Login    ..:: آیین های ایرانی » آیین های آبان ماه::..  Monday, September 06, 2010  
 Search
آیین های آبان ماه Minimize

 

 

آبان نام ماه هشتم از سال خورشيدي و نام روز دهم از هر ماه

 

در اوستا آپ (Ap) در پارسي‌باستان‌(Api) در پهلوي(Ap) و در فارسي آب گفته شده است. در اوستا بارها «آپ» به معني فرشته‌ نگهبان آب بكار رفته است و همه جا بصورت جمع آمده است. ايزد آبان موكل بر آهن است و تدبير امور و مصالح ماه آبان از آن اوست. به سبب آنكه « زو» يكي از پادشاهان ايران، در اين روز با افراسياب جنگ كرد و او را شكست داد، تعاقب نمود و از ملك خويش بيرون كرد؛ پارسيان اين روز را جشن مي‌گيرند؛ ديگر آنكه چون هشت سال در ايران باران نباريد مردم بسيار تلف شدند و بعضي به ملك ديگر رفتند. سرانجام در همين روز باران باريد؛ از اينرو فارسيان اين روز را جشن كنند. آفتاب در اين ماه در برج عقرب يا كژدم است.

مردم ايران از اين ماه با نام‌هاي گوناگوني ياد مي‌كنند؛ كردها « خه‌رزان» كه همان خزان است مي‌نامند و نام‌هاي ديگر آن ماه « خزلور» به معني برگ زرد و « باور» به معني ماهي كه در آن برگ‌ريزان مي‌شود، است. شكارچيان اين ماه را « كوييوار» به معناي زماني كه كبك به نواحي گرمسير كوچ مي‌كند. در ايلام
«مانگ اول زمستان» در دماوند «هر ماه» در منطقه گيلان « كيرما»، « خري‌ما» و در كومش
«نواحي شرقي و مركزي» ، « آون» ، « آونَه» مي‌نامند. 

 

چهارم آبان

_ جشن آبانگان: اين جشن در روز آبان از آبان ماه برابر روز دهم از سالنماي زرتشتيان (چهارم آبان كنوني) برگزار مي‌شد. در اين روز زرتشتيان همانند جشن خوردادگان لباس سفيد پوشيده،‌ پاكيزه به كنار جويبار‌ها و رودها مي‌رفتند و به نيايش و شادي مي‌پرداختند. آبان به معناي آب‌هاست و روايت‌هاي گوناگوني درباره دليل اين نام‌گذاري آمده، همچون جاري كردن آب در جوي‌هاي نوكنده به دستور زو پسر تهماسب، شكست افراسياب و باريدن باران پس از هفت سال خشك‌سالي و رسيدن خبر پيروزي فريدون بر ضحاك به همه كشور‌ها.

 

 

دوازده آبان

جشن تيرماه سيزه شو: سيزدهمين روز تير‌ماه طبري با عنوان جشن تيرماه سيزه‌شو در گاهشماري باستاني طبري است.

 

پانزدهم آبان

پاييزانه: اين مراسم در ميانه پاييز و درميان اهل حق كرمانشاه برگزار مي‌شود كه به خواندن دعا و طبخ خروس به تعداد پسران خانواده اختصاص دارد.

 

بيست‌وپنجم آبان

كوسه بر‌نشين: نام جشني است كه پارسيان كهن در اورمزد روز برپا كرده‌اند و يكي از روزهاي طرب و شادي بوده است. در روزگار ساسانيان آغاز بهار به دليل در نظر نگرفتن كبيسه، با اول آذرماه مصادف بود، از اين‌رو مراسم سنتي «بهار جشن» را در آغاز آذر‌ماه كه هم‌زمان با بهار بود انجام مي‌دادند. يكي از اين مراسم كه شهرتي بسيار داشت و همانند جشن‌هاي كارناوالي بوده «كوسه بر‌نشين» نام دارد. ابوريحان بيروني شرح اين مراسم را چنين آورده است كه نخستين روز (اورمزد) از آذرماه ( برابر با 25 آبان تقويم كنوني) _
 يا نخستين روز بهار _ مردي كوسه (بي‌ريش) با شمايل عجيب و غريب را بر خري مي‌نشاندند كه به دستي كلاغ داشت و به دستي بادبزن و خود را مرتب باد مي‌زد. او براي جلوگيري از نفوذ سرما با روغن‌هاي گرم كننده ويژه‌اي خود را چرب كرده و خوراك و آشاميدني‌هاي گرم كننده مي‌خورد؛ مردم به اين كوسه ژنده‌پوش كه اشعاري در وصفِ بدرود با زمستان و سرما مي‌خواند مي‌خنديدند و آب و برفابه به سوي او پرتاپ مي‌كردند.

شمار فراواني از مردم كوچه و بازار و نيز برخي مأموران حكومتي به دنبال او بودند و او مجاز بود كه از هر خانه و دكاني يك درم سيم يا يك دينار بگيرد. اگر كسي از پرداختن اين وجه سر باز مي‌زد مرد كوسه مي‌توانست از ظرف مركب سياه يا گِل سرخ رنگي كه همراه داشت، خانه او را نشان كند و گاه به لودگي فرمان تاراج او را مي‌داد. بخشي از اين پول كه از آغاز مراسم تا ميانه روز به دست مي‌آمد سهم حاكم و درآمد ميانه روز تا پايان مراسم به هنگام غروب سهم كوسه و همراهان او بود.

مردم از ترس حكومت و مسخرگي و لودگي كوسه و نيز از بيم آلوده شدن لباس و جامه معمولاً اين پول را پرداخت مي‌كردند.

پس از غروب آفتاب كوسه بايد مي‌گريخت و پنهان مي‌شد، وگرنه مردم مجاز به ضرب و شتم او بودند و كسي نيز مانع آنها نمي‌شد. شمس‌الدين صوفي دمشقي نيز به اين مراسم اشاره دارد، با اين تفاوت كه در توصيف او كوسه برگاوي مي‌نشيند و زمان مراسم نيز هفت روز است. اين جشن به جشن‌هاي بابلي «ساكئا» و « زگموگ» شباهت فراواني دارد.

در جشن «ساكئا» شاه مقام خود را به يك محكوم به مرگ تعويض مي‌كرد؛ مرد محكوم به جامه شاهانه درمي‌آمد، برتخت مي‌نشست و فرمان مي‌داد و پادشاه چون ديگر رعايا در بين مردم مي‌ماند. پس از يك روز فرمانروايي( كه معمولاً با فرامين طنز و مزاح همراه بود) او را اعدام مي‌كردند و شاه دوباره بر تخت مي‌نشست. در كتاب « گوژپشت نتردام»، ويكتورهوگو به كارناوالي در پاريس اشاره مي‌كند كه به اين مراسم شباهت فراواني دارد.

در روزگار ما، با توجه به اينكه بهار در جاي خود در اعتدال ربيعي، مراسمي در برخي مناطق ايران انجام مي‌شود كه شباهت‌هايي به كوسه‌برنشين دارد همچون مراسم «حاجي‌فيروز» ، «پيربابو» و «عروس گولي» اما آنچه پيداست اين است كه امروزه در اين مراسم تنها عنصر نمايشي باقي مانده و جنبه‌هاي آييني خود را كاملاً از دست داده است. حال آنكه در مراسم « كوسه‌گردي» و «كوسه گلين» كه هنوز در برخي مناطق قم و استان مركزي توسط شبانان برگزار مي‌شود، نشانه‌هايي از اعتقادات و باورهاي اساطيري براي طلب باران ديده مي‌شود.

در عجايب المخلوقات طوسي آمده است كه « در اين روز لؤلؤ از دريا برآرند و گويند كه در اين روز باري تعالي حكم به سعادت و شقاوت هركس معلوم كرده است. هر كه در اين روز پيش از آن كه سخن گويد
 «سفرجل» (بِه) تناول كند و ترنج ببويد در تمامي سال مسعود باشد ( گاهشماري جشن‌هاي ايران باستان، هاشم رضي، انتشارات بهجت، 1380).

منبع : ايران‌نگار (گاهشمار جامع تاريخي، فرهنگي، هنري، طبيعي)، زير نظر مهران غلامي به كوشش رضا دبير‌نژاد و ديگران، تهران، گنجينه نقش جهان.     

درباره مناسبت های روز آبانگان در باور های عامه هنوز آثار در خواست باران، شفای زنان و نیاز خواهی نازیان از آناهیتا بر جای مانده است.(شیخ فرشچی، 1382:72)

     گروه مردم‌شناسي اجتماعي

    گردآورندگان: زهرا سادات احمدی زاده ، صديقه فاتح، روزيتا انواري، فاطمه پولادي

 

 

آبان نام ماه هشتم از سال خورشيدي و نام روز دهم از هر ماه

 

در اوستا آپ (Ap) در پارسي‌باستان‌(Api) در پهلوي(Ap) و در فارسي آب گفته شده است. در اوستا بارها «آپ» به معني فرشته‌ نگهبان آب بكار رفته است و همه جا بصورت جمع آمده است. ايزد آبان موكل بر آهن است و تدبير امور و مصالح ماه آبان از آن اوست. به سبب آنكه « زو» يكي از پادشاهان ايران، در اين روز با افراسياب جنگ كرد و او را شكست داد، تعاقب نمود و از ملك خويش بيرون كرد؛ پارسيان اين روز را جشن مي‌گيرند؛ ديگر آنكه چون هشت سال در ايران باران نباريد مردم بسيار تلف شدند و بعضي به ملك ديگر رفتند. سرانجام در همين روز باران باريد؛ از اينرو فارسيان اين روز را جشن كنند. آفتاب در اين ماه در برج عقرب يا كژدم است.

مردم ايران از اين ماه با نام‌هاي گوناگوني ياد مي‌كنند؛ كردها « خه‌رزان» كه همان خزان است مي‌نامند و نام‌هاي ديگر آن ماه « خزلور» به معني برگ زرد و « باور» به معني ماهي كه در آن برگ‌ريزان مي‌شود، است. شكارچيان اين ماه را « كوييوار» به معناي زماني كه كبك به نواحي گرمسير كوچ مي‌كند. در ايلام
«مانگ اول زمستان» در دماوند «هر ماه» در منطقه گيلان « كيرما»، « خري‌ما» و در كومش
«نواحي شرقي و مركزي» ، « آون» ، « آونَه» مي‌نامند. 

 

چهارم آبان

_ جشن آبانگان: اين جشن در روز آبان از آبان ماه برابر روز دهم از سالنماي زرتشتيان (چهارم آبان كنوني) برگزار مي‌شد. در اين روز زرتشتيان همانند جشن خوردادگان لباس سفيد پوشيده،‌ پاكيزه به كنار جويبار‌ها و رودها مي‌رفتند و به نيايش و شادي مي‌پرداختند. آبان به معناي آب‌هاست و روايت‌هاي گوناگوني درباره دليل اين نام‌گذاري آمده، همچون جاري كردن آب در جوي‌هاي نوكنده به دستور زو پسر تهماسب، شكست افراسياب و باريدن باران پس از هفت سال خشك‌سالي و رسيدن خبر پيروزي فريدون بر ضحاك به همه كشور‌ها.

 

 

دوازده آبان

جشن تيرماه سيزه شو: سيزدهمين روز تير‌ماه طبري با عنوان جشن تيرماه سيزه‌شو در گاهشماري باستاني طبري است.

 

پانزدهم آبان

پاييزانه: اين مراسم در ميانه پاييز و درميان اهل حق كرمانشاه برگزار مي‌شود كه به خواندن دعا و طبخ خروس به تعداد پسران خانواده اختصاص دارد.

 

بيست‌وپنجم آبان

كوسه بر‌نشين: نام جشني است كه پارسيان كهن در اورمزد روز برپا كرده‌اند و يكي از روزهاي طرب و شادي بوده است. در روزگار ساسانيان آغاز بهار به دليل در نظر نگرفتن كبيسه، با اول آذرماه مصادف بود، از اين‌رو مراسم سنتي «بهار جشن» را در آغاز آذر‌ماه كه هم‌زمان با بهار بود انجام مي‌دادند. يكي از اين مراسم كه شهرتي بسيار داشت و همانند جشن‌هاي كارناوالي بوده «كوسه بر‌نشين» نام دارد. ابوريحان بيروني شرح اين مراسم را چنين آورده است كه نخستين روز (اورمزد) از آذرماه ( برابر با 25 آبان تقويم كنوني) _
 يا نخستين روز بهار _ مردي كوسه (بي‌ريش) با شمايل عجيب و غريب را بر خري مي‌نشاندند كه به دستي كلاغ داشت و به دستي بادبزن و خود را مرتب باد مي‌زد. او براي جلوگيري از نفوذ سرما با روغن‌هاي گرم كننده ويژه‌اي خود را چرب كرده و خوراك و آشاميدني‌هاي گرم كننده مي‌خورد؛ مردم به اين كوسه ژنده‌پوش كه اشعاري در وصفِ بدرود با زمستان و سرما مي‌خواند مي‌خنديدند و آب و برفابه به سوي او پرتاپ مي‌كردند.

شمار فراواني از مردم كوچه و بازار و نيز برخي مأموران حكومتي به دنبال او بودند و او مجاز بود كه از هر خانه و دكاني يك درم سيم يا يك دينار بگيرد. اگر كسي از پرداختن اين وجه سر باز مي‌زد مرد كوسه مي‌توانست از ظرف مركب سياه يا گِل سرخ رنگي كه همراه داشت، خانه او را نشان كند و گاه به لودگي فرمان تاراج او را مي‌داد. بخشي از اين پول كه از آغاز مراسم تا ميانه روز به دست مي‌آمد سهم حاكم و درآمد ميانه روز تا پايان مراسم به هنگام غروب سهم كوسه و همراهان او بود.

مردم از ترس حكومت و مسخرگي و لودگي كوسه و نيز از بيم آلوده شدن لباس و جامه معمولاً اين پول را پرداخت مي‌كردند.

پس از غروب آفتاب كوسه بايد مي‌گريخت و پنهان مي‌شد، وگرنه مردم مجاز به ضرب و شتم او بودند و كسي نيز مانع آنها نمي‌شد. شمس‌الدين صوفي دمشقي نيز به اين مراسم اشاره دارد، با اين تفاوت كه در توصيف او كوسه برگاوي مي‌نشيند و زمان مراسم نيز هفت روز است. اين جشن به جشن‌هاي بابلي «ساكئا» و « زگموگ» شباهت فراواني دارد.

در جشن «ساكئا» شاه مقام خود را به يك محكوم به مرگ تعويض مي‌كرد؛ مرد محكوم به جامه شاهانه درمي‌آمد، برتخت مي‌نشست و فرمان مي‌داد و پادشاه چون ديگر رعايا در بين مردم مي‌ماند. پس از يك روز فرمانروايي( كه معمولاً با فرامين طنز و مزاح همراه بود) او را اعدام مي‌كردند و شاه دوباره بر تخت مي‌نشست. در كتاب « گوژپشت نتردام»، ويكتورهوگو به كارناوالي در پاريس اشاره مي‌كند كه به اين مراسم شباهت فراواني دارد.

در روزگار ما، با توجه به اينكه بهار در جاي خود در اعتدال ربيعي، مراسمي در برخي مناطق ايران انجام مي‌شود كه شباهت‌هايي به كوسه‌برنشين دارد همچون مراسم «حاجي‌فيروز» ، «پيربابو» و «عروس گولي» اما آنچه پيداست اين است كه امروزه در اين مراسم تنها عنصر نمايشي باقي مانده و جنبه‌هاي آييني خود را كاملاً از دست داده است. حال آنكه در مراسم « كوسه‌گردي» و «كوسه گلين» كه هنوز در برخي مناطق قم و استان مركزي توسط شبانان برگزار مي‌شود، نشانه‌هايي از اعتقادات و باورهاي اساطيري براي طلب باران ديده مي‌شود.

در عجايب المخلوقات طوسي آمده است كه « در اين روز لؤلؤ از دريا برآرند و گويند كه در اين روز باري تعالي حكم به سعادت و شقاوت هركس معلوم كرده است. هر كه در اين روز پيش از آن كه سخن گويد
 «سفرجل» (بِه) تناول كند و ترنج ببويد در تمامي سال مسعود باشد ( گاهشماري جشن‌هاي ايران باستان، هاشم رضي، انتشارات بهجت، 1380).

منبع : ايران‌نگار (گاهشمار جامع تاريخي، فرهنگي، هنري، طبيعي)، زير نظر مهران غلامي به كوشش رضا دبير‌نژاد و ديگران، تهران، گنجينه نقش جهان.     

درباره مناسبت های روز آبانگان در باور های عامه هنوز آثار در خواست باران، شفای زنان و نیاز خواهی نازیان از آناهیتا بر جای مانده است.(شیخ فرشچی، 1382:72)

     گروه مردم‌شناسي اجتماعي

    گردآورندگان: زهرا سادات احمدی زاده ، صديقه فاتح، روزيتا انواري، فاطمه پولادي


 کلیه حقوق اين پرتال به سازمان ميراث فرهنگي، صنایع دستی و گردشگري تعلق دارد.