Login    ..:: معرفي استان » مشخصات عمومي استان::..  Thursday, September 02, 2010  
 Search
معرفي استان Minimize
 
                               آب و هوايي

                         
نام مركز استان شهركرد

ارتفاع از سطح استان(متر)

9/2048
ميانگين هواي تير ماه 7/23
ميانگين هواي بهمن ماه -5/1
ميزان بارش ساليانه (ميلي متر) 375

 
                               آب و هوايي

                         
نام مركز استان شهركرد

ارتفاع از سطح استان(متر)

9/2048
ميانگين هواي تير ماه 7/23
ميانگين هواي بهمن ماه -5/1
ميزان بارش ساليانه (ميلي متر) 375


فرهنگ و هنر Minimize

جغرافياي اقتصادي Minimize

پيشينه تاريخي Minimize
استان چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينهاش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين آثار تمدن كهن ايرانی است . حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است . از تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست. از جمله حاكمان اين منطقه میتوان از شخصی به نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود، به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند . اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك ( لرستان فعلی ) و لر بزرگ ( بختياری و كهگيلويه و بوير احمد ) تقسيم می شد ، حكومت داشتند . حكومت سرزمين لر بزرگ با « بدر » بود تا اين كه بعدها اتابكان فضلوئيه قريب به 300 سال بر بختياری حكومت كردند . در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه ( اتابك تكله) ، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند ، اما اين پيروزی دوام چندانی نداشت . از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است . در زمان صفويه يكی از تيرههای بختياری موسوم به « آستريك » كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است به رياست شخصی به نام « تاجمير » و با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت میكرد . در همين زمان بختياری ها به دو بخش « هفت لنگ » و « چهارلنگ » كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است ، تفكيك شدند.
پس از دودمان تاجمير شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد . در زمان همين شخص تونل معروف به « كاركنان » يا « شاه عباس » در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند. پس از فوت مير جهانگيرخان برادر وی « مير خليل خان » از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين « دوركی » و « بختياروند » از طوايف عمده هفت لنگ ، گردن نهادند . از اواسط پادشاهی قاجار ، حسينقلی خان ( رئيس طايفه دوركی ) با شكست قطعی خوانين بختياروند ( بهداروند ) ، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را « ايلخان » و برادرانش را « ايل بيگی » ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود . بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی ، سازمان قبيله ايی و نظام ايلی منسجم كه الزاماً اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت ، در بيشتر حوادث و وقايع تاريخی ايران حضوری موثر و فعال داشتند كه برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود . سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار ، دروازه هند را به روی لشكريان نادر گشودند . علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی ، ‌خود نيز مدعی سلطنت شد. محمد تقی خان چهار لنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و « قلعه تل » مقر خود را در منطقه مالمير به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد . در طول دوره حكومت سلسله های صفوی ، ‌افشار ، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد. به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران ، حتی نگهبانی از دربار قاجار را بر عهده داشتند. سران ايل بختياری در زمان حكومت قاجاراز قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند . حتی بعضی مواقع خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند. بختياري ها در طول تاريخ همواره در مناسبات سياسي ايران نقش مهم و تأثير گذاري را ايفا كرده اند. منطقه چهارمحال و بختياري در سال 1352 به عنوان يك استان مستقل درآمد و امروزه در برگيرنده شهرستان ها ، شهرها و روستاهاي متعددي است .
استان چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينهاش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين آثار تمدن كهن ايرانی است . حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است . از تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست. از جمله حاكمان اين منطقه میتوان از شخصی به نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود، به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند . اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك ( لرستان فعلی ) و لر بزرگ ( بختياری و كهگيلويه و بوير احمد ) تقسيم می شد ، حكومت داشتند . حكومت سرزمين لر بزرگ با « بدر » بود تا اين كه بعدها اتابكان فضلوئيه قريب به 300 سال بر بختياری حكومت كردند . در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه ( اتابك تكله) ، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند ، اما اين پيروزی دوام چندانی نداشت . از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است . در زمان صفويه يكی از تيرههای بختياری موسوم به « آستريك » كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است به رياست شخصی به نام « تاجمير » و با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت میكرد . در همين زمان بختياری ها به دو بخش « هفت لنگ » و « چهارلنگ » كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است ، تفكيك شدند.
پس از دودمان تاجمير شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد . در زمان همين شخص تونل معروف به « كاركنان » يا « شاه عباس » در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند. پس از فوت مير جهانگيرخان برادر وی « مير خليل خان » از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين « دوركی » و « بختياروند » از طوايف عمده هفت لنگ ، گردن نهادند . از اواسط پادشاهی قاجار ، حسينقلی خان ( رئيس طايفه دوركی ) با شكست قطعی خوانين بختياروند ( بهداروند ) ، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را « ايلخان » و برادرانش را « ايل بيگی » ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود . بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی ، سازمان قبيله ايی و نظام ايلی منسجم كه الزاماً اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت ، در بيشتر حوادث و وقايع تاريخی ايران حضوری موثر و فعال داشتند كه برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود . سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار ، دروازه هند را به روی لشكريان نادر گشودند . علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی ، ‌خود نيز مدعی سلطنت شد. محمد تقی خان چهار لنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و « قلعه تل » مقر خود را در منطقه مالمير به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد . در طول دوره حكومت سلسله های صفوی ، ‌افشار ، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد. به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران ، حتی نگهبانی از دربار قاجار را بر عهده داشتند. سران ايل بختياری در زمان حكومت قاجاراز قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند . حتی بعضی مواقع خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند. بختياري ها در طول تاريخ همواره در مناسبات سياسي ايران نقش مهم و تأثير گذاري را ايفا كرده اند. منطقه چهارمحال و بختياري در سال 1352 به عنوان يك استان مستقل درآمد و امروزه در برگيرنده شهرستان ها ، شهرها و روستاهاي متعددي است .

شهرستانهاي استان Minimize
استان چهارمحال و بختياری شش شهرستان دارد كه مشتمل بر شهر كرد ، بروجن ، لردگان ،فارسان ، كوهرنگ (چلگرد) و اردل است.
استان چهارمحال و بختياری شش شهرستان دارد كه مشتمل بر شهر كرد ، بروجن ، لردگان ،فارسان ، كوهرنگ (چلگرد) و اردل است.

نماي از استان Minimize
 
 
 
 

 کلیه حقوق اين پرتال به سازمان ميراث فرهنگي، صنایع دستی و گردشگري تعلق دارد.