چهارشنبه ، 30 مهر 1393  |  English
کمينه   
 

دانلود اطلاعات گردشگری

موقعیت مکانی و مختصات جغرافيايي
محوطه تاریخی چغازنبیل در مختصات جغرافیایی 48 درجه و 32 دقیقه طول شرقی و 32 درجه و 1 دقیقه عرض شمالی و در 38 کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش و 25 کیلومتری شهرک صنعتی هفت تپه قرار دارد.
راه دسترسی به آن از طریق جاده اصلی اندیمشک ـ اهواز و نیز از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش در کناره رود دز قرار دارد. همچنین از طریق راه آهن سراسری که از محور اندیمشک ـ هفت تپه ـ اهواز می گذرد قابل دسترس است.
چغازنبیل بر روی تاقدیس سردارآباد که بخشی از رشته کوههای زاگرس است قرار داردو این محوطه را از شمال، رود و بیشه دز، از جنوب دشت و بیابان و از شرق و غرب تپه ماهورهای تاقدیس سردارآباد دربر گرفته است.

مساحت محدوده آثار
محوطه حصار سوم 100 هکتار و محدوده عرصه جهانی نزدیک به 600 هکتار است.

توصيف وضعيت كنوني و معرفي عناصر و بخشهای مجموعه
آثار مرتبط با اثر ثبت جهانی چغازنبیل و نیز آثار پیرامون آن عبارتند از: محوطه باستانی هفت تپه، تپه ابوفندوا، خانه جشن ها در حریه، و تمامی آثار موجود در محور چغازنبیل ـ هفت تپه. در زیر محوطه تاریخی چغازنبیل معرفی خواهد شد.
فضاهای محوطه تاریخی چغازنبیل یا شهر باستانی دوراونتاش را سه حصار متحدالمرکز خشتی تفکیک می نمایند که در مرکز آنها ذیگورات بزرگ چغازنبیل جای دارد. و دروازه‌ی اصلی آن بر روی حصار بزرگ در ضلع شرقی قرار دارد. فضای میان هر دو حصار کاربری خاصی دارد، به طوری که فاصله بین حصار بیرونی (حصار دوم و سوم) به فضای شهری اختصاص دارد که شاخص ترین بنای آن کاخ آرامگاه ها در گوشه شرقی و در مجاورت آرامگاه شاهی است. همچنین تصفيه‌خانه‌ی آب که جزو قديمی‌ترين تأسيسات آب‌رسانی به شمار می‌رود در این محدوده قرار دارد. آب این تصفیه خانه از رودخانه‌ی کرخه در فاصله‌ی چهل و پنج کيلومتری از طريق کانالی تأمين می‌شده است. فاصله بین حصار میانی (حد فاصل حصار اول و دوم) به محله مقدس یا محله خدایان مختلف اهدا شده است و کاخ‌های شاهی و آرامگاه‌های سلاطين ايلام در آن قرار دارند. در نهایت فضای محصور در حصار درونی است که اختصاص به ذیگورات و صحن های اطراف آن دارد. زيگورات چغازنبيل (معبد اصلی) مربعی به ضلع ١٠٥ متر است که گوشه های زوایای آن در جهات اصلی شرقی، غربی و شمالی و جنوبی واقع شده‌اند. به غير از طبقه‌ی اول و پنجم، تمامی طبقات از خشت پر شده بودند. طبقه‌ی پنجم که مرتفع‌ترين طبقه محسوب می‌شد و تنها کاهن‌ها و خانواده‌ی شاهی اجازه‌ی ورود به آن طبقه را داشتند، جای‌گاه قراردادن خدای اينشوشينک (Inshushinak) يا خدای خاص شهر شوش بود.
بر روی ديوارهای معبد آجرهايی به خط ميخی مشاهده می‌شود که همگی دارای متنی يکسان هستند و بيانگر نام پادشاه و هدف او از ساخت اين معبد است: «من اونتاش، پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش هستم. پس از آن که مصالح ساختمانی را به دست آوردم، من در اين‌جا شهر اونتاش و حريم مقدس را برپا نمودم و آن را در يک ديوار خارجی و يک ديوار داخلی محصور کردم. من معبد بلندی ساختم که شبيه آن‌چه شاهان پيش ساخته‌اند نبود و آن را به خدای اينشوشينک مقدس وقف کردم. باشد که ساختمان و زحمت من موقوفه ايشان شود و لطف و عدل اينشنوشينک در اين‌جا برقرار بماند.»
بناها و مستحدثات واقع در این محوطه به شرح زیر است:
1- حصار درونی: ذیگورات، معبد نَپیرشَ، معبدکی ری ریشَ، معبد ایشنی کاراب، معبد اینشو شیناک، معابد چهارگوش.
2- حصار میانی: پی نیکیر، معبد ایم و شالا، معبد شیموت و نین الی، معبد نپراتپ، معابد هیش میتیک و روهوراتیر، دروازه شمال شرقی حصار میانی، دروازه جنوب شرقی حصار میانی، دروازه جنوب غربی حصار میانی، برج نورکیپرات، خانه های مسکونی.
3- حصار بیرونی: مخزن آب، کاخ آرامگاه، کاخ، دروازه جنوب شرقی حصار بیرونی (دروازه شاهی)، معبد نوسکو.

تاريخچه
چغازَنبیل نیایشگاهی باستانی و بخش باقی مانده از شهر دوراونتاش است که در زمان ایلامی‌ها ساخته شده است. این نیایشگاه توسط ‌ال (اونتَش نپیرشَ) پادشاه بزرگ ایلام در قرن 13 پیش از میلاد، ساخته شده است و به خدایان اینشوشینَک (خدای حامی شوش) و نپیرشَ (خدای بزرگ) اهدا شده است.
زیگورات در زبان عیلامی به معنای نیایشگاه است. چغازنبیل واژه‌ای محلی به معنای زنبیل واژگون است و نام باستانی این بنا به شمار نمی‌آید. بلندی معبد در زمان ساخت، 52 متر و 5 طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن 25 متر است و تنها 2 طبقه و نیم از آن باقی مانده است. همچنین این مکان نزد باستانشناسان به دور اونتاش معروف است که به معنای شهر اونتاش است.

سابقه فعاليت‌هاي پايگاه (مرمت، حفاري، معماري و شهرسازي)
در سال ١٩٣٥ ميلادی هنگامی که شرکت نفت ايران و انگليس در حوالی رود دز به حفاری‌های نفتی مشغول بود، يکی از کارمندان نيوزيلندی شرکت به نام «براون» متوجه مجموعه‌ی عظيمی شبيه تپه شد که در مکانی مرتفع قرار گرفته بود. او از آن مجموعه که در زير خاک مدفون بود آجری کتيبه‌دار پيدا کرد. در همان زمان يک گروه باستان‌شناس در فاصله‌ی ٣٥ کيلومتری در شوش به کاوش‌های باستان‌شناسی مشغول بود. براون آن آجر را نزد گروه برد تا شايد از راز آن تپه پرده بگشايند. اين‌گونه بود که حفاری‌های نفتی، نام زيگورات چغازنبيل را در اذهان زنده کرد. بعدها کاوش‌های باستان‌شناسی بين سال‌های ١٩٥١ تا ١٩٦٢ ميلا‌دی توسط رومن گيرشمن (Roman Girshman) باستان‌شناس فرانسوی انجام شد که اطلاعات مفيدی را در مورد چغازنبيل بيرون کشيد.
پس از تشکیل پایگاه و در بدو شروع پروژه، ضمن بررسي مشکلات و نيازمندي‌هاي محوطه، برنامه‌يي در قالب 33 مورد پژوهشي ـ اجرايي با هدف حفاظت بهتر از محوطه، تدوين گرديد . نمودار پيشرفت کار مرتبا در پايان هر فصل تهيه و از سوي مديران و مجريان ملي و بين‌المللي مورد ارزيابي قرار مي‌گرفت. همچنين ضمن انجام پروژه، برنامه‌ريزي تخصصي‌تر مطالعات در گروه‌هاي مختلف کاري، از سوي کارشناسان هر بخش ارايه و طبق برنامه‌ زمان‌بندي شده اجرا گرديده است. لذا از همکاري کارشناسان مختلفي در حوزه‌هاي دانشي: حفاظت و مرمت، شيمي، فيزيک، باستان‌شناسي، معماري، مترجمي زبان انگليسي، عمران، نقشه برداري، زمين‌شناسي، کامپيوتر، اب‌شناسي، محيط زيست، هواشناسي، مردم‌شناسي، تاريخ، کتابداري، خاک‌شناسي، مکانيک خاک، کاني‌شناسي، زبان‌شناسي، مستندنگاري، ماکت‌سازي، عکاسي، فيلم‌سازي بهره گرفته شده است. در حال حاضر در کنار اين پژوهش‌ها يک تيم مستندنگار به صورت مداوم در انجام مستندنگاري‌هاي محوطه همکاري دارند. ثبت و ضبط دقيق وضعيت موجود ذيقورات و بقاياي معماري مجموعه و همچنين رفتارسنجي (مونيتورينگ) مداوم محوطه از جمله مهمترين وظايف اين گروه مي‌باشد. استفاده از نيروهاي فعال دانشجويي با اهداف اموزشي در زمينه‌هاي مختلف، به صورت محقق و يا کاراموز از ديگر اهداف پروژه بوده که بدان دست يافته است.