ورود اعضا    ..:: مجموعه آثار » کتابخانه اختصاصی::..   جمعه ۱۳۸۹/۶/۱۹  
 جستجو
انتقادات و پیشنهادات Minimize




ارسال

 
کتابخانه اختصاصی Minimize

 

 

هنر افريقاي سياه
 
افريقاي سياه كه هنر سياهان در آن به اوج شكوفايي خود رسيده است، حاشيه غربي تا مركز قاره افريقا را در بر مي گيرد، در اين سرزمين گذشته اي با اساطير كهن و افسانه هاي جادويي وجود دارد كه بيانگر رابطه خدايان باقدرت مافوق طبيعي است، قدرتي كه همه از او ياري مي طلبند و خدايان ديگر با او درارتباط هستند. درواقع هنر افريقاي سياه كه از نظر يك افريقايي تنها بيان ‌گرايشهاي مشخصي و موقعيت هاي اجتماعي و سياسي و معتقدات و آيين هاي مذهبي است در اوايل قرن بيستم به وسيله اروپائيان به عنوان يك هنر شناخته شد و مورد مطالعه قرار گرفت در افريقا اعم از مذهبي و غيرمذهبي تحت تاثير گروه قومي، مليت، شرايط زندگي، آب و هوا و فرهنگ هر منطقه است و با اين عوامل ارتباط مستقيم دارد. بيان هنري يك افريقايي منسوب به هر قوم و طايفه اي كه باشد غالبا به صورت ماسك ها و مجسمه ها جلوه گر مي شود، در واقع ماسك و مجسمه را مي توان يكي از عناصر مهم زندگي افريقايي به شمار آورد. از ماسك ها و مجسمه ها در مراسم نيايش خدايان و تجليل نياكان، مراسم عزاداري، جشن هاي آئيني، مراسم تقديس و نيايش به مناسبت حاصلخيزي زمين يا باروري زن و نيز در مراسم غيرمذهبي استفاده مي‌شود. هنر سياهان مجموعه اي از نيروي تخيل، تصور، تنوع سبك ها و مظاهر زندگي اقوام اين سرزمين است، اين هنر بياني است مستقيم با امكانات ساده كه در آن انديشه و تخيل و غريزه‌هاي دروني سازنده با دريافت از الهامات ذهني و تبحر در شناخت فني به هم مي‌آميزد و قدرتي جادويي پديد مي‌آورد چون تجسم غريزه ها كه نمودار درون هر فرد سازنده است، در هنرهاي مذهبي يا غيرمذهبي با رشته هاي پنهاني او را در بر مي‌گيرد و ارتباط مستقيمي بين او و ساير افراد با اثر هنري به وجود مي آورد، درواقع هنر به معني خاص براي ارائه چنين تفكري در افريقاي سنتي مطرح نيست، بدين ترتيب ماسك، مجسمه نياكان و طلسم كه از علايم تمثيلي جادويي و مذهبي فراوان برخوردارند از طرف نيرويي مرموز و پنهاني براي ارتباط با ماوراء الطبيعه پشتيباني مي‌شوند.
در افريقا هنر با مذهب و زندگي عجين است، هنر بر سنت هاي خانواده و مذهب استوار است و راز هر هنري به خانواده‌اي تعلق دارد كه از پدر به پسر منتقل مي شود، نقاش، پيكرتراش، خواننده و رقصنده افريقايي به وجود نيروي حياتي ايمان دارد و هنرش درخدمت اعتقاداتش است. آثار هنري نيز قدرت خود را از اعتقاد به جادو به دست مي‌آورند، مجسمه يك شاخ گاو در درون خود تمام نيروي گاو را حفظ مي‌كند، يك جانور دريايي و يا پيكره مي تواند باران ساز باشد، پيچ و خم پيكره مار خاطره صاعقه را برمي‌انگيزد. هنرمند افريقايي منبع الهام خود را در طبيعت مي‌جويد، ولي آن را رونويس نمي‌كند، آن را به ما منتقل مي كند. اثر او فقط يك حامل است. ساختن يك اثر هنري حفظ كردن نيروي حياتي در كالبد ملموس يك ماسك و يا يك مجسمه است كه در هنگام لزوم از طريق رقص و يا دعا و ذكر ديگربار شكوفا و رها خواهد شد.
هنر افريقايي كاربردي است، جمعي است و نه فردي، در نتيجه معناي يك اثر هنري بسيار بيش از آن چيزي است كه به ظاهر به چشم مي‌خورد. شيء سمبول است. ساختن مجسمه و ماسك دو هنر رايج هستند، مهمترين تفاوت ميان مجسمه ها و ماسك ها در آن است كه مجسمه در جريان مراسم و مناسك بيحركت مي ماند، در حاليكه ماسك ها با حركات خود در مراسم شركت مي كنند. استعمال ماسك در همه مناطق يكسان نيست و شكل آن و سبك حركتش در رابطه با وضع اقليمي و آداب اجتماعي متفاوت است، افرادي كه در كنار درياها زندگي مي كنند و تحت تاثير مسيحيت قرار گرفته اند، كمتر از ماسك استفاده مي كنند. ولي منطقه جنگل با افق بسته و آواهاي رعب انگيز محل مناسبي براي بهره بردن از ماسك است. ماسك ها جاي خود را به مجسمه ها مي دهند و بعضي از آنها فقط در مراسم مذهبي خانوادگي مورد استفاده قرار مي گيرند، به تدريج كه از ساحل به سوي شمال مي رويم و به سرزمين هاي اسلامي نزديك مي شويم قلمرو ماسك ها نيز به پايان مي رسد. مجسمه ها غالباً چهره نياكان را نشان مي دهند و قرباني دريافت مي كنند، ولي مجسمه حيوانات نيز بسيار است. ريتم و حركت مايه اصلي هنر افريقا است، اين ريتم در حركت انسان و در نتيجه فقط در رقص متجلي نيست بلكه از طريق خطوط، رنگ‌ها، سطح‌ها و حجم ها در معماري و پيكرتراشي و نگارگري و نيز از طريق قافيه و وزن در شعر احساس مي‌شود. كانون اصلي هنرهاي تجسمي سياه در مركز و جنوب غربي افريقاست و چوب و سنگ و گاه فلزات گوناگون و خصوصا طلا وسيله اصلي آفرينشن است، كانون هنري غرب افريقا از شمال به سرزمين هاي اسلامي و از سوي جنوب تا شط زئير و كمي فراتر از آن پيش مي‌رود به زبان ديگر نيمدايره‌اي است كه از سنگال شروع مي شود و خليج گينه را دور مي زند و به سرزمين زئير مي‌رسد. اثري كه در كتابخانه اختصاصي از هنر افريقاي سياه وجود دارد، مربوط به كشور گينه است، گينه از كشورهاي افريقاي غربي است، اين كشور از نظر جغرافيايي به سه منطقه تقسيم مي‌شود. 1-گينه دريايي كه داراي آب و هواي گرم و مرطوب است.2-گينه مياني كه منطقه كوهستاني است.3-گينه عليا كه مجموعه‌اي است از چند فلات و رودخانه نيجر از مهمترين قبايل آن قبيله كيسي kissi و قبيله باگا Baga هستند. پايتخت گينه شهر كوناكري Conakry و زبان رسمي آن فرانسه است، تنوع جغرافيايي گينه در تاريخ آن نيز متجلي است، به همين دليل قبايلي چون سوسو Sou Sou و مالينكه Malinke. 1ز قرنها پيش در گينه مستقر شده اند، پرتغاليها در سال 1461 ميلادي سواحل گينه را كشف كردند و با اين كشف كار وحشتناك تجارت بردگان توسعه پيدا كرد، انگليسيها و فرانسويان مهاجمان بعدي بودند و در اواخر قرن نوزدهم مستعمره گينه فرانسه تشكيل شد، از اين جهت شهر كوناكري به بندر مهمي تبديل شد، سرانجام در سال 1958 گينه تنها كشور فرانسه زبان افريقا بود كه در همه پرسي سال 1958 به حكومت فرانسه جواب رد داد و بدينسان استقلال خود را اعلام كرد. نيمبا نام مجسمه اي است مربوط به كشور گينه از قبيله باگابوكه از مهمترين قبايل اين كشور مي‌باشد، نيمبا الهه باروري در مذهب پرستش باروري و توليد مثل است، جنس مجسمه از چوب رنگ شده به رنگ سياه مي باشد، اين اثر از نمايشگاه هنر افريقايي سياه كه در پاييز سال 1356 هجري شمسي در تهران برگزار شده بود به فرح پهلوي هديه شده و وي نيز آن را در كتابخانه اختصاصي‌اش به نمايش گذاشته است.

 

 

هنر افريقاي سياه
 
افريقاي سياه كه هنر سياهان در آن به اوج شكوفايي خود رسيده است، حاشيه غربي تا مركز قاره افريقا را در بر مي گيرد، در اين سرزمين گذشته اي با اساطير كهن و افسانه هاي جادويي وجود دارد كه بيانگر رابطه خدايان باقدرت مافوق طبيعي است، قدرتي كه همه از او ياري مي طلبند و خدايان ديگر با او درارتباط هستند. درواقع هنر افريقاي سياه كه از نظر يك افريقايي تنها بيان ‌گرايشهاي مشخصي و موقعيت هاي اجتماعي و سياسي و معتقدات و آيين هاي مذهبي است در اوايل قرن بيستم به وسيله اروپائيان به عنوان يك هنر شناخته شد و مورد مطالعه قرار گرفت در افريقا اعم از مذهبي و غيرمذهبي تحت تاثير گروه قومي، مليت، شرايط زندگي، آب و هوا و فرهنگ هر منطقه است و با اين عوامل ارتباط مستقيم دارد. بيان هنري يك افريقايي منسوب به هر قوم و طايفه اي كه باشد غالبا به صورت ماسك ها و مجسمه ها جلوه گر مي شود، در واقع ماسك و مجسمه را مي توان يكي از عناصر مهم زندگي افريقايي به شمار آورد. از ماسك ها و مجسمه ها در مراسم نيايش خدايان و تجليل نياكان، مراسم عزاداري، جشن هاي آئيني، مراسم تقديس و نيايش به مناسبت حاصلخيزي زمين يا باروري زن و نيز در مراسم غيرمذهبي استفاده مي‌شود. هنر سياهان مجموعه اي از نيروي تخيل، تصور، تنوع سبك ها و مظاهر زندگي اقوام اين سرزمين است، اين هنر بياني است مستقيم با امكانات ساده كه در آن انديشه و تخيل و غريزه‌هاي دروني سازنده با دريافت از الهامات ذهني و تبحر در شناخت فني به هم مي‌آميزد و قدرتي جادويي پديد مي‌آورد چون تجسم غريزه ها كه نمودار درون هر فرد سازنده است، در هنرهاي مذهبي يا غيرمذهبي با رشته هاي پنهاني او را در بر مي‌گيرد و ارتباط مستقيمي بين او و ساير افراد با اثر هنري به وجود مي آورد، درواقع هنر به معني خاص براي ارائه چنين تفكري در افريقاي سنتي مطرح نيست، بدين ترتيب ماسك، مجسمه نياكان و طلسم كه از علايم تمثيلي جادويي و مذهبي فراوان برخوردارند از طرف نيرويي مرموز و پنهاني براي ارتباط با ماوراء الطبيعه پشتيباني مي‌شوند.
در افريقا هنر با مذهب و زندگي عجين است، هنر بر سنت هاي خانواده و مذهب استوار است و راز هر هنري به خانواده‌اي تعلق دارد كه از پدر به پسر منتقل مي شود، نقاش، پيكرتراش، خواننده و رقصنده افريقايي به وجود نيروي حياتي ايمان دارد و هنرش درخدمت اعتقاداتش است. آثار هنري نيز قدرت خود را از اعتقاد به جادو به دست مي‌آورند، مجسمه يك شاخ گاو در درون خود تمام نيروي گاو را حفظ مي‌كند، يك جانور دريايي و يا پيكره مي تواند باران ساز باشد، پيچ و خم پيكره مار خاطره صاعقه را برمي‌انگيزد. هنرمند افريقايي منبع الهام خود را در طبيعت مي‌جويد، ولي آن را رونويس نمي‌كند، آن را به ما منتقل مي كند. اثر او فقط يك حامل است. ساختن يك اثر هنري حفظ كردن نيروي حياتي در كالبد ملموس يك ماسك و يا يك مجسمه است كه در هنگام لزوم از طريق رقص و يا دعا و ذكر ديگربار شكوفا و رها خواهد شد.
هنر افريقايي كاربردي است، جمعي است و نه فردي، در نتيجه معناي يك اثر هنري بسيار بيش از آن چيزي است كه به ظاهر به چشم مي‌خورد. شيء سمبول است. ساختن مجسمه و ماسك دو هنر رايج هستند، مهمترين تفاوت ميان مجسمه ها و ماسك ها در آن است كه مجسمه در جريان مراسم و مناسك بيحركت مي ماند، در حاليكه ماسك ها با حركات خود در مراسم شركت مي كنند. استعمال ماسك در همه مناطق يكسان نيست و شكل آن و سبك حركتش در رابطه با وضع اقليمي و آداب اجتماعي متفاوت است، افرادي كه در كنار درياها زندگي مي كنند و تحت تاثير مسيحيت قرار گرفته اند، كمتر از ماسك استفاده مي كنند. ولي منطقه جنگل با افق بسته و آواهاي رعب انگيز محل مناسبي براي بهره بردن از ماسك است. ماسك ها جاي خود را به مجسمه ها مي دهند و بعضي از آنها فقط در مراسم مذهبي خانوادگي مورد استفاده قرار مي گيرند، به تدريج كه از ساحل به سوي شمال مي رويم و به سرزمين هاي اسلامي نزديك مي شويم قلمرو ماسك ها نيز به پايان مي رسد. مجسمه ها غالباً چهره نياكان را نشان مي دهند و قرباني دريافت مي كنند، ولي مجسمه حيوانات نيز بسيار است. ريتم و حركت مايه اصلي هنر افريقا است، اين ريتم در حركت انسان و در نتيجه فقط در رقص متجلي نيست بلكه از طريق خطوط، رنگ‌ها، سطح‌ها و حجم ها در معماري و پيكرتراشي و نگارگري و نيز از طريق قافيه و وزن در شعر احساس مي‌شود. كانون اصلي هنرهاي تجسمي سياه در مركز و جنوب غربي افريقاست و چوب و سنگ و گاه فلزات گوناگون و خصوصا طلا وسيله اصلي آفرينشن است، كانون هنري غرب افريقا از شمال به سرزمين هاي اسلامي و از سوي جنوب تا شط زئير و كمي فراتر از آن پيش مي‌رود به زبان ديگر نيمدايره‌اي است كه از سنگال شروع مي شود و خليج گينه را دور مي زند و به سرزمين زئير مي‌رسد. اثري كه در كتابخانه اختصاصي از هنر افريقاي سياه وجود دارد، مربوط به كشور گينه است، گينه از كشورهاي افريقاي غربي است، اين كشور از نظر جغرافيايي به سه منطقه تقسيم مي‌شود. 1-گينه دريايي كه داراي آب و هواي گرم و مرطوب است.2-گينه مياني كه منطقه كوهستاني است.3-گينه عليا كه مجموعه‌اي است از چند فلات و رودخانه نيجر از مهمترين قبايل آن قبيله كيسي kissi و قبيله باگا Baga هستند. پايتخت گينه شهر كوناكري Conakry و زبان رسمي آن فرانسه است، تنوع جغرافيايي گينه در تاريخ آن نيز متجلي است، به همين دليل قبايلي چون سوسو Sou Sou و مالينكه Malinke. 1ز قرنها پيش در گينه مستقر شده اند، پرتغاليها در سال 1461 ميلادي سواحل گينه را كشف كردند و با اين كشف كار وحشتناك تجارت بردگان توسعه پيدا كرد، انگليسيها و فرانسويان مهاجمان بعدي بودند و در اواخر قرن نوزدهم مستعمره گينه فرانسه تشكيل شد، از اين جهت شهر كوناكري به بندر مهمي تبديل شد، سرانجام در سال 1958 گينه تنها كشور فرانسه زبان افريقا بود كه در همه پرسي سال 1958 به حكومت فرانسه جواب رد داد و بدينسان استقلال خود را اعلام كرد. نيمبا نام مجسمه اي است مربوط به كشور گينه از قبيله باگابوكه از مهمترين قبايل اين كشور مي‌باشد، نيمبا الهه باروري در مذهب پرستش باروري و توليد مثل است، جنس مجسمه از چوب رنگ شده به رنگ سياه مي باشد، اين اثر از نمايشگاه هنر افريقايي سياه كه در پاييز سال 1356 هجري شمسي در تهران برگزار شده بود به فرح پهلوي هديه شده و وي نيز آن را در كتابخانه اختصاصي‌اش به نمايش گذاشته است.
 کلیه حقوق اين پرتال به سازمان ميراث فرهنگي، صنایع دستی و گردشگري تعلق دارد.