياران توپ را زد و به فاصله دورتري انداخت، بتواند به كلات فرار كند. اگر توپ به فاصله خيلي دور بيافتد، مي‌تواند برود و برگردد. اگر اين كار را انجام دهد، باز امتياز زدن توپ را خواهد داشت. اگر توپ را حريف در هوا بگيرد يک امتياز است و به آن hal مي‌گويند. اگر گروه شروع‌كننده امتياز داشته باشد، مي‌تواند امتياز را پاياپاي كند وگرنه بايد بازي را به حريف مقابل واگذار كرده و خود و يارانش بيرون دايره در ميدان براي گرفتن توپ بروند.

كودی:

از رايج‌ترين بازي‌ها در سيستان است. در اين بازي، بازيكنان به دو دسته تقسيم مي‌شوند، سپس براي تعيين نوبت تر يا خشک مي‌كنند، يعني يک گروه تر و ديگري خشک را انتخاب مي‌كنند. بعد سنگي را از روي زمين برمي‌دارند، يک طرف آن را با آب دهان خيس مي‌كنند و به هوا مي‌اندازند. سنگ به زمين كه افتاد مثل شير يا خط هر طرف كه قابل رويت باشد، نوبت آن گروه است. براي شروع بازي در يک فاصله قراردادي، خطي روي زمين مي‌كشند. دو گروه در دو سوي خط مي‌ايستند. بازيكن بايد يك نفس كودي‌گويان خود را به خط برساند و به طرف ديگر حمله كند و يكي از آنان را بگيرد. يا با آن‌ها تنه بزند، اگر قبل از انجام اين عمل نفس او ببرد، بازنده محسوب مي‌شود و به نشانه بازنده شدن بايد روي زمين بخوابد و در آخر بازي به برنده سواري (كُولي) بدهد.
از ويژگي‌هاي مسكن در اين استان، تنوع در خانه‌هاي متحرک سنتي است. اين سرپناه‌هاي موقتي و قابل حمل از‌‌آن روستاييان كم‌درآمد، عشاير و كوچ‌نشينان سيستاني و بلوچ است و بعضي از خانه‌هاي ثابت در ييلاق و قشلاق تلفيقي از معماري سنتي و جديد است.

مسكن سنتي عشاير

گدام يا پلاس‌:

سياه چادري است كه از به‌هم دوخته شدن نوارهايي بافته شده از موي بز شكل مي‌گيرد و توسط زنان و دختران تهيه و برپا مي‌شود. در برپايي آن از چوب‌هاي ضخيم بلند و كوچک، طناب، ميخ و حلقه‌هاي بزرگ استفاده مي‌كنند. فضاي داخل آن براساس سليقه زنان عشاير با نوارهاي آيينه و سكه‌دوزي شده، گليم، پشتي، تزيين مي‌شود. اين مسكن متحرک در كل منطقه سيستان و بلوچستان بيشتر سمت سرحد رايج است.

كپر:

نوعي سرپناه از چهارچوب بلند -عموماً از درختان نخل و گز- و به صورت عمودي است. ورودي آن را با برگ نخل به صورت افقي و مسطح مي‌پوشانند و حدفاصل چوب‌ها نيز با شاخ و برگ درخت خرما و گز پوشانده مي‌شود. از كپر معمولاً در زمين‌هاي كشاورزي يا محلي براي خريد ‌و ‌فروش اقلام و محصولات استفاده مي‌شود. از اين مسكن عمدتاً در جنوب بلوچستان (مكران) استفاده مي‌شود.

لوگ:

بعضي به آن كپر نيز مي‌گويند، از شاخ و برگ درختان خرما به صورت نيم‌دايره و با سقف هلالي درست مي‌شود. جهت برپايي آن در زمين، گودالي حفر نموده تا پايه‌هاي لوگ محكم و استوار باقي بماند بعد با حصير يا پلاس آن را پوشش مي‌دهند.

گردتوپ:

يكي از زيباترين مساكن سنتي و بومي منطقه “گردتوپ” است. ديوارهاي “گردتوپ” از خشت و چينه و كاه‌گل ساخته مي‌شود و داراي در چوبي و سقف آن از شاخ و برگ درخت خرما و در كل تقريباً مدور است. اگر ديواره عمودي آن نيز از چوب‌هاي درخت گز و نخل درست شده باشد، به آن “توپي” مي‌گويند. اين مسكن بيشتر در حوزة ايرانشهر، چا‌بهار و جلگه جازموريان ساخته مي‌شود. و شباهت زيادي به مساكن منطقة بوشهر، بندرعباس و بندر تركمن دارد. نوع كوچک‌تر اين بنا را كه از آن به عنوان انبار علوفه و محصولات و يا دام استفاده مي‌كنند، حانگ پيشي گويند. نوع ديگر از مساكن سنتي خارخانه‌اي است كه از انبوه بوته‌هاي درهم فشرده خار و ستون تيرهاي چوبي از درخت خرما بنا مي‌شود و تنها در فصل تابستان مورد استفاده قرار مي‌گيرد و مانند يك كولر آبي با هواي مطبوع عمل مي‌نمايد و به آن احتكن يا آدوربند گویند.

پوشاكی كه زنان زرتشتی از آن استفاده می‌كنند عبارتند از:

كلاهك:

كلاهك زنان زرتشتی از پارچه‌های الوان و زری تهیه می‌شود و از لحاظ تركیب و تزیینات شبیه كلاه‌های زنان بندری است.

سدره:

پیراهنی است گشاد با آستین كوتاه و بدون یقه كه از پارچه سفید دوخته شده و زرتشتیان آن را زیر لباس‌های دیگر می‌پوشند. جلو سدره از گریبان تا سینه چاك دارد و در زیر چاك كیسه كوچكی به نام «كیسه كرفه» ـ به معنی ثواب و كار نیك ـ قرار دارد. واژه‌هایی كه در اوستا برای سدره آمده، «هومنو» و «ستره» است ـ به معنی لباس نیك‌اندیشی. سدره جامه ستایش و بندگی اهورامزدا و به منزله زره و جوشنی است كه پوشنده را از شر تمایلات نفسانی و صفات نادرست حفظ می‌كند.

پیراهن مولی:

پیراهنی یقه گرد با آستین‌های راسته و سر آستین حاشیه‌دار است كه معمولاً در پشت و جلو چاكی كوتاه دارد. دامن این پیراهن فراخ است و معمولاً پایین و دور تا دور آن را حاشیه می‌دهند. این پیراهن از زیر سینه تا پایین با تكه‌های مختلف تركیب می‌شود.

روسری:

پارچه‌ای رنگین با نقش و نگار و به طول سه متر و نیم و عرض یك متر است. آن را روی كلاهك می‌گذارند و برای ثابت ماندن بر سر، روی آن را با دستمال كلاغی می‌بندند.

شلوار:

پاچه‌های شلوار را از تكه‌های باریك پارچه‌های الوان و نقش و نگاردار می‌دوزند و بدین ترتیب جلوه خاصی به شلوار می‌دهند. دمپای شلوار را نیز به وسیله بند به دور ساق و مچ پا جمع می‌كنند و كمر آن لیفی است.

پوشاک مردان

جلیقه :

نیم تنه ای از کرباس و در این اواخر از پارچه های «شعربافی» بود که گاه از آن به عنوان تک پوش استفاده می شود .

تنبون :

تنبون که جنس پارچه آن از کرباس و به رنگ سرمه ای و یا سیاه بود و به عنوان شلوار مورد استفاده قرار می گیرد در این اواخر از پارچه هایی به نام «جیم» و مخلوطی دوخته می شود .

آرخُلُق :

شبیه جلیقه است با این تفاوت که سراسر آن لایی پنبه دارد و لباسی گرم محسوب می شود .

قبا :

پوششی بلند و گاه تا پشت پا است که از کرباس یا پارچه هایی به نام «مخلوطی» می دوزند و روی «پرن» و «جلیقه» یا جریقه می پوشند .

شال :

پارچه ای به طول نزدیک به دو متر و عرض حدود 25 سانیتمتر ، ازجنس کرباس و به رنگ آبی یا سیاه بود . امروزه جنس آن از پارچه تترون است .

نمد :

بالاپوشی از پشم خالص است که نمدمالان می مالند و بیشتر پوشاک زمستانی چوپانان محسوب می گردد .

چوقه :

شبیه نمد بی آستین و از پشم گوسفند بافته می شود و مانند یک کت بلند بر روی لباس می پوشند .

آبدست :

پالتویی از پارچه فاستونی یا ماهوت است که روی لباس می پوشند و به آن پالتو نیز می گویند و همانند چوقه، لباس زمستانی محسوب می گردد .

کلاه :

یا عرقچین که نوع نخی آن زنان خانه دار می چیدند و کلاه « رسونی » نام داشت .

پاپوش ها

ساغری :

نوعی کفش چرمی نوک تیز ویژه زنان است .

گالش :

کفش راحتی از جنس لاستیک که در سالهای اخیر معمول شد .

گیوه :

تا چند دهه قبل رایج ترین پاپوش مردم اعم از زن و مردم ، گیوه و یا در اصطلاح محلی « کُوش » بود . پاپوشی سبک و راحت که برای زنان از رویه ای ظریف تر ساخته می شود . گیوه مردانه را معمولاً کمر می کردند ، یعنی دور تا دور آن را نواری از چرم گاو یا شتر می دوختند که در صحرا و بیابان خار به پایشان نرود ولی امروزه همه از کفش های معمولی استفاده می کنند .

پاپیچ :

یا به اصطلاح « پاتئه » نواری پارچه ای به طول یک تا دو متر که برای حفاظت از سرما و نیش مار و سایر گزندگان به ساق پا می پیچند و پاپوش مردانه محسوب می شود .

شرینی سنتی

حلوا توت یا حلو توتک :

توت را می جوشانند و از صافی می گذرانند . سپس آرد گندم یا برنج به آن می افزایند و مجدداً می جوشانند تا روغن دهد ، آنگاه هل و دارچین به آن اضافه می کنند .

حلوا :

برنج را با شکر و هل و گلاب می پزند و دارچین روی آن می ریزند .

جوز قندی :

مغز گردو و بادام را کوبیده ، لای برگه شفتالو می گذارند و در آفتاب خشک می کنند .

حلوا تق تقک :

چوبه را با مقداری شکر می پزند و مقداری زیادی کنجد بر روی آن می ریزند .

نان های محلی

کماچ - کماچ ساربانی - سورک - لتیر یا براتی - نان تابه ای - نان تیری - نان تنوری .

مشاهیر :


عبدالحسن علی بن جولوغ فرخی گزی:

عبدالحسن علی بن جولوغ فرخی گزی شاعر بزرگ اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است که از سرآمدان سخن در عهد خویش و در همه ادوار تاریخ ادبی ایران است. دیوان وی در حدود 9000 بیت دارد و در عهد سلطان محمود و مسعود غزنوی می زیسته است. این شاعر در سیستان به دنیا آمده است و در سال 429 هجری قمری در همان جا در گذشته است.

یعقوب لیث:

ابو یوسف یعقوب بن مشهور به ملک الدنیا و صاحبقران مؤسس و اولین امیر (247-265 هجری قمری) از سلسله صفاریان است. وی در روستای کوین یا ترین در حاشیه کویری (شمال خاش رود) در یک خانواده رویگر به دنیا آمد. آرامگاه یعقوب لیث صفاری در شهر دزفول قرار دارد. یعقوب مردی سپاهی منش، با تدبیر و عاقل و موقر بود و به دیانت و قناعت شهرت داشت. پایتخت وی زرنج سیستان بود. شهرت او در ممالک اطراف چنان گسترده بود که او را ملک الدنیا و صاحبقران می خواندند .

ابوالفتح علی بن محمد بستی:

ابوالفتح علی بن محمد بستی از شاعران سده چهارم هجری قمری است. زادگاه او را شهر بست سیستان می دانند. او به زبان عربی تسلط کامل داشت. از نتایج طبع او، دو دیوان شعر به جای مانده است. وفات وی را به سال 401 ه.ق ثبت نموده اند. نویسنده کتاب دورنمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن، این شعر را به عنوان نمونه ای از اندیشه و قلم این شاعر سیستانی در نوشته خویش آورده است.

ابوالفتح سگزی یا ابوالفتح سیستانی:

از شاعران و ملوک برجسته سیستان در سده یازدهم هجری قمری است. علاوه بر حکومت داری، در سرودن شعر تبحر داشت. گرچه در سیاست حکومتی با برادرش ملک حمزه اختلافی نداشت، اما در زمینه شعر و شاعری با وی اختلاف داشت. حمزه غافل سیستانی این رباعی را خطاب به برادرش ابوالفتح سیستانی سروده است.

قاضی احمد:

از اکابر زادگان سیستان بود و شاعری توانا و خوش سخن بود.

عبدالفرج سجزی

صنایع دستی :


گلیم‌بافی:

عشایر مواد اولیه را از پشم دام‌های خود تهیه می‌نمایند. رنگ‌های مورد استفاده در گلیم عمدتاً تیره و در زمینه‌های قهوه‌ای، قرمز تیره مایل به قهوه‌ای، آبی سیر و شتری و رنگ‌های روشن مثل زرد، سبز، كرم، قرمز، سفید است و در شكل‌گیری طرح‌های بلوچی نقش به سزایی دارد.. نقوش و طرح‌ها عموماً راه‌راه، هندسی و محرمات است.دستگاه گلیم‌بافی به صورت افقی است و كمتر از دار عمودی استفاده می‌كنند و شیوه برپایی آن در سیستان با بلوچستان تفاوت دارد. یكی از انواع گلیم “سفره نان” است كه از رنگ‌های بیشتر روشن استفاده می‌شود. از بافت گلیم نوارهایی به عنوان مال‌بند، و مهار بند شتر - مانند سكه و آینه‌دوزی- نیز تولید می‌گردد كه تزیین آن بیشتر با خرمهره و صدف، منگوله‌های پشمی باقی‌مانده از مواد اولیه است. گلیم در ابعاد مختلف به عنوان زیرانداز، چادرشب، كناره، سجاده، جوال تولید می شود.

بوریا، سبدبافی، پرده‌بافی، توتن سازی:

از دیگر هنرهای دستی استان بوریا‌بافی (حصیربافی) و پرده‌بافی است. استفاده از این فن در پوشش سقف‌ها در شهر سوخته به پنج‌هزار سال پیش برمی‌گردد. اكنون نیز حصیر در مساكن بومی منطقه به وضوح قابل رویت است. مواد اولیه حصیر در منطقة بلوچستان، از نوعی درخت خرمای وحشی به نام داز كه در كنار رودخانه‌ها و مسیل‌ها می‌روید، به‌دست می‌آید. از برگ داز، انواع مختلف ظروف مایحتاج روزمره و زیرانداز در ابعاد مختلف تولید می‌گردد. گاهی جهت تزیین آن‌ها از موی بز نیز استفاده می‌شود.از عمده‌ترین تولیدات حصیری می‌توان به زیرانداز، جارو، سجاده، جای نان، صندوقچه وسایل آرایشی، لانه مرغ و انواع سبدهای حمل و نقل كالا، نگهداری خرما، پرده حصیری، پوشش سقف اشاره كرد.

زرگری:

زرگری و نقره‌سازی یكی دیگر از هنرهای دستی استان است. در اثر تغییرات زمان و عوامل متعدد دیگر، نقره‌سازی، جای خود را به طلاسازی داده است. زرگرهای بلوچ از اقوام و طوایف مشخصی هستند كه علاوه بر جواهرسازی، انواع زیورآلات زنان بلوچ را با مهارت تهیه می‌كنند.زنان بلوچ مانند اغلب زنان مردم ایران از زیورهای بومی استفاده می‌كنند. زرگرهای محلی زیورهای طلا و نقره را با نقوش ساده هندسی و نمادین می‌سازند. این زیورها برای زینت سر‌و‌گردن و گوش و بینی و دست و پا استفاده می‌شود. زیورهای بلوچی بیشتر شبیه زینت‌آلات مردم پاكستان و هندوستان است. دلیلش رفت و آمد زیاد بین ساكنین بلوچستان و قسمت غربی شبه قاره هند و پاكستان است.

سفالگری:

پیشینه هنر سفالگری (سفال‌سازی) با توجه به اسناد و مدارك به عصر پارینه سنگی و پیش از تاریخ به مناطق باستانی بلوچستان می‌رسد. در شهر سوخته‌ سیستان، 3200 سال قبل از میلاد، تولید سفال چشمگیر بود. از این میان سفال روستای كلپورگان حكایتی دیگر دارد.

سفال‌سازی در كلپورگان:

ین روستا در 25 كیلومتری شهرستان سراوان واقع شده است. ساخت سفال امروزه هم در این روستا به صورت كاملاً ابتدایی و به روش لوله‌ای (كُویلْ-فتیله‌ای)، بدون لعاب و با نقوش سیاه‌رنگ، توسط زنان بومی، با دست انجام می‌پذیرد. این هنر نیز مانند دیگر هنرهای منطقه، به دلیل شباهت به سفال‌های ماقبل تاریخ، از شهرت خاصی برخوردار، و طرفداران زیادی دارد. مواد اولیه آن كه دو نوع خاک است، توسط مردان تهیه می‌شودوپس از مخلوط نمودن به نسبت‌های مورد نظر، به صورت دوغاب و سپس گل درآمده و در اختیار زنان هنرمند قرار می‌گیرد. ابزار كار بسیار ابتدایی است و هر كدام نام محلی خود را داراست یكی از این ابزارها بونو (bono) گل را روی آن قرار می‌دهند. شكل آن محدب و مدور است و با دست و انگشتان پا به چرخش درمی‌آید و به گل فرم می‌دهد. تولیدات سفال‌های كلپورگان شباهت زیادی به سفال‌های به دست‌ آمده از حفاری‌های مناطق باستانی در هزارة سوم پیش از میلاد سیستان و بلوچستان و كرمان، گیلان، مناطقی از كشورهای آسیایی چون هند، ژاپن و پرو دارد. و اغلب به شكل كاسه، كوزه، جام، قدح، پارچ، لیوان و … ساخته می‌شود. اغلب ظرف‌های ساخته شده دارای سرپوش است. برخی از سرپوش‌ها به عنوان یك ظرف مستقل نیز كاربرد دارد. سرپوشی به صورت كاسة آبخوری ساده، و سرپوشی دیگر به صورت قدح به روی كاسه‌ای بزرگ است كه به عنوان جامی برای تنقلات در پذیرایی از مهمان به كار می‌رود.

قالي بافی:

قدمت اين هنر، با ورود شاخه‌اي از اقوام سكائي به سيستان برمي‌گردد. زیراندازهای سیستانی به سه نوع تقسیم می‌شود:
1. نوع تاریخی یا كهن كه تا آغاز سده چهاردهم هـ.ق بافته می‌شد.2. نوع میانه كه از حدود اواخر قرن سیزدهم هـ.ق بافته شده و هنوز هم رایج است.3. نوع نو، كه هم‌اكنون بافته می‌شود.
عمده مواد اولیه توسط روستاییان تهیه شده و از رنگ‌های متنوع استفاده می‌نمایند. نقوش اغلب تجریدی و به صورت هندسی، مرغی، انسانی یا طرح و بافت كلی مددخانی، بهلوری، خشتی، سلیمانی و گلدانی است. در حال حاضر فرش سیستان به دلیل نوع طرح، رنگ، نقش، ابعاد، دوام علاوه در بازارهای داخلی و بازارهای خارجی فروش دارد. سیستان به لحاظ ارتباط گسترده فرهنگی و هنری با بلوچستان، عشایر خراسان، تركمنستان، در زمینه نقش و رنگ و ابعاد قالی‌های خود با این مناطق وجوه اشتراک فراوان دارد.

سوغات :


خدمات گردشگری :


نام هتل نشانی تلفن
هتل بزرگ استقلال(4 ستاره ممتاز ) زاهدان، میدان آزادی، جنب استانداری 0541-3222239
0541-3238052
لاله (4 ستاره معمولي) چابهار - خیابان امام خمینی، روبروی پارک الغدیر 0545-2224850-6
امین(2 ستاره ممتاز) زاهدان- دروازه خاش خیابان دانشگاه 0541-3239892-4
هتل ايرانگردي جهانگردی زاهدان(3 ستاره) زاهدان- بلوار جام جم مقابل بیمارستان خاتم الانبیاء 0541-3224898
لیپار(4 ستاره) چابهار 0545-4442100