معرفي پژوهشكده مردمشناسي
پيشينه
دولت ايران براي نخستين بار در ارديبهشت 1314 در بند هفتم اساسنامه فرهنگستان اول به امر مردمشناسي توجه كرد. در سال 1315فعاليتهاي اداره نوپاي مردمشناسي آغاز گرديد و در سال 1316 اساسنامه موسسه به تصويب شوراي عالي معارف رسيد و اندكي بعد هم به «بنگاه مردمشناسي» تغيير نام داد.محمدعلي فروغي، غلامرضا رشيد ياسمي، ويليام هازآلماني، مسعود كيهان، دكتر قاسم غني، دكتر شفق،نصرالله فلسفي، علي هانيبال و كوهي كرماني، كارگزاران، مشاوران علمي و كارشناسان آن بودند. مهمترين دستاوردهايبنگاه مردمشناسي در سالهاي 1315_1330 ، بنياد موزه مردمشناسي و گردآوري نزديك به 4 تا 5 هزار برگيادداشت مردم نگاري توسط دانشآموزان و آموزگاران بود كهبازماندههاي آنها تا به امروز حفظ شده است. در آغاز دهه 1330 با تشكيل اداره كل هنرهاي زيباي كشور در وزارت فرهنگ، به تدريج مطالعاتمردمشناسي از كار موزه مردمشناسي جدا شد و نخستين مجله تخصصي «مردمشناسي» در سالهاي 1335 _ 1338به همت علي هانيبال از سوي اين اداره كل منتشر شد. در سال 1337 دكتر صادقكيا «اداره فرهنگ عامه» را ساماني بخشيد و با گزينشو آموزش پژوهشگران جوان توانست در دهه 1340 مطالعات منظم و علمي مردمشناسي ايران دردو حوزه تاريخي و ميداني را عملي سازد. دستاورهاي پژوهشي اين دورانِ اداره فرهنگ عامه در «مجله هنر ومردم» و يا به صورت كتاب منتشر گرديد و يا در آرشيو مردمشناسي بايگاني شد. در سال 1352 سازمان اداري و علمي اداره فرهنگ عامه گسترش يافت و به عنوان «مركز مليپژوهشهاي مردمشناسي و فرهنگ عامه ايران» در درون وزارت فرهنگ و هنر به كار خود ادامه داد.مركز ياد شده تا سال 1357 در حال توسعه بود و توانست بهعنوان يك مركز علمي موردتوجه مراكز بينالمللي قرار بگيرد و در حوزههاي انسانشناسي زيستي، مردمشناسيتاريخي، مطالعات ميداني قومشناسي و مطالعات ايلات و عشاير ايران، مطالعه جامعه شهري و همكاري با پژوهشگران خارجي فعاليت عمدهاي داشته باشد. از مهمترين دستاوردهاي اين مركز ميتوان اعزام دانشجو به خارج كشور براي تحصيل در مردمشناسي،انتشار مجله تخصصي "مردمشناسي و فرهنگ عامه" نشر كتابها و مقالات تخصصي درباره مردمشناسي ايران و گردآوري اسناد و مواد پژوهشي فراواني از وضعيت فرهنگي نقاط مختلف كشور ياد كرد. پس ازانقلاب اسلامي و تحولات اداري پس از آن،به ويژه فروپاشي وزارت فرهنگوهنر، «مركز پژوهشهاي مردمشناسي و فرهنگ عامه» با نام «مركز مردمشناسي ايران» وابسته به وزارتخانههاي فرهنگ و آموزشعالي، سپس فرهنگ وارشاد اسلامي و سرانجام سازمان ميراث فرهنگي كشور، سازمان خود را حفظ كرد. تا اينكه در سال 1367قانون اساسنامه سازمان ميراث فرهنگي به تصويب مجلس رسيد و اندكي بعد در سال 1369 شوراي گسترش آموزشعالي با تبديل آن به پژوهشگاه موافقت خود را اعلام كرد و بدين ترتيب ميراث مردمشناسي ايران در «پژوهشكده مردمشناسي» تداوم يافت.
عمدهترين فعاليتهاي پژوهشكده مردمشناسي در دوره اخير به قرار زير بوده است :
1. همكاري با مركز آموزشعالي ميراث فرهنگي درجهت آموزش و تربيت نسل جديدي از پژوهشگران،به ويژه پژوهشگران بومي مناطق مختلف كشور در مركز آموزش عالي ميراث فرهنگي كه هماكنون در بدنه كارشناسي سازمان در حوزه مردمشناسي مشغول به كار هستند.
2. انتشار گاهنامهها و مجموعه مقالات مردم شناسي.
3. انتشاردهها جلد كتاب در حوزه مردمشناسي ايران و جهان.
4. انتشار نشريه و خبرنامه مردمشناسي.
5. برگزاري سمينارها و كارگاههاي آموزشي در زمينه مردمشناسي.
6. برگزاري دهها همايش ملي و بينالمللي در حوزه مردمشناسيايران.
7. انجام طرح بزرگ و ملي «مردمنگاري سرزمين» كه بيشتر حوزههايفرهنگي و شهرستاهاي كشور را مورد مطالعه قرار داده است و حاصل آن افزون بر 300 عنوان گزارش مردمنگارانه است كه در پژوهشكده مردمشناسي نگهداري ميشود.
گروههاي پژوهشي
وظايف و فعاليتهاي پژوهشكده مردمشناسي در قالب چهار گروه پژوهشي سازماندهي شد كه عبارت بودند از:
1 . گروه پژوهشي مردمشناسي آرماني- آئيني
2. گروه پژوهشي مردمشناسي اجتماعي
3. گروه پژوهشي مردمشناسي زيستمحيطي
4. گروه پژوهشي هنرهاي سنتي
اندكي بعد گروه پژوهشي «هنرهاي سنتي» از پژوهشكده مردمشناسي جدا شد و به عنوان يك پژوهشكدة مستقل آغاز به كار نمود. به اين ترتيب پژوهشكده مردمشناسي با سه گروه پژوهشي به شرح زير به فعاليت خود ادامه ميدهد:
1) گروه مردمشناسي اسطوره و آيين
اين گروه كه در آغاز «مردمشناسي آرماني-آييني» نام داشت، در سال 1385 به «اسطوره و آيين» تغيير نام داد و پژوهشهاي اسطورهشناسي و آييني را در زمينههايي همچون باورهاي مردم، اديان و مذاهب، مباني اعتقادي، اسطورهها، ادبيات شفاهي، مردمشناسي تاريخي، آيينها و مراسم مختلف ايران پيگرفت.
اين گروه پژوهشي تا كنون طرحهاي پژوهشي متعددي در سطح ملي و ناحيهاي و گروههاي آييني و قومي به مرحلة اجرا گذاشته و علاوه و بر انتشار عناوين متعددي مقاله و كتاب، طرحهاي پژوهشي زير را نيز انجام داده است:
1. مردمنگاري آيينهاي ايراني.
2. گردآوري و طبقه بندي صورتهاي آوازي ادبيات شفاهي.
3. دانشنامه مردمشناسي ايران.
4. طرح پژوهشي شعر اقوام ايراني (شامل گردآوري و انتشار اشعار برگزيده اقوام ايراني و ترجمه به فارسي و انگليسي).
5. دانشنامة اقوام ايراني (در دست تدوين).
6. تدوين و انتشار نمونههايي از قصههاي مردم ايران.
2) گروه مردمشناسي اجتماعي
اين گروه با هدف شناخت، معرفي و ثبت وضعيت اجتماعي- فرهنگي مردم حسب مناطق و ادوار تاريخي مختلف تشكيل شد و به پژوهش در زمينههايي چون نظام خويشاوندي، معيشت، خانواده، ارتباطات اجتماعي، ميراث معنوي، زندگي شهري، اقوام، فرهنگ عامه و زمينههاي مرتبط پرداخته است و در طول بيش از يك دهه فعاليت، طرحهايي در سطح ملي و شهرها و روستاهاي كشور اجرا نموده است كه از آن جمله عبارتند از:
1. تهيه اطلس پوشاك اقوام ايران زمين (در دست تهيه).
2. مردمنگاري جوامع شهري و روستايي و عشايري (طرح مردم نگاري سرزمين).
3. تاريخ مردمشناسي ايران.
3) گروه مردمشناسي زيست محيطي
اين گروه به پژوهش در زمينة روابط انسان با زيستبومهاي مربوطه ميپردازد و به مباحثي چون فنون و روشهاي بهرهبرداري انسان از محيط زيست طبيعي، فن آوريهاي سنتي و بومي ايران، قوم باستانشناسي و موارد مشابه توجه ميكند. اين گروه در طي بيش از يك دهه فعاليت پژوهشي علاوه بر اجرا و نظارت طرحهاي متعدد پژوهشي، چندين طرح ملي و تخصصي را نيز مديريت و اجرا نموده است كه از آن جمله عبارتند از:
1. طراحي و توليد اطلس ملي مردمنگاري (در دست كار).
2. تهيه اطلس بازيهاي ايران.
3. تهيه اطلس پزشكي مردمي(قوم، گياهدرماني).
4. تهيه اطلس فنآوريهاي بومي ايران.
5. تهيه فهرست و تدوين هزاران نمونه از مظاهر ميراث معنوي كشور.
معرفي پژوهشكده مردمشناسي
پيشينه
دولت ايران براي نخستين بار در ارديبهشت 1314 در بند هفتم اساسنامه فرهنگستان اول به امر مردمشناسي توجه كرد. در سال 1315فعاليتهاي اداره نوپاي مردمشناسي آغاز گرديد و در سال 1316 اساسنامه موسسه به تصويب شوراي عالي معارف رسيد و اندكي بعد هم به «بنگاه مردمشناسي» تغيير نام داد.محمدعلي فروغي، غلامرضا رشيد ياسمي، ويليام هازآلماني، مسعود كيهان، دكتر قاسم غني، دكتر شفق،نصرالله فلسفي، علي هانيبال و كوهي كرماني، كارگزاران، مشاوران علمي و كارشناسان آن بودند. مهمترين دستاوردهايبنگاه مردمشناسي در سالهاي 1315_1330 ، بنياد موزه مردمشناسي و گردآوري نزديك به 4 تا 5 هزار برگيادداشت مردم نگاري توسط دانشآموزان و آموزگاران بود كهبازماندههاي آنها تا به امروز حفظ شده است. در آغاز دهه 1330 با تشكيل اداره كل هنرهاي زيباي كشور در وزارت فرهنگ، به تدريج مطالعاتمردمشناسي از كار موزه مردمشناسي جدا شد و نخستين مجله تخصصي «مردمشناسي» در سالهاي 1335 _ 1338به همت علي هانيبال از سوي اين اداره كل منتشر شد. در سال 1337 دكتر صادقكيا «اداره فرهنگ عامه» را ساماني بخشيد و با گزينشو آموزش پژوهشگران جوان توانست در دهه 1340 مطالعات منظم و علمي مردمشناسي ايران دردو حوزه تاريخي و ميداني را عملي سازد. دستاورهاي پژوهشي اين دورانِ اداره فرهنگ عامه در «مجله هنر ومردم» و يا به صورت كتاب منتشر گرديد و يا در آرشيو مردمشناسي بايگاني شد. در سال 1352 سازمان اداري و علمي اداره فرهنگ عامه گسترش يافت و به عنوان «مركز مليپژوهشهاي مردمشناسي و فرهنگ عامه ايران» در درون وزارت فرهنگ و هنر به كار خود ادامه داد.مركز ياد شده تا سال 1357 در حال توسعه بود و توانست بهعنوان يك مركز علمي موردتوجه مراكز بينالمللي قرار بگيرد و در حوزههاي انسانشناسي زيستي، مردمشناسيتاريخي، مطالعات ميداني قومشناسي و مطالعات ايلات و عشاير ايران، مطالعه جامعه شهري و همكاري با پژوهشگران خارجي فعاليت عمدهاي داشته باشد. از مهمترين دستاوردهاي اين مركز ميتوان اعزام دانشجو به خارج كشور براي تحصيل در مردمشناسي،انتشار مجله تخصصي "مردمشناسي و فرهنگ عامه" نشر كتابها و مقالات تخصصي درباره مردمشناسي ايران و گردآوري اسناد و مواد پژوهشي فراواني از وضعيت فرهنگي نقاط مختلف كشور ياد كرد. پس ازانقلاب اسلامي و تحولات اداري پس از آن،به ويژه فروپاشي وزارت فرهنگوهنر، «مركز پژوهشهاي مردمشناسي و فرهنگ عامه» با نام «مركز مردمشناسي ايران» وابسته به وزارتخانههاي فرهنگ و آموزشعالي، سپس فرهنگ وارشاد اسلامي و سرانجام سازمان ميراث فرهنگي كشور، سازمان خود را حفظ كرد. تا اينكه در سال 1367قانون اساسنامه سازمان ميراث فرهنگي به تصويب مجلس رسيد و اندكي بعد در سال 1369 شوراي گسترش آموزشعالي با تبديل آن به پژوهشگاه موافقت خود را اعلام كرد و بدين ترتيب ميراث مردمشناسي ايران در «پژوهشكده مردمشناسي» تداوم يافت.
عمدهترين فعاليتهاي پژوهشكده مردمشناسي در دوره اخير به قرار زير بوده است :
1. همكاري با مركز آموزشعالي ميراث فرهنگي درجهت آموزش و تربيت نسل جديدي از پژوهشگران،به ويژه پژوهشگران بومي مناطق مختلف كشور در مركز آموزش عالي ميراث فرهنگي كه هماكنون در بدنه كارشناسي سازمان در حوزه مردمشناسي مشغول به كار هستند.
2. انتشار گاهنامهها و مجموعه مقالات مردم شناسي.
3. انتشاردهها جلد كتاب در حوزه مردمشناسي ايران و جهان.
4. انتشار نشريه و خبرنامه مردمشناسي.
5. برگزاري سمينارها و كارگاههاي آموزشي در زمينه مردمشناسي.
6. برگزاري دهها همايش ملي و بينالمللي در حوزه مردمشناسيايران.
7. انجام طرح بزرگ و ملي «مردمنگاري سرزمين» كه بيشتر حوزههايفرهنگي و شهرستاهاي كشور را مورد مطالعه قرار داده است و حاصل آن افزون بر 300 عنوان گزارش مردمنگارانه است كه در پژوهشكده مردمشناسي نگهداري ميشود.
گروههاي پژوهشي
وظايف و فعاليتهاي پژوهشكده مردمشناسي در قالب چهار گروه پژوهشي سازماندهي شد كه عبارت بودند از:
1 . گروه پژوهشي مردمشناسي آرماني- آئيني
2. گروه پژوهشي مردمشناسي اجتماعي
3. گروه پژوهشي مردمشناسي زيستمحيطي
4. گروه پژوهشي هنرهاي سنتي
اندكي بعد گروه پژوهشي «هنرهاي سنتي» از پژوهشكده مردمشناسي جدا شد و به عنوان يك پژوهشكدة مستقل آغاز به كار نمود. به اين ترتيب پژوهشكده مردمشناسي با سه گروه پژوهشي به شرح زير به فعاليت خود ادامه ميدهد:
1) گروه مردمشناسي اسطوره و آيين
اين گروه كه در آغاز «مردمشناسي آرماني-آييني» نام داشت، در سال 1385 به «اسطوره و آيين» تغيير نام داد و پژوهشهاي اسطورهشناسي و آييني را در زمينههايي همچون باورهاي مردم، اديان و مذاهب، مباني اعتقادي، اسطورهها، ادبيات شفاهي، مردمشناسي تاريخي، آيينها و مراسم مختلف ايران پيگرفت.
اين گروه پژوهشي تا كنون طرحهاي پژوهشي متعددي در سطح ملي و ناحيهاي و گروههاي آييني و قومي به مرحلة اجرا گذاشته و علاوه و بر انتشار عناوين متعددي مقاله و كتاب، طرحهاي پژوهشي زير را نيز انجام داده است:
1. مردمنگاري آيينهاي ايراني.
2. گردآوري و طبقه بندي صورتهاي آوازي ادبيات شفاهي.
3. دانشنامه مردمشناسي ايران.
4. طرح پژوهشي شعر اقوام ايراني (شامل گردآوري و انتشار اشعار برگزيده اقوام ايراني و ترجمه به فارسي و انگليسي).
5. دانشنامة اقوام ايراني (در دست تدوين).
6. تدوين و انتشار نمونههايي از قصههاي مردم ايران.
2) گروه مردمشناسي اجتماعي
اين گروه با هدف شناخت، معرفي و ثبت وضعيت اجتماعي- فرهنگي مردم حسب مناطق و ادوار تاريخي مختلف تشكيل شد و به پژوهش در زمينههايي چون نظام خويشاوندي، معيشت، خانواده، ارتباطات اجتماعي، ميراث معنوي، زندگي شهري، اقوام، فرهنگ عامه و زمينههاي مرتبط پرداخته است و در طول بيش از يك دهه فعاليت، طرحهايي در سطح ملي و شهرها و روستاهاي كشور اجرا نموده است كه از آن جمله عبارتند از:
1. تهيه اطلس پوشاك اقوام ايران زمين (در دست تهيه).
2. مردمنگاري جوامع شهري و روستايي و عشايري (طرح مردم نگاري سرزمين).
3. تاريخ مردمشناسي ايران.
3) گروه مردمشناسي زيست محيطي
اين گروه به پژوهش در زمينة روابط انسان با زيستبومهاي مربوطه ميپردازد و به مباحثي چون فنون و روشهاي بهرهبرداري انسان از محيط زيست طبيعي، فن آوريهاي سنتي و بومي ايران، قوم باستانشناسي و موارد مشابه توجه ميكند. اين گروه در طي بيش از يك دهه فعاليت پژوهشي علاوه بر اجرا و نظارت طرحهاي متعدد پژوهشي، چندين طرح ملي و تخصصي را نيز مديريت و اجرا نموده است كه از آن جمله عبارتند از:
1. طراحي و توليد اطلس ملي مردمنگاري (در دست كار).
2. تهيه اطلس بازيهاي ايران.
3. تهيه اطلس پزشكي مردمي(قوم، گياهدرماني).
4. تهيه اطلس فنآوريهاي بومي ايران.
5. تهيه فهرست و تدوين هزاران نمونه از مظاهر ميراث معنوي كشور.