پنجشنبه ، 06 شهريور 1393  |  English
معرفی استان آذربایجان غربی
جاذبه ها
آداب و رسوم
مشاهیر
صنایع دستی
سوغات
خدمات گردشگری
کمينه
 

 


گالری تصاویر


 
 

استان آذربايجان غربي با احتساب درياچه اروميه حدود 43660 كيلومتر مربع مساحت دارد. اين استان كه در شمال غرب ايران واقع شده 2/65 درصد از مساحت كل كشور را تشكيل مي‌دهد.
استان آذربايجان غربي از طرف شمال و شمال شرق با جمهوري آذربايجان و ارمنستان، از غرب با كشورهاي تركيه و عراق، از جنوب با استان كردستان و از شرق با استان آذربايجان شرقي و زنجان همسايه است. بر اساس آخرين آمار تقسيمات كشوري اين استان داراي 12 شهرستان، 28بخش، 14 شهر، 103 دهستان و 3227 آبادي داراي سكنه مي‌باشد و مركز آن شهر تاريخي اروميه است. شهرستان‌های این استان شامل ارومیه، اشنویه، بوکان، پیرانشهر، تکاب، خوی، سردشت، سلماس، ماکو، مهاباد، میاندوآب، نقده، چالدران و شاهین‌دژ می باشد.
  شهرستان اروميه
شهرستان اروميه در ناحيه مركزي استان با جمعيت 871204 نفر، به مركزيت شهر اروميه، مركزاستان آذربايجان غربي مي باشد كه قدمت آن به 2000 سال ق.م مي رسد. اين شهر در جلگه وسيع و سرسبزي واقع شده كه انواع درختان كهنسال، باغ هاي انگور، سيب، مزارع زيبا و چمنزار هاي سبز و خرم و بوستانهاي باصفا آن را در بر گرفته اند. به عقيده بعضي از مورخان، اروميه محل تولد زرتشت پيغمبر بوده است.
  شهرستان تكاب
شهرستان تكاب در ناحيه جنوب شرقي استان با جمعيت 82274 نفر، به مركزيت شهر تكاب و در فاصله 307 كيلومتري از مركز استان قرار دارد.
اشنویه نقده پیرانشهر خوی
چالدران سردشت سلماس شاهین دژ
ماکو مهاباد میاندوآب بوکان
 پایگاه الکترونیکی اداره کل میراث استان آذربایجان غربی

 

 
استان آذربایجان غربی به علت قرار گرفتن در عرض جغرافیایی نسبتا بالا و وجود کوههای بلند در آن، استانی سردسیر است. دمای هوای این استان در تابستان معمولا از 40 درجه سانتی گراد تجاوز نمی کند و در زمستان گاهی به 30- درجه نیز می رسد آب و هوای این استان در زمستان بسیار سرد وبارش برف سنگین است. شهرستان سردشت در جنوب استان آذربایجان غربی (با بیش از 900 میلی متر بارش سالیانه) و شهرستان خوی در شمال این استان (با حدود 240 میلی لیتر) به ترتیب بیشترین و کمترین میزان بارش سالیانه را دارند. وجود چشمه های آب معدنی و بارندگی زیاد، از دیگر ویژگی های آب و هوایی این منطقه است.

این استان يكي از مناطق كوهستاني كشور است و توپوگرافي متنوع و گسترده‌اي دارد. بر اساس ساختار طبيعي استان، اكوسيستم‌هاي ويژه‌اي از تركيب گياهان در سطوح مختلف پوشش گياهي در اشكورهاي مختلف توپوگرافي به وجود آمده است كه اهم آن‌ها به شكل جنگل‌ها و مراتع خودنمايي ميكنند. اين استان عمدتاً تحت تاثير جريان هواي مرطوب اقيانوس اطلس و درياي مديترانه است، ولي در برخي از ماه‌هاي زمستان، توده هواي سردي از اطراف شمال، هواي مديترانه‌اي آن را متاثر كرده و موجب كاهش قابل توجه دما مي‌شود.

 

 

 

نام آذربایجان که امروزه بر این سرزمین داده شده است، دارای یک پیش زمینه غنی و با اصالت می باشد. مورد توافق اکثر پژوهشگران معتبر جهان است که این نام برگرفته از نام یک فرماندار (ساتراپ، خشثرپات) مادی تبار به دوران شاهنشاهی ایران هخامنشی است. نام این فرماندار را مورخان یونانی به صورت "آترپاتس" گزارش داده‌اند. سلسله حکومت های ماد زروانگرا (انشعابی از آیین زرتشتی)، هخامنشیان و ساسانیان و نیز وجود آتشکده‌ بزرگ آذرگشنسپ، همگی دلالت بر این مساله می‌کنند که منطقه‌ آذرپادگان یک سرزمین مقدس آریایی-زرتشتی بوده است. وجود منطقه مسکونی و کهن "تپه‌ حسن‌لو" با پیشینه 3200 پ.م، و یا یافتن خانه‌هایی از عصر نوسنگی (هزاره 6 تا 4 پ.م)، همگی مصداق وجود انسان بکرنشین و شهری‌گرا (متمدن) در این منطقه است. اگر بخواهیم به شکل و خصلت واقعی این سرزمین برخورد کنیم، (چنانکه پس از کیانیان این مورد بحث گردد)، عظمت واقعی خطه‌ی آذربایجان با حکومت "مادها" آغاز می‌شود. اسناد ثبت شده توسط هرودوت حاکی از آن است که منطقه‌ آذرپادگان در حد فاصل فرمانروایی "فرورتیش" (سده هفتم پیش از میلاد) تا زمامداری "آشتاهاک" (سده ششم پیش از میلاد) زیر پادشاهی و نیز اسکان مردمان ماد قرار داشت. سپس حکومت پارسیان هخامنشی و در پی آن پارتیان و ساسانیان بر سر کار می‌آیند که در تمامی آن‌ها این سرزمین جایگاه نشیمن مردمان ایرانی تبار است. تا اینجا مشاهده شد که به جز گروه های ماد، پارت و پارس و همچنین اورارتویی، کیمری و سکایی، گروه دیگری در منطقه مورد بحث حضور نداشته است. اما به دنبال فروپاشی شاهنشاهی با شکوه ساسانی به‌دست اعراب، پس از هزار و دویست سال دروازه‌های قفقاز و نیز مناطق خاوری و شمال خاوری ایران به‌دست تیره‌های زردپوست باز شد. تیره‌هایی که مدت‌ها مغلوب دو ارتش ایرانیان پارتی و ساسانی شده بودند، (نظیر شکست ارتش چین از مرزبانان اشکانی و شکست های پیاپی هون‌ها و هپتال‌ها از ارتش ساسانی) به‌راحتی توانستند از این منطقه وارد سرزمین های فلات ایران و به دنبال آن آسیای باختری شوند. در حد فاصل سده های 9 تا 11 میلادی، گروه‌های "هون"، "خزر"، "بلغار"، "سابیر" و "ترک" توانستند از دروازه‌های آسیای میانه و قفقاز وارد ایران گردند. هر چند که در آثار مورخینی چون طبری، اشاراتی مبنی بر یورش ترکان در سده های چهارم و پنجم میلادی به منطقه آذرپادگان وجود دارد، ولی در برابر، اسناد دیگری نیز موجود است که همگی دال بر مقاومت و قلع و قمع مهاجمین شمال توسط سواره نظام ساسانی می‌باشند. چنان که می‌دانیم "ابن ندیم" در کتاب الفهرست خود، تبار مردمان آذرپادگان را مادی دانسته و "استرابو" و دیگر مورخان نظیر "مقدسی"، "مسعودی"، "یعقوبی"، "تبری" و "خوارزمی" زبان مردمان مذکور را تا آن زمان پارسی و پهلوی (و بنابراین نه ترکی) ثبت کرده اند.

 
 
در آذربایجان غربی زبان های ترکی و آذری و کردی، زبان های اصلی را تشکیل می دهند و اقلیتها به زبان های آشوری و ارمنی و کلیمی تکلم می نمایند.

 زبان ترکی آذری
ریشه این زبان مربوط به مادهاست که در اثر گذشت زمان تحت تاثیر زبان های فارسی، عربی و ترکی قرار گرفته است. زبان مادی که از ریشه زبانهای هند و اروپایی بوده است، پیش از اسلام تغییر چندانی نیافته بود، ولی تکامل و تحول پیدا کرده بود،  پس از ظهور اسلام تحت تأثیر زبان عربی و فارسی قرار گرفته است. از اوایل قرن سوم هجری، کم کم پای امرای ترک آسیای مرکزی به آذربایجان باز شده و از قرن پنجم هجری هجوم و مهاجرت تیره های مختلف ترک به این سامان آغاز گردید. در نتیجه اختلاط زبان ترکی آسیای مرکزی با فارسی آذری، زبان ترکی آذری پدید آمده است. کسانی هم بودند ریشه زبان آذری باستانی را فارسی و هند و اروپایی نمی دانند، مانند خطیب تبریزی، ناصر خسرو، حکیم نظامی، یاقوت حموی و مسعودی.

 زبان کردی
1000 سال پیش از میلاد مسیح، آریایی ها به زبان اوستایی تکلم می کرده اند که پدر تمام زبان های مادی، پارسی و هندی بوده است، زبان کردی هم از ریشه های زبان اوستایی است.

 

 

 
نژاد
با توجه به مطالعات باستان‌شناسي و تاريخ، سابقه سكونت در اين نقطه از ايران زمين به هزاره‌ نهم ق.م باز مي‌گردد. در هزاره‌هاي دوم و سوم ق.م حكومت‌هايي در اين سرزمين شكل گرفت كه هنوز آثاري از آن‌ها در تپه‌هاي باستاني وجود دارد. بعدها با ورود اقوام آريايي و اختلاط آن‌ها، اين نژادها در هم آميختند. پس از اسلام نيز اقوام ديگري از جمله تركان و مغولان در اين سرزمين سكني گزيدند و با مردمان آن درآميختند.
مذهب
بيشتر مردم آذربايجان غربي مسلمان و شيعه اثني‌عشري هستند. مذهب تشيع در اروميه و شهرهاي شمالي اين استان و تسنن در نواحي جنوبي آن متداول است. همچنين ساير اقليت‌هاي مذهبي از جمله ارامنه و آسوريان نيز از پيش از اسلام در اين منطقه زندگي مي‌كنند. درحال حاضر عده‌اي از برادران و خواهران كليمي مذهب نيز در آذربايجان غربي ساكن هستند.

 

 

 

 
موزه اروميه
موزه اروميه در خيابان بهشتی اين شهر قرار دارد. اين موزه در سال 1346 ش. بنا شد  و دارای يك سالن بزرگ مخصوص اشيای باستاني و تاريخي دوره‌های مختلف تاريخي و سالني كوچك است كه به موزه مردم‌شناسي اختصاص دارد.
ـ بخش ما قبل تاريخ: در اين بخش اشياي مربوط به دوره ما قبل تاريخ كه در حفاري‌هاي تپه‌هاي اسماعيل‌آباد، املش گيلان، حسنلوي نقده، سيلك كاشان، دينوخواه و عمارلو به دست آمده و شامل اشياي سفالي خام، پخته و مفرغي است، در معرض نمايش عموم قرار دارد.
بخش تاريخی لرستان: اشيای تاريخی اين بخش كه در منطقه لرستان كشف شده است،  اكثراً مفرغ و برنز و بيشتر وسايل جنگ و آلات فلزی ديگر و اشيای سفالی است و مربوط به هزاره اول ق.م است.
بخش تاريخی: اشيای اين بخش شامل اشيای مربوط به قبل از اسلام است. اين اشياء بيشتر سفالين وفلزی است و مربوط به نواحي شوش، ديلمان، خوردين، نوروز محله، ری،  رودبار، گری، رحمت‌آباد، سياهكل، عمارلو و نهاوند است.
بخش سكه‌ها: اين بخش شامل سكه‌هايی از دوره‌های قبل از اسلام و حكومت‌های قبل از اسلام در ايران و نيز سكه‌هايی از ادوار اسلامي امويان، عباسيان، آل بويه، سلاجقه، اتابكان، مغول، تيموريان، آل جلاير، آق قويونلو، صفويه و زنديه است.
 بخش اسلامي: اكثر اشيای موزه‌ای اروميه متعلق به دوره‌هاي اسلامي و نشان‌دهنده تمدن اسلام و شيوع دين مبين اسلام در اين خطه و تاثير آن در ساخت و پرداخت ظروف و اشيای فلزی است. اشيای اين بخش ظروف بی‌نهايت ظريفی با خطوط كوفی يا آياتی از قرآن مجيد و همچنين سرعلم‌های ايام سوگواري، نوشته‌های كوفی و عربی و آياتی از كتاب مقدس آسمانی اسلامی هستند و از مناطق مختلف كشور جمع‌آوری شده‌اند.
بخش مردم‌شناسي: در بخش مردم شناسي موزه اروميه لباس‌ها و وسايل مربوط به قرون گذشته، اشيای مسی، برنجی، شيشه‌ای، پارچه‌ای، سفالين و تخته‌ای و همچنين مجسمه‌هايی از اقوام و عشيره‌های مختلف كشور با لباس‌های محلی به نمايش گذاشته شده است.
بخش هنرهای‌ تزيينی: در اين بخش اشيای بسيار جالبی چون خط نوشته‌ها و آياتی از قرآن مجيد به خط نسخ و نستعليق و تابلو و مينياتور و مرقع و قلم‌دان‌هايی از قرون سيزدهم  و چهاردهم  هـ.ق به نمايش گذارده شده است.
موزه تاريخ طبيعی اروميه
اين موزه از دو طبقه تشكيل شده است. در طبقه اول آن نمونه‌هايی از پستانداران، زيستگاه‌های مختلف استان و ديگر نقاط كشور به نمايش گذاشته شده است و در طبقه دوم پرندگان تاكسيدرمی‌ شده قرار دارند.
موزه خوی
موزه خوی در خيابان شريعتی، در كنار كتابخانه عمومی شهر قرار دارد. اين موزه در سال 1348 ش تأسيس شد و شامل واحد اداری با دو سالن نمايش است.
اين موزه آثاری متعلق به ادوار پيش از تاريخ، دوره تاريخی و اشيايی مربوط به هنرهای ملی و تزيينی را  به نمايش مي‌گذارد. همچنين برخي از اشيای اين موزه از موزه ايران باستان به اين موزه آورده شده است. بخش ديگر اين موزه تحت عنوان مكشوفه است و شامل اشيايی است كه به هنگام عبور قاچاق از مرز بازرگان ضبط شده‌اند.
موزه نقده
تپه باستانی حسنلو  يكی از مراكز تمدني مهم ايران در هزاره‌های نخستين ق.م به شمار مي‌رود. امروزه كمتر موزه‌ای در ايران است كه اشيايی از اين تپه را در خود به يادگار نداشته باشد. از اين رو موزه نقده در سال 1378 ش. در داخل شهر نقده افتتاح شد. اين موزه آثار تاريخی و باستانی تپه حسنلو را در بر مي‌گيرد.
 موزه مياندوآب
اين موزه در سال 1347 ش تأسيس شد و  داراي هشت بخش است؛ آثار برنزی و مفرغی مربوط به دوره پيش از تاريخ، آثار سفال و مفرغ مربوط به دوره اسلامي، انواع سكه‌ها، آثار مفرغ و برنز و سفال‌های مربوط به لرستان، آثار هنرهای تزيينی، آثار مربوط به هنرهای ملی، آثار مردم‌شناسی، آثار مرمر، سفال، شيشه ، عقيق، سنگ لاجورد و مفرغ.
كاخ موزه ماكو
كاخ موزه ماكو در دو كيلومتری جاده ماكو ـ بازرگان و در روستای «باغچه‌جوق» قرار دارد. در جوار اين روستا و بر دامنه كوه مرتفعی در داخل باغ نسبتاً بزرگی، ساختمان مجلل و تاريخي قصر سردار ماكو، از آثار باارزش  و منحصر به فرد شمال غرب كشور، قرار دارد.
 موزه ديگری به نام موزه رشكان در كنار درياچه اروميه با گونه‌های جانوری از نقاط ديدنی ديگر شهر اروميه است.