جمعه، 4 فروردین 1396
Menu

استان : خراسان جنوبی

  • معرفی استان
  • معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی
  • معرفی جاذبه های طبیعی
  • آداب و رسوم
  • مشاهیر
  • صنایع دستی
  • سوغات
  • خدمات گردشگری

معرفی استان :


استان خراسان جنوبي، شرقي‌ترين استان ايران، داراي 82864 كيلومتر مربع مساحت مي‌باشد كه بين 57 درجه و 46 دقيقه تا 60 درجه و 57 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 35 دقيقه تا 34 درجه و 14 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته و 47/5 % از مساحت كشور را به خود اختصاص داده است . اين استان از شرق، با كشور افغانستان، از شمال به استان خراسان رضوي ، از غرب به استانهاي يزد و كرمان و از جنوب با استان سيستان و بلوچستان همسايه است. براساس آخرين تقسيمات كشوري، خراسان جنوبي داراي 6 شهرستان (بيرجند، قائنات، درميان، سرايان، سربيشه و نهبندان) با مركزيت بيرجند، 17 شهر، 16 بخش، 42 دهستان، 2061 آبادي داراي سكنه و 5041 آبادي خالي از سكنه مي‌باشد. آب و هوا اقليم استان از نوع خشك و بياباني است كه متوسط بارندگي ساليانه استان به 150 ميليمتر مي رسد. حداكثر دماي سالانه 44 و پايين ترين دماي ثبت شده 5/21ـ درجه سانتيگراد گزارش شده است.





آب و هوا :

اقليم استان از نوع خشك و بياباني است، اما با توجه به موقعيت قرارگيري مناطق پست يا مرتفع، به دو دسته تقسيم مي شود:
الف) اقليم خشك و گرم: شامل دشتها و مناطق هموار مركز، غرب و جنوب استان
ب) اقليم خشك و ملايم: كه دربخشهاي مرتفع شمالي، شمال غربي استان واطراف بيرجند مشاهده مي شود.

موقعیت طبيعي :

استان از نظر ناهمواريها تقريباً به دو قسمت «كوهستاني و مرتفع» و «پست و هموار» تقسيم مي شود. قسمتهاي كوهستاني بيشتر در شمال و شمال غرب استان و قسمتهاي پست و هموار در دشتهاي مركز و جنوب استان واقع شده اند.مناطق پست و هموار استان شامل زمينها و دشتهاي همواري هستند كه در قسمتهاي مركزي، غربي و جنوب غربي استان قرار گرفته اند. از نظر كشاورزي، دامپروري و احداث راههاي ارتباطي از اهميت خاصي برخوردارند. دشتهاي جنوب و جنوب غربي استان حاوي نمكزارها و نقاط پست و كم ارتفاعي هستند كه گاهاً از هر نوع پوشش گياهي عاري هستند و بدليل مجاورت با حاشيه شمال كوير لوت، آب و هوايي خشك و خشن دارند و در معرض حمله شنهاي روان قرار دارند. به علت كمي نزولات جوي، فصلهاي پرباران منتهي به ماههاي پاياني زمستان و اوايل بهار هستند و ميانگين بارندگي در فصول گرم و سرد سال به ترتيب 1/0 ميليمتر و 1/95 ميليمتر مي باشد.قرارگيري استان در ناحيه آب و هوايي بياباني (گرم و خشك) شرق ايران سبب شده تا اكثر جريانات رودخانه اي، موقت و فصلي بوده و رودخانه دائمي در استان وجود نداشته باشد. تندابها و سيلابها در بسياري از موارد بدليل فقر پوشش گياهي، سبب خرابي مي شوند. بخشهاي وسيعي از مركز، غرب، شرق وجنوب استان با محدوديت منابع آب مواجه مي باشند و منابع محدود آ ب زير زميني تنها امكانات تامين آب محسوب مي شوند.قرارگيري گسل بزرگ نهبندان كه به طول 750 كيلومتردر چندين شاخه موازي كه از مركز سيستان و بلوچستان و مرز پاكستان، تا شمال استان و نواحي جنوبي استان خراسان رضوي امتداد يافته، جدا از ايجاد زمين لرزه هاي پراكنده، سبب تشكيل ساختارهاي متنوع زمين شناسي در طول ميليونها سال و تشكيل توده هاي سنگهاي «گرانيت سبز» دراستان شده كه بسياري از گونه هاي آن شهرت جهاني دارند.

کشاورزی :

در سال 84-83، مجموعاً 214274 هکتار زیر کشت محصولات زراعی و باغی قرار داشته که از این میزان 59515 هکتار اراضی دیم و 130234 هکتار اراضی آبی بوده اند. یعنی بيش از 60 درصد از اراضی زیر کشت استان را اراضی آبی تشکیل داده ا ند.عمده ترین محصولات زراعی استان عبارتند از: گندم، جو، پنبه، چغندر قند، محصولات جالیزی و نباتات علوفه ای. لازم به ذكر است استان خراسان جنوبي در تولید محصول چغندر قند، مقام هشتم کشوری را دارا می باشد.

دامپروری و شیلات:

وجود واحد های دامی صنعتی و بومی متعدد و استخرهای سرد آبی و گرم آبی پرورش ماهی، این استان را در تولید گوشت سفید و قرمز به خودکفایی رسانده تا جایی که در صادرات گوشت سفید رشد چشمگیری مشاهده می شود.
از جمله مزیتهای نسبی این استان در زمینه دامپروری و پرورش طیور می توان به:
- وجود چرخه کامل تولید گوشت مرغ،
- سازگاری گوسفند بلوچی با شرایط آب و هوایی منطقه و تولید پشم بسیار مرغوب،
- پرورش بز کرکی و تولید کرک با ارزش اقتصادی بسیار بالا و وجود 15 درصد از کل شترهای کشور در این منطقه اشاره کرد.

صنعت:

در بخش صنعت، تا پايان سال 85، تعداد 1353 مجوز صنعتي (جواز تاسيس و طرح توسعه) با پيش بيني سرمايه گذاري 24780.87 ميليارد ريال و پيش بيني اشتغال 38373 نفر صادر گرديده است .همچنين تا كنون 184 واحد صنعتي با سرمايه گذاري بالغ بر 1743.7 ميليارد ريال و اشتغالزايي 5625 نفر در سطح استان به بهره برداري رسيده اند.

معدن:

استان خراسان جنوبي به لحاظ معدني از توانمنديهاي قابل توجهي برخوردار است . در اين استان به سبب دارا بودن شرايط خاص زمين شناسي، نشانه هاي معدني فراواني به چشم مي خورد. تعــداد كل معادن فعال استان تا پايان سال 85 تعداد 158 معدن بوده كه براي 1921 نفر اشتغال مستقيم ايجاد نموده است. ميزان كل ذخيره برآورد شده معادن استان حدود 409 ميليون تن است و ميزان استخراج بر اساس پروانه بهره برداري حدود 2/2 ميليون تن در سال مي باشد. از 158 مـعدن استان خراسان جنوبي، 19 معدن در شهرستان بيرجند، 48 معدن در شهرستان نهبندان، 34 معدن در شهرستان سربيشه، 18 معدن در شهرستان قاين، 11 معدن در شهرستان سرايان، 9 معدن در شهرستان درميان و 19 معدن در شهرستان فردوس قرار دارد. ميزان استخراج واقعي معادن استان سالانه حدود 5/1 ميليون تن (72% ظرفيت اسمي) برآورد مي شود .

شهر بيرجند :

ناحيه‌اي كه بيرجند جزء كوچكي از آن را تشكيل مي دهد، قهستان نام داشت. اين ناحيه از يك سو به دليل كوهستاني بودن، پناهگاه نهضت هايي نظير اسماعيليان بوده است، از سوي ديگر، به سبب خشكي اقليمي و وجود بيابان‌هايي كه به آب وهواي شبه جزيره عربستان شباهت دارد. در اسطوره هاي تاريخي، بناي قهستان را به سام بن نريمان نسبت مي دهند و آن را بخشي از قلمرو فريدون، پنجمين پادشاه پيشدادي مي دانند. اين شهر در حال حاضر، يكي از شهرهاي مهم جنوب خراسان و يك از مراكز عمده تجاري و اقتصادي است.


شهر قاينات :

ماركوپولو در سفرنامه خود از اين شهر به نام تونوكاين نام برده است كه اين نام ازنام دو شهر بزرگ آن ايالت ـ قهستان ـ كه تون و قاين باشد، گرفته شده است. همچنين درسال 444 هـ. ق ناصرخسرو قبادياني از اين شهر ديدن كرده و از استحكامات شهر و مسجد جمعه آن ياد كرده است. ايالت قهستان، همزمان با ورود اعراب به ايران، پناهگاه زرتشتياني بود كه به آن پناه آورده بودند.


شهر سرايان :

سرايان در160 كيلومتري شمال غربي شهرستان بيرجند در استان خراسان جنوبي قرار دارد و مشتمل بر سه دهستان (آيَسك ـ سه قلعه ـ مصعبي) مي‌باشد. وسعت اين بخش 9318 كيلومتر مربع بوده و از نظر طبيعي به دو منطقه كوهستاني وكويري قابل تقسيم مي‌شود و جمعيت اين شهرستان بالغ بر 50038 نفر مي باشد.


شهر سربيشه :

در وجه تسميه سربيشه گفته شده است چون زمين قسمت جنوبي شهر آبخيز و سرسبز بوده و شهردر مدخل اين محل قرار داشته است به آن سربيشه گفته اند اقوال ديگر نيز گفته شده از قبيل سربيشه كه بدليل سردي هوا به اين نام معروف بوده و به مرور زمان حرف (د) حذف گرديده است.

نهبندان‌ :

ناحيه‌اي است‌كويري، خشك و كم آب. اهميت اين منطقه‌ پيش‌ از‌ اسلام بسيار بيش‌تر بوده است‌ چرا كه اين منطقه‌ در مسير بندرعباس به خراسان قرار داشته و‌ از ‌اين باب موقعيتي سوق‌الجيشي داشته است.جمعيت شهرستان نهبندان در سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375 هـ. ش، 43.065 نفر بوده است . مردم نهبندان ايرانی و‌ آريايی نژادند و با گويش محلی و نزديك به خراسانی سخن می‌گويند.

معرفی جاذبه های تاریخی-فرهنگی :


ارگ كلاه فرنگى-بيرجند :

ارگ كلاه فرنگى در شهر بيرجند يكى از بناهايى است كه در اوايل دوره قاجاريه ساخته شده و به لحاظ ويژگى معمارى آن از جمله بناهاى شاخص و جالب اين شهرستان محسوب مى‏گردد. اين بنا در شش طبقه و به شكل زيگورات ساخته شده و در گذشته به حسام الدوله معصوم خان خزيمه تعلق داشته كه از حكام منطقه بود.


ارگ حاجى آباد- بيرجند :

ارگ حاجى آباد در شرق شهر بيرجند يكى از بناهاى دوره قاجاريه است كه داراى دو ساختمان مجزا و مستقل است ودر فاصله سى مترى از يكديگر قرار دارند. دراين ارگ چهار باغ به نام‏هاى باغ بزرگ، باغ نهالى، باغ زيرين و باغ طاقى وجود داشته كه بعدها بر اثر بى‏آبى از ميان رفته‏اند.


قلعه رستم- خوسف :

قلعه رستم در جنوب شرقى شهر خوسف و در غرب روستاى كوچكى به نام «گنج» بر فراز تپه‏اى رفيع، كه بر جلگه خوسف و دشت ماژان مشرف است، قرار دارد. چون اين قلعه در محلى واقع شده كه دسترسى به آن آسان نبوده، لذا آسيب كمترى متوجه برخى از فضاهاى آن شده است.


قلعه فورگ-بيرجند :

اين قلعه كه بر بالاى تپه‏اى واقع شده، به دستور نادرشاه احداث گرديده و در شرق بيرجند، در روستاى «فورگ» از توابع شهر درميان قرار دارد. دروازه اصلى قلعه در ضلع شرقى آن است و دروازه‏اى كوچك‏تر نيز در ضلع شمالى وجود دارد.


قلعه كل حسن صباح-بيرجند :

اين قلعه كه در جنوب شرقى شهر بيرجند و در روستاى نصرت آباد بخش درميان قرار دارد، از مهم‏ترين قلاع اسماعيليان در منطقه به شمار مى‏رود. زيرا پس از منطقه الموت و قلعه معروف آن اين قلعه به لحاظ دارا بودن موقعيت ويژه در منطقه، دومين مركز دفاعى اسماعيليان در ايران بوده است. در اين قلعه سه بخش عمده وجود دارد كه عبارتند از: غربى، مركزى و شرقى.


قلعه نهبندان-نهبندان :

قلعه نهبندان از جمله آثار به جامانده تاريخى در خراسان جنوبى است كه قدمت آن به دوران اشكانيان مى‏رسد و به گفته عده‏اى از صاحب‏نظران محل شهر باستانى «نِه» در آن جا بوده است. در اين قلعه سفال‏هايى وجود دارد كه به لحاظ شكل ظاهرى و رنگ‏آميزى شباهت زيادى به سفال‏هاى دوره اشكانى دارد. البته وجود سفال‏هاى دوره صفويه در قلعه حكايت از آن دارد كه اين قلعه تا دوران صفويه نيز مورد استفاده واقع مى‏شده است. قلعه نيز نشانگر نوعى استادى و فن در ساختن اين نوع قلعه‏ها از دوران اشكانى تا دوره صفويه است.

قلعه بيرجند-بيرجند :

اين قلعه تاريخى كه بر فراز تپه‏اى در شهر بيرجند قرار دارد در دوره صفويه احداث شده و در دوره قاجاريه بازسازى گرديده كه تغييراتى نيز در ضلع شمالى و برج‏هاى آن صورت گرفته است. اين قلعه در دوره‏هاى صفويه و قاجاريه از جمله پناهگاه‏هاى مهم مردم بيرجند در برابر حملات ازبك‏ها محسوب مي ‏شد.نقشه قلعه بيرجند چهارضلعى است كه چهار برج در چهار گوشه آن قرار دارد و دو برج نيز در ضلع‏هاى غربى و شمالى است. اين قلعه داراى دو در ورودى است كه يكى از آنها در ضلع شمالى و ديگرى در ضلع غربى است.

قلعه حوض غلام كش-بيرجند :

اين قلعه عظيم در جنوب شرقى شهر بيرجند و در حوالى روستاى «مود» قرار دارد. در گذشته حصارى با برج‏هاى متعدد در اطراف قلعه وجود داشته كه اكنون در بعضى از قسمت‏ها آثار آن را مى‏توان ديد. با توجه به شواهد موجود، اين قلعه يكى از قلاع اسماعيليان بوده است.

مسجد جامع چهاردرخت-بيرجند :

مسجد جامع چهاردرخت يكى از مساجد معتبر شهر بيرجند است و به عنوان يك اثر ويژه از اهميت زيادى برخوردار است. اين مسجد كه با ابعاد بيش از يك هزار متر مربع و به صورت يك چهار ضلعى در محله چهاردرخت بنا گرديده، در حد يك شبستان است. تاريخ ساخت اين بنا به اواخر دوره صفوى مربوط مى‏شود.


مسجدجامع خوسف-خوسف :

اين‌ مسجد در دشت زوزن‌ خواف واقع‌ شده‌ است‌. از ساختمان‌ اصلي‌ اين‌ مسجد كه‌ به‌اوايل‌ قرن‌ هفتم‌ ه . ق‌ تعلق‌ دارد، چند پايه‌ و دو ديوار و سردر به‌ جا مانده‌ است‌ و در كتيبه‌ آن‌ نيز تاريخ‌هاي‌ 615و 617 ه . ق‌ قيد شده‌ است‌. اين‌ مسجد از لحاظ‌ تزئينات‌ و نگاره‌هاي‌ خط‌ كوفي‌ جالب‌ توجه‌ است‌.


حسينيه آراسته - بيرجند :

حسينيه آراسته در شهر بيرجند يكى از بناهاى عهد قاجاريه است وبراساس متن كتيبه‏اى كه در بخش فوقانى تزئينات نماى ديوار ميان سرا وجود دارد اين حسينيه در سال 1301 هجرى قمرى توسط آراسته بنا گرديده است.


مسجد عاشورا - بيرجند :

اين‌ مسجد در سال 821 ه . ق‌ توسط‌ گوهرشاد ، زوجه‌ شاهرخ‌ تيموري‌ ساخته‌ شده‌ است‌. اين‌مسجد با صحن‌ بزرگي‌ در ميان‌، به‌ شيوه‌ مساجد چهارايواني‌ ايران‌ ساخته‌ شده‌ است‌. خطوط‌ ثلث‌ زيباي‌ اين‌مسجد، به‌ دست‌ بايسنقر ميرزا، فرزند شاهرخ‌ تيموري‌ نگاشته‌ شده‌ است‌.اين‌ مسجد يك‌ بار دردوره‌ صفوي‌ در سال‌ 1052 ه . ق‌ و يك‌ بار در دوره‌ قاجاريه‌ تعمير و تزئين‌ شده‌ است‌.

مسجد هندوالان-بيرجند :

اين‌ مسجد از بناهاي‌ تاريخي‌ قرن‌ نهم‌ ه . ق‌ است‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ سال‌855 ه . ق‌ به‌ دست‌ معماري‌ به‌ نام‌ «شمس‌ الدين‌ محمد تبريزي‌» ساخته‌ شده‌ است‌.

مسجدجامع قائن :

مسجد و مزار مولانا شيخ‌ زين‌ الدين‌ در تايباد واقع‌ شده‌ است‌. باني‌ اين‌ مسجد پير احمد خوافي‌وزير شاهرخ‌ بهادر تيموري‌ در سال‌ 848 ه . ق‌ اين مسجد را بنا نهاده است‌. اهميت‌ اين‌ بنا به‌ كتيبه‌هاي‌ زيباي‌ سردر، كاشي‌ كاري‌ معرق‌و حواشي‌ آن‌ مربوط‌ است‌.

مصلاى بيرجند - بيرجند :

اين‌ مسجد از بناهاي‌ قرن‌ نهم‌ ه . ق‌ است‌ و باني‌ آن‌ پهلوان‌ علي‌ نامي‌ بوده‌ است‌. سه‌ فرمان‌ تاريخي‌ از شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوي‌، در روي‌ سنگ‌ نقرشده‌ ودر ديواره‌ اين‌ مسجد نصب‌ شده‌ است‌. متن‌ سه‌ فرمان‌ شامل‌ لغو و تخفيف‌ ماليات‌، رفع‌ مزاحمت‌ عمال‌ دولتي‌ ازمردم‌ و ساكنين‌ نيشابور است‌. اين‌ بنا در شمار آثار تاريخي‌ ثبت‌ شده‌ است‌.

حسينيه حاجيه آمنه-بيرجند :

اين حسينيه كه در ابتدا به صورت مسكونى بود، به حاجيه آمنه از وابستگان خاندان علم تعلق داشت،كه در سال 1287 هجرى قمرى وقف شده است، تا در ايام محرم جهت سوگوارى و تعزيه خوانى مورد استفاده قرار گيرد.

مسجدازبك :

بناهاي بافت و محيط پيرامون خودنمايي مي‌كند.. اين بنا از لحاظ سبك وفرم معماري شباهت كامل به بناهايي مانند مسجد عاشورا در داخل شهر و مسجد جامع درخش دارد. هرچند مدركي در خصوس زمان ساخت اين بنا وجود ندارد اما بر اساس نقشه بنا و فرم معماري آن مي‌توان آنرا به دوره تيموري منتسب كرد.

عمارت و باغ اكبريه- بيرجند :

اين مجموعه كه در گذشته هسته مركزى روستاى اكبريه را تشكيل مى‏داد. مجموعه اكبريه با كاربرد مسكونى و حكومتى ساخته شده كه قسمتى از ساختمان‏ها و اندرونى آن به اعضاى خانواده علم اختصاص داشت و قسمت مركزى آن مخصوص امور ديوانى و حكومتى بود. اين مجموعه داراى بخش‏هاى سر در ورودى، عمارت، اصطبل، حمام، خم خانه، بخش ادارى، تالار تشريفات، استخر و... است. مجموعه اكبريه با 45069 مترمربع مساحت در جهت شرق به غرب ساخته شده است .


باغ و قلعه مود- بيرجند :

باغ و قلعه مود در روستاى مود، در چهل كيلومترى شرق بيرجند قرار دارد. اين بنا با مساحت 60270 مترمربع داراى حصار و بيست برج مدور است كه با فاصله‏هاى مشخصى در حصار باغ قرار دارند. در داخل قلعه بقايايى از يك بنا قديمى عمارتى تشريفاتى - شامل چند ليوان، بقاياى يك هشتى، راهروها و اتاق‏ها بر جاى مانده است.در مركز اين باغ عمارتى قرار دارد كه ويژگى‏هاى معمارى آن متعلق به معمارى اواخر دوره قاجار و اوايل پهلوى است.


باغ و عمارت شوكت آباد - بيرجند :

باغ و عمارت شوكت آباد با مساحت حدود هشت و نيم هكتار در ده كيلومترى شرق شهرستان بيرجند، در جاده منتهى به زاهدان قرار دارد. بناهاى احداث شده در اين باغ به صورت متراكم در جبهه جنوبى و شرقى باغ ساخته شده‏اند. در جبهه جنوبى اتاق هايى به صورت منفرد جهت خدمه باغ و عمارت اصلى مخصوص حاكم و خانواده او و تالار تشريفات بود.


باغ اميرآباد پايين-بيرجند :

اين روستا در شش كيلومترى غرب بيرجند قرار دارد و مالك آن امير معصوم خان خزيمه (حسام الدوله) بود و به همين جهت به آن «كلاته خان» هم مى‏گفتند و در برابر اميرآباد بالا (شيبانى) اميرآباد پايين ناميده مى‏شد. حسام الدوله در اين روستا باغ بزرگ و آبادى داشت كه دو عمارت معتبر در آن بود. ارگ دو طبقه‏اى در وسط باغ احداث كرد.

باغ معصوميه-بيرجند :

اين باغ در روستايى به همين نام در نزديكى بيرجند قرار دارد. اين روستا توسط «امير معصوم خان خزيمه» (حسام الدوله) احداث شد و به معصوميه معروف شد.حسام الدوله در اين روستا باغ بسيار بزرگى احداث كرد و در آن درخت‏هاى فراوان كاج و ميوه كاشت و بناى مفصل و ارگ ‏گونه‏اى نيز در آن ساخت.

باغ و عمارت رحيم آباد-بيرجند :

باغ و عمارت رحيم آباد به دليل خصوصيات ويژه معمارى و تزئينى در باغ‏هاى ايرانى جايگاه ويژه‏اى دارد. اين مجموعه از باغ، استخر، عمارت اصلى، انبارهاى متعدد، حوض‏خانه، اتاق‏هاى خدمه و نگهبانان، اصطبل، حصار و برج‏هاى نگهبانى شكل گرفته است. طبقه اول عمارت شامل دو تالار وسيع و اتاق‏هاى منفرد است. اصلى‏ترين بخش اين عمارت را تالار آيينه آن تشكيل مى‏دهد.

باغ و عمارت بهلگرد :

مجموعه باغ و عمارت بهلگرد، مجموعه بناهاي تاريخي است كه در فاصله 20 كيلومتري شرق بيرجند و در سمت جنوبي جاده بيرجند – زاهدان قرار دارد. باغ و عمارت مزبور مربوط به خاندان علم و مورد استفاده شوكت‌الملك بوده است. ورودي باغ داراي سردر ساده است. اين بنا در دو طبقه ساخته شده است طبقه زيرين داراي اطاقها و دالانهاي ارتباطي و طبقه فوقاني داراي اطاق شاهنشين و ايوان ستوندار با ستئنهاي مدور و پوشش اين طبقه به صورت تخت و با سرم است.

مدرسه شوكتيه- بيرجند :

مدرسه شوكتيه كه از بناهاى تاريخى شهر بيرجند محسوب مي‏شود با مساحتى معادل 3178 مترمربع در سال 1312 ه.ق به فرمان اميراسماعيل خان علم (شوكت الملك اول) به منظور برگزارى مراسم عزادارى در ايام ماه محرم احداث گرديده و در سال 1326 ه.ق به ابتكار محمدابراهيم خان علم (شوكت الملك دوم) به عنوان نخستين مدرسه ابتدايى برگزيده شده است.در حال حاضر اين محل به عنوان حسينيه در ايام ماه محرم مورد استفاده قرار مي‏گيرد.


مدرسه علميه معصوميه- بيرجند :

مدرسه علميه معصوميه در خيابان مطهرى شهر بيرجند قرار دارد و تاريخ ساخت آن به اواخر قرن دوازدهم هجرى قمرى برمى‏گردد. مؤسس اين مدرسه امير معصوم خان بوده و دو كتيبه در آن وجود دارد كه يكى معرف نام مدرسه و ديگرى حاوى گفتارى از پيامبراكرم (ص) است.


مدرسه ابن حسام خوسفى-خوسف :

مدرسه ابن حسام خوسفى در بافت تاريخى شهر خوسف قرار دارد و بانى آن مرحوم ملاعلى خوسفى است. اين بنا داراى حياط مركزى و آجرچينى‏هاى زيبا و قاب بندى‏هاى آجرى در نماى داخلى و بيرونى است.

مدرسه علميه آيت الله آيتى –بيرجند :

اين مدرسه كه در شهرستان بيرجند و در خيابان مطهرى قرار دارد بين سال‏هاى 1300 تا1310 ه.ش ساخته شده و از جمله آثارى است كه متعلق به اوايل دوره پهلوى است. در جبهه‏هاى شمالى، غربى و شرقى صحن اصلى بنا هيچ گونه ساخت و سازى مشاهده نمى‏شود و ايوان و اتاق‏هاى بنا در جبهه جنوبى آن احداث شده‏اند. ايوان اين بنا داراى دو ستون چهارضلعى در وسط و دو نيم ستون در ديوارهاى طرفين است.

آرامگاه حسام الدوله-بيرجند :

آرامگاه حسام الدوله در خيابان شهيد منتظرى شهر بيرجند قرار دارد و مدفن حسام الدوله، يكى از رجال بيرجند در دوره قاجاريه است. اين بناى تاريخى با وسعتى بيش از چهارصد متر مربع داراى پيش ايوانى سرتاسرى است كه از كف صحن آرامگاه مرتفع‏تر مى ‏باشد.


آرامگاه خواجه خضر- بيرجند :

آرامگاه خواجه خضر با مساحت 35814 مترمربع در خيابان شهيد منتظرى شهرستان بيرجند قرار دارد. سازندگان بنا دو نفر به نام‏هاى «خواجوى» و «منصف» بودند و در اوايل دوره قاجار اين بنا را ساختند.


مزار سلطان ابراهيم رضا(ع) :

مزار سلطان ابراهيم رضا(ع) در شرق شهر بيرجند ودر روستاى گزيك از توابع طبس مسينا قرار دارد كه فاصله آن تا شهر بيرجند حدود يكصد و چهل كيلومتر است. سلطان ابراهيم رضا(ع) از برادرزادگان حضرت رضا(ع) بوده كه دراين مزار مدفون است و موردتوجه اهالى منطقه مى‏باشد. بناى اين آرامگاه راكه به صورت پلان چهارضلعى است به دوره تيمورى نسبت مى‏دهند.


مزار گل، بيرجند :

مزار شيخ شمس الدين معروف به مزار گل يكى از بناهايى است كه در جنوب شهر بيرجند و در روستاى گل قرار دارد.اين بناى تاريخى در دامنه تپه‏اى احداث گرديده و شامل يك ايوان در وسط و دو حجره در دو طرف است.

آرامگاه بوذرجمهر قایني :

بنای تاریخی آرامگاه بوذرجمهر قاینی در فاصله 3 کیلومتری جنوب شهر قاین در دامنه و شیب شمال شرقی کوه ابوذر قرار گرفته است. این بنا در حقیقت مجموعه ای است شامل بنای آرامگاه که حالت مرکزیت و محوریت دارد و فضاهای معماری خدماتی و اقامتی.

آرامگاه ابوالمفاخر:

بنای آرامگاه ابوالمفاخر در حاشیه شهر قاین واقع شده است. بنای آرامگاه با حدود 71 مترمربع مساحت، دارای پلانی هشت ضلعی است که ورودی آن بصورت پیش آمدگی با طاق جناغی در جبهه جنوب غرب آن قرار گرفته است.

آرامگاه ابن حسام خوسفي :

بناي تاريخي آرامگاه ابن حسام خوسفي، شاعر برجسته قرن نهم هـ. ق بر فراز صخره‌اي سنگي در حاشيه شمالي شهر خوسف و در كنار مزارع آن واقع شده است.. اين بنا ابتدا در دوره صفويه بنا شده و بعد‌ها به خصوص در دوره قاجار تغييراتي در آن داده شده.

آرامگاه تورانشاه :

این بنا در حاشیه جنوبی شهر سرایان واقع شده ودر منطقه ای قرار گرفته که پیرامون آنرا قبرهایی فراگرفته اند. بنا دارای نقشه هشت ضلعی است و ورودی آن در ضلع شمال شرقی آن قرار گرفته است.

رباط آسف :

در فاصله حدود 10 كيلومتري شرق روستاي شوشود در ميانه دشت رباطي وجود دارد كه نمونه بسيار جالب و سالم‌ترين رباط در محدوده شهرستان بيرجند مي‌باشد. ورودي رباط در جبهه جنوبي آن قرار دارد و شامل طاقي است بلند و به فرم جناغي. پس از سردرورودي حياط يا ميانسراي رباط قرار دارد.

رباط چاهک :

ین بنا در داخل روستای چاهک واقع شده است. بنا شامل ورودی، صحن، طاقنما ها و اطاقهای اطراف حیاط، اصطبل و محل سکونت کاروانیان است. ورودی بنا در ضلع غرب آن واقع شده و دارای طاق جناغی است. پس از ورودی، صحن بنا واقع شده است. بنا به دوره صفویه تعلق دارد.

رباط زردان :

بنای تاریخی رباط زردان در حاشیه جنوب روستای زردان واقع شده است. این بنا با نقشه چهارضلعی دارای ورودی، هشتی، صحن و اتاقها و تالارهای اطراف صحن می باشد. این بنا به دوره صفوی تعلق دارد.

رباط مورشک :

این بنا در منطقه ای خشک و کویری در حاشیه دق رباط، در فاصله 42 کیلومتری جنوب غرب سه قلعه و 56 کیلومتری شمال شرق دیهوک در مسیر کاروانی یزد و مناطق مرکزی فلات ایران به طرف قهستان و خراسان واقع شده است. این بنا با 577 مترمربع وسعت، با نقشه چهارضلعی کامل دارای سردر ورودی، حیاط، راهرو دور تا دور حیاط و حجره هایی برای سکونت و استراحت کاروانیان است. دوره تاریخی این بنا بر اساس فرم معماری و نیز شهرت آن که میان مردم محل به رباط شاه عباسی شهرت دارد، به دوره صفویه تعلق دارد.

آب انبار اميرآباد :

در داخل روستاي اميرآباد در فاصله حدود 5 كيلومتري غرب بيرجند ، آب انباري در داخل روستا قرار دارد. اين بنا در نزديكي باغ وعمارت اميرآباد بنا شده و با توجه به موقعيت قرارگيري علاوه بر استفاده اهالي روستا توسط مسافريني كه مسير بيرجند به خوسف و بالعكس را طي مي كرده اند نيز مورد استفاده واقع مي شده است .با توجه به موقعيت مكاني و ارتباطي كه با باغ و عمارت اميرآباد داشته است ،از بناهاي دوران قاجار بشمار مي رود .

آب انبار بجد :

آب انبار بجد در داخل روستاي بجد واقع شده است . اين بناي تاريخي در موقعيت جغرافيايي 59 درجه و19 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقي و 32 درجه و 50 دقيقه و 20 ثانيه عرض شمالي قرار گرفته است . اين بنا متعلق به دوره قاجاريه است .

آب انبار علي آباد :

آب انبارعلي آباد در روستاي علي آباد از توابع دهستان طبس مسينا- بخش درميان شهرستان بيرجند بنايي است ساده شامل سر در وردي ، پلكان ورودي ، مخزن و پوشش مخزن. اين آب انبار از بناهاي دوره قاجار به شمار مرود .

آب انبار حاجي علي رضا بيك :

قدمت اين آب انبار به دوره قاجاريه بر مي گردد . باني و واقف اين بنا « حاجي علي رضا بيك » مي باشد واين بنا در زمان حشمت الملك ساخته شده است . آب انبار در نواحي گرم و خشك از جمله ملزومات مهم براي تداوم زندگي در اين مناطق بوده و در اكثر محلات شهري و روستاها يك يا چند آب انبار وجود داشته است .

موزه باستان شناسي بيرجند :

موزه باستان شناسي با وسعت 600 متر مربع زيربنا در طبقه دوم كاخ و عمارت مركزي اكبريه قرار گرفته است . بعد از موزه باستان شناسي توس مهمترين موزه باستان شناسي خراسان محسوب مي شود . اين موزه از بخشهاي مهمي چون بخش سفال ، سكه ، فلز و مفرغ ، قرآن و كتابت ، اسلحه و ابزارآلات جنگي و مواريث خاندان علم تشكيل شده است . موزه باستانشناسي شامل سه قسمت پيش از تاريخ ،دوره تاريخي و دوره اسلامي است در بخش پيش از تاريخ ،اشيايي ازدوره نوسنگي (هزاره دوم قبل ازميلاد)كه برخي نمودار تكامل هنر و صنعت چهار هزار سال پيش محسوب مي شود و برخي نيز بيشتر وسايل كاربردي بوده است ،در معرض ديد قرار دارد .ظروف سفالي و سكه ها ،علاوه بر جنبه هاي كاربردي ،القا كننده اعتقادات ،جهانبيني وهنر آن دوره است .اشياي دوران تاريخي به دوره هاي سلوكي،اشكاني وساساني مربوط مي شود كه در طبقه دوم به نمايش در آمده است.

موزه مردم شناسي مجموعه عمارت اكبريه :

موزه مردم شناسي در طبقه اول كاخ موزه اكبريه و به منظور نمايش آداب و رسوم و نوع پوشاك مردم ،مشاغل و حرف و هنرهاي سنتي منطقه جنوب خراسان ،در سال 1374 بوجود آمد. قدمت اشياي موزه مردم شناسي به 100 سال پيش بر مي گردد. اشياء اين موزه ،حكايت از اعتقادات خاص مردم بيرجند مي باشد .مجسمه هاي كه در اين موزه به نمايش گذاشته شده اند عبارتند از: قاليبافي ،پارچه بافي ،گمانه زني سفالگري ،عطاري،دست آسي،حكيم باشي،آرايشگري،مراسم عروسي،جلك زني،حلاجي،كفاشي،آهنگري،سبد بافي،برداشت محصولات كشاورزي،كاشت،داشت،برداشت و… كه در قالب 28 عدد مجسمه به نمايش در آمده است .

موزه شهدا بيرجند :

گنجينه شهداء با جمع آوري دهها اثر به جا مانده از گلگون جامه گان شهيد ( چون وصايا ، مناجاتنامه ها ، خاطرات ، البسه ، اشياء و …. ) و دهها اثر هنري مرتبط با فرهنگ شهيد و شهادت ، عرصه مناسب پژوهش و تفكر را براي مشتاقان ، فراهم نموده است .گنجينه شهدا با همكاري و مشاركت ميراث فرهنگي و بنياد شهيد انقلاب اسلامي بيرجند و به پاس تكريم از مجاهدت نام آوران عرصه اقتدار ملت در بناي تاريخي – مذهبي آرامگاه خواجه خضر كه مورد احترام اهالي شهر مي باشد در روز جهاني موزه و هفته ميراث فرهنگي راه اندازي گرديد.

معرفی جاذبه های طبیعی :


بند دره :

اين بنا در دوره قاجار در زمان حكمراني امير حشمت الملك علم ساخته شده است. بند يا سد تاريخي دره ، بنايي است عظيم از سنگ ، آجر و ملات ساروج كه بر مسير سيلابي در رشته كوه باغران احداث شده است . اين بنا با 31 متر طول تاج ، 3 الي 5 متر عرض تاج و حدود 13 متر ارتفاع ، مهمترين بند تاريخي در بيرجند محسوب مي شود .


بند عمر شاه :

: بند تاريخي عمر شاه در فاصله دو كيلومتري جنوب غرب بيرجند و در داخل رشته كوه باغران بنا شده است . اين سد از سازه هاي آبي متعلق به دوره قاجار است ، اين سد در دوره قاجار و زمان حكمراني حشمت الملك علم بنا شده است.

بند تجنود :

بند تاریخی تجنود در فاصله حدود 2 کیلومتری شمال غرب روستای تجنود قرار دارد. طول تاج این بند 26 متر، عرض تاج 5/5 متر و ارتفاع آن از پایین ترین نقطه رودخانه 14 متر است. قسمت پایین بند در دوره های معاصر تخریب شده واین امر باعث شده آب در پشت بند جمع نشود. این بنا در اواخر دوره قاجار و به دستور ابراهیم خان شوکت الملک ، حاکم وقت منطقه ساخته شده است.

کوه باقران، بيرجند :

رشته كوه باقران كه از شمال غربى به جنوب شرقى امتداد مى ‏يابد، حدود يكصد كيلومتر طول و 13 كيلومتر عرض دارد و بلندترين قله آن 2595 متر ارتفاع دارد.


کوه مومن آباد بيرجند :

رشته كوه مؤمن آباد يا مينا آباد نيز به موازات آن امتداد مى ‏يابد كه بلندترين قله آن به نام «بن در» 2782 متر ارتفاع دارد.

ساير ارتفاعات استان :

ساير كوه‏هاى مهم استان عبارتند از: شاه كوه با ارتفاع 2732متر كه در غرب نهبندان است، كوه‏هاى گلرك با ارتفاع 2481 متر، زين‏آباد با ارتفاع 2419 متر، بازو با ارتفاع 2352 و بزو با ارتفاع 2335 متر كه در جنوب شرقى شهرستان بيرجند قرار دارند و كوه‏هاى باران با ارتفاع 2518 متر و آتشكده با ارتفاع 2159 متر، كه در شمال شوسف واقع شده‏اند.

آبشار گيوك، بيرجند :

اين آبشار در انتهاى دره‏اى سرسبز قرار دارد و مجموعه‏ اى از چندين آبشار است و مرتفع‏ترين آن‏ها هشت متر ارتفاع دارد.

آبشار چهار ده، بيرجند :

اين آبشارها در انتهاى دره‏اى به همين نام در ارتفاعات باقران در شمال بيرجند قرار دارند. در اولين و مرتفع‏ترين اين آبشارها آب از ارتفاع حدود هفت مترى به پايين سرازير مى ‏شود.

روستاي ماخونيك:

روستاي ماخونيك در منطقه اي كوهستاني و در دامنه جنوبي كوهي بنام ماخونيك واقع شده است .اين روستا مركزيت منطقه اي را داراست كه متشكل از 12 روستا است كه ماخونيك بزرگترين آنهاست و اهالي 21 روستاي ديگر اصل و نسب خود را از ماخونيك مي دانند .اين روستا ها از نظر مذهب ،معيشت ،شيوه زندگي و اوضاع اجتماعي با يكديگر وجه اشتراك زيادي دارند .ويژگي جالب اين روستا قوام و دوام سنتها وآداب ورسوم مردم آن است كه با گذشت زمان دستخوش كمترين تغيير وتحول نشده است .

روستاي خور:

بافت تاريخي روستاي خور تحت تأثير شرايط اقليمي و جغرافيايي محيط شكل گرفته است . خانه‌هاي گلي با برخورداري از پوششهاي گنبدي ، حياط مركزي ، بادگير‌ها، اتاقهاي محاط بر حياط ، هشتي و دهليز ، ديوارهاي قطور ، حوض و باغچه‌هاي ميانسرا ( حياط ) كه به گونه‌اي هماهنگ و منسجم و مطابق با اقليم منطقه ساخته شده‌اند از ويژگيهاي اين بافت است . بناهای تاریخی این روستا متعلق به دوره صفويه است .

آداب و رسوم :


ويژگي موسيقي جنوب خراسان حركات ريتميك و نمايشي است. موسيقي در اين منطقه به ويژه در شهرستان بيرجند از سابقه‌اي طولاني برخوردار است. اين شهرستان داراي رقص‌ها و موسيقي‌هاي بسيار متنوعي است. ريتم‌هاي پنج ضربي (سه‌تايي و دو تايي) متداول در اين منطقه داراي ويژگي‌هاي خاص خود است و در ديگر نقاط ايران مرسوم نيست. در منطقه قهستان و بيرجند ترانه‌ها و آوازهاي زيبا و حماسي‌ترين رقص‌ها و آهنگ‌هاي سازي و آوازي رواج دارد. سازهاي محلي بيرجند عبارتند از: دهل، سرنا (ساز)، دايره و ني كه معمولا توسط خود نوازندگان ساخته مي‌شوند. برخي قطعات موسيقي ويژه رقص‌هاي محلي در اين منطقه عبارتند از: اصيل، ناره ناره، چنشتي، چپ و راست، شيرجه، احوال، سه ضرب و... . علاوه بر رقص‌هاي انفرادي، دو نفره و گروهي، رقص‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه چون رقصندگان آن‌ها به چوب بازي نيز مي‌پردازند، در رديف « چوب بازي‌ها» به حساب مي‌آيند. اين رقص‌ها پيچيده و سخت هستند و نياز به مهارت، تمرين و انعطاف بدن دارد. آهنگ‌هاي ويژه چوب‌بازي عبارتند از: آزاد، كنار به خاك، وسط به خاك، پك پك، دست به خواب، پشت و گندم‌كاري. آهنگ‌هاي متداول و قديمي اين منطقه نيز عبارتند از: عروس كشو (عروس‌كشان)، محمل، روش (شبيه مارش است)، نصر و جو (نصر و جان)، كوچه باغي، سبزه نمكي، غلام پخش، پيش باز، لالايي، استقبال (خوش‌آمدگويي) و غيره. نوعي دو بيتي‌خواني موسوم به (فراغي) نيز در اين منطقه رواج دارد: روستاييان دايره‌وار دور هم مي‌نشينند و هر يك با خواندن دو بيت از اشعار محلي به بيان هجران و فراق خود مي‌پردازند. شيوه خواندن يكسان و تكراري است و هر فرد بيت آخر را به گونه‌اي مي‌خواند كه نفر بعد از لحن خواندن آن مي‌فهمد كه نوبت اوست و بايد فراغي را ادامه دهد.

لولو:

اين بازي در حقيقت همان قايم باشك مشهور است. به اين ترتيب كه يك نفر با نام استاد يا اصطلاحا استا دو دست خود را در كنار هم قرار داده و انگشتان شصت و انگشت اشاره را به هم چسبانده تا حفره اي داخل دستانش ايجاد گردد و سپس ساير افراد كه در بازي حضور دارند و بسته به افراد بازي كن تا ده نفر را ممكن است شامل گردد با انگشت اشاره خود به داخل سوراخ دست استا اشاره مي كنند و با هم واژه «لولو» را تكرار مي كنند. در اين هنگام استا سر يكي از بازيكنان را مي گيرد و چشمانش را با دستانش مي بندد و ساير افراد در سريع ترين زمان ممكن به اطراف دويده و قايم مي شوند. در اين هنگام استا بنا به تشخيص خود آن فرد را رها كرده تا بدنبال افراد بگردد، فرد مورد نظر به دنبال مكان مخفي شدن افراد مي گردد و بايد افراد را پيدا كند و چنانچه افراد را پيدا كند بايد دستش را به سر آن ها بزند و اصطلاحا آنان را كل كند و اگر نتواند يعني افراد سريع تر از مخفيگاه بيرون آمده و خود را به استا رسانده و دست خود را به سر استا بزنند، آن گاه برنده مي شوند و فرد مورد نظر بازنده است.

سيه جو :

اين بازي، ماهيتي فكري - فيزيكي دارد به اين ترتيب كه ابتدا فردي به عنوان استا ، افراد بازيكن را دور خودش جمع كرده و سپس شي، جسم يا مورد خاصي را در ذهن خود مجسم كرده و اصطلاحا در نظر مي گيرد و سپس به ترتيب افراد گروه هر كدام با يك سئوال بايد آن مورد را تشخيص بدهند. البته با هر يك سئوال افراد، استا راهنمايي مختصري نيز به افراد مي كند، مثلا دور يا نزديك بودن به مورد. در اين چرخش كه هر فرد در هر دور يك سئوال مي پرسد، چنانچه فردي مورد در نظر گرفته شده را تشخيص دهد، استا با گفتن « بزن و بگير چكار داري » شلاقي را به فرد مي دهد تا دنبال ساير افراد كرده و آن ها را از دور استا دور كند. البته افراد نيز از دور استا دور شده و مشغول سرگرم كردن فرد مورد نظر مي شوند. در اين جا دو موضوع مطرح است. نخست اينكه فرد شلاق به دست بايد تا زماني كه استا واژه « سيه جو » را نگفته به دور كردن افراد از استا و خودش بپردازد و به محض شنيدن واژه ياد شده خودش را در اولين فرصت به استا رسانده و شلاقش را تحويل استا داده او را كل نمايد و در اين صورت برنده است و دوم اينكه ساير افراد بايد مترصد باشند تا در هر فرصتي به فرد مورد نظر حمله ور شده و طوري او را بگيرند كه نتواند خود را به استا برساند. در اين صورت كه موفق شوند او را بگيرند بايد چشمانش را با دست گرفته و سه نفر به ترتيب خاك سر، خاك پا، خاك دست و شلاقش را براي استا مي آورند. البته به جز شلاق كه اصل شلاق را تحويل استا مي دهند مشتي خاك را با ذكر اين كه چه خاكي است (سر، پا يا دست) براي استا آورده و استا مي داند هر كدام را چه كسي آورده است و شلاق را قايم مي كند. سپس فرد را پيش استا آورده و بايد ابتدائا به استا بگويد سلام. پس از جواب سلام از استا، استا از او مي پرسد: كجا رو تاختي ؟ كجا رو باختي؟ كجا رو كله انداختي؟ فرد بايد محدوده اي را كه رفته، مكاني كه گرفتار شده و جايي كه به زمين افتاده را بگويد. سپس استا از او مي پرسد خاك سر، خاك پا، خاك دست و شلاقت را چه كسي آورد؟ و بايد آن فرد درست جواب بدهد و هركدام از سئوالات را كه نتواند جواب درست بدهد تعدادي شلاق بايد به حساب خود منظور نمايد. سئوال آخري نيز اين است كه مكان شلاقش را حدس بزند.... سپس بازي مجددا پيگيري مي شود.

كل بازي :

این بازی شباهت هایی با بازی لولو دارد. به این ترتیب که ابتدا با توافق افراد حاضر در بازی دو تا چند مکان مشخص که معمولا قطعه دیوار می باشد به عنوان کت مشخص و تعیین می گردد سپس با توجه به شرایطی یک فرد انتخاب گردیده و باید بقیه افراد را کل کند ( به این معنی که دستش را بر سر ان ها بزند) البته فقط در حالتی که افراد دستشان از محل های مشخص یا همان کت جدا بشود. ضمن اینکه افراد نباید همیشه در یک کت مانده و بایستی مدام در حال جابجا شدن بین کت ها باشند. بدین ترتیب چنانچه فرد مورد نظر بتواند همه افراد را کل کند برنده است و گرنه اصطلاحا می سوزد.

نارگلي :

اين بازي از نوع بازي هاي با توپ است. توپ مورد استفاده نيز اصطلاحا به توپ هفت پوست مشهور است و يا همان توپ تنيس با قابليت ارتجاع عالي. براي انجام اين بازي و همان گونه كه از نامش پيداست، ابتدا هفت سنگ تخت و با مساحت در حدود حداقل 2 سانتي متر مربع تا حداكثر 7 سانتي متر مربع كه از بزرگ به كوچك بر روي هم قرار مي گرند. سپس افراد به دو گروه تقسيم مي شوند و در فاصله مشخصي از سنگ ها قرار مي گيرند كه معمولا در حدود 7 تا 10 متر مي باشد و سپس افراد دو گروه به تناوب و يكي در ميان با نشانه گيري توپ را با شدت به سمت هفت سنگ پرتاب مي كنند و در هر پرتاب يك نفر از گروه مقابل در نزديكي هفت سنگ مي ايستد تا اگر توپ به هفت سنگ برخورد كرد آن را مهار كرده و به يارانش پاس بدهد، در حالي كه بقيه افراد دو گروه در يك خط مستقيم ايستاده مي مانند و هر يك بتواند با ضربه توپ سنگ ها را حتي يك عدد از جايگاهش بريزد در آن صورت افراد گروه مقابل توپ را گرفته و با پاس كاري به ياران خود مي سپارند تا از جايي كه مشخص است به افراد حريف بزنند. البته اين زدن توپ در صورتي منجر به باخت تيم مقابل مي شود كه دست افراد تيم مقابل به كت نخورد. هرچند ناچار مي باشند، افراد تيم مقابل براي چيدن مجدد سنگ ها از كت خارج شده و به سمت هفت سنگ بيايند. در اين هنگام چنانچه چيدن سنگ ها بر روي هم تكميل شد و توپ به اين افراد برخورد نكرد افراد با صداي بلند داد مي زنند نارگلي و به اين ترتيب يك امتياز به اين افراد اضافه مي شود و چنانچه توپ با آنان برخورد كرد يك امتياز به حريف اضافه مي شود و مجددا بازي تكرار مي شود.

سنگ تلك تلك :

بازي سنگ تلك تلك نيز يك بازي گروهي است كه افراد در دو دسته جداگانه و به سرپرستي دو استا رودرروي يكديگر قرار مي گيرند. شرح بازي به اين صورت است كه پس از اين كه گروه ها مشخص شده و سر گروه ها (استا ها) تعيين شدند آنگاه افراد در فاصله حدود 5 متري روبروي هم صف آرايي مي كنند و به صورت نظامي مي نشينند و سعي مي كنند ژست ثابتي به خود بگيرند. سپس دو استا در فاصله ميانه دو گروه مستقر مي شوند و دو قطعه سنگ نيز در وسط و در حد ميانه دو دسته قرار مي گيرد تا از كوبيدن آن دو با هم صدا ايجاد شود. ابتدا يكي از استا ها به سمت گروه خود رفته و درگوشي به هر كدام از آن ها نام مشخصي را مي گويد و در حقيقت ان ها را با آن نام رمزي مي شناسد و البته اين نام در هر دور بازي بايستي تغيير نمايد. سپس به ميانه جايگاه برگشته و با دستان خود چشم استاي ديگر را كه در ميانه ميدان پشت به ياران خود نشسته است، مي گيرد و يكي از ياران خود را با نام مستعار صدا مي زند كه فلاني بيا. سپس آن فرد مي ايد و دو سنگي كه در جلو استا موجود است را به يكديگر مي زند تا صداي تلك بكند و سپس به سرجاي خود با آرامي بر مي گردد و ژستي مشابه قبل مي گيرد تا مشخص نباشد. پس از اينكه اوضاع آرام شد، استا چشم استاي مقابل را باز كرده تا تشخيص بدهد كدام يك از افراد اصطلاحا تلك سنگ را باعث شده است. در اين هنگام اگر درست تشخيص بدهد برنده شده و وضعيت براي گروه مقابل بايد اتفاق بيفتد و گرنه وضعيت براي همين گروه تكرار مي شود.

كبودي :

اين بازي، همان بازي كبدي است كه در كشورهاي پاكستان و شبه قاره هند و استان سيستان و بلوچستان ايران، طرفداران متعدد و قدمت طولاني دارد و در سال هاي اخير نيز تيم ملي ايران در اين رشته شكل گرفته و در مسابقات بين المللي شركت مي كند. در پيشبر به اين بازي كبودي مي گويند. شرح بازي به اين صورت است كه افراد در دو دسته تا 5 نفري در دو سوي زمين واليبال قرار مي گيرند و به نوبت از هر يك از گروه ها فردي به زمين ديگري وارد شده و واژه كبودي را به صورت كشيده و بدون قطع نفس ادا مي كند و به افراد دسته مقابل حمله مي كند. در اين صورت چنانچه دست اين فرد در حال كبودي گفتن به يكي از افراد حريف برخورد كند، آن فرد از جريان بازي بايد خارج شود و اين فرد مهاجم بايد سريع تر خود را به زمين خودي برساند. البته در بازي معمولا فرد سه بار مجاز است تا واژه كبودي را تكرار نمايد. اگر افراد دسته مقابل بتوانند اين فرد را قبل از بازگشت به زمين خودي، مهار نموده و نگذارند تا به زمين خودي با گفتن سه بار نفس مجاز برگردد، بنابراين فرد وارد شده به زمين اصطلاحا مي سوزد و از جريان بازي بايد خارج گردد. اين مراحل ادامه مي يابد تا يكي از دو دسته، يارانش را از دست بدهد و تيم مقابل به عنوان برنده معرفي مي شود.

شم يك شم :

بازي شم يك شم، در حقيقت، همان بازي شنبه، يكشنبه است كه به اختصار به تلفظ شم يك شم تبديل شده است. در اين بازي كه باز هم از جمله بازي هاي با توپ است افراد به نوبت مقابل يك ديوار مي ايستند و با دست توپ را به بالاترين نقطه ديوار پرتاب مي كنند و پس از برگشت توپ (در بازي هاي سطح پائين توپ گرفته مي شود و در سطوح بالاتر بدون گرفتن توپ، توپ مجددا به بالا پرتاب مي شود) فرد با صداي بلند مي گويد شم، يك شم، دو شم و .... پنج شم، جمعه، كدو و آخرين مرتبه بايد با سر توپ را بزند و مي گويد كله. در هر كدام از مراحل 9 گانه ياد شده چنانچه تعادل توپ از دست خارج شود و به زمين بخورد، فرد اصطلاحا سوخته و از جريان بازي خارج مي شود تا نوبت به افراد ديگر برسد و اين چرخه ادامه پيدا مي كند.

كرقدينگ :

كرقدينگ بازي دو نفره اي است كه شايد بيشترين لذت آن و سرگرمي ناشي از آن متوجه تماشاگران اين بازي باشد. براي همين، اين بازي بيشتر و البته هميشه در مراسم عروسي صورت مي گرفته است و اصولا يك بازي خانگي و زير سقف محسوب مي شود. براي انجام اين بازي دو نفر داوطلب مي شوند تا توسط يك داور چشمانشان با يك پارچه بسته شود و سپس به صورت نيمه نشسته و روبروي هم قرار مي گيرند. در اين حالت هر دو نفر دست چپ خود را به يك نقطه مشخص مي گذارند و مثلا جسم خاصي نظير يك لنگه كفش را مي گيرند، تا موقعيت آن ها براي يكديگر مشخص باشد. بنابراين هر دو نفر دستانشان را بر روي يك لنگه كفش گذاشته و هر كدام در دست راست يك جسم شلاق مانندي را براي ضربه زدن به حريف در دست دارند. در اين هنگام و به نوبت ابتدا يك نفر مي گويد كورقدينگ و نفر ديگر مي گويد دينگ و سپس جايش را به راست و چپ عوض مي كند. فرد اولي از صداي دينگ فرد دوم بايد جايش را حدس زده و يك ضربه بر او وارد كند و پنانچه به او بخورد يك امتياز منفي و اگر جاي خالي بدهد و به او نخورد يك امتياز منفي برايش منظور مي شود و اين مراحل ادامه پيدا مي كند.

تشله بازي :

تشله بازي، بازي معمول است كه با نام هاي متعددي در مناطق مختلف رايج است و نوع بازي آن نيز تاحدودي مشابه مي باشد. در پيشبر اين بازي معمولا در زمستان ها و به خصوص در سيزده روز تعطيل نوروز با شدت تمام انجام مي گرفته و طرفداران متعددي نيز داشته است. مراحل انجام اين بازي به اين صورت است كه ممكن است در دو نوع انجام بگيرد: مردك و بللو مردك يعني بازي به صورت انفرادي و امتيازات هر فرد جداگانه براي خودش اندوخته شود و بللو يعني تيمي بازي كردن كه در قالب دو تيم افراد با يكديگر بازي كرده و امتيازات هر گروه با هم جمع مي شود. معمولا جمع امتيازات تا عدد 30 متداول است ولي تا حد زيادي سقف امتيازات، قراردادي مي باشد. افراد بازيگر در مردك، حداقل دو نفر مي باشد و در بللو معمولا ضرايبي از عدد 2 مي باشد مثلا 4 نفره يا 6 نفره يا نهايتا 8 نفره. به ازاي هر نفر يك خانه بايد موجود باشد و خانه چاله اي است به عمق حدود 3 سانتي متر و مساحت سطح يك كف مشت. اين خانه ها به رديف كنده مي شوند و فاصله بين هر دو خانه معمولا از يك تا يك و نيم متر مي باشد. از ديگر الزامات تشله بازي، وجود سكويي مناسب در امتداد خانه ها است كه اصطلاحا به آن سركته گفته مي شود. سركته جايي است كه افراد در آغاز بازي بايد از آن نقطه بازي را شروع نموده و تشله ها را پرتاب نمايند. معمولا افراد مختلف براي پرتاب تشله حالات مختلفي به انگشتانشان مي دهند كه به آن دم يا دب گفته مي شود. شروع بازي به اين شكل است كه يك گروه در سر كته قرار مي گيرند و گروه ديگر در سر خانه ها به صورت يكي در ميان تشله هاشان را مي چينند و سپس افراد سر كته به نوبت با نشانه گيري تشله هايشان را به سمت تشله هاي گروه نشانده نشانه گيري و پرتاب مي كنند. اگر تشله هاشان به همديگر برخورد كند، يك تير محاسبه و به امتيازات اضافه مي شود و بايد پس از كسب هر امتياز باز تشله را در خانه بيندازند و مجددا نشانه گيري كنند، هرچند زدن متوالي به تشله هاي مختلف بلامانع مي باشد. اگر تشله ها برخورد نكند و خانه اي نيز تصاحب نگردد بازي به طرف مقابل منتقل مي شود و اين دور بازي تا زماني كه يك خانه موجود باشد و كسي تصاحب نكرده باشد، ادامه مي يابد و گرنه مجددا با رفتن گروه ديگر به سر كته از نو بازي شروع مي شود. اگر در هر دور بازي تشله دو يار كه از تيمي مي باشند كه از سركته بازي را شروع كردند، به هم برخورد كند (تصادفي يا غير تصادفي) اصطلاحا تيرجوونك مي شود و تمام امتيازات آن دور بازي بايد باطل گردد.

كوش بازي :

اين سرگرمي اصطلاحا كاركردي مشابه و جايگزين همان ده، بيست، سي، چهل و ... صد دارد و نفر اول و دو م و ... هر بازي را مشخص مي كند. به اين ترتيب كه افراد در يك صف به رديف مي ايستند و پاهاي خود را به فاصله عرض يك شانه باز مي كنند و سپس به نوبت از كمر به جلو خم شده و لنگه كفششان را كه در دست دارند با شدت هر چه تمام تر از ميان پاهايشان به بيرون پرتاب مي كنند. هركسي از همه بيشتر پرتاب كرد نفر اول و هر كسي كمتر پرتاب كرد نفر آخر مي شود. اين سرگرمي در حقيقت مقدمه اي براي شروع بازي ها مي باشد. سنجش ديگر براي گزينش افراد براي شروع بازي در اول يا دوم يا ... آخر بازي كردن اين است كه هر كسي سريع تر بگويد اولكم ، دومكم و ... بازي را شروع مي كند. استا استا علله اين سرگرمي نيز از نوع گزينش افراد براي قرار گرفتن در يك گروه در بازي ها مي باشد. فرآيند انجام كار به اين ترتيب است كه دو نفر يا سه نفر يا به تعداد گروه ها سرگروه تعيين مي شوند به نام استا. سپس افراد به همان تعداد توزيع مي شوند و از استا ها فاصله گرفته براي خودشان با توافق نامي تعيين مي كنند و دست در شانه يكديگر به پيش استا ها مي آيند و مي گويند اساتا استا علله و سپس استا مي گويد علله و آن افراد نام خودشان را مي گويند مثلا كي سيب و كي پرتقال. آن وقت استاي ديگر نام يكي از افراد را مي گويد و هر كس نامش بود در بازي جزو گروه آن استا مي شود.

انواع‌ آش‌ :

آش‌ جوش‌ پره‌، آش‌ محلي‌، آش‌ لخشك‌، آش‌ بلغور ترش‌، قليه‌ آش‌، ِآش‌ بلغورشير، آش‌ انار، آش‌ اماج‌، آش‌ گوشواره‌، آش‌ بورش‌، آش‌ دوغه‌، آش‌ قيمه‌

انواع‌ آبگوشت‌ :

آبگوشت‌ بزباش‌، آبگوشت‌كشك‌، آبگوشت‌ گندم‌ و آبگوشت‌ بلغور

انواع‌ اشكنه‌ :

اشكنه‌ خنجك‌، اشكنه‌ زرشك‌، اشكنه‌ تخم‌ مرغي‌، اشكنه‌غوروتي‌، اشكنه‌ اوجيج‌، اشكنه‌ گوجه‌، اشكنه‌ سيب‌ زميني‌، اشكنه‌ آرد بريون‌ ، قلور تروش‌،

انواع‌ خوراك‌ :

خوراك‌باميه‌، خوراك‌ كدوچه‌ بانان‌ برنجي‌ ، خوراك‌ سيب‌ ‌ و كدوچه ، پوره‌ عدس‌، دوغ‌ گرم‌، سوپ‌ ذرت‌، كباب‌ نارنجكي‌،قاتقاب‌، پولاني‌، كم‌ جوش‌، اماج‌، چغندر، دني‌، قيسي‌، جوش‌ واره‌، فله‌، حليم‌، ارزه‌ پلو، پلو زيره‌، رشته‌ فرنگي‌ پلو،

انواع‌ خورشت‌ :

خورشت‌ كنگر، خورشت‌ گوجه‌ فرنگي‌، خورشت‌ باميه‌، خورشت‌ كدو حلوايي

انواع نان :

نان پنیر ، نان پستانی ، نان خشکی ، نان ته تغاری ، نان جوین ، نان کوله ، نان روغن جوش ، نان کماچ ، نان جان جانی ، نان گاورسی ، نان سمنو ، نان شلغمی ، نان تاتران ، نان سمبه

پوشاك مردان

سرپوش :

  • كلاه نمد: جنس آن از نمد و بغل‌هاي آن لبه‌دار است.
  • شب كلاه: جنس آن از كرك و پشم و به رنگ‌هاي سفيد و سياه است. در بيرجند درست مي‌شد و روي آن منديل مي‌بستند.
  • مُنديل: شالي سفيد يا سياه است كه طول آن حدود پنجاه سانتي‌متر و جنس آن از قميس است.
  • كلاه دوره‌دار: دور تا دور آن لبه دارد و از جنس پشم است.
  • كلاه پهلوي يا شاهپوري: جلوي آن لبه گرد دارد و بيش‌تر به رنگ‌هاي تيره است. اين كلاه را بيش‌تر جوانان بر سر مي‌گذارند.
  • كلاه قرص: از كلاه پهلوي كمي تنگ‌تر است و در روستاي چنشت به دور تا دور آن تسبيح و مهره آويزان مي‌كنند.
  • عرقچين: شبيه عرقچين امروزي است، ولي اطراف آن را گل‌دوزي مي‌كردند و پر از نقش و نگار بود.
  • كلاه ترمه: جنس آن از ابريشم قرمز بود و دور آن شيرازه داشت. اين كلاه را طبقه اعيان به سر مي‌گذاشتند.
  • گردن‌پيچ يا لنگته: مانند شال بود و آن را به گردن مي‌بندند. جنس آن از كرك است.

تن پوش :

  • جليغه: بدون آستين و جلوي آن باز و دكمه‌دار است. پشت جليغه از پارچة آستري است.
  • پيراهن: جنس آن از كرباس و به رنگ‌هاي سفيد، تيره و خاكستري است. پيراهن بدون يقه و جلوي آن بسته است و فقط بالاي آن دو يا سه دكمه دارد. بعضي اوقات دكمه بالاي آن را در بغل گردن مي‌گذاشتند.
  • قميس: از پيراهن بلندتر و از دو پهلو باز است. تا زير زانو را مي‌پوشاند و به آن لباس افغاني هم مي‌گويند.
  • لباده: از روي شانه تا زير زانو را مي‌پوشاند و جلوي آن باز است و سه يا چهار دكمه دارد. جنس آن از كرك و بيش‌تر به رنگ خاكي است.
  • نيم تنه: مانند كت‌هاي امروزي و بيش‌تر به رنگ‌هاي تيره است.
  • پالتو: لباس زمستاني است. جنس آن از پشم و بيش‌تر به رنگ‌هاي سبز، كبود و آبي است.
  • شلوار (تمبان): جنس آن از كرباس و رنگ‌هاي آن متفاوت و پاچه‌هاي آن گشاد است. به آن شلوار گشاد، بيژامه، لباس افغاني و شلوار دو لنگه نيز مي‌گويند. شلوار دو لنگه از شلوار عادي خيلي گشادتر است.
  • قارت (جقه): شبيه كت ولي آستين‌ها و قد آن از كت بلندتر است. جنس جقه از پشم است.
  • قبا: بدون يقه و بيش‌تر به رنگ‌هاي سبز و قهوه‌اي است. از روي دوش تا زير زانو را مي‌پوشاند. سر آستين آن دكمه‌دار و جلوي آن دو يا سه دكمه دارد و بقيه آن باز است.
  • سينه بند: شبيه جليغه ولي جلوي آن بسته است.
  • مچ پيچ: جنس آن از پارچه است و مردان آن‌ را به مچ دستشان مي‌بستند.

پاپوش :

شامل گيوه، كفش ساده، ارسي، گولي، پوتين، كفش چوبي، كفش پونار، كفش چارق، كفش چپت و كفش تخت آجي است. اين كفش‌ها در محل ساخته مي‌شود و برخي نمونه‌هاي آن هنوز در روستاها متداول است.

پوشاك زنان

سرپوش :

  • چهارقد: مانند روسري‌هاي امروزي ولي از آن بزرگ‌تر است. جنس آن از پنبه و بيش‌تر به رنگ سفيد است.
  • دستمال: آن را روي چهار قد و به پيشاني مي‌بستند و بيش‌تر رنگ‌هاي تيره به ويژه قرمز آن متداول بوده است.
  • روبند: پارچه‌اي و نازك بود و به وسيله دو بند به دور سر بسته و در جلو صورت آويزان مي‌شد.
  • كلوته: به آن كلاه پول هم مي‌گفتند و قسمت جلوي آن را با انواع سكه‌هاي نقره قديمي تزيين مي‌كردند.
  • كوسه: شبيه چهار قد ولي از آن نازك‌تر بود و در تابستان‌ها استفاده مي‌شد.
  • عرقچين: شبيه عرقچين‌هاي امروزي بود و روي آن نقش و نگار داشت.

تن پوش :

  • پيراهن يا (پهره): از روي شانه تا زير زانو را مي‌پوشاند و جلوي آن به اندازه سه دكمه باز است. در برخي نقاط نوع بدون دكمه آن نيز رايج است.
  • دالاق: شبيه جوراب است و از نوك پا تا كمر را مي‌پوشاند.كمر آن بند دارد و دور كمر بسته مي‌شود.
  • شليته: نوعي دامن چين‌دار و بسيار گشاد است و از كمر تا زير زانو را مي‌پوشاند.
  • شلوار: جنس آن كرباس و گشاد و بلند است. به آن شلوار تخته‌دار و شلوار دو لنگه نيز مي‌گويند.
  • يل: شبيه جليغه و از آن بلندتر است. از مخمل و پارچه‌هاي قيمتي درست مي‌شود و آن را با زيورآلات تزيين مي‌كنند. جلوي يل باز است و معمولاً آن را در شب عروسي و يا زنان اعيان مي‌پوشيدند.
  • چادر: بيش‌تر به رنگ‌هاي سفيد و سياه گل‌دار و شبيه چادرهاي امروزي است. در روستاي سربيشه چادر چهارگوش است و در روستاي چنشت از چادر معمولی کوچکتر و کوتاه تر است و فقط از پشت سر آويزان مي‌شود.

پاپوش :

شامل كفش تبلك‌دار، گرجي، گالش، كفش سوز و كفش ساده است. هم‌چنين در بيرجند نوعي جوراب بافته مي‌شود كه به جوراب هفت رنگ معروف است.

داروها‌ي گياهي :

برخي دارو‌‌هاي گياهي كه در درمان بيماري‌ها استفاده دارند عبارتند از: «مخلصه» براي درمان كليه درد، «كلپوره» براي درمان دل درد، نفخ شكم، ناراحتي‌هاي معده و مسموميت، «شوتخم» براي درمان دردهاي داخلي، «گل سفيد» براي رفع سردرد، «مستار» در درمان سردي، يرقان و مسموميت و به منظور كاهش قند ادرار، تنگي نفس و از مرهم آن براي درمان زنبور و عقرب گزيدگي، «اَنغوره» (اَنغوزه) براي درمان سرفه، آسم، ناراحتي‌هاي عصبي و نيز هضم غذا و برطرف كردن انگل‌هاي روده‌اي، «آويشن» براي درمان بيماري‌هاي مجاري تنفسي فوقاني، ناراحتي‌هاي جهاز هاضمه، كاهش اسپاسم و جلوگيري از نفخ، «اُسطو خودوس» براي درمان بيماري‌هاي سينه، سرفه، ورم‌هاي نزله‌اي و زكام. اين دارو مسهل است و براي ريه مضر مي‌باشد و بايد با عسل و يا سكنجبين مصرف شود. «پر سياوشان» به عنوان تب بر، مدر، نرم كنندة سينه، ضد عفوني كننده زخم ها و نيز براي درمان بواسير، «تاتوره» براي درمان تنگي نفس، تشنج، دردهاي عصبي، قولنج‌هاي ناشي از مسموميت هاي سرب، يبوست‌هاي حاد و ناراحتي‌هاي بواسير، «زيرة سياه» به عنوان بادشكن، مقوي معده و افزايش‌دهندة ترشح شير و براي درمان تنگي نفس.از ديگر گياهان دارويي مي‌توان از گل ارونه، گل زوفا، گل شقايق، پونه كوهي، شيرخشت، خارانگين، شاه تره و ... نام برد.
روستاييان و كهنسالان شهري اتفاقات، اخبار، زمان كاشت، داشت و برداشت محصول خود را به ماه‌هاي قديمي مانند قوس، عقرب و ... مي‌سنجند. در تقويم محلي منطقه به اول عيد، نوروز مي‌گويند. در فصل بهار روزها را بر مبناي بارش تقسيم‌بند‌ي مي‌كنند. به هر شش، ده و يا ... يك شيشه مي‌گويند و بر اين باورند كه در هر شيشه يك بار، بارندگي مي‌شود. زمان و اسامي تقويم محلي در روستاها متفاوت است. در تقويم محلي بيرجند« چله بزرگ» تابستان از اول تير ماه شروع مي‌شود و تا دهم مرداد ماه ادامه مي‌يابد و «چله خرد» تابستان از دهم مرداد شروع و تا سي‌ام اين ماه ادامه دارد. در بخش سربيشه از اول تير ماه تا دهم مرداد ماه را «چله تموز»، از دهم مرداد ماه تا آخر اين ماه را «چله خرد»، از اول دي‌ماه تا دهم بهمن ماه را «چله كلو»، از دهم بهمن ماه تا آخر اين ماه را «چله خرد» مي‌گويند. علاوه بر تقويم محلي استفاده از تقويم قمري نيز از قديم رايج بوده و هنوز هم كم و پيش استفاده مي‌شود.

مشاهیر :


ابن حسام خوسفى - سيد محمد شهرستاني - محمد حسن شريف - احمد احمدي بيرجندي - شيخ محمد دياني - محمد حسين ملائي - حكيم سعدالدين محمد نزاري - شيخ مرتضي آيتي - محمد مهدي ناصح - دكتر محمد حسن گنجي - سيد ابوتراب انوار - ملا حسين ذاكر طوفان - شيخ جواد عارفي - ملا علي اصغر بيرجندي - ملا حمزه بيرجندي - عبدالعلي بيرجندي - علي اكبر خوسفي - دكتر ناهيد بني اقبال - آيت ا... تهامي - محمد حسين فدائي بيرجندي - نوابه خفي - جمال رضايي - محمد رفيع بن عبدالكريم لامع درمياني - اسماعيل دهكي - خواجه آصفي قهستاني - محمد ابراهيم آيتي - بلال شاخني - دكتر مهدي بلالي مود - محمد ابراهيم قدسي - حسام واعظ - زين العابدين درخشي - محمد حسين آيتي - حسين بن جمال قهستاني - سالك بيرجندي - محمد حسين فروغ بيرجندي - دكتر محمد اسماعيل رضواني - سيد حسن عندليب - هادي هادوي - دكتر محمد باقر آيتي - سيد محمد مشكوه - ميرزا محمد رضا مستوفي - سيد محمد فرزان - شاهسوني بيرجندي - عبدالكريم اشراق - عبدالحسين فنودي - شمس الدين موسوي - ذبيح الله ناصح - غلامحسين شكوهي - عبدالطيف بيرجندي - آخوند ملا علي خراشادي - استاد احمد آرام -سيدابوالفضل طباطبايي بيرجندي - ابو جعفركافي قايني - فصيح الدين محمد نظامي - سيد غلامرضا بيرجندي - غلامحسين رياحي

صنایع دستی :


قالي‌بافي :

در حال حاضر روستاي مود ـ بيست و نه كيلومتري بيرجند ـ از مهم‌ترين مراكز توليد قالي در بيرجند به شمار مي‌رود. امروزه در بازارهاي جهاني قالي بيرجند را به نام مود مي‌شناسند. مرغوبيت و شهرت قالي مود به جهت استفاده از پشم محلي، شست و شوي خوب، رنگريزي سنتي و بافت خوب آن است. نقش‌هاي ريز ماهي، خشتي، پر طاووسي (چهار شعله، بوته جغه)، نقش سي و سه كله، نقش ساده و ... از جمله نقش‌هاي مورد استفاده قالي‌هاي اين منطقه است.

پارچه‌بافي :

پارچه‌بافي در بيرجند از قدمتي طولاني برخوردار است، ولي با گسترش صنايع مدرن نساجي در حال فراموشي است. قديفه، بقبند، چادر شب، سارق، صافي، دستارخان، چهار پوشاله، كرباس، لنگ، سفره توتي و حوله از انواع پارچه‌هاي نخي هستند كه در اين منطقه بافته مي‌شوند.

سفالگري :

سفالگري در برخي نقاط بيرجند به ويژه در روستاي «شاهزيله» بخش خوسف متداول است. در اين منطقه انواع وسايل سفالي ساخته مي‌شود. سفال اين منطقه كاربردي و از نوع بدون لعاب است.

سبدبافي :

اين هنر هنوز در برخي از روستاهاي بيرجند متداول است. در ساخت انواع سبد از ساقه‌هاي لطيف بيد، بادامك، گز و ساقه غلات به ويژه گندم و جو استفاده مي‌شود. انواع سبد عبارتند از: سبد معمولي، شلغم شوي، گربه تاز، قفس پرندگان، كباره، كالك بيز و ... .

از انواع حرفه‌هاي ديگر كه در بيرجند متداول است مي‌توان به جاجيم‌بافي، گليم‌بافي، نمدمالي، زيلوبافي، مسگري، آهنگري، زرگري، دباغي و ... اشاره كرد. هم‌چنين سوزن‌دوزي سنتي، چشمه‌دوزي، آجيده‌دوزي، ابريشم‌دوزي، خامه‌دوزي، مليله‌دوزي و قلاب‌بافي نيز از هنرهاي ظريف و رايج اين منطقه به شمار مي‌رود.

سوغات :


به دليل شرايط مناسب آب و هوايي جنوب خراسان، نود و پنج درصد زعفران ايران و شصت درصد زعفران جهان در اين منطقه توليد مي‌شود. علاوه بر زعفران، زرشك، آلو بخارا، عناب، سنجد، بادام كوهي، گردو، كشك سياه، كشك زرد، كشك زيره‌اي، قره قروت، برگه هلو و قالي در نقشها ، طرحها و رنگهاي متنوع از سوغات بيرجند مي باشند .
آلو زعفران زرشک

خدمات گردشگری :


نام هتل تلفن آدرس
مهمانسراي جهانگردي 2222331 انتهاي خيابان ارتش
هتل مقدم 2222827 ميدان امام - نرسيده به پل دژبان
مهمانسراي معلم 2222592 خيابان معلم - چهارراه معلم
مهمانسراي مسافر - خيابان طالقاني -طالقاني 6
نام هتل تلفن آدرس
تالار و رستوران جهانگردي انتهای خیابان ارتش 2222320
تالار و رستوران خاوران انتهای خیابان ارتش 2222490
تالار و رستوران سرو ناز خيابان معلم - بين معلم 4442884
تالار و رستوران قصر گل انتهای خیابان معلم 2222211
تالار و رستوران مدائن ابتداي خيابان حكيم نزاري 2224495
تالار و رستوران خانه معلم خيابان معلم - چهارراه معلم 2222592
تالار و رستوران سینا شوكت آباد روبروي دانشگاه بيرجند 2212226
رستوران تهران ميدان امام- ابتداي خيابان 17 شهريور -